ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

احتیاط فجر صادق در همهٔ شب‌ها

از رهبر معظم انقلاب استفتا شده است که احتیاط پس از اذان صبح برای اطمینان از وقوع فجر صادق — چند دقیقه صبر و سپس خواندن نماز — ویژهٔ شب‌های مهتابی است یا شب‌های غیر مهتابی را نیز در بر می‌گیرد. پاسخ آن است که این احتیاط به شب‌های مهتابی اختصاص ندارد؛ در همهٔ شب‌ها پس از اذان صبح چند دقیقه — و نزد برخی تا یک ربع یا حتی بیست دقیقه — صبر می‌کنند تا از تحقق فجر صادق مطمئن شوند و آن‌گاه نماز صبح را به جا آورند. این عمل احتیاط است و واجب نیست.

قلب مختوم؛ پایان راه هوای نفس

تشنگان این معارف وظیفۀ گوینده را سنگین‌تر می‌سازند. روزی که این بحث پس از نماز عصر آغاز شد و میان دو نماز سخن گفته نشد، کسانی گمان کردند جمعیت پراکنده می‌شود؛ گفته شد هر که تشنه است بنشیند. الحمدلله بیشتر نشسته‌اند و همین تشنگی تکلیف را سنگین‌تر می‌کند. امید آن است که این قافله در عمل به سرمنزل مقصود رسد.

بحث در قلب مختوم بود و آیات آن پیشتر آورده شد. از خطرناک‌ترین حالات آن است که کار انسان به جایی رسد که در درگاه الهی ختم قلب اعلام شود؛ یعنی تا پایان راه، هوای نفس را پیش برد و خواهش دل را که با دستورات الهی ناسازگار است، تبعیت کند.

رشد و انحراف، هر دو قدم‌به‌قدم‌اند

نکتهٔ اساسی آن است که چه در مسیر خودسازی و چه در مسیر انحطاط — یعنی تبعیت از هوای نفس — انسان قدم‌به‌قدم پیش می‌رود؛ نه یک‌باره. انحرافات شیطانی و رشد رحمانی هر دو تدریجی‌اند. از حیث مخالفت با نفس نیز باید گام‌به‌گام پیش رفت. اگر یک روز نماز صبح قضا شود و در همان حال کسی ادای اهل معرفت درآورد و هندوانه را چنان بخورد که مزه‌اش فهمیده نشود، در حالی که نماز صبح‌اش ترک شده، سودی ندارد. دستور سلوک روشن است: پله‌پله پیش برو؛ نخست واجبات را درست کن و محرمات مسلم را ترک کن.

وزن‌کشی معنوی در مجالس

استاد آقای حق‌شناس نقل کرده‌اند که حضرت امام رحمه‌الله می‌فرمودند یکی از اسرار نشست و برخاست در این جلسات و پای منبرها، وزن‌کشی معنوی است. وزن‌کشی همان است که ورزشکار هر روز خود را می‌سنجد تا بداند چه اندازه پیشرفت کرده و بر رشد خویش بیفزاید. در این مجالس نیز باید خود را سنجید: وضعیت کنونی را با آیات و روایات تطبیق داد و دید وزن معنوی تا چه حد است.

برنامهٔ درازمدت شیطان

در وادی هوای نفس مراقبت سخت‌تر است. برنامهٔ شیطان — چنان‌که پیشتر گفته شد — چندین‌ساله و حتی چهل‌ساله است؛ یک‌ساله ایمان را نمی‌گیرد. خرده‌خرده، خطوه خطوه، قدم‌به‌قدم انسان را جلو می‌برد تا روزی که خود انسان ببیند کجا ایستاده است.

حکایت حرم رضوی

یکی از فضلا — نام استاد و شاگرد هر دو پوشیده می‌ماند — نزد استاد آمد، فریاد زد و گریه‌کنان به پای او افتاد که به دادم برس. پرسیدند چه شده. گفت تازه دانستم چه بلایی بر سرم آمده. در حرم علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام یک لحظه به خود آمدم و دیدم از لای شبکه‌های ضریح، به قسمت بانوان می‌نگرم. ضریح در آغوش بود، اما توجه به زنانی رفته بود که آن سوی ضریح را گرفته بودند. تازه فهمیدم شیطان تا کجا پیش آمده است.

روز نخست چنین نبود. روز نخست که ضریح را در بر می‌گرفت چنان می‌گریست که می‌خواستند به‌زور جدا کنند. اما خرده‌خرده باید دانست کجا ایستاده‌ایم؛ حالات امروز را با سال‌های پیش — نمازها، اشک، عبادات، برنامه — مقایسه کرد تا آشکار شود در بیست‌سال، سی‌سال یا چهل‌سال رو به رشد بوده‌ایم یا رو به پسرفت. اگر رشدی نبوده و حال بدتر شده و توفیقات کاسته، خطر بسیار است.

داستان مؤذن و نقد یک‌نگاه‌انگاری

داستانی در منابر بسیار شنیده شده است: مؤذنی بر مأذنه رفت تا اذان گوید. در میان اذان چشمش به حیاط خانهٔ روبه‌رو افتاد؛ دختری خوش‌سیما و بی‌حجاب لباس می‌گسترد. نگاه را ادامه داد و دل باخت. نشانی خانه را گرفت و پس از اذان به خواستگاری رفت. خانواده مسیحی بودند. پدر گفت اگر داماد ما شوی باید از اسلام دست بکشی و مسیحی شوی. پذیرفت و اسلام را کنار گذاشت — همان مؤذن مسجد. روزی که می‌خواستند خطبه بخوانند و به حجله روند، از پله‌های خانه‌های کهن بالا می‌رفت؛ پایش لغزید و پس از اختیار مسیحیت با سر به زمین خورد و جان سپرد؛ به آن زن نرسید. می‌گویند یک نگاه او را از اسلام بیرون برد.

این سخن از بن نادرست می‌نماید. محال است کسی که مؤذن مسجد بوده با یک نگاه یک‌باره اسلام را ترک کند. ایراد آنجاست که توجه نشده: آن مرد قطعاً سالیان سال گرفتار نگاه آلوده بوده و نگاهش رها شده است. کسی که خودنگهداری داشته باشد با یک نگاه به جایی نمی‌رسد که نماز را رها کند و دین را کنار بگذارد. چنین تفسیری تخفیف جایگاه نماز و مؤذن و اذان است. آن مرد — هر که بوده و تاریخ نقل کرده — خطوه خطوه شیطان با او راه رفته؛ آهسته‌آهسته دعوتش کرده و کشانده تا جایی که خودنگهداری چشم رها شده؛ راحت می‌نگریسته و در ظاهر نماز نیز می‌خوانده؛ خرده‌خرده به جایی رسیده که این بلا بر سرش آمده است.

بیم از ختم تدریجی قلب

مقصود آن است که باید ترسید از آنکه گام‌به‌گام به سویی رویم که سرانجام آیهٔ ختم بر دل‌ها تحقق یابد:

«خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ» (بقره/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا بر دل‌هایشان مهر نهاده است.

قلب مختوم میوهٔ پایان راه هوای نفس است، نه آغاز یک گناه. احتیاط فجر صادق یادآور دقت در ظاهر عبادت است؛ اما درس اصلی دقت در باطن سیر است: وزن‌کشی پیوسته با آیات و روایات، اقامهٔ واجبات و ترک محرمات مسلم پیش از لطایف تصنعی، و دانستن اینکه فاجعه‌های بزرگ معنوی معمولاً میوهٔ سال‌ها سهل‌انگاری‌اند. نگاه آلودهٔ یک‌روزه کمتر کسی را یک‌شبه از دین بیرون می‌برد؛ اما نگاه رها‌شدهٔ سالیان، خودنگهداری را می‌فرساید تا روزی که یک حادثه پرده را کنار زند. حکایت حرم نیز همین است: روز نخست ضریح را با اشک می‌چسبید؛ سال‌ها بعد ضریح در آغوش بود و چشم جای دیگر. پس باید از ختم تدریجی ترسید، نه تنها از سقوط ناگهانی. عاقبت ان‌شاءالله ختم به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.