ددرس‌گفتارها

[همهمه] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

[مکث] از رهبر عزیز استفتاء شده که وقت نماز عصر تا کیه؟

ایشون فرمودن تا غروب آفتاب.

خب مردم، عامه مردم متاسفانه غروب آفتاب رو اذان فرض می‌کنند و این غلطه.

غروب آفتاب البته بنا به فصل‌ها، روزها فرق می‌کنه ولی معمولا بین هجده تا بیست دقیقه قبل از اذان مغربه.

یعنی مثلا حدود بیست دقیقه مونده به اذان مغرب دیگه نماز عصر قضاست.

اگه کسی بخونه اون موقع قضاست.

حالا برای اینکه من امروز صبح از دفتر سؤال کردم حکم اون‌هایی که تو اون فاصله خوندن در حالی که فکر می‌کردن ادایی چی؟

عده‌ای از مردم گمانشون اینه، این بوده فکر می‌کردن که آقا وقت نماز عصر تا اذان مغربه تو یعنی بعد از غروب آفتاب خوندن.

دفتر فرمودن که چون گمان می‌کرده اداست نمازهایی که تا حالا اون موقع خونده درسته نیاز به قضا کردن نداره اما از الان به بعد که حکمو فهمیده باید اینو لحاظ کنه.

پس وقت مخصوص نماز عصر میشه چهار رکعت مونده به غروب آفتاب، نه اذان مغرب.

اینو یادمون باشه.

در خصوص قلب مختوم ما داشتیم صحبت می‌کردیم و آیاتی رو عرض کردیم و روایاتی پیرامونش و صحبت کردیم که بدترین عاملی که خطرناک‌ترین عاملی که باعث میشه ما به جایی برسیم که قلبمون مهر بخوره [سرفه] و از درک حقایق عاجز بشه، هوای نفس است.

که همین هوای نفسه که انسان را به کفر و شرک و گناهان دیگه می‌کشونه.

بعدم شیطان یه دفعه یه روزه و دو روزه نمیاد برنامه ش یه هفته و یه ماهه نیست.

یه ساله حتی نیست.

یهو یه برنامه بیست ساله، سی ساله، چهل ساله برای ما داره.

خطوط وات شیطان پله پله، قدم به قدم ما رو جلو می‌بره.

اینجوری نیست که یه دفعه همه چی رو از ما بگیره.

[مکث] و مثلا مرحو-- خدا رحمت کنه از استاد حق شناس رو در سخنرانیشون می‌فرمودن که اِاِاِ من در حالت مکاشفه چون یه جلسه ایشون داشتن تقریبا حالت خصوصی داشت با طلاب به جز اون جلسه‌ای که تو مسجد ارمین و دوله داشتن، اونجا تو جلسه خصوصیشون بعضی از مکاشفاتشون رو می‌گفتن و بعضا ما خدمتشون می‌رسیدیم اونجا.

یکی از مکاشفاتی که ایشون می‌فرمودن تو این کتاب مواعظشون هم هست.

[نفس عمیق] می‌فرمودن که من دیدم ریسمان‌هایی از آسمان به پایین آویخته شده.

این ریسمان‌ها نورانی‌ان و انتهاش تا بی‌نهایت رفته و اصلا مشخص نیست دیگه در آسمان‌ها محو شده و این‌ها در دسترس عموم مردمن.

متوجه شدم در خواب از نورانیت این ریسمان‌ها که این‌ها همون اِاِاِ اعتصام به خدا هستن، حبل الله‌ان، جلوه‌های اعتصام با خدا هستن.

حالا دامان اهل بیت‌ان، به هر طریقی یک جلوه‌هایی از ریسمان الهی‌ان.

بعد می‌دیدم که مردم دسته دسته میان که به این ریسمان‌ها چنگ بزنن.

عده‌ای موفق میشن، عده‌ای تا دست میارن که ریسمانو بگیرن، ریسمان محو میشه و دست خالی بر می‌گردن.

اونجا میگه متوجه شدم که بسیاری از همینایی که حتی مذهبی هستن، گمانم می‌کنن دارن چنگ به ریسمان الهی می‌زنن، دستشون نرسیده، فکر می‌کنن رسیده.

چرا؟

لا یمسه إلا المتحرون.

اصلا نمیشه مس کرد قرآن و عترت رو مگر به حالت پاکیزگی، دوری از هوای نفس.

و حالا ما دیروز یه حدیث رو می‌خواستیم بگیم نشد، اونو بگم که این حدیث مبنای بسیاری از بحث‌ها میشه.

تا حالا ما تبرکا عرض می‌کنیم که در کتاب شریف بحارالانوار جلد شصت و نه صفحه صد و بیست و پن-- صد و بیست و چهار و صد و بیست و پنج مرحوم مجلسی این روایت رو آورده.

روایت مبسوطی‌ست.

مختصرش اینه، لب مطلب که کسی به امام صادق سلام الله علیه عرض کرد آقا شما گفتید وقتی شیطان اومد فاستعذ بالله به خدا پناه ببرید.

آیا میشه تشخیص داد که شیطان کی میاد؟

حضرت اینچنین فرمودن که ولن تقدر على هذا نه شما قدرت پیدا نمی‌کنید که درک کنید شیطان کی میاد.

ولی یه راهکاری حضرت میده که می‌فرماید می‌تونید تشخیص بدید این الهامی که به قلب شما شد این کارو بکن، اون کارو نکن، این حرفو بزن، اون حرفو نزن، اینجا رو نگاه کن، اینجا رو نگاه نکن.

این الهام رحمانیه یا شیطانیه؟

چهار تا راهکار حضرت داده که این‌ها باید با هم و با دوام باشه چون قید اولش میگه به دوام.

حضرت می‌فرماید إلا یعنی شما نمی‌تونید مگر.

إلا به دوام المراقبة.

به دوام مراقبه.

بعضیا مراقبه دارن یه روز، دو روز، یه ماه، یه سال ولی یه دفعه ولش می‌کنن.

دوام مهمه اینجا.

به دوام المراقبة.

حالا خدا رحمت کنه علامه طباطبایی می‌فرمود اول مراقبه، وسط مراقبه، آخر مراقبه.

اصلا بدون مراقبه نمیشه.

یعنی پلیس نفس شدن، کشیک نفس کشیدن.

مثل یه منطقه حساس نظامی که دست شما میدن میگن شما حراستش کن.

اسلحه هم دستت میدن.

دستت رو ماشه آماده‌ست، دشمن اومد سریع بزنی.

یه همچین حالتی انسان برای خودش باید داشته باشه.

آن به آن فرق می‌کنه با اون محاسبه قبل خواب.

اون یه چیزه، این یه چیز دیگه است.

آن به آن باید مراقب و-واردات و صادرات وجودش باشه.

اینا فرمایشات حضرته برای کسی که بتونه تشخیص بده این الهام الهیه یا شیطانیه که خودشو حفظ کنه و الا می‌بازه.

دو والاستقامة علی بساط الخدمة یعنی تو این راه خدمتی که پیش گرفته از هر حیث، چه خدمت به دینه، خدمت به امامه است، چه خدمت به جامعه‌ست، به مسلمینه، به مردمه، به ذوعفاس، به فقرا یا خدمت به نفس خودشه، به نه-- بخواد به خودش داره خدمت می‌کنه.

میگه اینجا استقامت به ورزه.

مستقیم بودن، ثابت قدم بودن.

اهدنا الصراط المستقيم نه یعنی یک راهی که صافه و مثلا همواره و فقط همین و بسه.

یعنی راه کسایی که اونجا مستقیمن، ثابت قدمن، تا یه تقی به توق بخوره ایمانشونو از دست نمیدن، محکم‌ان، استوارن.

[سرفه]