ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

در بحث قلب اللعن یک بار دیگه آیه رو قرائت کنیم.

توجه داشته باشید منظورم از این قرائت اینه که خب چندین جلسه ما راه‌هایی که دل رو نرم می‌کنه گفتیم.

منتها توجه به این نکته است که این کارها و این اسباب و این لوازم یک مؤثر داره که اثر رو اون می‌بخشه.

این رو باید خیلی توجه در حرکت توحیدی، در نگاه توحیدی لا مؤثر فی الوجود الا الله تمام شد.

یعنی اگرم ما اعمالمون اثری می‌کنه، تأثیری داره، همش کار خداست.

ما أصابک من حسنة فمن الله.

آنچه که به تو اصابت می‌کنه از حسنه، خیر و خوبی همش از الله.

این نگاه توحیدی رو اگر ما نداشته باشیم سرازیری میریم به سمت-- سرازیری می‌شیم به سمت جهنم.

آیه بیست و سه سوره زمر بود الله نزل احسن الحديث.

اینجا قرآن خودش رو احسن الحديث معرفی کرده و خدا نازل کننده این کتاب.

الله نزل خداست که نازل کرده.

کتاب، کتاب خداست.

الله اکبر.

آدم همین، همین رو توجه بکنه که کتاب، کتاب خداست.

الله نزل.

شما نسبت به اینکه آقا صاحب این کتاب کیه، چه کسی قلم زده، مؤلفش کیه، نسبت به همون وزانت اون شخص برای کتابش ارزش قائل می‌شه.

حالا الله، الله نزل.

اونم احسن الحديث.

الله اکبر.

کتابم متشابهم مثانی تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم وقلوبهم到ذكر الله.

خب عرض کردیم که این کتابیه که یه بلایی سر اهل ایمان میاره که تقشعر منه جلود.

این جلشون رو، پوستشون رو یعنی ظاهرشون رو چنان در هم می‌ریزه، لرزش ایجاد می‌کنه درشون، یه حالت خشیت.

يخشون ربهم از ترس پروردگارشون.

اون خشیت خدا که می‌گیرشون، لرزش در وجودشون ایجاد می‌کنه.

إذا زلزلت الأرض زلزالها.

این ارضه، این بدنشون وقتی می‌لرزه، لرزشی که کسی نمی‌تونه تصورش رو بکنه.

بعد ثم تلين.

حالا کی این لرزش رو ایجاد کرد؟

يخشون ربهم همش از پروردگارشونه، کار اونه.

ثم تلين جلودهم وقلوبهم到ذكر الله.

بعد اینا دو مرتبه از اون حالت برمی‌گردن هم جلو هم جلشون، جلودهم و هم باطن‌شون و قلوبهم.

اصلا قلب اللعن از اینجا دراومده که از این آیه، از اینجا درآوردیم.

یعنی دو مرتبه خدا یه کاری با اینا می‌کنه.

چرا؟

چون می‌فرماید到ذكر الله با ذ-- با یاد الله اینا، اون جلشون یعنی ظاهرشون، قلبشون هم که باطنه یعنی ظاهر و باطن‌شون تلين و نرم می‌شه، آرامش پیدا می‌کنن.

آرامش دوباره به اینا برمی‌گرده.

از اون لرزش و خشیت برمی‌گردن به آرامش و سکینه قلبی و اینا.

حالا بحث ما اینجاست.

ذلک.

یه سؤال می‌خوام مطرح کنم.

ذلک hudالله يهدي به من يشاء.

اون ذلک مثل اول سوره بقره می‌فرماید ذلک الكتاب لا ريب فيه.

آن کتاب اشاره به دورم هست.

هذا الكتاب نه، آن کتاب.

می‌فرماید ذلک hudالله يهدي به من يشاء.

آن هدایت خداست که هرکیو بخواد باهاش هدایت می‌کنه.

برای خود من سؤال شد.

همین امروز به این توجه کردم.

خواستم پرونده قلب اللعن رو دیگه تو جمعمون جمع کنیم بریم سراغ قلب جدید.

گفتم یک بار دیگه آیه رو بخونم این به ذهنم متوالد شد.

این ذلک به کجا می‌خوره؟

آن هدایته.

قرآن هدایت اینجا منظور اینجا قرآن که هدایت الهی هست.

خب اما منظور از این ذلک hudالله اون هدایت خداست که هرکیو بخواد باهاش هدایت می‌کنه قرآنه یا این حالتیه که در اهل ایمان ایجاد می‌ک-می‌شه؟

سؤاله دیگه.

حالا شما تو ذهن خودتون ببینید می‌تونید اجتهاد کنید از ذهنتون که بالاخره این ذلک به کجا می‌خوره؟

قرآن رو داره می‌گه که هرکیو بخواد باهاش هدایت می‌کنه یا این حالتی که الان گفتین از اون خشیت یهو میاره به حالت آرامش و نرمی دل یا این هدایته که هرکیو بخواد هدایت کنه با این کار هدایتش می‌کنه خدا.

و من بررسی کردم.

مفسرین مختلف رو، تفاسیر رو رجوع کردم.

دیدم عده‌ای معتقدند که این کتابه، قرآنه.

بعضی از مفسرین معتقدند که این منظور همین ذلک می‌خوره به قرآن.

اما جالب بود برام که نظر علامه طباطبایی این نبود در المیزان نظر علامه طباطبایی این بود که این ذالکه می‌خوره به همین حالتی که در اهل ایمان ایجاد می‌شه.

این هدایت الهیه.

یعنی قرآن خود قرآن بسیاری رو به جهنم می‌بره.

خود قرآن.

درسته؟

"ولا يزيد الظالمين إلا خسارا".

اهل ظلم از قرآن جز خسارت چیزی گیرشون نمیاد.

عجب!

برای مؤمنین رحمت شفاس.

"شفاء للما في الصدور" اما برای اهل ظلم "ولا يزيد الظالمين إلا خسارا".

اون حالت مهمه، اون هدایته، اون حالتی‌ست، اون نرمش قلبی‌ست که در درون ایجاد می‌شه.

اون کار خداست.

توجه کردی چی شد؟

این که آدم صرفا قرآن بخونه که نمی‌شه بگیم این هدایت الهیه که.

خب اون کسی هم که رو سینه امام حسین نشست قرآن می‌خوند.

خیلی‌هاشون حافظ قرآن بودن دیگه.

اما اون حالته، اون نرمشه که از ولایت بیرون میاد.

مثلا اون آیه شریفه که آیه هفت سوره رعد رو سریع من ذهنم رفت اونجا رفتم تفسیر اون رو هم دیدم.

"انما انت منذر" هست.

خدا به پیغمبر فرمود فقط انذار دهنده تویی.

انما حصر دیگه.

"انما انت منذر" انذار دهنده تویی.

"ولكل قوم هاد".

برای همه قوم‌ها هم یه هادی، یه هدایتگری، هدایت کننده‌ای هست.

بعد تفاسیر رو دیدم تفاسیر اهل بیت فرموده بودند که این هدایتگر این هاد امیرالمؤمنینه.

مثلا امام ابن عباس روایت می‌کنه که وقتی این آیه نازل شد پیغمبر دست به سینه مبارکش گذاشت فرمود "انا منذر".

بعد اشاره به شانه‌های مولا امیرالمؤمنین کرد فرمود "انت الهادي بک يهتدى المهتدون بعدی".

به تو همه بعد از من هدایت می‌شن.

اون هدایتگر اصلا ولایت کلی الهی است که همش در مولا علی علیه الصلاة والسلام جمعه.

یعنی قرآن بدون ولایت هم هدایت نداره.

قرآنی هدایت داره که ولایت همراهشه.

ولایت از درونش می‌جوشه.

اصلا اون هدایته، اون حالتی که ایجاد می‌شه.

حالا برای این که این رو خوب متوجه بشیم حوصله کنید من یه چند خط از فرمایش علامه طباطبایی رو براتون بخونم.

البته وقتی به اینجا می‌رسه.

داره همین آیه رو ذیل این آیه‌ای که الان خوندیم توضیح می‌ده.

اشخاصی که-- کجاس این؟

خواستید ببینید ذیل آیه بیست و سه سوره زمر در المیزان.

اشخاصی که از مقام و عظمت پروردگارشان خشیت دارند، همون "يخشون ربهم" با شنیدن آیات آن متوجه ساعت کبری و عظمت الهی شده، همون "تخشعر منها جلود" و پوست بدنشان جمع می‌شود.

می‌لرزند، می‌ترسند.

ولی پس از مدتی بار دیگر پوست بدنشان نرم می‌گردد و دل‌هایشان آرامش می‌یابد.

همون "ثم تلين جلودهم و قلوبهم".

خب تا اینجا.

و دل‌هایشان آرامش می‌یابد چون به یاد خدا می‌افتند.

چون می‌فرماید "الى ذكر الله" چون به یاد خدا می‌افتند و همین یاد خدا، اینجا رو دقت کنید.

علامه می‌فرماید و همین یاد خدا به آنها آرامش نفس و سکون می‌دهد.

این حالت جمع شدن پوست و سپس آرامشی که از یاد خدا به آنها دست می‌دهد هدایت خداست.

پس اون ذالکه رو علامه زده به چی؟

به این حالت.

این تیکش رو دوباره می‌خونم.

این حالت جمع شدن پوست و سپس آرامشی که از یاد خدا به آنها دست می‌دهد هدایت خداست که فقط نصیب کسانی می‌شود که استعداد هدایت پذیری را در خود از بین نبرده‌اند و با اشتغال به امور چون فسق و ظلم و معصیت مانع از هدایت خویش نشده‌اند.

این چنین افرادی هستند که خداوند به فضل خود اراده کرده و هدایت را شامل حالشان می‌نماید.

این هدایت رو شامل حالشون می‌-- "انا هدينا الصراط المستقيم اما شاكرا واما كفورا".

ما هدایت رو به شما می‌رسونیم.

می‌خوای پس بزن، می‌خوای قبول کن.

اختیار با توه.

اراده، اراده‌ش دست توه.

اینو دقت بکنید چقدر این اهمیت این رو داره می‌رسونه که این حالت نرم شدن قلب همون هدایت الهیه.

یعنی اگر کسی خلاصه اذیتتون نکنم.

خلاصه امروز.

اگر کسی دلش نرم نیست اولا از شنیدن آیات الهی نمی‌لرزه، نمی‌ترسه.

ذکر خدا که میاد خشیت بهش دست نمیده.

ثانیا بعد از اون بعد از اینکه متذکر حضرت حق شد آیات رو شنید بر نمی‌گرده به حالت سکون، آرامش، سکینه، اطمینان.

اون نرمش قلب که نشانه رقت و نرمش قلب می‌شه چی؟

می‌شه اشک.

درست شد؟

کسی که این حالت رو نداره هدایت رو پس داده.

این خیلی ترس باید بترسه.

کسی که نرم نیست دلش.

کسی که دلش نرم نیست قبلا گفتیم اشکش هم نمیاد.

اشک نماینده و نشانه رقت قلبه.

نرمی قلبه.

قلب نرم شد اشک جاری می‌شه.

شما ببینید تمام اولیا بدون استثناء اشک عجیبی داشتن.

اشکشون به قول قدیمی‌ها دم مشکشون بود.

خدا رحمت کنه آقای رئیسی رو دیدید تو نماز مثلا حاج قاسم چه اشکی می‌ریخت یا اینایی که نزدیکش بودن اینا تعریف می‌کنند.

می‌گن هر وقت که ما روضه می‌خوندیم اولین کسی که هه هه گریه‌ش بلند بود آقای رئیسی بود.

اشکی که جاری می‌شه نشان دهنده چیه؟

نرمش قلبه.

در پس هدایت الهی.

این، این خیلی مهمه.

لذا ما هر روز داریم تو نماز اینو می‌خوایم.

مثلا الان داریم می‌فهمیم هر روز تو نمازمون داریم به صورت واجب از خدا می‌خوایم دل ما رو نرم کن، دل ما رو نرم کن، دل ما رو.

چرا؟

"اهدنا الصراط المستقيم".

این وادی ولایته.

نرمی و رقت قلبه.

انشاالله که عاقبت ما ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.