ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نذرِ مطلقِ نماز و روزه و صدقه و کار

بحث نذر بود در احکام. اگر کسی نذر کرده باشد که اگر حاجتم را گرفتم بر من است برای خدا مثلاً نماز بخوانم اما نماز را مشخص نکرد؛ چقدر بخواند چه نمازی بخواند؛ مطلق نماز بخواند. رهبر فرموده‌اند وقتی حاجتش را گرفت حالا آن نذر بر او واجب شد؛ دو رکعت نماز بخواند کفایت می‌کند. حالا اگر روزه نذر کرد؛ اگر حاجتم را گرفتم روزه می‌گیرم. چه روزه‌ای؟ چه روزی؟ چند روز؟ مشخص نکرد. باز یک روز روزه بگیرد کفایت می‌کند. اگر صدقه؛ گفت اگر حاجتم را بگیرم نذر کرده صدقه بدهم. چه مقدار؟ از چه جنسی؟ مشخص نکرده. باز هرچه هر مقدار پول یا هر جنسی هر مقدار صدقه بدهد از گردنش برداشته می‌شود. اصلاً مطلقاً گفته من نذر می‌کنم در راه خدا کاری را انجام بدهم؛ برای خدا یک کاری بکنم. مشخص نکرده چه کاری. هر کدام از این کارها را انجام بدهد کفایت می‌کند؛ نذرش را ادا کرده.

قلب مکتوم؛ حساسیت توحید

بحث در خصوص قلب مکتوم و نفهم بود. آیهٔ چهل و شش سورهٔ اسراء اندکی دقت شد رسید به حساسیت موضوع توحید که گرفتاری همهٔ ماست. دیروز گفته شد امام در تهذیب النفس می‌فرماید تازه یقظه و بیداری و رد کردن همهٔ حجاب‌های ظلمانی و نورانی تازه تو را می‌رساند به پایهٔ اول توحید؛ منزل اول توحید. توحید چیزی می‌گوییم چیزی می‌شنویم. آن إنّا لله و إنّا إلیه راجعون به سمتش داریم حرکت می‌کنیم؛ بخواهی نخواهی باید به آن سمت برویم. رمزهایش از قرآن: چرا گاهی حال بد می‌شود و از کلمهٔ توحید اشمئزاز پیدا می‌کنیم. قرآن رمزی بحث می‌کند.

«وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا» (اسراء/۴۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر دل‌هاشان پرده‌ها نهادیم تا درنیابند و در گوش‌هاشان سنگینی؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی پشت‌کنان رو می‌گردانند.

این‌ها تو گوششان سنگین شده؛ قلبشان در کنانی قرار گرفته. و إذا ذکرت ربک فی القرآن وحده؛ وقتی بحث توحید و وحدانیت خدا در قرآن می‌شود ولّوا علی أدبارهم نفورا می‌روند پشت می‌کنند. شرح نزولش گفته شد که این‌ها در نماز می‌دیدند پیامبر بسم الله الرحمن الرحیم را بلند می‌گوید پشت می‌کردند؛ بدشان می‌آمد. کلمهٔ توحید است. بیش از هزار بار در قرآن در خصوص توحید کلمه تکرار شده؛ مضمون از توحید داریم. بعد باز ما این‌قدر در خصوص توحید کم‌کاریم بی‌توجه‌ایم. کدام‌یک پیش از سیر و سلوک و عبادیات رفته‌ایم یک دوره توحید یاد بگیریم در اعتقاداتمان؟

اشمئزاز از وحده؛ بوی نفس در عبادت

در آیهٔ چهل و پنج سورهٔ زمر می‌فرماید:

«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» (زمر/۴۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون خدا به یگانگی یاد شود دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند می‌رمد.

باز می‌گوید وحده. کلمهٔ توحید که سرفصلش بسم الله الرحمن الرحیم است. وقتی این را می‌شنوند اشمأزّت قلوب الذین لا یؤمنون بالآخرة. این‌ها وقتی چون ایمان ندارند به آخرت حتی عباداتشان بوی دنیا می‌دهد؛ به خاطر طمع دنیا آمده‌اند تو خط دین. نان به نرخ روز؛ دیندار باشی. اصلاً نه بگو آدم خوبی است دنبال بهشت؛ این هم بوی نفس می‌دهد؛ این هم توحید خالص نیست. می‌گوید این‌ها وقتی حرف توحید زده می‌شود — حرف داریم تا حرف — گاهی کسی سلامٌ علیکم و رحمة الله همین‌جوری فیلم دارد باز می‌کند بدت می‌آید اشمئزاز پیدا می‌کنی؛ اما یکی می‌آید می‌گوید سلام عزیزم فدات بشوم؛ یعنی تمام وجود گرمای وجود؛ اگر بدت بیاید بی‌احساسی؛ حالی به دلت ننشیند مشکلی داری. ولی یک وقت از ادا و اصول یکی بدت می‌آید — لباس پیامبر تنش کرده ادا درمی‌آورد — بدت بیاید خوب باشد. اما یک وقت از اساس توحید از کلمهٔ بسم الله الرحمن الرحیم.

اگر بزرگان فرموده‌اند دلت را با سلام به امام حسین بشناس، امروز گفته می‌شود با بسم الله الرحمن الرحیم حال دلت را بسنج چگونه است؛ یا خودت بگو یا دیگران. یکی از بزرگان روزی دوازده هزار بار بسم الله الرحمن الرحیم تکرار می‌کرده و جز آن ذکری بر زبان نمی‌آورده؛ همهٔ ذکرش این بوده. اگر بدانیم این بسم الله چیست آن حدیث عجیب را جستجو شود؛ متون هست. علامه پیرامون بسم الله چه گفته. این بسم الله؛ حدیث زهرة الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم را بنگرید و سخن بزرگان ذیل آن را بجویید. اصلاً همه چیز بسم الله. ما چیزی جز بروز و ظهور بسم الله نداریم. بسم الله یک حقیقت واحد است؛ همان توحید خالص و محض است. آن در مجلای وجود هر موجودی ریخته شده نمود خاص خود را پیدا کرده.

صمد و نمودِ وجود؛ همه چیز بسم الله

اصلاً ما جز وجود که خداست صمد است پر است همه جا را گرفته — الله الصمد — بعد امام نهم در خصوص صمد چه فرمود؟ الصمد الذی لا جوف له. هیچی اصلاً جا خالی نیست؛ همه جا خداست. یک وجود واحد است پس اصلاً جز وجود ما چیزی نداریم. ما هم نمود همان وجودیم نسبت به اینکه آن حقیقت بسم الله الرحمن الرحیم در مجرای این کانال وجودی ما چگونه ظهور کرده؛ ما نمود خدا، نمود وجود را پیدا کرده‌ایم. اصلاً چیزی جز بسم الله نیست. تک‌تک بسم الله‌اید. آسمان بسم الله زمین بسم الله الرحمن الرحیم است. همه چیز حتی حیوانات جمادات همه نسبت به مجرا — وقتی این بسم الله در هر چیزی ظهور می‌کند نسبت به آن مجرا و آن حدی که خورده است رنگ می‌گیرد.

عصای موسی؛ بسم الله در مجراهای ظهور

آیاتی از سورهٔ طه از هجده به بعد:

«وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَىٰ × قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ × قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَىٰ × فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَىٰ» (طه/۱۷–۲۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چیست آن به دست راستت ای موسی؟ گفت عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌ریزم و مرا در آن حاجت‌های دیگر است. فرمود بیندازش ای موسی. پس انداختش؛ ناگاه ماری شد که می‌شتافت.

خدا به موسی می‌گوید این چیست تو دستت؟ عصا بوده. خدا نمی‌دانسته که این عصاست؟ مقصودش چیست؟ حضرت موسی کلیم‌الله و عاشق صحبت با خدا شروع می‌کند: هی عصای؛ أتوكأ علیها به آن تکیه می‌کنم؛ أهش بها علی غنمی برگ‌ها را می‌ریزم گوسفندها را می‌چرانم؛ ولی فیها مآرب أخری کارهای دیگر شؤونات دیگر هم دارم. خدا می‌گوید باشه عصا است؟ تو می‌گویی این عصاست و این کارها را با آن می‌کنی؟ می‌خواهم به تو بفهمانم حقیقت دیگری را. این عصا به معنایی که تو می‌گویی نیست. فألقها بزنش زمین. قال ألقها یا موسی؛ فألقاها؛ فإذا هی حیة تسعى. یک‌دفعه شد موجود زنده؛ اژدها؛ مار. موسی ترسید فرار کرد. این که عصا بود دست من. نه خیر؛ عصا نیست. کی گفته عصاست؟ این اکنون شده مار. برو بزن آنجا دوازده چشمه می‌آید بیرون؛ بزن آنجا جاده می‌کند رود نیل را. عجب؛ آقا این عصاست؟ نه خیر. این بسم الله الرحمن الرحیم است. من هر جور اراده کنم ظهور می‌کند. همین بسم الله را اراده کنم می‌شوی تو ای موسی؛ اراده کنم می‌شود این عصای دست تو؛ اراده کنم می‌شود ثعبان اژدها مار؛ اراده کنم می‌شود جاده؛ اراده کنم ید بیضا می‌شود. همه چیز بسم الله الرحمن الرحیم است به اذن الله در مجرا.

فرعون و مجرای ظهور؛ گناه مسحِ بی‌طهارت

حالا اینکه فرعون داشت غرق می‌شد شنیده‌اید؛ داد می‌زد. بعضی روایات هفتاد بار؛ حداقل هفت بارش عقلانی است. داد زده یا موسی؛ داد می‌زد نجاتم بده. موسی هم نجاتش نداد. چرا خدا فرمود موسی اگر یک بار مرا صدا زده بود به دادش می‌رسیدم؛ گفت یا موسی. چون بسم الله الرحمن الرحیمی که شده موسی از مجرای موسی تجلی کرده از کانال موسی ظهور پیدا کرده جوابت را نمی‌دهد. باید بسم الله الرحمن الرحیمی که مثلاً از عصا تجلی می‌کرد به اذن من جوابت را می‌داد. شاید به قول یکی از اساتید اگر آنجا فرعون می‌گفت ای عصا شاید خدا به دادش می‌رسید. اگر یک بار می‌گفت یا الله به دادش می‌رسیدم. یعنی مجرا فرق می‌کرد؛ ظهور و بروز.

بحث چیست؟ توحید است. توحید هم چیزی جز حقیقت بسم الله الرحمن الرحیم نیست. اکنون باید پرسید این‌هایی که از بسم الله الرحمن الرحیم پیامبر در نماز بدشان می‌آمد حالت اشمئزاز بهشان دست می‌داد از چه بدشان می‌آید در حقیقت؟ از خودشان. از خودشان بدشان آمده؛ پا رو خودشان گذاشته‌اند. اصلاً چرا گناه بد است؟ وقتی وجود من گناه می‌کنم آلوده می‌شوم. بسم الله الرحمن الرحیم نجس بشود بر هر کسی واجب است سریع آن را تطهیر کند. تو خودت نجس کرده‌ای. تو حق داری بدون وضو دست به بسم الله الرحمن الرحیم بزنی؟ حق نداری؛ گناه کرده‌ای. کسی که گناه می‌کند دائماً دارد بدون وضو دست به بسم الله الرحمن الرحیم می‌زند. با این نگاه اخلاقی وقتی می‌بینی گناه این اعتقادت چقدر زیبا می‌شود. این‌ها امروز به آن فکر شده رسیده شده؛ بر مبانی که علامه حسن‌زاده فرموده‌اند همه‌اش مبنا دارد.

با این نگاه پیش باید رفت. سپس دل را با بسم الله الرحمن الرحیم باید سنجید. نسبت به این اسم فعل و انفعالاتی که در درون ایجاد می‌شود چگونه است. اگر خوشایند است به همان میزان قرب به توحید است. اگر العیاذ بالله اشمئزاز است به همان میزان فاصله از توحید نسبت به بسم الله الرحمن الرحیم است. اینکه امام حسین در کربلا گریه می‌کرد آیا گریه می‌کرد که مرا نکشید؟ یعنی واقعاً امام حسین این است که برای چه مرا داری می‌کشی؟ گریه می‌کند برای این است که تو داری خودزنی می‌کنی نه که من حسین را می‌کشی؛ من دارم به آرزویم می‌رسم. گریه برای تو می‌کند ای شرم که تو داری خودزنی می‌کنی؛ داری خودت را می‌زنی. تو داری پا رو بسم الله می‌گذاری؛ تو داری بدون طهارت بسم الله را مسح می‌کنی و این گناه بزرگی است. الله اکبر. با این نگاه قرآن را دیدن عجیب است. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.