ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

از رهبر عزیزمون استفتاء شده که در خصوص نذر اگر زنی بدون اذن شوهرش حتی در خصوص اموال خودش نذر کنه این نذر صحیح هست یا نه؟

آقا فرمودن نه خیر نذرش باطله.

زن بدون اذن شوهر حتی در خصوص اموال خودش هم نمیتونه نذر کنه.

حالا اینجا دقت بفرمایید این نه یعنی اینکه زن نمی‌تواند در اموال خودش تصرف کند، به این معنا نیست.

چرا؟

می‌تونه تصرف کنه.

اینجا به معنای این است که دیگه این نذر لا-- واجب الوفا نیست.

یعنی این نذر باطله.

نه اینکه اون نمی‌تونه در اموالش تصرف کنه.

تصرف کنه اشکال نداره.

اما نذرش واجب الادا نیست.

یعنی نذرش باطله.

این اشتباه نشه.

در خصوص قلبی که در کنانی قرار گرفته و حقایق رو متوجه نمی‌شه به عنوان قلب مکنون اشاره به آیه بیست و پنج انعام می‌کردیم.

نکته دیگری به فضل الهی از این آیه بیان کنیم.

ان‌شاءالله بریم سراغ آیات بعدی.

دقت اگر بفرمایید خیلی جالبه که در طی همین آیه به چند تا از اعضا و جواره انسان که مربوط‌اند به اون حواس پنج گانه اشاره شده.

اولاً می‌فرماید ‫وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ‬ این بحث گوشه.

گوش، گوش که می‌شنوه یا یه جا دیگه‌ش می‌فرماید ‫وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا‬ گوش‌هاشون سنگینه.

گوش.

تو همون قسمت دوم آیه می‌فرماید ‫وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِهِمْ أَكْنَةً أَن يَفْقَهُوهُ‬ اینم بحث قلب است که ادراکات است.

حوزه القاها و ادراکات است.

که تمام این حواس به نوعی برمی‌گرده به مدیریت قلب.

یک جا بعدش می‌فرماید ‫وَأَن يَرَوُا كُلَّ آيَةٍ‬ اگر ببینن همه آیات رو حتی لا یؤمنوا بها این دیدن است، چشم است، بصر است.

إذا جاءوك يجادلونك يقولون اینا میگن جدال می‌کنن.

بعد يقولون این بحث چیه؟

زبان است.

گویش است.

زبان است.

همینطور اگرش بعد انتهاء آیه می‌فرماید ‫يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ‬ این‌ها این چنین گمان می‌کنند که استغفرالله آیات قرآن هم افسانه‌های پیشینیان.

این برمی‌ز-- برمی‌گرده به حوزه چی؟

فکر و حوزه خیالشون.

حوزه اون قوه فکرشون.

در حقیقت می‌خوام اینطوری برداشت کنم که به نوعی حواس مهم پنج گانه انسان اینجا مطرح شده.

تو همین آیه.

حالا برگردیم به یک جمله بسیار عجیبی که بنده حقیر ندیدم جز علامه حسن زاده این جمله رو بفرمایند که یک بار یادمه یک مـ-منبر مبسوطی بابتش رفتیم.

اون‌هایی که نبودن بشنون ببینن چقدر عجیبه این حرف.

علامه می‌فرماین اولین ادراکاتی که هر بچه‌ای در همون عنفوان بچگیش، اولین ادراکاتی که با حواس پنج گانه ش داره، اولین تحریکاتی که حواس پنج گانه ش ایجاد می‌شه، اون خمیرمایه و درون مایه تمام تمثلات، عجیبه، تمام خواب‌ها، تمام مکاشفات، نحوه افکارش، جهت‌گیری‌هاش تو زندگی و حتی برزخش یعنی بعد از دنیاشو و آخ-آخرتش رو تشکیل می‌ده.

الله اکبر!

درون مایه همه این‌هاست.

خیلی عجیبه‌ها.

حالا ببینید آیه چه با یه لطائف الحیالی با یک رمز و رموز خاصی داره این چنین میگه.

