د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸
دارای متن همگام
نذر همهٔ پنجشنبههای عمر؛ وحدت قصد یا تعدد
قلب مکنون13_ج247
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۰:۳۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## نذر همهٔ پنجشنبههای عمر؛ وحدت قصد یا تعدد
۰:۱۷
## قلب مکنون؛ پردهای بر فهم حقایق
۲:۴۹
## روح توحید؛ ولایت
۴:۲۹
## سخن امیر پازواری؛ سر دادن در برابر چونوچرا
۵:۱۷
## غربال ولایت؛ یقین در برابر لغلغهٔ زبان
۶:۰۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن
الرحیم. السلام علیک یا باقیم الله و باقی عایازه سلام علیکم و رحمة الله وبركاته.
در خصوص نذر و شهیدی که باید احکام رو بیان میکردیم.
امروز عرض میشود که
فتوای رهبر عزیرم و اگر کسی نذر کرده باشه به عنوان مثال همه پنج شنبههای عمرش رو نذر روزه بگیره.
نذرش این بوده که همه پنج شنبهها رو به صورت یک نذر واحد
روزه که اگر دقت کنید نکته رو ظرافت رو اگر یه دونه از این پنج شنبهها ترک شد دیگه
اون قصدی که در نذرش داشته ادا نمیشه.
این چنین نذر کرده همه پنج شنبهها رو به عنوان یک
وجود واحد روزه بگیره
که اگر چنین شد
چنین نذری کرد اگر یه دونه از این پنج شنبهها رو
روزه نتونست بگیره،
به اون مقصودی که خودش داشته نرسیده.
توجه کردید چی شد؟ اینطور نیست که حالا من
نذر میکنم پنج شنبههای عمرم رو ن-- روزه بگیرم.
حالا اگر یه وقت یه روز از این پنج شنبهها رو هم نتونستم عیبی نداره.
تو ذهنش اگه اینطوری باشه قصه فرق میکنه.
چطور فرق میکنه؟ دقت کنید
اگر نذرش اینه که همه پنج شنبهها رو
بدون استثناء روزه بگیره حتی یه دونهشم ترک نشه،
به عنوان یک وجود واحد
اگر چنین کسی یه پنج شنبهاش
نتونست روزه بگیره، روزهش منحل، اون نذرش منحل میشه.
دیگه نیاز نیست برگرده به انجام نذرش.
کلاً نذرش منحل میشه چون
قصدش این بود چی؟ تمام پنج شنبهها رو بدون استثناء
حتی یه دونهشم فوت نشه.
کلاً نذرش منحل میشه و البته کفاره
یک روز باطل شدن نذر روزهشو باید بده که قبلاً گفتیم یا ده تا فقیر رو
لباس بپوشونه یا ده تا فقیر رو سیر کنه.
اما اگر نیتش این نیست همه پنج شنبهها
بدون استثناء، حالا یکیشم نشد دو تاشم نشد اما کلاً پنج شنبهها رو روزه بگیره.
اگر نذرش اینه
هر پنج شنبهای که روزه نگرفت
بر اساس هر پنج شنبهای یک کفاره گردنش میاد و این نذرشم دیگه منحل نمیشه.
همیشه باید این نذرش گردنش هست تا آخر عمرش.
ظرافتو دقت کردید دیگه.
بحث ما قلب مکنون بود و قلبی که در کنانی قرار گرفته و حقایق
نظام هستی و اسرار عالم رو متوجه نمیشه.
به قدری قلب، به خودتون توجه کنید، به حالات قلبیتون،
به اون وديعهای که خدا در وجود من و تو قرار داده و قراره که لحظه مرگ همون رو از ما پس بگیرد.
اون من تو، من من،
شخص تو، شخص من، وجود تو، وجود من، همون قلب ماست.
ماحصل آنچه که از ما باقی میماند قلب ماست.
لذا سرتاسر قرآن ابتدا آمنوا میاد یعنی مقدم میشه بر عملوا.
ایمان بحث قلب است، دلدادگی، بحث قلب و دل
به قدری مهم است که اگر کسی کوچکترین بیطهارتی در این نظام هستی انجام بدهد، چه فکری، چه عملی، چه لسانی،
هر کدوم از اعضا و جوارحش بخواد
خدایی نکرده کوچکترین بیطهارتی انجام بدهد بر اساس قاعده "لا یمسه إلا المتحرون" از فهم
حقایق نظام هستی باز میماند.
بر اساس آیهای که جلسه پیش بحث کردیم گفتیم که
اینها، اینهایی که کافر بودند، مشرک بودند یا منافق بودند یا کلاً
دچار قلب مکنون شده بودند،
به جایی رسیده بودند که وقتی پیغمبر کلمه توحید بر
زبانش جاری میکرد یا بسم الله الرحمن الرحیم رو بلند قرائت میکرد فاصله میگرفتن.
پشت میکردن با نفرت.
خب بحث حالا مسائلی رو پیرامون توحید عرض کردیم که یه مقداری هم سنگین و ثقیل بود.
لکن در دل توحید بحث ولایت هم وجود دارد.
بله علیٌ حبه ایمان و بغضه کفر.
اصلاً روح توحید، ولایت است.
به همین دلیل اگر
کسی گرفتار قلب مکنون شد،
گرفتار قلبی شد که در یک کنان و پردهای قرار گرفته و حقایق رو نمیفهمد قطعاً با ولایت زاویه میگیرد.
به قدری این قلب ظریف است، لطیف است
به قول اهل معرفت فرمودن مظهر اسم "یا آلن فی دون وه و یا دانن فی علو وه" است قلب.
خدا در، در عین حالی که بالاست "آلن
فی دون وه" در عین حال پایین هم هست.
در عین حالی که پایین هست "دون وه
یا دانن" در عین حال "فی علو وه" بالا هم هست.
"هو الاول والآخر والظاهر والباطن" یک وجود واحد است
که تمام
به قول حالا اون صحبتی که پیرامون اسم اعظم از رساله علامه حسن زاده براتون کردیم
"الصمد الذي" یادتونه
"لا جوف له" اصلاً هیچ جای خالیای نیست.
پره، پره. یک وجود واحدی که همه جا رو پر کرده.
اون خدایی که همه جا هست در حین اینکه در دسترس است و قریب است با قاف نزدیک است، بعید هم هست.
در عین اینکه بعید است نزدیک هم هست قلب من و تو مظهر اون اسمه.
یعنی به شدت این راه،
راه قلبی، طریق قلبی
سخت و دشوار است.
این راه از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر است.
یعنی همین به یک معنا. به شدت سخته
که تو بخواهی به حقیقت توحید برسی، به ولایت دست پیدا کنی.
به لغلغه زبان نیست.
خدا رحمت کنه امیر، امیر پازواری رو.
این عارف به الله یک جمله عجیبی عاشقانه داره.
شعرهای عجیبی هم داره ایشون این بزرگوار.
به مولامون امیرالمؤمنین علیه
الصلاة والسلام عرض میکنه علی جان اگر تو بگوئی خداوکیلی من و تو کدوممون اینطوری هستیم؟
اگه هستی خوش به حالت.
علی جان اگر همین الان به من بگی دسته شمشیر رو روی زمین بگذار نوک تیز شمشیر رو رو سینه و قلبت
چنان فشار بده که این نوک شمشیر از اون سمت و پشتت بیرون بیاد.
من چون و چرا نمیکنم بلا درنگ این کار رو انجام میدم.
ولی من به چون و چرا میفتم.
اولین چیزی که تا مولای من همچین حرفی بزنه چرا؟
دلیلش چیه آقا جان؟ حتی
خیلی آدم مخلص و با صفایی باشم میگم آقا جان میشه بفرمایید چه گناهی کردم که من باید این غلط
مثلا این کفاره رو انجام بدم؟
اصلا این چون و چراها کار دست ما داده.
تو قصه اخیر، تو قصه اخیر حالا فتنه بنزینی هرچی اسمش رو بخوای بذاری خیلیا متاسفانه سر خوردن از وادی ولایت.
تا پیش از این سینه چاک رهبری بودن و جان پای رهبر میدادن.
به محض اینکه نتونستن هضم نکردن.
چرا؟ چرا اینطوری میشه؟
چرا یکی میگه آقا جان سر بباید داد.
میگه سر میدم تا سرورم رو پیدا کنم.
دل میدم که دلبرم رو پیدا کنم.
یکی اینطوریه که سر میده اصلا مثل شهید حججی.
میگه م- ب- بعد مینویسه برای رهبرش دل نوشته که آقا جان ما اصلا اینجاییم
که حرف شما رو زمین نمونه.
من به یقین رسیدم که شما جانشین ولی فقیه هستی.
بعد به شهادت میرسه. جانشین امام عصر هستی به عنوان ولی
فقیه زمان. بعد به شهادت میرسه.
سر میده پای یقینش.
اینطوری هم بله چون دل داده است،
مظهر اون اسمه است، تکون میده به همه
عالم. همه رو تکون میده.
میشه مظهر مقاومت که از غریبه به بیست کشور دنیا زائر داره
و تمام شهرهای کشور.
یک آن سر قبر این شهید بی زائر نیست.
یکی هم نه مثل من فقط لغلغه زبانه.
فقط کافیه جیبش خالی بشه.
فقط کافیه به مشکلات
مالی بیفته. فشار اقتصادی که رو دوش همه هست.
آقا جان این
غربالی که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمود به شدت در حال
انجام است. غربال. حضرت فرمود مثل این آش که این نخودها میره بالا میاد پایین،
همین طور چطور کفگیر میخوره ته دیگ اینا بالا پایین میشن همین طوری بالا پایین میشید که دارین میشید.
باور کنید حالا خسته تون نکنم ختم کلام تو فامیلای بنده حقیر
هستند کسانی که مخالف
سرسخت اصلا
نظام و اسلام و انقلاب و اصلا این حرفا حالیشون نبود.
بی حجاب محض. نگم چه خطاها و خلافهایی میکردن از مشروب خوری بگیر تا کارهای دیگه.
اصلا باورت نمیشه الان من به شما بگم اینا چادری شدن، بسیجی شدن.
میگن اگه آمریکا بخواد با ما بجنگه اول کسی که میره جنگ منم.
چند نفر تو فامیل ما اینطوری بودن الان.
بعد از این طرف آدمایی که سینه چاک ولایت و دایه ولایت و
وسط گود الان چپ کردن.
میگن بابا ول کن بس که الکی سینه میزدیمو و فلان.
عزیز دلم این غربال بر اساس قلب ما صورت میگیره.
کوچکترین بی طهارتی بکنی از فهم می افتی.
وقتی فهم نکردی حقایقو یادت میره اِ جلوی امامتم قدم کردی.
چیز عجیبی نیست. ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد