د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
اخلاص و خلوص؛ نرمکنندهی باطنی قلب
قلب لَیِن17_ج451
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۵۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## اخلاص و خلوص؛ نرمکنندهی باطنی قلب
۰:۲۲
## چهل روز اخلاص و جوشش چشمههای حکمت
۱:۱۹
«من أخلص لله»؛ الله اسم جامع است.
۱:۴۰
## دو رکعت بیحاجت؛ دستور آیتالله مصباح
۲:۰۰
فرصت این بخش تمام شد؛ روزهای بعد اگر ماند. دائماً از داری به دار دیگر منتقل میشویم:
۱۲:۴۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمة الله.
در بحث قلب لعن یا لين بودیم و عرض میکردیم که طبق روایات و فرمایش بزرگان
چه چیزهایی قلب رو نرم میکند.
یکی از چیزهای بسیار مهمی که مربوط به جوانح هست، جوانحی نه جوارحی.
باطنیه، امر باطنیه.
اخلاصه. فرمودن که
اخلاص و که شدتش میشه خلوص.
خدا رحمت کنه سید بحر العلوم در رساله سیر و سلوکیهشون که
با غروبهای جمعه
در غرب تهران سر سفرهش داریم ارتضا میکنیم.
این رساله بسیار درون مایه عجیبی داره.
اونجا خب فصل دوم رو معرفت اجمالیه میگیره، فصل سوم رو خلوص،
نه اخلاص. میگه در مسیر سیر و سلوک باید به شدت
اخلاص رسیده باشی که میشه خلوص،
شدت اخلاص. که بعد دیگه از مرحله مخلص بودن هم گذر کنی بری مخلص بشی.
چون شیطان گفت فبعزتك لا أقوی عليهم أجمعین إلا عبادك منهم المخلصون.
نه مخلص، مخلصو باز موانع
اونم. تازه والمخلصون هم فی خطر عظیم.
تازه اون کسی هم که مخلص میشه باز تو خطره مگر خدا،
مگر خدا رحم کنه. به هر حال یکی از چیزهایی که
دل رو به شدت نرم میکنه خلوصه.
اتفاقا این روایت که الان تقدیم میکنم اونجا سید بحر العلوم هم میاره در کتاب رساله
شریف سیر و سلوکش.
اتفاقا این رو هم عرض کنم خدا رحمت کنه حضرت علامه
آستاد محمد حسین، حسینه،
حسینی تهرانی که قبرشو بعضی از عزیزان نشون دادم یادگار از آیت الله العظمی فقیه مامی بود به ما
که عرض کردم خدمتتون تو حرم یه چیز مخفیم رو بهشون یاد دادیم.
ایشون قبر ایشون که بوی بهشت میده،
که دلش برای بوی بهشت تنگ میشه
صورتشو بذاره رو سنگ قبر ایشون که البته
پیشونهای نداره مثل مادرش بینشونه.
کسی که بدونه کجاست قبر، بوی عجیبی بهشت.
ایشون شرح داده این رساله رو اگر یه وقت کسی خواست
رجوع کنه به شرح علامه تهرانی به
رساله سیر و سلوکیه سید بحر العلوم.
بعد ببینید ذیل این روایت چه غوغایی کرده ایشون.
روایت رو البته در جامع الأخبار جلد یک صفحه صد و نود و دو به این شکل آورده.
به چند شکل با یک مضمون ولی قوالب مختلف اومده.
نبوی است روایت که پیغمبر فرمود من أخلص لله أربعين صباحا
کسی بعضی جاها میگه أربعين يوما.
مضمون یکیه. چهل
صبح، چهل روز، چهل شب، چهل شبانه روز کسی خودش رو خالص کنه
و هرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه.
حکمت که علم به احوال اعیان موجودات و بارها دربارهش اینجا صحبت کردیم
از قلبش بر لسانش جاری میشه.
چرا از قلبش بر لسانش جاری میشه؟
چون قلب نرم شده. قلب دیگه خشن نیست، زمخت نیست،
قسی نیست. تا قلب نرم نشه اصلاً خبری از حکمت نیست.
و يعلمهم الكتاب والحكمة.
حکمت باطن کتابه.
شاید یه سری کتاب رو هم قرآن رو بخونن
همینطوری توتیوار بخونن اما اون کجا که با باطنش مرتبط بشه، اون میشه حکمت.
هر مقدار علم به احوال اعیان،
عین موجودات به احوالش، حالش،
حالش. اللهم غير سوء
حالنا بحسن حالك.
حتی خدا هم حال داره.
ابن عربی تو فتوحاتش رحمة الله علیه عارف عربی میفرماید حال خدا، حال پیغمبره از مشأن اسلامه که قبلاً عرض کردیم.
همه چیز حال داره، زبان حال داره، خود حال چیه تا زبان حال چی باشه.
به هر حال تا قلب نرم نشه عزیزان دلم به حکمت نمیرسه.
اصلاً نشدنیست. و برای رسیدن به قلب نرم که بجوشه ازش حکمت هیچ چارهای جز
خلوص نیست. แ น่ น อ น من أخلص لله،
الله اسم جامع دیگه. قل إن
صلاتي قبل از نماز چی مستحبه بگی؟
إن صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين.
همه کار من هرچی که هست، هرچه که هست ریز و
درشتش همه لله
برای خدا تموم میشه. اگه کسی به اینجا رسید
واقعاً دیگه گل رو زده.
گل طلایی رو زده و قلب قطعاً در یه همچین مرحلهای
نرم شده و از اون زمختی خارج شده.
چقدر قشنگه که آدم خالصانه خدا رو بخونه.
الانم حالا مخصوصاً من این بحث رو به این شکل قرار دادم چون ایام اربعین موسوی و کلیمی هم هست دیروز هم عرض کردیم
خب بالاخره شروع شده اربعینیهات و اینا.
به قول علامه جوادی آملی علی--
حفظه الله تعالی که خب این اربعینیهات هست، سیر و سلوک همیشه هست.
ولی خب یکی از بهترینهاش همین اربعین موسویه که از اول این ماه شروع شده.
یکی از بهترین. حالا اگه کسی جا مونده
عیبی نداره که از همین امروز شروع کنه.
سه روز گذشته، سه روز هم از
مثلاً بشه سیزدهم ذی الحجه تموم کنه به جای دهم که عید قربانه.
عیبی نداره. چهل اربعینه ولی خب این چهل روز یه جور دیگهست.
خب این ار-- چقدر خوبه که این خالصانه باشه.
آقای مصباح یه دستور الاولی دارن
روحشون شاد. خیلی عجیب بودن ایشون.
نمیدونم از نزدیک درک کردید این
ایشون رو یا نه. عزیز دلم از قم،
از قزوین تشریف آوردین شما. نمیدونم حالا قم بودن یا نه.
اصن قمیها خیلی آقای مصباح رو.
الان بغل آقای بهجت هم دفن شد.
شاگرد آقای بهجت بود دیگه. یکی از هم مباحثههای آقای
مصباح میفرمودن که
حالا نمیدونم الان در قید حیات باشه یا نه.
سنشون بالا بود ایشون. از
ملازمان آقای بهجت بودن.
ما میرفتیم محضر آقای بهجت، ایشون همیشه کنار آقای بهجت بود.
یه سید بزرگواری بود. ایشون
میفرمود که من بچه که بودم، طلبه که بودم سردرد میشدم خیلی.
بعد یه روز نماز آقای بهجت که تو خونه بود، تو مسجد نبود اونطوری
علنی نبود چون نمازهاش خاص بود دیگه.
مثل نماز آمیزه جواد آقا ملکی تبریزی، نماز صبح ایشون رو هر کسی نمیرفت که.
یه چند نفر خواص میرفتن اقتدا میکردن.
یک ساعت نماز صبح ایشون طول میکشید.
حالا ول کن آقا من این حرفها رو نزنم
در حد دهان خود منم نیست.
بعد خلاصه تو خونهش بود.
میگفت من رفتم و دیدم آقای مصباح تکیه کرده بود.
نشستم پیش ایشون. گفت سردرد شما خوب شده آقا؟
آقای مصباح به ایشون.
گفتم نه. گفت دو رکعت نماز بخون، بخون.
بگو خدایا سردردم رو خوب کن.
من این کارو کردم خوب شد. این رو، این
تیکهشو من دارم میگم الان به شما.
باور کنید بنده بیسواد
بیمقدار چه عرض کنم. باور کنید اینو در این
محل خ-- مقدس عرض میکنم.
خود بنده بارها و بارها در تمام مقطع زندگیم اینو امتحان کردم.
البته من نماز مصعب بن جعفر خوندم.
صادقانه بگم حالا هم تو دو رکعت نماز معمولی هم نه ولی خب دو رکعته.
نماز مصعب بن جعفر هم بعد از حمد
دوازده تا قل هوالله دارم. دو رکعت.
هر وقت مثلاً بچهم تب شدید داشت، خودم سردرد شدید گرفتم، خانمم حالش بد شد اینا.
خوندم اثرشو آناً دیدم.
خلاصه ایشون میفرمود که ما میخوندیم بعد
خوب میشد. گاهی اوقات که یادم میرفت سردرده شروع میشد.
جالبه. بعد آقای مصباح یه روز بهش گفته بود که یه رمزی رو به شما بگم که این الان روزی شماست امروز.
ایشون زیر خاکه ظاهراً. اما رزقش سینه به سینه اومده تا شماها.
حالا کی اینجا پیش خدا عزیز بوده این رزق بهش برسه.
حالا کی میخواد انجام بده.
خب خیلیا گوش میدن از این گوش از اون گوش در میره.
خلاصه فرمودن که آقا دو رکعت نماز بخون بعد ببین چه غوغایی میشه.
چه؟ برای چی؟ به چه نیتی؟
هیچ نیتی. یعنی چی هیچ نیتی؟
دو رکعت نمازو بخون بگو خدایا من هیچ حاجتی نداشتم،
دلم برات تنگ شده بود.
دلم یادتو کرده بود.
به به، به به، به. ببین اینو تا حالا اینطوری نماز خوندیم خداوکیلی؟
تا حالا اینطوری رفتیم پیش امام معصوم، کربلا رفتیم اینطوری؟
مشهد رفتیم؟ ضریحو میگیریم آقا امام رضا.
گفتم به تو یکی داد میزد ملت هم جیغ فریاد.
اگه حوجتمو ندی میرم دیگه برنمیگردم به امام رئوف.
این چیه؟ برو برنگرد دیگه.
ملت هم سر هوا میذارن. اما بهتر که برنگردی با این زیارت.
با-- اینطوری آدم بره محضر امامش.
به عشق تو. اصن دوستت دارم.
برای چی اومدی؟ دوستت دارم.
مثل اون عالمی که خیلی دوست داشت.
عبدالله بن-- نه سعید بن عبدالله، سعید بن عبدالله رو که تو کربلا سیزده چوب-- تیر خورد به
بدنش. رو به رو ابا عبدالله وایساد که حضرت با حبیب با هم
وایسادن با ظهیر و حبیب و.
ایشون وایسادن سد دفاعی درست کردن تیرهها به ابا عبدالله نخورد.
چه سعادتی. تیرها خورد، خورد سیزده تا تیر آخرش تو پیشونیش افتاد رو
پای امام حسین آقا سلامو داد.
تموم شد دیگه وقتی تیر آخر رو خورد.
بغلش کردن و فیتو بعهدی.
حسین جان آیا به عهدم وفا کردم؟
حضرت فرمود چگونه تو به عهدت وفا نکردی که انت امامی في الجنة.
تو رو به روی منی، پیش روی منی همیشه در بهشت.
یکی از علما میگه خیلی دوست داشتم اینو ببینمش من.
تو یه مکاشفه ای هست، بودن، هستن، الانم هستن.
ما غرق دنیا، خود من شدم دیگه
این چیزا برام ثقیله.
آقای الهی برادر علامه طباطبایی با همه بزرگان درس و بحث اونا که از دنیا رفته بودن و
درس و بحثهای علمی داشت. آثارشو نوشته بود.
آخر عمر هم همهش سوزون ریخت بیرون.
دید کسی درکشو نداره. فقط با دو کس نتونست.
ما محو جمال امیرالمؤمنین بودن غافه.
اصن ول نکردن مولا رو بیان.
سعید بن طاووس و سید بهرالعلوم.
با ارتباط میگرفت. خلاصه ایشون هم میگفت من باید ببینم این سعید بن عبدالله رمز این همه
عشق چی بوده آخه؟ سیزده تا تیر بخوره به بدنت وایستی.
یه سوزن بخوره بدنت داد میزنی.
به خداست دیدنیه این چهرهها
. مثل شهید حججی که کتکش زدن، شکنجهش دادن، پریدن رو سینش بالا پایین با پوتین تو دهن و
چیه و که بگه اصرار و ندامت کنه.
مطلقا. همش یا زینب میگفت
خلاصه میگه که آخر دیدم سعید بن عبدالله رو گفتم بهش گفتم که آقا دیدم در جمع
شهدای کربلا ابا عبدالله هم
یه گوشهای تشریف دارن و من به ایشون سریع تا ایشون رو دیدم گفتم آقا شما
چه کردی سیزده چوبه تو رو
تیر رو تحمل کردی؟ یه اشاره کرد به
آقا ابا عبدالله فرمود حب الحسین حب الحسین.
عشق عشق یعنی خلوص.
کسی بتونه به اینجا برسه.
حب الحسین. اتفاقاً حالا دیگه فرصت رفت.
حالا روزهای بعدو که از ما نگرفتن.
اگر مردیم شما رفتی زودتر از ما
آقا انشاالله با عاقبت بخیری و شهادت.
نه ما زودتر از شما رفتیم.
سفر حق دیگه. "نما تنتقلون من دارٍ إلى دار" از یه داری میریم به دار دیگه.
از سر رحم اومدیم به اینجا. حالا از رحم طبیعت میریم به برزخ.
اونجام دوباره "وأمددناهم."
اونجام دوباره بار دوم تو برزخ میمیریم.
میریم یه عالم دیگه. دائماً
پشت سر هم هی پوست میندازیم میریم.
اینجا نشد تو عالم برزخ من شما رو گیر میارم
. اونجا میشینیم دوباره با همدیگه بحث میکنیم صحبت میکنیم.
آره عزیز دلم. ولی خب میخواستم این--
باشه جلسه بعد این تیکه رو فقط عرض کنم که
داشتم دعای جامع معروفه به دعای جامع زمان غیبت.
معمولاً همه عادت کردن به همون تیکه اولش.
"اللهم عرفنی نفسك فإنك إن لم تعرفني نفسك
لم أعرف رسولک اللهم عرفنی رسولک" تا
اون آخرش که "وللت أم ديني".
این تیکه اول دعاست.
تازه یعنی از اینجا تازه شروع میشه.
حدود دوازده بند، بیست و دو بند داره.
بیست و دو بند داره این یه بندشه.
دعای جامع مخصوص آخر زمان نائب اول امام عصر این دعا رو تعلیم فرموده
و از امام عصر هم دریافت کرده.
یه تیکهش و علیکُم السلام.
یه تیکهشو میخواستم توجه خودمون رو به اون جلب کنم که باشه
جلسه بعد فکر میکنم دیگه توفیق شه چهارشنبه تو مسجد بلال این تیکهشو بگیم.
که این قسمتش به خدا عرض میکنیم که اللهم
به به به و
اا "وستعملنی بطاعتك و ليّن"
و ليّن قلب چی بود؟
بحث ما لَعْن یا لَيّن.
و ليّن خدایا نرم کن قلبم را.
"و ليّن قلبی
لولی أمرک". به به به.
برای امام زمان
خودم و ولی امر تو دلم رو نرم کن.
این از لوازم نوکری اهل بیته.
یعنی چی دلم رو نرم کن؟ با سیر بحث بریم جلو.
یعنی عشق آقا رو تو دلم به طوری بنداز که من یکپارچه حب آقا باشم.
آتش عشق آقا باشم.
نه برای دنیام برم سمت آقا.
بله امروزه خیلیا اربعین میگیریم اما اربعینمون معمولاً خداوکیلی برای چیه؟
خیلی آدم درست حسابی باشیم برای دنیامون نباشه،
برای کسب معارف و علم و حکمت و اونم خوبه، اونم قشنگه.
برای مقامات رسیدن به مقامات.
اما اون کجا که چهله بگیره بگه اصلاً دوست دارم با تو حرف-- تو رو، تو دوست داشتنیای.
دوست دارم غرق در تو باشم.
این چقدر شیرینه. این دیگه اوج قلب نرمه،
قلب لَعْنِ و قلب-- خدایا روزیمون کن.
خدایا روزی هممون کن. انشاالله عاقبتمون با قلب نرم با قلب لَعْن و لَيّن
ختم بخیر بشه. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد