ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 020

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

مؤثر حقیقی در نرم‌شدن دل

در سلسلهٔ بحث قلب لین، بار دیگر آیهٔ محوری قرائت می‌شود؛ نه برای تکرار لفظ، بلکه برای روشن‌کردن این نکته که اسباب و لوازم نرم‌شدن دل هرچه باشند، مؤثر حقیقی یکی است. در حرکت توحیدی باید دانست: لا مؤثر فی الوجود إلا الله. اگر اعمالی اثری می‌گذارند، همان اثر نیز کار خداست؛ وگرنه نگاه توحیدی می‌شکند و انسان به سراشیبی شرک عملی می‌لغزد.

«مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ» (نساء/۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه از نیکی به تو رسد از خداست.

هر حسنه و خیر که به انسان می‌رسد از الله است. این نگاه اگر نباشد، دل از توحید تهی می‌شود و مسیر به سوی هلاکت می‌رود.

احسن الحدیث و خشیت اهل ایمان

آیهٔ بیست‌وسه سورهٔ زمر قرآن را أحسن الحدیث می‌خواند و نازل‌کننده را الله معرفی می‌کند. کتاب، کتاب خداست. انسان دربارهٔ هر نوشته‌ای به قدر منزلت مؤلفش ارزش می‌نهد؛ اکنون مؤلف، الله است و سخن، أحسن الحدیث. پس باید با همان سنگینی و ادب به قرآن نگریست.

«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ» (زمر/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا نیکوترین سخن را فروفرستاد؛ کتابی همگون و مکرر؛ پوست کسانی که از پروردگارشان می‌هراسند از آن به لرزه می‌آید؛ سپس پوست و دل‌شان به یاد خدا نرم می‌شود.

این کتاب برای اهل ایمان حالتی پدید می‌آورد که پوست، یعنی ظاهر وجود، از آن به لرزه می‌افتد؛ همان خشیتِ «یخشون ربهم». لرزشی است که تصور کاملش دشوار است؛ گویی زمینِ بدن به زلزله می‌افتد. آن‌گاه «ثم تلین»: پس از آن لرزش، هم ظاهر (جلود) و هم باطن (قلوب) به یاد خدا نرم می‌شود و آرامش بازمی‌گردد. عنوان «قلب لین» از همین آیه برگرفته شده است: خدا با یاد خویش، ظاهر و باطن را از خشیت به سکینه می‌برد.

ذٰلک هدی الله؛ مرجع اشارت

پس از توصیف آن حالت، آیه می‌گوید: ذٰلک هدی الله یهدی به من یشاء. اشارهٔ «ذٰلک» مانند «ذٰلک الکتاب» در آغاز بقره است؛ اشاره‌ای به دور و با عظمت، نه اینِ نزدیکِ ساده. پرسش دقیق این است که مرجع هدایت چیست: خود قرآن به‌عنوان کتاب هدایت، یا همان حالتِ خشیت‌سپس‌نرمی که در اهل ایمان پدید می‌آید؟

«ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ» (زمر/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن هدایت خداست؛ هر که را بخواهد بدان راه می‌نماید.

با رجوع به تفاسیر روشن می‌شود که گروهی «ذٰلک» را به قرآن می‌زنند. اما علامه طباطبایی در المیزان بر آن است که اشارت به همان حالتی است که در اهل ایمان پدید می‌آید: جمع‌شدن پوست از خشیت و سپس آرامشی که از یاد خدا می‌رسد. آن حالت، هدایت الهی است. صرف قرائت لفظ قرآن لزوماً هدایت نیست؛ قرآن برای ظالمان جز خسارت نمی‌افزاید.

«وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» (اسراء/۸۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستمکاران را جز زیان نمی‌افزاید.

برای مؤمنان شفا و رحمت است؛ برای اهل ظلم خسارت. پس مدار، حالت نرمش قلبی است که خدا می‌آفریند. بسیاری در کربلا حافظ قرآن بودند و بر سینهٔ امام حسین علیه‌السلام قرآن می‌خواندند؛ اما آن حالتِ نرمی که از ولایت می‌جوشد در آنان نبود. هدایت حقیقی با ولایت گره خورده است.

هادی امت و ولایت

آیهٔ هفت سورهٔ رعد همین پیوند را نشان می‌دهد: پیامبر منذر است و برای هر قوم هادی‌ای هست. در روایات اهل‌بیت، هادی امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. ابن‌عباس نقل می‌کند که چون آیه نازل شد پیامبر دست بر سینه نهاد و فرمود أنا المنذر؛ سپس به شانهٔ مولا اشاره کرد و فرمود أنت الهادی؛ بک یهتدی المهتدون بعدی. هدایتگر، ولایت کلیهٔ الهی است که در علی علیه‌السلام جمع شده است. قرآن بدون ولایت، هدایت کامل ندارد؛ قرآنی هدایت می‌کند که ولایت از درونش بجوشد.

«إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (رعد/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز این نیست که تو بیم‌دهنده‌ای؛ و برای هر قومی راهنمایی است.

بیان علامه در المیزان

علامه ذیل آیهٔ بیست‌وسه زمر می‌نویسد: کسانی که از مقام پروردگار خشیت دارند، با شنیدن آیات به عظمت الهی متوجه می‌شوند؛ پوست بدنشان جمع می‌شود و می‌لرزند. سپس بار دیگر پوست نرم می‌گردد و دل‌ها آرامش می‌یابند، چون به یاد خدا می‌افتند. همان یاد خدا آرامش نفس می‌بخشد. علامه تصریح می‌کند: این حالتِ جمع‌شدن پوست و سپس آرامشِ ناشی از ذکر، همان هدایت خداست؛ و تنها نصیب کسانی می‌شود که استعداد هدایت‌پذیری را با فسق و ظلم و معصیت از میان نبرده‌اند. خدا به فضل خود هدایت را شامل آنان می‌کند.

«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا» (انسان/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما راه را به او نمودیم؛ یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس.

هدایت عرضه می‌شود؛ پذیرش یا ردّ با ارادهٔ بنده است. نرمی‌دل همان هدایت الهی است. یعنی اگر کسی دلش نرم نیست، نخست از شنیدن آیات الهی نمی‌لرزد و خشیت نمی‌گیرد؛ ذکر خدا که بیاید خشیت بدو دست نمی‌دهد. ثانیاً پس از آنکه متذکر حضرت حق شد و آیات را شنید، به حالت سکون و آرامش و سکینه و اطمینان بازنمی‌گردد. آن نرمش قلب که نشانهٔ رقت است چیست؟ اشک. کسی که این حالت را ندارد هدایت را پس داده است؛ باید بترسد. پیش‌تر نیز گفته شد کسی که دلش نرم نیست اشکش نمی‌آید. اشک نماینده و نشانهٔ رقت قلب است؛ قلب که نرم شد اشک جاری می‌شود. تمام اولیا بی‌استثنا اشکی عجیب داشتند. در نماز و روضه، گریه‌ای که از ژرفای دل برمی‌خیزد نشانهٔ نرمش و در پیِ هدایت الهی است؛ چنان‌که از حال بعضی بندگان صالح در نماز و روضه نقل شده که پیش از دیگران گریهٔ بلندشان بلند می‌شد. این، نشانهٔ نرمش قلب در مدار هدایت است و بسیار مهم است. ازاین‌رو هر روز در نماز واجب از خدا می‌خواهیم دل را نرم کند: اهدنا الصراط المستقیم. این وادی ولایت و رقت قلب است. عاقبت باید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر شود.

«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» (فاتحه/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما را به راه راست هدایت کن.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

جمع‌بندی توحیدی جلسه

اسباب نرم‌شدن دل گفته شده است؛ اما اثر از خداست. قرآن أحسن الحدیث است و در اهل خشیت لرزش و سپس نرمی پدید می‌آورد. به نظر علامه، همان حالت هدایت الهی است نه صرف لفظ کتاب. قرآن برای ظالم خسارت می‌آورد و برای مؤمن شفاست. هادی امت پس از منذر، ولایت امیرالمؤمنین است؛ هدایت کامل قرآن با ولایت است. اشک، نشانهٔ رقت و نرمش است و اهدنا الصراط المستقیم هر روز درخواست همین هدایت ولایی است. کسی که نه از آیات می‌لرزد و نه به سکینه بازمی‌گردد، باید از پس‌دادن هدایت بترسد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.