چه کسی این‌ها رو متوجه می‌شه جز کسی که با یک عینک طهارتی، با عینک طهارت که لا یمسّه إلا المطهرون بندازه رو آیات و بتونه عمق آیات رو بفهمه.

یعنی اینکه اسلام توصیه می‌کنه اولین تحریک قوه سامعه بچه با اذان و اقامه باشه، معلومه شه رو حسابه.

میگه آقا بچه رو جاهایی که صدای آلوده است، صدای دنیاست، صداهایی که انسان رو از خدا غافل می‌کنه.

ولو این بچه ظاهراً هیچی نمی‌فهمه.

نبر ته-- این تحریک قوه سامعه‌ش داره درون مایه و خمیرمایه یک عمر بلکه ابدش رو می‌سازه.

اینکه ما میگیم آقا جوون، آقا جوون گوش نده این موسیقی مطربه، این حرامه، این گناهه.

به هر صدایی گوش نده.

یا میگه بچه رو بغل هر کسی نده.

بچه که به دنیا اومد بغل هر کسی نده.

دو تا اتفاق می‌افته.

یکی قوه لامسه‌ش داره تحریک می‌شه.

این قوه لامسه نباید با بدن هر کسی تحریک بشه.

باید یک طرف آدم معنوی‌ای باشه.

چرا می‌برن در بغل یه عالم میدن، یه عارف میدن؟

ها؟

و قوه بویایی‌ش هم به نوعی داره تحریک می‌شه.

بوی به هر بدنی یه بوی خاصی داره.

اصلا توی احکام ازدواج عجیب آقای بهجت می‌فرماید که برید اصلا بو کنید.

اجازه داده آقای بهجت میگه هـ-- این زوجین می‌خوان ازدواج کنن قبل ازدواج بدن همدیگه رو بو کنن.

ببینن اصلا بوی بدنشون دلنشین هست؟

نمی‌تونه یه وقت اون بوی این بدن رو تحمل کنه.

مشکل می‌شه.

انقدر ظرافت داره اون تحریک-- میگه چرا میگه تربت سید الشهدا اولین چیزی که به کام بچه میذاری تحریک بویایی، حس بویایی بچه است.

بوی سیب حرام امام حسین تحریک کنه.

قوه چشایی‌ش با تربت امام حسین برداشته بشه.

تحریک قوه چشایی‌ش.

آقا هر کسی شیر به این بچه نده.

هر غذایی به این بچه نده.

این‌ها درون مایه و خمیرمایه الی الابدش رو می‌سازه.

توجه کردی چقدر مهمه؟

هر چیزی رو نبینه، هر چیزی رو لمس نکنه، هر چیزی رو ادراک نکنه.

بعد از همون ابتدا شروع کنی خطوط کلی فکری، فکری رو براش این ساختمان یا هرم فکری‌ش رو تنظیم کنی که چگونه به اسلام بن-- نگاه کنه، چگونه به خدا و پیغمبر نگاه کنه.

همین نماز بخون بری بهشت، نماز نخونی جات جهنمه.

همین.

تموم شد.

این هرم فکری و ذهنی بچه باشه.

این درون مایه باید چنان قوی باشد که بتواند الی الابد بچه را بسازد.

خیلی این‌ها مهمه.

نه همین چند روز پیش اینجا داشتیم تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها رو می‌گفتیم.

بعدش که تموم شد نشستم اینجا سخنرانی کردم.

دیدم یه جوونی عجیب بین شما نشسته زل زده به من.

چهره‌ش خیلی آشناست.

خیلی-- می‌فهمیدم بالاخره ما روانشناسی هم خوندیم.

می‌فهمیدم این داره با یک حس سوال ورای شماها منو نگاه می‌کنه.

متفاوت از همتون که بعضیا از شاید سنه و نوم رو پای منبر ما آخوندها تجربه می‌کنید "ولا تأخذه سنة ولا نوم" که قبلا بحثش گذشت.

خواب این شکلی و این شکلی که خدا ندارد این دو خواب رو.

تو منبر ما آخوندها خواب سنه و نوم خوب تجربه می‌شه.

وقتی کله‌ش پایینه می‌خوابه نوم، بالا می‌خوابه سنه و بالعکسش هم گفتم.

حالا اون عجیب تمام وجودش درگیر صحبت‌های من و حتی قیافه من بود.

اینو فهمیدم.

منم تشخیص دادم آشناست.

تموم که شد اومد سمت ما با یه احساسی ما رو بغل کرد.

دیدیم ای بابا حدود پونزده سال پیش ایشون شاگرد بنده بوده.

پونزده سال پیش شاگرد بنده بوده.

الان ماشاءالله مهندس شده دست گل اومده متأسفانه تو این سازمان مشغول به کار شده [خنده] و داره تلف می‌شه.

حالا بماند حرف‌های سیاسی نزنیم.

این بنده خدایی یه جمله‌ای به من گفت.

گفت حاجی همون پونزده سال پیش برام کاملا همه اون حالات تداعی شد.

با چی؟

با همین تسبیح حضرت زهرا که جمع‌خوانی می‌کردیم.

حالا اون موقع صد و پنجاه تا دانش‌آموز، دویست تا دانش‌آموز با هم همه می‌گفتیم.

همه استغفرالله مؤمن و کافر با هم می‌گفتیم.

بلند یک صفایی داشت.

خیلی از بچه‌ها به جهت همین برکت جمع‌خوانی تسبیح حضرت زهرا مسلمون شدند.

اهل نماز شدند.

شما باور نکن.

انقدر برکت داشت.

حالا نه مثل جمع ما که تو چرت و بیداری می‌گیم و بیحالی اصلا اشکال وارد می‌کنیم و آقا اصلا باید ارزیابی کرد، بررسی کرد.

یه کمیته تشکیل داد ببینیم این نحوه تسبیحات آیا مشکل شرعی دارد، ندارد.

استفتاء کنیم این از کجا پیدا شده و بماند.

چرا اینطوری این حالاتش اینطوری شد؟

یه حالت می‌شه نیمچه یغزه‌ای براش ایجاد شد.

این یغزه، این بیداری.

چرا؟

قبلا با حواسش تحریک شده بوده، آشنایی بود.

آشنایی ب-برقرار بود بین این نوا، این تسبیحات و این، این نحوه صحبت‌های من، این صدا، این قیافه.

یه دفعه بیدار می‌شه.

توجه کردید؟

اینکه خیلی از ماها می‌بینی که عمرمون تموم می‌شه و هیچ خبری هم از معنویات آنچنانی و یغزه در ما نیست به جهت اون تمسلات بد، اون تحریکات حواس پنج گانه بیخود و نابجا و دنیوی که دنیست و پسته است از ابتدای بچگی‌ست.

مگر اینکه یغز-یغزه‌ای ایجاد شود.

یغزه هم کار خداست.

لذا اول آیه میگه "ومنهم" تمیز قائل می‌شه بعضی‌شون "میستمع الیک" گوش میدن.

بعد قبول نمی‌کنن.

پیداست بعضی گوش میدن و قبول می‌کنن.

کیا قبول می‌کنن؟

اون‌هایی که اون ز-- درون مایه شون از بچگی درست شکل گرفته.

این خیلی مهمه.

حالا شما شاید بگید آقا اما که گذشت.

خب مراقب بچه‌هامون باشیم.

بچه‌هامون رو کاملا بپاییم با چی؟

حواس پنج گانه‌شون تحریک می‌شه و حداقل خودمون هم حالا که خرابکاری شده بریم دنبال یغزه.

از خدا بخواهیم بیداری در ما ایجاد کنه.

حالا این با-- بیداری باید روش بحث کرد که یعنی چی؟

غوغاست دیگه.

بزرگان اهل معرفت ببینید در خصوص یغزه چه‌ها گفتن.

اگه توفیق شد فردا می‌گیم.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سلام الله علیكم و رحمه الله و بركاته