ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 009

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نذر زن و فرزند

پیشتر گفته شد زن بدون اذن شوهر نمی‌تواند نذر کند؛ باید اذن بگیرد. اگر بدون اذن نذر کند آن نذر واجب‌الأدا و واجب‌الوفا نیست. این به معنای آن نیست که نتواند در مالش تصرف کند؛ می‌تواند تصرف کند، اما نذرش واجب‌الأدا و واجب‌الوفا نیست. فرزند چه دختر و چه پسر چگونه است؟ فرموده‌اند نذرش اشکال ندارد؛ بچه بدون اذن پدر می‌تواند نذر کند و ادا نماید.

گوسالهٔ زمان؛ آنچه قلب را در کنان می‌نهد

روز بسیار مبارکی است برای دوستداران و شیفتگان این نظام که خون پاک هزاران هزار شهید بر آن پاشیده شده؛ چه در هشت سال دفاع مقدس، چه در هشت سال دفاع از حرم. به قول رهبر باید آماده باشیم که خرمشهرهایی در پیش داریم. نکته‌ای می‌آید که هم پیرامون نهضت باشد و هم از بحث قلب مکنون بیرون نرویم.

یکی از چیزهایی که باعث می‌شود قلب انسان در کنان قرار گیرد و حقایق را نفهمد، گرفتار گوسالهٔ زمان شدن است. این گوسالهٔ زمان چیست؟ بر اثر فتنهٔ سامری ایجاد شده و می‌شود. عجل به عربی همان گوساله است؛ سامری کیست. اولاً از امام صادق صلوات‌الله‌علیه حدیث داریم که همهٔ امت‌ها فتنه دارند و همهٔ امت‌ها سامری دارند و عجل یا گوسالهٔ سامری دارند. امیرالمؤمنین، پیامبر اعظم، امام صادق و امام باقر به نوعی این سامری امت ما و آن عجل را مشخص کرده‌اند؛ روایتش تقدیم می‌شود.

در زمان حضرت موسی وقتی سخن سامری و گوساله می‌آید ذهن به داستان قرآنی می‌رود. وقتی موسی به کوه طور رفت، شخصی به نام سامری از دلبستگی به دنیا به مردم گفت — داستان مفصل است و تفاسیر ذیل آیات را باید دید — طلا و زرشان را جمع کرد، وعده داد، ذوب کرد و در هم ریخت و گوساله‌ای زرین ساخت. چون به بعضی اسرار آگاه بود — و گاه آدمی که مهذب نیست بعضی اسرار را می‌فهمد و سوءاستفاده می‌کند؛ مانند برخی دعانویسان — از اثر پای رسول، که برخی از حضرت موسی و برخی از جبرئیل دانسته‌اند، خاک متبرک برداشت و در گلوی گوساله ریخت؛ تأثیر کرد و صدای گاو قشنگ درآمد چنان‌که زنده می‌نمود. مردم به سجده افتادند و فریب خوردند و فتنه‌ای به پا شد که بعدها به کشته شدن بسیار انجامید. همین قصه بسیاری را کشت.

امام صادق می‌فرماید شما هم گوساله دارید هم سامری دارید. در سیما سخنرانان خوب مانند آقای پناهیان و دیگران بحث سامری را به خوبی بیان کرده‌اند؛ اما آن گوساله کمتر گفته شده در حالی که روایت در ارتباط با آن داریم.

گوسالهٔ امت ما؛ دینار و درهم

گوسالهٔ امت پیامبر زمان ما چیست؟ این روایت مقدمه است؛ سندش میزان‌الحکمهٔ آقای ری‌شهری، کتابی خوب، جلد یازده، صفحهٔ صدوبیست‌وشش. دیروز این حدیث دیده و آورده شد که پیامبر فرمودند لکل امة عجل یعبدونه: برای هر امتی عجلی است — گوساله‌ای — که به پایش می‌افتند و عبادتش می‌کنند؛ و عجل امتی الدنانیر و الدراهم: گوسالهٔ امت من دینار و درهم است. پول، طلا، سکه، دنیا، همهٔ ثروت‌هایی که انسان به آن‌ها دل می‌بندد.

البته برخی فکرشان اشتباه نرود: اسلام مخالف تجمیع ثروت است نه تولید ثروت. می‌گوید تولید ثروت کن، فقیر نباش، فشار اقتصادی از روی دوشت برداشته شود، از روی دوش دیگران هم مردانگی کن و بردار؛ اما نه انباشت ثروت. این‌ها اشتباه نشود. در هر حال دلبستن به دنانیر به قول پیامبر یا دراهم امروز بیچاره کرده؛ بیچاره کرده هر کس را حتی کسانی را که در لباس دین‌اند. فاصله گرفتن از زهد، به‌سوی اشرافی‌گری رفتن و تجملات و شو و شع. این مسابقه، این سبقت که از هم می‌گیرند متأسفانه حتی میان هم‌لباسی‌ها: مسابقهٔ قدرت، مسابقهٔ ثروت. عجیب؛ همه می‌بینند. این همان گوساله است. اینکه مثلاً مجالس جرئت نمی‌کنند جلوی خلاف‌های دولت را بگیرند چرا؟ دستشان در یک کاسه است؛ مسابقهٔ ثروت گذاشته‌اند؛ نمی‌توانند به یکی گیر بدهند؛ ناگهان می‌بینی صد شاخ از آن سو بیرون آمده؛ یعنی همه گرفتار شده‌اند؛ گرفتار این گوساله. تعارف نداریم. این‌طور نیست که بگویی لباس پیامبر بپوشد برمی‌گردد؛ نخیر، اتفاقاً بیشتر سراغ ماها می‌آید — هیئتی‌ها. گرفتار شده‌اند؛ گرفتار فتنهٔ سامری.

سه بیم پیامبر: مکسب حرام، شهوت خفی، ربا

این حدیث را از اصول کافی نقل می‌کنیم؛ مرحوم کلینی، جلد پنج، صفحهٔ صدوبیست‌وچهار. حدیثی عجیب است. ان پیامبر فرمود ان اخوف ما اخاف علی امتی من بعدی: بیش از هر چیز بر شما از چه نگرانم و ترسانم. بیش از همه پیامبر از سه چیز بر ما نگران بوده. اول هذه المکاسب الحرام؛ کسب حرام که تا دل بخواهد امروز بسیار است و برخی توجیه‌ش را فشار اقتصادی می‌گذارند؛ می‌گویند چاره‌ای نداریم. دوم والشهوة الخفیة؛ بر این کار کنید. چرا می‌گوید شهوت خفی، پنهان؟ نه جلی. شهوت خفی شاید به یک معنا همین فضاهای مجازی و اینترنت و ماهواره باشد؛ در گوشی پنهان است، خفیه، دیده نمی‌شود؛ ولی به محض اینکه دریچه‌اش را باز کنی می‌بینی چه دریای متلاطمی از فساد و شهوت خفی؛ در خفاست، دیده نمی‌شود؛ با خود می‌توانی شهوتخانه — معذرت — این‌ور و آن‌ور در خفا حمل کنی؛ هیچ‌کس هم متوجه نیست. بنگر چقدر رمزی پیامبر بیان کرده. و ربا؛ ربا که تا دلتان بخواهد. اگرچه آن قانونی که به بانک‌ها ابلاغ شده و سیاست‌های بانک مرکزی اسلامی است درست، اما رعایت نمی‌شود؛ چون بانک‌ها رعایت نمی‌کنند ربا متأسفانه همه‌جا…

دقت کنید این چقدر در جامعهٔ ما بروز و ظهور یافته. به نظر شما کسی که گرفتار این گوساله شده و سجده می‌کند و همه چیزش پول شده، اصلاً هیچ چیز دیگر حالیش نیست، آیا می‌تواند حقایق را بفهمد؟ چنین کسی قطعاً قلبش در یک کنان قرار می‌گیرد. همه چیز را با پول و دلار و سکه می‌سنجد. اصلاً چنان چشمش کور می‌شود که محال است؛ حتی می‌بینی هیئتش را هم چرتکه‌ای می‌اندازد بر اساس پول. درد دل هیئتی‌ها را بیش از این نمی‌گشاییم.

سامری امت؛ ابوموسی اشعری

سامری چیست؟ دو روایت از دو کتاب خیلی مهم شیعه. یکی امالی شیخ مفید، صفحهٔ سی. می‌فرمود سامری امت پیامبر — هم امیرالمؤمنین این را بیان کرده‌اند، هم امام صادق دارند، هم پیامبر فرموده‌اند — ابو موسی اشعری است. شرح حال ابو موسی اشعری را بنگرید. سامری زمان موسی یک شعار داشت: لا مساسه، لا مساسه. برخی می‌گویند وسواس شیطانی گرفته بود؛ شیطان در او وسواس ایجاد کرده بود؛ گفت سمت من نیایید، شما نجسید، بروید. برخی می‌گویند نه؛ چهرهٔ زاهدان را به خود گرفته بود: لا مساسه، مرا مس نکنید.

سامری امت پیامبر در این حدیث که سندش بیان شد ابو موسی اشعری بود. شعارش لا قتال بود: لا قتال، لا قتال؛ یعنی جنگ نه، جنگ نه، سازش، صلح، آرامش. جنگ چیست؟ برای چه سر کلهٔ هم بزنیم؟ با این خط و خطوطی که ائمه هزار و چهارصد سال پیش در کتاب‌های ما داده‌اند خیلی راحت می‌توان تشخیص داد الان سامری فعلِ حال — ابو موسی‌های اشعری زمان ما — کیان: اینانی که دم از سازش می‌زنند. کلمات را بنگر: صلح، آرامش؛ جنگ چیست؟ خونریزی… می‌گوید باباجان که حمله شده به همه جای ما؛ به اقتصاد ما، به فرهنگ ما، حتی از جهت نظامی دور تا دور ما را محاصره کرده‌اند؛ همه‌جوره به ما حمله کرده‌اند؛ به اعتقادات ما، به کیان ما، به ناموس ما. بعد ما بگوییم نه آقا جان سازش، چاره‌ای جز سازش نداریم؛ جنگ چیست؟ این کاملاً فکر ابو موسی اشعری است. همان ابو موسی که می‌گفت جنگ نه و در آن مذاکره دست امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام را بست. همان منجر به جنگ‌های داخلی بعدی و غیره شد. چقدر خون‌ها ریخته شد به خاطر همین یک شعار. این فتنه‌ها بالاخره خونبها می‌خواهد.

لعن در قنوت صبح؛ خون به دل ولایت

حدیث آخر را تقدیم می‌کنیم تا بنگرید چقدر این قصه خون به دل امیرالمؤمنین کرده بود و الان این قصهٔ فتنه و سامری و عجل چه خونی به دل امام عصر ما و جانشینش و ولی فقیه زمان و دلسوختگان ولایت کرده. این امالی شیخ طوسی است؛ آن قبلی شیخ مفید بود، این شیخ طوسی، صفحهٔ هفتصدوبیست‌وپنج. ان عبدالله بن معقل عن علی علیه‌الصلاةوالسلام انه قنت فی الصبح. راوی می‌گوید مولا وقتی در قنوت قرار می‌گرفت — مخصوصاً می‌گوید نماز صبح؛ این هم نکته‌ای است — شروع و آغاز یک روز جدید را مولا با قنوت نمازش که اوج و معراج نماز است با چه شروع می‌کند؟ فلعن. آنانی که می‌گویند همه‌اش صلح، آرامش، جنگ چیست، لعن چیست، مرگ چیست، این حرف‌ها چیست — صبحش را مولا با این شروع می‌کرده در قنوت نماز: فلعن معاویه وعمر بن العاص وابا موسی — هم ابو موسی اشعری — وابا الاعور واصحابهم و اصحابشان. با لعن بر این‌ها مخصوصاً ابو موسی شروع می‌کرده. چه خونی به دل امیرالمؤمنین کردند.

حالا بگوییم آقا این حرف‌ها چیست؟ کی می‌رسد یک روزی شعار مرگ‌برها پاک شود از اذهان مردم و جنگ فلان شود؟ تو خودت داری اسباب جنگ ایجاد می‌کنی با این شعار مسخره و لا قتال، لا قتال. تو خودت ابو موسی اشعری زمانی. تو خودت جلوی ولایت را گرفته‌ای و خون به دل ولایت و ولایتی‌ها کرده‌ای.

امیدواریم همین مقدار بصیرتی که بر اساس این روایات — حرف‌های من نبود — و آیاتی که در این قصه بیان شد، ثوابش برسد به شهدا و آن‌ها ما را دعا کنند. خواهش است این صوت امروز را در همین فرصت کم برسانید به دست هر کسی که هنوز در خصوص مسئلهٔ همین فتنهٔ فعلی که در کشور ما بروز کرده در شک و تردید قرار دارد که واقعاً شبیه خون فرهنگی هست، فتنه هست، یا توهم است. إن‌شاءالله عاقبت ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.