ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] می‌دونید که صیغه نذر در صورتی که بر زبان جاری بشه، اون نذر بر ما واجب میشه اداش.

شرعا واجب میشه و فرقی نمی‌کنه که این صیغه عربی جاری بشه بر لسان ما یا فارسی.

و مضمون صیغه به این صورت هستش که لله علي برای خداست که بر من این چنین کنم.

یعنی شما با خدا معامله می‌کنی.

امروز از دفتر آقا من این استفتارو کردم خودم.

که حالا اگر کسی بگه من با امام حسین معامله می‌کنم، نه با خدا.

ها؟

بعضیا می‌بینید عامه مردم این چنین هستن.

اشکالی هم نداره‌ها.

میگه که یعنی میگه من با امام حسین، نظرم با امام حسینه.

میگه من مثلا اگه امام حسین علیه الصلاة والسلام این حاجت منو داد، حالا توجه هم داره که امام حسین وسیله‌ست.

او به اذن الله می‌دهد.

تا که اگه امام حسین مثلا حاجت منو بده من هر روز مثلا اربعین آش میدم به عنوان مثال.

این نگفته لله عليکه گفته للحسین بن علی علي.

توجه کردید صیغه این چنین شده.

آیا اینم واجبه؟

دفتر آقا فرمودن نخیر، این دیگه شرعا بر او واجب نیست.

می‌تونه شر-- نذرش رو ادا نکنه.

دیگه از ریزه کاریای فقه دیگه.

اما در خصوص قلب مکنون نکته ظریفی رو اشاره کنیم و یک برداشت اخلاقی کنیم.

هنوز تو آیه بیست و پنج سوره انعام هستیم.

دقت می‌کردم به تفسیر نور آقای قرائتی دیدم یکی از نکاتی که ایشون بهش توجه داشته و خیلی زیبا بود این نکته بود که ابتدای آیه می‌فرمود "و منهم" این منهم رو دقت کنید "و منهم من يستمع إلي".

از اینا هستن از این‌ها یعنی همشون نیستن.

کلهم نیستن "و منهم" بعضیشون از اینا هستن که "يستمع إلي" میان حرف تو رو گوش میدن [سرفه].

در حالی که "وجعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه" یه کنانی، پرده‌ای رو قلبشونه که اینا نمی‌فهمن.

این پرده باعث میشه که حقایق رو نفهمن.

اگرچه آیات قرآن رو می‌شنون.

حالا شأن نزولش هم قطعاً مراجعه کردید دیدید مربوط میشه به داستانی که جالبه که حتی ابو سفیان، ابو سفیان سرکرده‌های کفر اون زمان یا نصر بن حارث که افسانه‌های پیشین رو حتی جالبه که دیدم تو تفاسیر بعضی از بزرگان نوشته رستم و افراسیاب اون موقع همین نصر بن حارث می‌اومده برای اعراب می‌گفته اون موقع، می‌گفته بعد اینام کیف می‌کردن.

هی می‌گفتن دوباره بیا برا ما بگو.

جالبه.

از عجم‌ها برای اعراب اینطوری مثلا از مثال‌ها و داستان‌های ما می‌رفتند.

حالا اسطوره‌های ما.

بعد وقتی که اینا می‌رفتند "و منهم" برمی‌گرده به این‌ها، می‌رفتند گوش می‌دادند "يستمع إليك".

قرآن رو گوش می‌دادند اما هیچ تأثیری درشون نمی‌گذاشت.

حالا اینجا داره قرآن بررسی می‌کنه.

این شأن نزولش این چنینه که بعد میان بهشون میگن شما که این همه آیه قرآن گوش دادی شد در شما تأثیر کنه؟

مثلا مثل همین نصر بن حارث می‌گفت نه بابا اینام همون استغفرالله همون-- چون آخر آیه چی میگه؟

"إن هذا إلا أساطير الأولين" اینا میگن.

اینا همون اسطوره‌ها و همون داستان‌هایی مثل رستم و افسا-افراسیاب که من برای شما می‌گفتم مثل اوناست.

استغفرالله این چنین می‌گفتن.

بعد شأن نزول این آیه نازل شده.

حالا قرآن داره می‌فرماید که اولا همشون این چنین نیستن.

بعضیاشون تأثیر می‌گرفتن، می‌اومدن گوش می‌دادن و برمی‌گشتن.

خیلیا هم اینطوری بودن.

حالا دقت بفرمایید کدوم یکی از این‌ها بودن که تأثیر نمی‌گرفتن؟

با یک لطافت خاصی خود قرآن داره م-می‌فرماید.

کیا بودند؟

"وفي آذانهم وقرا".

سنگین شده بود گوششون.

"يرى كل آية لا يؤمن بها".

کیا بودند همه آیات رو هم اگر نگاه می‌کردن ایمان نمی‌آوردن.

ببینید اینجا به زیبایی داره با یک لطافت خاصی بیان می‌کنه.

اهل نظر متوجه میشن.

خدا می‌فرماید "إذا جاؤك" وقتی اینا می‌اومدن پیش تو "يجادلونك".

"يجادلونك" اینا هم اهل جدل بودند.

اهل نزاع و جدل و بحث و-- اصلا نیومده بودند که تشخیص بدن حق از باطل چیه.

این نکته مهمیه.

"لذا يقول الذين كفروا إن هذا إلا أساطير الأولين".

چون اصلا نیومده بودند که حق رو بفهمند، فقط صرفا برای مجادله اومده بودند و بحث که مثلا طرفشونو مغلوب کنن و کنف کنن به قول ما اومده بودند.

لذا هیچ فایده‌ای...

این نکته مهمیه که گاهی اوقات ماها حتی در برابر شنیدن یه سری جریان‌های باطل هم این کار باطل رو انجام میدیم.

آقا باطله.

می‌دونیم باطله.

یقین داریم.

اما چرا مجادله می‌کنیم؟

میگه آقا "وجادلهم بالتي هي أحسن" به بهترین وجه حتی با دشمنتم بزرگان فرمودن حرف دشمنتم درست بشنو.

طرف اومده بود مس کرده بود تو محراب مسجد خودشو انداخت تو لبان پیغمبر ریختن صحابه بزنن پرتش کنن بیرون.

فرمود ولش کنید به من پناه آورده.

ولش کنید بذارید از این حالت خارج شه بعد درد دلشو بکنه.

ببینید این چگونه‌ست، این چطوریه.

شما ببینید این جدل رو برمی‌داره حتی در مواجهه با دشمناش.

جدل باعث میشه که میگه آقا جان حتی در برابر دشمنتم بذار حرفتو بشنوم.

مگه تو منطق نداری؟

مگر برهانت عین عرفانت نیست؟

مگر عرفانت عین قرآنت نیست؟

کتاب عرفان و برهان قرآن علامه سنزاده رو کسی بخونه میفهمه تا آخرش دیگه یعنی چی.

اگر اینا عین هم هست خب بشنو، بشنو نترس.

تو برهان داری برهان او رو هم بشنو.

یکی از مشکلاتی که اخیراً توی همین بحث فتنه‌ی اخیر پیش اومد این بود که بعضی از ماها اهل جدلیم و اکثراً هم اون‌ها اهل جدل بودند.

این مشکل هیچ وقت درست بشو نیست تا نخواهیم برهان نیاریم.

جالبه که ببینید حتی این شهید اخیری که بچهشو تلویزیون نشون داد، بچهشو آورده بودن گذاشته بودن رو سینش.

چقدرها گریه کردن این ملت با این حالت.

خانمش جمله‌ی کلیدی‌ای گفت.

گفت وقتی میخواست بره بهش گفتن که کلتتو با خودش-- با خودت ببر.

گفته بود من میخوام با اینا برم حرف بزنم.

من قصدم کشتن نیست که کلت برای چی ببرم.

میخوام برم با اینا صحبت کنم، نصیحتشون کنم.

الله اکبر.

شما منطق یه بسیجی و یه فدای امام حسین رو ببین تا بعضی از ما که چپ کشی بزن بکش.

توجه کردی چی شد؟

این‌ها بعد عقده‌ای بار میاره.

مثل اینکه من رفتم توی دب-دبستان خوبه، یکی از دبستان‌های خوب و نمونه برای مردم صحبت کنم در-در رابطه با نماز انگار که بمب انداختیم اون وسط.

مادرها شروع کردن داد و فریاد.

ولمون کنید حاج آقا بنزین فلان شده.

شما-- اصلاً ما نمیخوایم بچمون نماز بخونه.

چیو باید ببینیم؟

بعد یکیشون که خیلی قیافه نگاه میکردی ظاهراً عین شیطان بود اما شاید از من بهتر بود.

خب چه میدونی؟

ما ظاهرمون رو درست کردیم شاید و موهاش یه ذره بیرون بود.

گفتش که چطور ما یه ذره موهامون بیرونه میاد میزنه تو کله ما موتو بکن تو فلان.

حالا که الان مثلاً ما حرف داریم برای گفتن چرا بنزین گرون شده، شما حرف از نماز میزنی.

ببینید عقده شده رو دلش این کوبیدن تو سرش که بدون برهان و منطق.

خیلی از گرفتاری‌های ما اینجا ناشی از اینه اگر ما نمی‌تونیم حرفمون رو به کرسی بنشونیم حتی تو امر به معروف و نهی از منکر افراط کردیم.

تفریط که تا دلت بخواد داریم تو اون انجامش هم افراط داشتیم.

نتونستیم چگونه عمل کنیم.

خدا رحمت کنه.

باور کنید تا من این رو از منبع موثق ندیده بودم، خودم انقدر که کج خلقه‌ام شاید باور نمی‌کردم که امام موسی صدر چرا بهش می‌گفتن مسیح لبنان.

این حالت رو مثلاً می‌رفت، می‌رفته امر به معروف و نهی از منکر، نهی از منکر کنه برهان میاورده و برهان می‌شنیده.

می‌گفت شما برهانتون رو بگید.

اول هم جالبه.

بدونید امام موسی صدر چرا امام شده؟

امام موسی.

میگن اول برهان طرف مقابل رو می‌شنید.

بعد برهان میاورد.

میگن رفته بود یه کار عجیبی کرده بود.

اینم بگیم و السلام.

رفته بود توی کاباره.

توی حالا زندگی نامه‌ش ثبت شده.

میره توی کاباره میشینه میگن اه امام موسی صدر.

فکر کنید مثلاً رهبر عزیز ما حضرت امام مثلاً تشریف می‌بردن استغفرالله مثلاً کارا-کاباره.

مثل توپ صدا می‌کرد.

دیگه همچین شخصیتی.

اه دهان به دهان این به اون امام موسی صدر اومده کاباره.

تازه اون محله‌ی خاصی که اون کاباره بوده یه جایی بوده که هر کسی اصلاً قدم اونجا نمی‌زده.

مثل توپ صدا می‌کنه.

ایشون اومده کاباره.

جالبه میره میشینه سر میز میگه بیارید برام.

چی بیاریم؟

همون که برای همه میارید.

اینجا مشروب سرو می‌کنن برای همه.

بله بیارید برای منم بیارید.

اصلاً همه می مونن.

چی کار کنیم؟

نیاریم؟

میخواد چی کار کنه؟

خلاصه یکی دلش رو میزنه به-- از این گارسونه به دریا میاره.

مشروب رو میذاره جلوش.

به نظر شما چگونه رفتار میکنه؟

حالا ما بودیم بلند میشدیم لگد میزدم زیر میز و شمشیر رو بر-برمی‌کردیم.

از رداش از تو این جیب قباش یه تیکه جگر، یه تیکه جگر سالم برمی‌داره میندازه توی چی؟

این مشروبه.

بعد میگه خب حالا با هم صحبت کنیم.

نظر شما در رابطه با مشروب چیه؟

همینطوری شروع میکنن برهان اون‌ها رو شنیدن.

بعد برهان خودش رو عملی نشون میده.

یه مدت می‌گذره تو بحثشون میگه ببینید این جگر چه بلایی سرش اومد توسط این مشروب.

چگونه جمع شده؟

چگونه سلول‌هاش از هم پاچیده؟

اینه که اسلام نهی میکنه بخاطر اینه.

بخاطر خودتونه.

عزیزان دلم، اسلام میخواد شما سالم باشید.

آقا همه‌ی اینا مریدش میشن.

و جالبه یکی از اون‌ها میگن شهید راه امام موسی صدر میشه.

همون مشروب خورا.

آدم بدونه چگونه رفتار کنه.

به خدا این فطره دیگه.

فطرت که همه دارن.

کل مولود یولد علی الفطره.

حواسمون جمع باشه.

میگه اون کسایی قلبشون در یک کنا نیست که نور الهی درش نمیره، که اهل مجادله‌اند.

اصلاً برهان مرهان سرشون نمیشه.

فقط میخوان دعوا راه بندازن و نزاع.

خدا نکنه ما بچه حزب‌اللهی یا حامیان یا ولایتی‌ها گرفتار این قصه بشیم.

انشاالله عاقبت بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد