ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نذر همهٔ پنج‌شنبه‌های عمر؛ وحدت قصد یا تعدد

در باب نذر و احکام آن، فتوای رهبر معظم انقلاب چنین است: اگر کسی نذر کرده باشد که همهٔ پنج‌شنبه‌های عمر خود را روزه بگیرد، باید دید قصد او از این نذر چگونه بسته شده است. گاه نذر به‌صورت یک وجود واحد بسته می‌شود؛ یعنی نذرکننده همهٔ پنج‌شنبه‌ها را یک مجموعهٔ به‌هم‌پیوسته می‌بیند و می‌خواهد حتی یک پنج‌شنبه نیز ترک نشود. در این فرض، اگر حتی یک پنج‌شنبه را نتواند روزه بگیرد، به مقصودی که در نذر داشته نرسیده است. چنین نیست که بگوید پنج‌شنبه‌های عمرم را روزه می‌گیرم و اگر روزی نتوانستم عیبی ندارد؛ اگر در ذهن او این سهل‌انگاری باشد، قصه فرق می‌کند.

اگر نذر آن باشد که همهٔ پنج‌شنبه‌ها بدون استثنا، به‌عنوان یک وجود واحد، روزه گرفته شود و حتی یک دانه نیز فوت نشود، و چنین کسی یک پنج‌شنبه را نتواند روزه بگیرد، نذر منحل می‌شود. دیگر لازم نیست به انجام باقیمانده بازگردد؛ کلاً نذر از میان می‌رود، چون قصدش تحقق همهٔ پنج‌شنبه‌ها بدون استثنا بوده است. البته کفارهٔ باطل‌شدن نذر روزه بر گردن او می‌آید — چنان‌که پیش‌تر گفته شد: پوشاندن لباس ده فقیر یا سیر کردن ده فقیر.

اگر اما نیت او این نباشد که همهٔ پنج‌شنبه‌ها بدون استثنا به‌عنوان یک وجود واحد روزه گرفته شود، بلکه مرادش آن باشد که پنج‌شنبه‌ها را روزه بگیرد — هرچند یکی یا دو تا فوت شود — حکم متفاوت است. در این صورت، برای هر پنج‌شنبه‌ای که روزه نگرفته، یک کفاره بر گردن می‌آید و نذر منحل نمی‌شود؛ تا پایان عمر بر ذمهٔ او باقی می‌ماند. ظرافت فقهیِ نذر در همین تمایز قصد است: وحدت وجودی مجموعه، یا تعدد روزهای مستقل.

قلب مکنون؛ پرده‌ای بر فهم حقایق

بحث اصلی دربارهٔ قلب مکنون است: قلبی که در کنان و پرده‌ای قرار گرفته و حقایق نظام هستی و اسرار عالم را درنمی‌یابد. انسان باید به حالات قلب خود توجه کند؛ به آن ودیعه‌ای که خدا در وجود او نهاده و لحظهٔ مرگ همان را بازمی‌ستاند. آن «منِ» حقیقی — شخص تو و شخص من، وجود تو و وجود من — همان قلب است. ماحصل آنچه از انسان باقی می‌ماند قلب اوست. ازاین‌رو سرتاسر قرآن، ایمان را بر عمل مقدم می‌دارد: «آمنوا» پیش از «عملوا» می‌آید. ایمان، بحث قلب است؛ دل‌دادگی است. دل به قدری مهم است که اگر کسی کوچک‌ترین بی‌طهارتی در این نظام هستی انجام دهد — چه فکری، چه عملی، چه لسانی — و هر یک از اعضا و جوارح کوچک‌ترین آلودگی را راه دهد، بر اساس قاعدهٔ «لا یمسّه إلا المطهّرون» از فهم حقایق نظام هستی بازمی‌ماند.

«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (سوره واقعه، آیه ۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز پاک‌شدگان آن را مس نمی‌کنند.

در جلسهٔ پیش گذشت که کسانی که کافر یا مشرک یا منافق بودند، یا کلاً دچار قلب مکنون شده بودند، به جایی رسیده بودند که چون پیامبر کلمهٔ توحید بر زبان می‌راند یا «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند قرائت می‌کرد، فاصله می‌گرفتند و با نفرت پشت می‌کردند.

روح توحید؛ ولایت

مسائلی پیرامون توحید نیز بیان شد که قدری سنگین و ثقیل بود؛ اما در دل توحید، بحث ولایت نیز وجود دارد. گفته‌اند: علیٌ حبّه ایمانٌ و بغضه کفرٌ. اصلاً روح توحید، ولایت است. به همین دلیل اگر کسی گرفتار قلب مکنون شود — قلبی که در کنان و پرده‌ای قرار گرفته و حقایق را نمی‌فهمد — قطعاً با ولایت زاویه می‌گیرد.

این قلب به غایت ظریف و لطیف است. اهل معرفت فرموده‌اند مظهر اسم «یا أعلی فی دنوّه و یا أدنی فی علوّه» است: خدا در عین آنکه بالاست، در دنو نیز هست؛ و در عین دنو، در علو نیز هست. «هو الأوّل والآخر والظاهر والباطن» — یک وجود واحد که تمام هستی را پر کرده است. در بحث اسم اعظم از رسالهٔ علامه حسن‌زاده نیز آمده بود: «الصمد الّذی لا جوف له»؛ هیچ جای خالی نیست، همه پر است. آن خدایی که همه جاست، در عین دسترس و قرب با قاف نزدیک، بعید نیز هست؛ و در عین بعد، قریب است. قلب انسان مظهر همان اسم است؛ یعنی راه قلبی، طریق سخت و دشوار است. این راه از مو باریک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است. به شدت دشوار است که انسان به حقیقت توحید برسد و به ولایت دست یابد؛ و این به لغلغهٔ زبان حاصل نمی‌شود.

سخن امیر پازواری؛ سر دادن در برابر چون‌وچرا

خدا امیر پازواری را رحمت کند. آن عارف بالله جمله‌ای عاشقانه و شعرهایی شگفت دارد. به مولای خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام عرض می‌کند: علی جان، اگر هم‌اکنون به من بگویی دستهٔ شمشیر را بر زمین بگذار و نوک تیز شمشیر را بر سینه و قلب چنان فشار ده که از پشت بیرون آید، بی‌چون‌وچرا و بلافاصله انجام می‌دهم؛ اما من به چون‌وچرا می‌افتم. نخستین چیزی که چون مولای من چنین سخن گوید بر زبان می‌آید این است: چرا؟ دلیلش چیست؟ حتی اگر بسیار مخلص و باصفا باشم، می‌گویم چه گناهی کرده‌ام که باید این کفاره را بدهم؟ اصلاً همین چون‌وچراها کار را دشوار کرده است.

غربال ولایت؛ یقین در برابر لغلغهٔ زبان

در قصهٔ اخیر — فتنهٔ بنزینی یا هر نامی که بر آن بگذارند — بسیاری متأسفانه از وادی ولایت سر خوردند. تا پیش از آن، سینهٔ چاک رهبری بودند و جان پای رهبر می‌دادند؛ اما به محض آنکه نتوانستند هضم کنند، لغزیدند. چرا چنین می‌شود؟ یکی می‌گوید سر می‌دهم تا سرورم را بیابم و دل می‌دهم تا دلبرم را پیدا کنم؛ دیگری تنها لغلغهٔ زبان دارد.

شهید حججی از گروه نخست است: برای رهبر نوشت که ما اینجاییم تا حرف شما زمین نماند؛ به یقین رسیده بود که شما به‌عنوان ولی‌فقیه زمان، جانشین امام عصر هستید؛ سپس به شهادت رسید و سر داد پای همان یقین. چون دل داده بود و مظهر آن اسم شده بود، همهٔ عالم را تکان داد و مظهر مقاومت شد؛ چنان‌که از نزدیک به بیست کشور جهان زائر دارد و از همهٔ شهرهای کشور، و یک آن قبر این شهید بی‌زائر نیست. یکی هم نه؛ تنها لغلغهٔ زبان است. کافی است جیبش خالی شود؛ کافی است به مشکلات مالی بیفتد و فشار اقتصادی که بر دوش همه است شدت گیرد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام از غربال سخن فرموده است و این غربال به شدت در حال انجام است. حضرت فرمود مانند آشی که نخودها بالا می‌روند و پایین می‌آیند و کفگیر به ته دیگ می‌خورد، شما نیز همین‌گونه بالا و پایین می‌شوید. در میان خویشانِ حقیر نیز کسانی بودند که مخالف سرسخت نظام و اسلام و انقلاب می‌نمودند؛ حرف‌ها حالشان نبود؛ بی‌حجاب محض بودند و خطاها و خلاف‌هایی از مشروب‌خوری تا کارهای دیگر داشتند. اکنون همان‌ها چادری و بسیجی شده‌اند و می‌گویند اگر آمریکا بخواهد با ما بجنگد، نخستین کسی که به جنگ می‌رود منم. از آن سو، کسانی که سینهٔ چاک ولایت بودند و دایهٔ ولایت و وسط گود، اکنون برگشته‌اند و می‌گویند بس که الکی سینه می‌زدیم.

این غربال بر اساس قلب صورت می‌گیرد. کوچک‌ترین بی‌طهارتی که بکنی از فهم می‌افتی؛ و چون حقایق را نفهمیدی، از یادت می‌رود که پیش روی امامت قدم کج کرده‌ای — و این چیز عجیبی نیست. امید آن است که عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.