بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلامٌ علیکم ورحمة الله.
بحث نذر بود در احکام.
اگر کسی نذر کرده باشه که اگر مثلا من حاجتمو گرفتم بر من است برای خدا که مثلا نماز بخونم اما نمازشو مشخص نکرد، چقدر بخونه، چه نمازی بخونه، مطلق نماز بخونه.
رهبر عزیزمون فرمودن وقتی حاجتشو گرفت حالا اون نذر براش واجب شد، دو رکعت نماز بخونه کفایت میکنه.
حالا ما اگر روزه نذر کرد، اگر من حاجتمو گرفتم چیکار میکنم؟
روزه میگیرم.
چه روزهای؟
چه روزی؟
چند روز؟
مشخص نکرد.
باز یه روز روزه بگیره کفایت میکنه.
اگر صدقه، گفت من اگر حاجتمو بگیرم نذر کرده صدقه بده.
چه مقدار؟
از چه جنسی؟
چی اینها؟
نه، مشخص نکرده.
باز هرچه، هر مقدار پول یا هر جنسی هرچی مقدار صدقه بده از گردنش برداشته میشه.
اصلا مطلقا گفته که من نذر میکنم در راه خدا کاری رو انجام بدم، برای خدا یه کاری بکنم.
مشخص نکرده چه کاری.
هر کدوم از این کارا رو انجام بده کفایت میکنه.
نذرش رو ادا کرده.
بحث ما در خصوص قلب مکتوم و نفهم بود.
آیه چهل و شش سوره اسراء رو یه ذره دقت کردیم رسیدیم به حساسیت موضوع توحید که من چی بگم آخه از توحید عزیز دلم؟
که گرفتاری همهی ماست و دیروز عرض کردیم امام در تهذیب النفسش میفرماید تازه یقظه و بیداری و رد کردن دقت بکن، بکنید کلمه رو، این مضمون رو.
رد کردن همه حجابهای ظلمانی و نورانی تازه تو رو میرسونیم به پایه اول توحید.
منزل اول توحید.
آقا جان توحید یه چیزی میگیم، یه چیزی میشنویم.
اون انا لله و انا الیه راجعون ما به سمتش داریم حرکت میکنیم [نفس عمیق].
یعنی بخوای نخوای باید به اون سمتش بریم.
رموزشو از قرآن دقت بکنین که گفتیم چرا گاهی اوقات ما حالمون بد میشه و از کلمه توحید مشمعز میشیم.
اینها قرآن داره رمزی به ارض، بحث میکنه.
آیه چهل و شش سوره اسراء میفرماید "و جعلنا على قلوبهم اکلة ان يفقهوه و في اذانهم وقرا".
اینها تو گوششون سنگین شده، قلبشون در یک کنانی قرار گرفته "و اذا ذكرت ربک في القرآن وحده".
وقتی بحث توحید و وحدانیت خدا تو قرآن میشه "ولاو على ادبارهم نفورا" میرن پشت میکنن که عرض کردیم شرح نزولشو که اینها تو نماز میدیدن پیغمبر بسم الله الرحمن الرحیم رو بلند میگه پشت میکردن.
بدشون میومد.
کلمه توحید است.
جالبه که بدونید بیش از هزار بار تو قرآن در خصوص توحید کلمه تکرار شده.
مضمون از توحید داریم.
ها؟
هزار بار در قرآن از توحید کلام آورده خدا.
بعد باز ما انقدر در خصوص توحید کمکاریم، بیتوجهایم.
کدوم اون، کدوم یکی از ما پیش از سیر و سلوک و عبادیات رفتیم یه دوره توحید یاد گرفتیم تو اعتقاداتمون.
تو آیه چهل و پنج سوره زمر میفرماید "و اذا ذكر الله وحده" ببینید باز میگه وحده.
کلمه توحیدو که دیگه اون سرفصلش بسم الله الرحمن الرحیم است.
وقتی اینو میشنون "اشمعزت قلوب الذين لا يؤمنون بالآخرة".
اینا وقتی که چون ایمان ندارن به آخرت حتی عرض کردیم عباداتشونم بوی دنیا رو میده به خاطر طمع دنیا اومدن تو خط دین.
الان نون به نرخ روزه دیگه.
دیندار باشی مثلا اینطوری اومده بسم الله.
اصلا نه بگو آدم خوبیه دنبال بهشته.
اینم بوی نفس میده.
اینم توحید خالص نیست.
قربونت برم.
میگه اینها وقتی کلمه، حرف توحید زده میشه ببین حرف داریم تا حرف.
یکی وقتها یک کسی میگه سلامٌ علیکم و رحمة الله همینجوری فیلم داره باز میکنه بدتم میاد، اشمعزازم پیدا می- ولی یکی میاد میگه سلام عزیزم فدات بشم.
یعنی تمام وجود، گرمای وجودت، تو اگه بدت بیاد بی احساسی.
حالی از، به دلت نشینه تو گرفته ای، تو مشکل داری.
ولی یه وقت از ادا و اصول یکی بدت میاد، یکی مثل من لبا-لباس پیغمبر تنش کرده ادا در میاره بدت بیاد خوب باشه.
اما یه وقت از اساس توحید از کلمه بسم الله الرحمن الرحیم.
آقا جان من به شما عرض میکنم اگر بزرگان فرمودن دلت رو با سلام به امام حسین بشناس، من امروز به شما عرض میکنم با بسم الله الرحمن الرحیم حال دلت رو بسنج چگونه است؟
یا خودت بگو یا دیگران.
یکی از بزرگان روزی دوازده هزار بار بسم الله الرحمن الرحیم میگفته.
هیچی دیگه نمیگفته.
همه ذکرش این بوده.
اگر بدانیم این بسم الله چیست، اون حدیث عجیب رو برید پیدا کنید.
برید سرچ کنید.
برید الحمدالله متون هست.
ببینید علامه پیرامون بسم الله چی گفته.
این بسم الله، این آ این س- حدیث زهرة الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم رو برید ببینید بزرگان ذیلش چی گفتن.
اصلا همه چی بسم الله.
ما چیزی جز بس- همه چی بروز و ظهور بسم الله.
بسم الله یک حقیقت واحد است.
همون توحید خالص و محض است.
اون در مجلای وجود هر موجودی ریخته شده، نمود خاص خودشو پیدا کرده.
اصلا ما جز وجود که خداست، صمد است، پر است، همه جا رو گرفته.
ها؟
الله الصمد.
بعد امام نهم قبلا عرض کردین در خصوص صمد چی فرمود؟
الصمد الذي لا جوف له.
هیچی اصلا جا خالی نیست.
همه جا خداست.
یک وجود واحد است پس اصلا جز وجود ما چیزی نداریم.
ماها هم نمود همون وجودیم نسبت به اینکه دقت کنید اون حقیقت بسم الله الرحمن الرحیم در مجرای در این کانال وجودی ما چگونه ظهور کرده، ما نمود خدا، نمود وجود رو پیدا کردیم.
توجه کردید؟
اصلا چیزی جز بسم الله نیست.
شما تک تک بسم اللهاید.
آسمون بسم الله زمین بسم الله الرحمن الرحیمه.
همه چی حتی حیوانات، جمادات همه نسبت به مجرای-- وقتی این بسم الله در هر چیزی ظهور میکند نسبت به اون مجرا و اون حدی که خورده است، رنگ، رنگ میگیره در حقیقت رنگ میگیره.
شما این آیه من خیلی برام جالب بود.
چیزایی که برام جالبه برای شما میگم.
یعنی واقعا برای خودم اینا انقدر زیباست.
مثل یه گوهر گرانبها وقتی اینا رو پیدا میکنم پرواز میکنم میگم برای رفیقام هم بگم.
چیکار کنم؟
تک خور نباشه.
برید آیاته عرض شود خدمتتون سوره طه، آیه بیست و از هجده به بعدشو بخونید.
آیه هجده.
میگه "و ما تلک بیمینک یا موسی".
شنیدید دیگه.
خدا اینو، اینو دقت کنید دیگه با این نگاه امروز بهش نگاه کنید یه نگاه جدید.
خدا به موسی میگه این چیه تو دستت؟
عصا بوده دیگه.
خدا نمیدونسته که این عصاست؟
خب مقصودش چیه؟
خب بله حضرت موسی هم قربونش برم کلیم الله و عاشق صحبت با خدا شروع میکنه.
"قال هیه عصای".
یعنی عصا "أتوکأ علیها" بهش تکیه میکنم.
با-- و "أهش بها علقنمی" برگا رو میریزم.
نمیدونم گوسفندا رو باهاش چرا میبرم.
"ولی فیها معارب أخرى" کارهای دیگه شؤونات دیگه هم دارم.
بسه دیگه.
حالا یه خدا سوال کرد بگو عصا دیگه هی داره می-- خدا میگه باشه عصائه؟
عصا بود؟
تو میگی این عصاست؟
مگه نمیگی عصاست و این کارا رو باهاش میکنی؟
ها؟
من میخوام به تو بفهمونم یه حقیقت دیگهای رو.
این عصا به، این عصا به معنای که تو داری میگی نیست.
میفرما چی "فألقها" بزنش زمین.
بزنش زمین.
"فألقها فإذا هیه حیه".
زد زمین.
فرمود "قال ألقها يا موسى" بزنش زمین.
"فألقاها" زدش زمین.
"فإذا هیه حیه تسعى".
یه دفعه شد یه موجود زنده، یه اژدها، یه مار.
موسی ترسید فرار کرد.
این که عصا بود دست من.
نه خیر.
عصا نیست.
کی گفته عصاست؟
این یه-- الان شده مار.
برو بزن اونجا دوازده تا چشمه میاد بیرون.
بزن اونجا جاده میکنه، چی رو؟
رود نیل رو جاده میکنه برات.
عجب!
آقا این عصاست.
نه خیر.
عصا، کی گفته عصاست؟
این بسم الله الرحمن الرحیمه.
من هر جور اراده کنم ظهور میکنه.
همین بسم الله رو اراده کنم میشی تو ای موسی.
اراده کنم میشه این عصای دست تو.
اراده کنم میشه چی؟
ثعبان، اژدها، مار افی هرچی.
اراده کنم میشه جاده میشه.
اراده کنم نمیدونم ید بیضا میشه.
اراده-- آقا جان همه چی بسم الله الرحمن الرحیم است.
به اذن الله.
در مجرا اینکه حضرت-- حالا اینکه فرعون داشت غرق میشد شنیدید روایت شد.
داد میزد بعضی روایات دیدم نوشته هفتاد بار حالا هفت بار حداقل هفت بارش دیگه عقلانیه.
داد زده "یا موسى".
داد میزد نجاتم بده.
موسی هم نجاتش نداد.
چرا خدا فرمود موسی اگر یک بار منو صدا زده بود به دادش میرسیدم.
گفت یا موسی.
توجه کردید؟
چون بسم الله الرحمن الرحیمی که شده موسی از مجرای موسی تجلی کرده، از کانال موسی ظهور که پیدا کرده جوابتو نمیده.
باید بسم الله الرحمن الرحیمی که مثلا از عصا تجلی میکرد به اذن من جوابتو میداد.
شاید به قول یکی از اساتید ما اگر اونجا فرعون میگفت ای عصا، شاید خدا به دادش میرسید.
توجه کردید؟
اگر یه بار میگفت یا الله به دادش میرسیدم.
یعنی مجرا فرق میکرد.
ظهور و بروز.
عزیز دلم بحث ما چیه؟
توحید است.
توحید هم چیزی جز حقیقت بسم الله الرحمن الرحیم نیست.
حالا شما به من بگو اینهایی که از بسم الله الرحمن الرحیم پیغمبر تو نماز بدشون میاومد، حالت اشمئزاز بهشون دست میداد، از چی بدشون میاد در حقیقت؟
از خودشون.
از خودشون بدشون اومده.
پا رو خودشون گذاشتن.
اصلا چرا گناه بده؟
چرا گناه بده؟
وقتی وجود من گناه میکنم آلوده میشم.
بسم الله الرحمن الرحیم نجس بشه بر هر کسی واجبه سریع اونو تطهیر کنه.
تو خودت تو نجس کردی.
تو حق داری بدون وضو دست به بسم الله الرحمن الرحیم بزنی؟
حق داری یا نه؟
حق نداری بزنی گناه کردی.
کسی که گناه میکنه دائما داره بدون وضو دست به بسم الله الرحمن الرحیم میزنه.
توجه کردید با این نگاه اخلاقی وقتی میبینی گناه این اعتقادت تو چقدر زیبا میشه.
اینا رو من امروزه بهش فکر کردم بهش رسیدم.
حالا اگه شما بخواید قبول کنید، بخواید نکنید.
ولی همه چی البته بر مبانی که علامه حسن زاده فرمودن، همش مبنا داره.
ببینید با این نگاه برید جلو.
بعد خودتون رو با بسم الله الرحمن الرحیم بسنجید.
ببینید نسبت به این اسم چگونه در تو، حالا [نفس عمیق] اون فعل و انفعالاتی که در تو ایجاد میشه چگونه است.
اگر خوشت میاد به همون میزانی که خوشت میاد به توحید رسیدی.
اگر العیاذ بالله اشمئزاز به همون میزان از توحید فاصله گرفتی نسبت به بسم الله الرحمن.
اینکه امام حسین تو کربلا گریه میکرد، آقا گریه میکرد که منو نکشید؟
آره؟
یعنی واقعا امام حسین اینه که آقا برای چی منو داری میکشی؟
گریه میکنه برای اینه که تو داری خودزنی میکنی نه که من حسین رو میکشیا.
من دارم به آرزوم میرسم.
گریه برای تو میکنه ای شرم که تو داری خودزنی میکنی.
داری خودتو میزنی.
تو داری پا رو بسم الله میذاری.
تو داری بدون طهارت بسم الله رو مسح میکنی و این گناه بزرگیه.
الله اکبر.
با این نگاه قرآن رو دیدن عجیبه.
انشاالله عاقبت ما ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله محمد صلوات الله علی محمد و آل محمد.