بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
عرض کردیم که زن بدون اذن شوهرش نمیتونه نذر کنه.
باید اذن بگیره و اگر نذر کنه بدون اذن شوهر، اون نذر واجب الادا نیست، واجب الوفا نیست.
اگرچه عرض کردیم این به معنای این نیست که نمیتونه تصرف در مالش بکنه.
چرا؟
میتونه تصرف بکنه اما نذرش واجب الادا و واجب الوفا نیست.
حالا بچه چطور؟
فرزند چه دختر، چه پسر میتونه بدون اذن پدر نذر کنه؟
فرمودن بله نذرش اشکالی نداره.
بچه بدون اذن پدر میتونه نذر کنه و ادا کنه.
خب روز بسیار مبارکیست.
تبریک میگیم خدمت شما و همهی دوستداران و شیفتگان این نظام که خون پاک هزاران هزار شهید پاش ریخته شد، چه در هشت سال دفاع مقدس، چه در هشت سال دفاع از حرم و به قول رهبر باید آماده باشیم که خرمشهرهایی در پیش داریم.
نکتهای رو عرض کنم که هم پیرامون نهضتای باشد، مرتبط باشد هم ما از بحثمون خارج نشیم که قلب مکنون بود.
یکی از چیزهایی که باعث میشه قلب انسان در کنانی قرار بگیره و حقایق رو نفهمد، گرفتار گوسالهی ر، زمان شدن است.
حالا این گوسالهی زمان یعنی چی؟
دقت بفرمایید که بر اثر فتنه سامری ایجاد شده و میشود.
اینو من یه مقدار باز کنم که گوساله چیه؟
عجل حالا به عربیش میشه عجل و سامری چیست.
ما اولا از امام صادق صلوات الله علیه حدیث داریم که [مکث] همه امتها فتنه دارن و همه امتها سامری دارن و عجل یا گوساله دارن، گوساله سامری دارن و البته هم امیرالمؤمنین، پیامبر اعظم و شهن اسلام، امام صادق، امام باقر به نوعی این سامری رو، سامری امت ما رو و اون عجل رو مشخص کردن که حالا روایتشو تقدیم میکنم.
در زمان حضرت موسی خب وقتی بحث سامری و گوساله و عجل یعنی گوساله میاد، ما ذهنمون میره سمت اون داستان قرآنی که حضرت، زمان حضرت موسی پیش اومد.
میدونید که وقتی رفت کوه طور و اینها، یه شخصی که سامری نام داشت اومد بر اثر اون عرض شود دلبستگی به دنیایی که داشت به مردم گفت، حالا داستانش مفصله وقت من ندارم.
برید تو تفاسیر ببینید ذیل آیات.
که این از مردم طلا و زرشون رو جمع کرد، بهشون وعده داد، طلاها رو گرفت، ذوب کرد، در هم ریخت و باهاش یک گوساله درست کرد.
گوسالهای که به طلا بود و به خاطر اینکه به بعض از اسرار آگاه بود، اینه که گاهی اوقات آدم میره یه آدمی که محذب نیست بعضی اسرار رو میفهمه سوء استفاده میکنه.
مثل بعضی دعانویسها مثلا.
از اثر حالا دو تا روایت داریم، پای رسول میگن.
این رسول رو بعضیا از حضرت موسی گرفتن بعضیا از حضرت جبرائیل.
بر خاک این اثر متبرک رو برداشت ریخت تو گلو گوساله و تأثر کرد صدای گاو قشنگ صدای گوساله در میومد انگار که زنده است.
مردم به سجده افتادند و گول خوردند و خلاصه فتنهای به پا شد که بعدها منجر به کشته شدن خیلیها شد.
همین قصه و خیلیها رو کشت.
حالا امام میفرماید، امام صادق صلوات الله علیه میفرماید شما هم گوساله دارید هم سامری دارید.
حالا من توی [اه] سیما دیدم الحمد لله سخنرانهای خوب ما مثل آقای حالا عرض شود پناهیان و دیگران بحث سامری رو به خوبی بیان کردن.
اما اون گوساله رو من ندیدم کسی بگه در حالی که روایت درباره، در ارتباط با اونها داریم.
گوساله ما چیه؟
ز، امت ما، پیغمبر زمان ما، گوساله ما چیه؟
این روایت رو اول مقدمه قرار بدم که سندش هم میزان الحکمه آقای ریشهریه، کتاب خیلی خوبیست.
جلد یازده، صفحه صد و بیست و شش.
بنده دیروز این حدیث رو دیدم و درآوردم که پیغمبر فرمودند که «لکل امه عجل یعبدونه».
برای هر امتی عجلی است یعنی گوسالهایست که میفتن به پاش و عبادتش میکنند و عجل امتی.
اون گوساله امت من الدنانیر جمع دینار و دراهم و درهم است.
پول، طلا، سکه، دنیا، پول، همه ثروتهایی که انسان البته میدونید بعضیا فکرشون اشتباه نره.
اس-اسلام مخالف با [نفس عمیق] تجمیع ثروته، نه تولید ثروته.
اسلام میگه تولید ثروت کن، فقیر نباشی، فشار اقتصادی از رو دوشت برداشته بشه، از روی دوش دیگران هم مردانگی کن وردار.
اما نه انباشت ثروت.
اینا اشتباه نشه.
در هر حال دلبستن به دنوا، دنانیر به قول پیغمبر یا دراهم که الان بیچاره کرده، بیچاره کرده هر کس حتی کسایی که تو لباس دینن.
فاصله گرفتن از زهد، به سمت اشرافیگری رفتن و تجملات و شع و شع.
این مسابقهای، این سبقت که دارن از هم میگیرن متأسفانه حتی بین هم لباسیهای ما، مسابقه قدرت، مسابقه ثروت.
عجیب دیگه دارید میبینید دیگه همتون.
این همون گوساله است.
اینکه مثلا مجلسهای ما جرات نمیکنن جلوی مثلا خلافهای دولت رو بگیرن چرا؟
دستشون توی یه کاسه است دیگه.
مسابقه ثروت گذاشتن نمیتونن یعنی یکیشونو بخوان یک، به یکیشون گیر بدن.
یهو از اون طرف میبینی صد تا بیرون اومدن.
شت-صد تا شاخ بیرون اومد.
یعنی همشون گرفتار شدن.
گرفتار این گوساله شدن.
تعارفم ندارین.
اینطوری هم نیست که بگه لباس پیغمبر بشناسه برگرده.
نخیر اتفاقا بیشتر سراغ ماها میاد.
ماها، هیئتیها، ماها.
گرفتار شدن اینا.
گرفتار فتنه سامری شدن.
این حدیث رو دقت کنید از اصول کافی براتون دارم نقل میکنم.
مرحوم کلینی، جلد پنج، صفحه صد و بیست و چهار.
عجیب حدیثیست.
ان پیغمبر فرمود "ان اخوف ما اخاف على امتی من بعدی".
میخواید بگم به شما، پیغمبر داره میفرماید بیشتر از هر چیزی بر شما از چی نگرانم و ترسانم.
بیشتر از همه پیغمبر از سه چیز بر ما نگران بوده.
ها-- اول "هذه المكاسب الحرام".
کسب حرام که تا دلت بخواد الا ماشاءالله الان زیاده.
که بعضیا هم توجیهشو فشار اقتصادی میذارن.
میگن دیگه چارهای نداریم، چیکار کنیم.
دو فرمود "والشهوة الخفية".
عجیبه رو این برید کار کنین.
خیلی من بهش دقت کردم "والشهوة الخفية" یعنی چی؟
چرا میگه شهوت خفی، پنهان؟
نه میگه جلی.
شهوت خفی شاید به یک معنا همین فضاهای مجازی و اینترنت و ماهواره و اینها باشه.
توی موبایل خ-- پنهانه، خفیه، دیده نمیشه.
ولی به محض اینکه دریچهشو باز میکنی میبینی اوه، اوه، اوه!
چه دریای متلا-متلاطمی از فساد و شهوت خفی هم هست.
در خفاست، دیده نمیشه.
با خودت میتونی شهوتخانه، معذرت میخوام حمل کنی این ور اون ور در خفا.
هیچکس هم متوجه نیست.
ببین چقدر رمزی پیغمبر بیان کرده و ربا، ربا که دیگه تا دلتون بخواد.
اگرچه اون قانونی که به بانکها ابلاغ شده، سیاستهای بانک مرکزی این اسلامیه درسته اما رعایت نمیشه.
چون بانکها رعایت نمیکنن دیگه ربا متاسفانه همه جا رو...
حالا شما دقت کنید که این چقدر تو جامعه ما الان بروز پیدا کرده، ظهور پیدا کرده.
به نظر شما کسی که گرفتار این گوساله شده و سجده میکنه همه چیش شده پول، اصلاً هیچی دیگه حالیش نیست، آیا میتونه بفهمه حقایق رو؟
چنین کسی قطعاً قلبش در یک کنانی قرار میگیره.
همه چی رو با پول و دلار و سکه میسنجه.
اصلاً چنان چشمش کور میشه محاله حتی میبینی هیئتش هم چارت، این چرتکه ای میندازه برای هیئتش بر اساس پول میندازه که حالا اونور نریم درد دلمون باز نشه دیگه بچه هیئتی هستیم.
اما سامری چیه؟
این رو هم نکتهای عرض کنم البته الحمدلله هست کردم این چند روز سخنرانیهای خوب، صحبتهای جالبی کرد-کردم.
دو تا روایت براتون عرض کنم از دو تا کتاب خیلی مهم شیعه.
یکی امالی شیخ مفید، صفحه سی.
که میفرمود سامری امت پیغمبر، هم امیرالمؤمنین این رو بیان کردن، هم امام صادق دارن، هم پیغمبر فرمودن.
سامری امت پیغمبر فرمودن ابو موسی اشعریست.
حالا برید شما ابو موسی اشعری رو ببینید.
سامری زمان موسی یه شعار داشت.
شعارش چی بود؟
لا مساسه، لا مساسه.
حالا بعضیا میگن وسواسی شیطون-- شیطنتی گرفته بود.
شیطان درش وسواس ایجاد کرده بود.
گفت سمت من نیاید.
شما نجسید، برید.
بعضیا میگن نه، چهره زاهدها رو با خودش گرفته بود.
لا مساسه، منو مس نکنید.
سامری امت پیغمبر توی این حدیثی که الان سندشو براتون بیان کردم میفرمود این سامری ابو موسی اشعری بود.
شعارش لا قتال بود.
لا قتال، لا قتال.
یعنی جنگ نه، جنگ نه، سازش، صلح، آرامش.
جنگ چیه؟
برای چی بزنیم سر کله هم؟
ببین با این خط و خطوطهایی که ائمه هزار و چهارصد سال پیش تو کتابهای ما دادن، خیلی راحت میشه تشخیص داد الان سامری فعل حال ابو موساهای اشعری زمان ما کیان.
اینایی که دم از سازش میزنن.
اینایی-- میگه باباجان ببین چقدرم قشنگه.
کلماتو ببین، صلح، آرامش.
جنگ چیه؟
خونریزی و ب-- میگه باباجان که حمله شده به همه جای ما.
به اقتصاد ما، به فرهنگ ما حتی از جهت نظامی دور تا دور ما رو محاصره، همه جوره به ما حمله کردن.
به اعتقادات ما، به کیان ما، به ناموس ما.
بعد ما بگیم نه آقا جان سازش، چارهای جز سازش نداریم.
جنگ چیه؟
این کاملاً فکر ابو موسی اشعریه.
همینا، همون ابو موسی که میگفت جنگ نه، جنگ نه و تو اون مذاکره دست امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام رو بست.
همون منجر، همین دست مولا بسته شدن منجر به جنگهای داخلی بعدی یا بی-- و غیره شد.
چقدر خونها ریخته شد به خاطر همین یه شعار.
این فتنه ها بالاخره خونبها میخواد دیگه.
حدیث آخر رو هم تقدیم کنم خدمتتون که ببینید چقدر این قصه خون به دل امیرالمؤمنین کرده بود و الان این قصه فتنه و سامری و اجل و اینها چه خونی به دل امام عصر ما و جانشینش و ولی فقیه زمان و شما دلسوختگان ولایت کرده.
که امیر-- این امالی شیخ طوسیست.
اون قبلی شیخ مفید بود، این شیخ طوسی.
صفحه هفتصد و بیست و پنج.
"ان عبدالله بن معقل عن علی علیه الصلاة والسلام انه قنت في الصبح".
میگه امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلامی راوی میگه مولا وقتی تو قنوت قرار میگرفت، میفرmo-- تو قنوت نماز صبحش میگفت فل-- مخصوصاً میگه نماز صبح.
اینم نکتهایه.
شروع و آغاز یک ز، یک روز جدید رو مولا با قنوت نمازش که اوج و معراج نمازشه داره با چی شروع میکنه؟
فلعن.
اونایی که میگن قابل توجه اونایی که میگن همش صلح، آرامش، جنگ چیه، لعن چیه، مرگ چیه، این حرفا چیه؟
صبحش رو مولا با این شروع میکرده تو قنوت نماز.
"فلعن معاویه وعمر بن العاص وابا موسی" هم ابو موسی اشعری "وابا الاعور واصحابهم" و اصحابشون.
با لعن بر اینها مخصوصاً ابو موسی شروع میکرده.
چه خونی به دل امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام کردن.
حالا ما بگیم آقا این حرفا چیه؟
کی میرسه یک روزی شعار مرگ برها پاک بشه از اذهان مردم و جنگ فلان بشه.
تو خودت داری اسباب جنگ ایجاد میکنی با این شعار مسخره و لا قتال، لا قتال.
تو خودت ابو موسی اشعری زمانی.
تو خودت جلوی ولایت رو گرفتی و خون به دل ولایت و ولایتیها کردی.
امیدوارم که همین مقدار بصیرتی که بر اساس این روایات، حرفا، حرفای منم نبود و آیاتی که بیان کردیم در این قصه امروز ثوابش برسه به شهدا و اونها ما رو دعا کنن و خواهشا این صوت امروز رو تو همین فرصت کم بدید برسونید به دست هر کسی که هنوز در خصوص مسئله همین فتنه فعلی که در کشور ما بروز کرده در شک و تردید قرار داره که واقعاً شبیه خون فرهنگی هست، فتنه هست، نیست، اینا توهمه یا نه.
انشاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد