د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶
دارای متن همگام
نذرِ مقید به حرم و نذرِ مطلق برای امام
قلب مکنون11_ج245
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## نذرِ مقید به حرم و نذرِ مطلق برای امام
۰:۱۲
## آیهٔ اسراء و سنگینیِ سخن از توحید
۱:۴۳
## تمثیل آینه؛ صورتِ مرآتی و یقه
۴:۰۴
بهترین بیان شاید همان سخن قرآن باشد:
۷:۲۰
## کلمه، فکرِ شرکآمیز، و اندیّتِ شهید
۸:۱۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلامٌ علیکم و رحمة الله.
اگر کسی مالی رو نذر
حرم اهل بیت بکنه و اسمم نبره بگه حرم ائمه
یا حرم مثلا امامزادهها باید
چون مقید است به حرم باید در شئونات حرم صرف شود.
حالا هرچی که در شئونات حرم هست؛
خادما، زائرها، مهمون سرا، نمیدونم
هر چیزی که خرج حرم باشد حالا
چون مقید است. اما حالا اگر کسی
گفت آقا من نذر میکنم
این مالمو برای امام،
برای امیرالمؤمنین، برای امام حسن، بعضیا دیدید میگن بیمه امام زمان بشم مثلا یه بخشی از مالم رو
بیمه امام زمان میکنم، هدیه به امام حسن میکنم.
این مقید نکرده که کجا هزینه بشه.
صرفا گفته برای فلان امام، برای فلان امامزاده.
اینجا دیگه اگرچه مستحب است دقت کنید رهبر عزیزمون میفرماید مستحب است
که در شئونات حرم اون امام یا امامزاده هزینه بشه.
مستحب است اما واجب نیست.
میتونه هر جای دیگهای به هر شکلی حتی به فقیر کمک کنه،
توی هیئتی چیزی بده، مسجدی هرچی شئونات م-متعدد.
اما به نیت اون امام یعنی ثوابش رو
به منظور الله هدیه کنه.
ولی چون مقید نکرده در چه موضوعی، چه جایی،
چه ساعتی، چه مکانی. برای امام علی علیه السلام.
حالا میتونه ص-صدقهای که داره به یه فقیر میده به نیت امام علی بده تمام.
و نذرش ادا کرده. خب بر اساس
آیه چهل و سه، چهل و شش اسرا
که بیچاره کرد ما رو این قسمته "و اذا ذكر تربک في القرآن وحده،
وحده، وحده". این بحث توحید خدا
عجیب در این آیه اومده و ما رو متوقف کرده تو خودش
که این کسانی که پردهشون در یک، این قلبشون در یک پردهای از
یا کنانی قرار گرفته از غفلت که نمیفهمن،
ااا نشانهش رو نفهمی در توحید یا ادبار به توحید بیان کرده است.
و ما در خصوص توحید علیرغم اینکه
خدا رو شاهد میگیرم که بار سنگینیست رو دوش من حرف زدن از توحید.
اصلا این کاره نیستم که بخوام.
اما چه کنم به هر حال قرآن است و
خطوطی که بزرگان ما چارچوبی که تعیین کردن، تبیین کردن، دلم نمیاد شما هم که با دقت گوش میدید آدم
به هر حال دوست داره طمع میکنه بگه بعضی از حقایق رو.
اینکه امام رئوف سلام الله علیه فرمودن به اون زندیق
که این کثرات یا زمین و آسمانها و این موجودات که نمودار خدا هستند اینها مرآت،
مرآتن، آینهی وجود Godان، وجود مطلق Godان، اینها خدا رو دارن به خودشون
مینمایانند. این فهمش خیلی مهمه.
من چند تا مثال میزنم. اگر کسی
تو خود آینه بمونه،
نه به اون، حتی تو عکس در آینه هم بمونه،
نه به اون صاحب عکس، این دچار شرک شده، این کافر شده، این اصلا
عرض شود به حقیقت ایمان و توحید نرسیده.
انقدر دقیق و ظریف است که
اینکه میفرماید پل صراط مثل
مو از مو باریکتر است و از شمشیر برندهتر است،
منظور همین حقیقت توحیدیست.
که اگر توحید برای ما درست جا نیفته،
اون موقع به عرض شود ظهور توحید یا مصادیق
وادی توحید هم ما ادبار پیدا میکنیم.
مثلا از مؤمن به مؤمن پشت میکنیم،
غیبت میکنیم، تهمت به مؤمن میزنیم.
در حالی که تهمت به مؤمن نشانهی
خروج از ولایت خدا و توحید است.
حالا اینا شاید فردا در aboutش بحث کردیم مصداقش رو در خصوص مؤمن.
به هر حال میخوام عرض کنم که ببینید شما وقتی یک آینه رو جلوش وایمیستید،
اینو دقت بفرمایید خوب چی عرض میکنم.
وقتی آینه رو جلوش وایمیستید، اگر شما بخواید به
خود آینه نگاه کنید،
اینکه میگن صور مرآتیه،
اگر به خود آینه نگاه کنید که جنسش چیه، چه شکلیه،
چه اندازهست، نمیدونم این جیوش چه شکلیه.
تو باز به توحید نرسیدی که.
باز اینجا مشغول این کثرات، مشغول این
ظواهر شدی. اگر حتی به عکس خودت،
به عکس خودت در داخل آینه دقت کنی
که مثلا این عکس چگونه است، نه به خودت.
یعنی اون عکس داخل آینه
تداعی وجود خودت نباشه
یا تداعی یا یه عکسی رو دستت میگیری تداعی از صاحب عکس نکنه.
گیر بدی به خود عکس توجه بکنی، زوم کنی رو خود عکس.
اینجا کلاهش کجه، اینجا مثلا یقه ش، دیدی عکاس عکس رو که برمیداره
نگاه میکنه میگه اِ اینجا نورش مثلا ضعیف بوده، اینجا نمیدونم
باید فتوشاپ میشد اینجا. این
اصلا صاحب عکس رو نمیبینه که.
اصلا تداعی صاحب عکس براش نیست.
گیر کرده تو خود عکس. تو هم اگر این چنین بشی باز اون
مقصودی نیست که امام رضا سلام الله علیه فرمود.
اگر تو آسمان رو فقط آسمان ببینی
و زمین رو زمین ببینی که اینها صور مرآتیاند به نوعی به قول امام رضا سلام الله علیه،
تو نمیتونی به حقیقت توحید برسی.
من از شما سؤال میکنم اگر جلوی آینه وایستی ببینی یقه ات کجه
از تو آینه دست دراز میکنی از تو آینه یقه رو درست کنی؟
نه. چرا یقه خودتو درست میکنی؟
تو که داری تو آینه رو نگاه میکنی.
چرا دست میاری یقه خودت رو
که تو آینه دیدی صاف میکنی؟
به جهت اینکه اون عکس داخل، اصلا تو توجه به اون عکس نداری.
در حقیقت توجه به خودت داری.
دقت بفرمایید چقدر ظریفه نکته.
خودت رو داری میبینی
اگرچه نگاهت به آینهست.
لذا اگر نقصی در عکس خودت در آینه میبینی، در خودت جستوجوی اون میکنی.
اون یقه رو تنظیم میکنی.
این نکتهست. اگر تو صرفاً توجه به همون آینه، به خود
صورت آینه یا حتی عکسی که از آکِس درش افتاده بکنی، این هم توحید نیست.
اینکه امام رضا صلوات الله علیه میفرماید زمین و آسمان مرآتاند، خدا رو نشون میدن.
یعنی تو اصلاً خدا رو میبینی،
خدا رو داری نگاه میکنی.
نه اینکه آسمان عیذ بالله خداست،
نه اینکه اون آینه تو هستی، نه اینکه حتی اون عکسی که داخل آینهست تو هستی.
اون عکس تو نیستی، اون عکس
داره مینمایاند تو را به خودت.
این عکسها این عرض شود مرآت این صور
مرآتیه، این زمین و آسمان و اینها
دارن علامتن. بهترین
شاید بشه سخن این باشه که تو خود قرآن اومده آیه صد و نود آل عمران باشه فکر کنم.
ان فی-- دقت کنید چقدر شیرینه.
ان فی خلق السماوات والارض
واختلاف الليل والنهار رفت و آمد شب و روز لا آيات،
لا آيات لأولي الالباب.
این آیات یعنی چی؟ یعنی نشانهها.
یعنی نشا-- یعنی همون علائم.
علائم. چرا بهش میگن علائم؟
از علم میاد. علم.
اصلاً چرا و چقدر زیبا، چقدر خوش که به این علائم رانندگی گفتهن علائم رانندگی.
تو، من از شما سؤال میکنم.
این یه مثال دیگه. حالا بحث علامت که رسیدیم.
وقتی شما میرسین میخوای بری مشهد، قصد مشهد، قصد امام رضا علیه الصلاة والسلام کردی حتی ح-- حتی نه مشهد.
اصلاً قصد خود حضرت کردی.
خب میری به سمت مشهد دیگه. میرسی به این پیچها میبینی علائم رانندگی زده ب--
بپیچ به سمت راست. هیچوقت شما میری توجه کنی که ببینی به چه رنگی نوشتن،
رو چه فلزی نوشتن، نقاش کی بوده نویس-- اصلاً اینطوری گیر نمیکنی.
اگر گیر کنی اینجا تو اصلاً مشهدو نمیبینی که.
امام رضا رو تو نمیب-- تو اینه، این نشونه غرق در این نشانه و این علامت شدی.
توجه کردی چی شد؟ بلکه اصلاً وقتی شما این آی--
این علامت رو دیدی
داره به تو تدای کجا رو میکنه؟
حضرت رو. تو تدای مشهد برات میشه.
تازه وقتی رفتی ب-- این میشه توحید.
تو داری علامت رو میبینی.
اما چیزی که در تو تدای میشود حضور است.
به این میگن مراقبه. که اگر تو حتی به مشهدم که رسیدی مشهد میبینی
اما باز مشهد نمیبینی، امام رضا میبینی.
این آیه ت-- دیگه اینجا مشهد میشود آیه کبری امام رضا.
اینکه میگه امیرالمؤمنین آیه الكبرىست،
مشهد برای تو میشود آیه، اون علامت کبری.
یعنی تو اونو دیدی اصلاً امام رضا داری میبینی.
توجه ک-- توجه به طلا و نقره و
زر کوب و سنگ و آینه نمیکنی که.
حضرت رو میبینی. این مثالها رو دارم میزنم.
یا کلمه. مثال دیگه. کلمه.
شما الآن من به شما میگم خورشید.
روی کاغذ بنویس خور کلمه خورشید.
آیا شما محو در این خا و وا و
ره و شین و یا و دال میشی؟
یا نه؟ تداییت برای اون خورشید، اون ماه، اون آفتاب برا تدای میکنه.
اصلاً نمیشه بگی خب خورشید اینه.
هیچوقت میگی خورشید این خور، این کلمهای که رو کاغذ نوشتی.
این تدای میکند برای تو.
اصلاً گیر نمیکنی تو این خا و وا و ره و شین و.
اصلاً اینو که میبینی این علامت است برای کی؟
در تو تدای کند آفتاب را.
نظام هستی این چنین است.
اگر یک لحظه شما یک مو، یعنی فاصله یک موئه،
یک آن توجه به این نظام بکنی که خب حتی،
حتی به قول علامه میفرماید این
فکر بردار هم نیست. حالا من برم به آسمان نگاه کنم،
فکرم رو به کار بندازم ببینم خدا رو میبینم.
این هم حتی شرکه به قول علامه.
این هم حتی توحید نیست. اصلاً در همون لحظه که تو میبینی، خدا میبینی.
یعنی اون لحظه چیزی جز خدا تو نمیبینی.
نمودا-- اینها نمودار خدایاند برای تو.
کلمه مثال قشنگیه.
علائم رانندگی مثال قشنگیه.
عکس، مرآت. همه اینها برای اینن که خدا رو به تو بنمایانند.
حالا اگر کسی فکر کنه که حالا من برم از شنبه بشینم ف-- اصلاً فکر بردار نیست.
تو اگر در یک مجلس توحیدی این ختم کلام رو هم دقت کنید خیلی ظریفه.
اگر در یک مجلس توحیدی بنشینی فکر به این بکنی که خب حالا این چیزایی که من دارم میشنوم بهش فکر کنم.
چجوری فکر کنم؟ آخ خسته شدم.
آخ ساعت چنده؟ چیجوری؟ اصلاً اینها
توحید نیست. اینها حضور نیست.
حضور، توحید، اینکه به توحید میگن حضور تام.
علامه میگه مراقبه یعنی اصلاً همین.
یعنی دائم الحضور بودن.
یعنی تو وقتی نشستی در جلوی علائم دیگه محو در چی هستی؟
در اون کسی هستی که این علم اون شده.
علامات، علم. اصلاً ج-- چه جالب که علم هم از ریشه علمه است.
علم و عالم و معلوم و اینا اصلاً همه عالم علائم اویاند.
همه چی اوست. همه چی نمود اوست، نمودار اوست.
و تو اگر این چنین نگاه کردی تازه رسیدی
به مرحله اول توحید. تازه از اون لبه تیز شمشیر
فاصله گرفتی، خ-- از خطر گذشتی
و اون فاصله مو رو رد کردی.
یک آن حواست نباشه.
لذا میگن این دقت کنید این نکته آخر.
میگه که این اصلاً علامه میفرماید این توحید همون اندیت است.
این حضور همون اندیت است.
این مراقبه همون اندیت است.
اندیت اینکه میگه شهید ان طرب بهم یزبون.
امام فرمود شهید نظر میکند به وجه الله.
وجه خدا میبیند شهید.
همه چی رو وجه-- اینا صبغات
وجه خدااند دیگه عالم. شهید
خدا میبیند و خدا. چیزی جز خدا نمیبیند.
اگر چیزی جز خدا میدید حاضر نمیشد عزیزترین چیزش که جانش رو بده.
خدا میبیند لذا محو در خدا میشود و فانی در خدا میشود و هیچ جزا و پاداشی هم نمیخواد چون به خدا رسیده.
فهم این قصه خیلی مهمه.
دارم زور میزنم. که این آیه
داره میگه اینا چون اینو نفهمیدن از بسم الله الرحمن الرحیم پیغمبر هم بعدشون میاومد و پشت میکردن.
چون به حقیقت توحید نرسیدن.
انشاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد