ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

در بحث قلب لعين یا لين دو تا روایت تقدیم کنم.

خیلی شیرین، کوتاه، مختصر اما پرمغز.

یکی در بحار جلد هفتاد، صفحه هشتاد و یک، پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودند أودو یعنی عادت بدید قلوبکم این دل‌هاتون رو عادت بدید الرقة به رقیق بودن، به نرم بودن عادت بدید.

أودو.

خب چی سبب این میشه که انسان عادت کنه؟

تکرار و ممارست، تمرین، تکرار، پشت سر هم یه کاری رو انجام دادن، اینکه هم‌غم‌ت اون باشه.

یعنی هم‌غم‌ت این باشه که دلت نرم بشه.

دومیش هم که در تصنیف غرر و درر مرحوم عاملیه، صفحه سیصد و بیست و پنج از مولامون علی علیه الصلاة و السلام که وا دل قسوة بالرقة فرمودن که این سنگی رو، سختی دل رو زاد دو.

یعنی با اون چیزی که ضدشه به رقت وا بدارید.

یعنی هر چیزی که ضد سنگدلیه، ضد قساوت قلبه، زمختیه، اون رو بهش ممارست داشته باشید باعث میشه که رفته رفته قلبتون نرم بشه، دلتون لعين بشه.

این دستور قرآنه.

که حالا اینکه انسان همش، غم‌ش این باشه که حتما به اون سمت بره، اینطوری نیست که دیگه یه کاری رو که دل رو نرم می‌کنه و ما چند تاشو مثال زدیم یه بار انجام بده.

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که اصلا خودش قلب رو به شدت نرم می‌کنه، سخت‌ترین قلب‌ها رو نرم می‌کنه، توجه به، دقت بفرمایید مخصوصا کلمه توجه رو به کار می‌برم.

توجه به سید الشهدا و مصائب ایشونه که گفتن سنگ رو می‌جوشونه دیگه.

چگونه‌ست که سنگ جوشید، سنگ گریه کرد.

حدیث داریم دیگه.

وحوش گریه کردن.

دل ما وحشی‌تر از وحوش شده، سنگ‌تر از سنگ شده.

این فرمودن که اصلا اشک، یعنی انسان همش این باشه.

حالا نه یه بار بره حالا یا خب یه بله اثرش رو داره حتی یه بار.

اما عادت بده به خودش.

اینجا فرمایش امیرالمؤمنین رو عادت دادن به این اموره.

هرچی که ما عرض کردیم از فرمایش بزرگان که این‌ها سبب نرمی دل میشه رو عادت بده.

عادت کنه برای امام حسین گریه کنه.

اصلا هیئت هفتگی داشته باشه.

شما دقت کنید عزیزان که هیئت هفتگی دارن خوش اشک‌ترن تا اونایی که فقط محرم میان هیئت.

اینو شما خـ تو خودت یا دیگران می‌بینی، ملاحظه می‌کنی.

چرا؟

چون عادت کرده.

کسی که شبای جمعه قطعاً میره در خونه خود عادت میده خودشو به کمیل، به اشک و انابه راحت‌تر گریه می‌کنه تا دیگری.

البته همراه با آدابش دیگه.

مثلاً اگه کسی عادت بکنه مصیبت بخونه بدون توجه، ببینید مخصوصا توجه رو، توجه عرفانی رو به کار بردن.

مثلاً مداح‌هایی که بدون توجه مداحی می‌کنن مثل نوار مثلاً یه زباط یعنی که ضبط کردن playشو می‌زنی شروع می‌کنه و قطع می‌کنی.

اینطوری عادت کرده.

آقا بخون بسم الله الرحمن، یا رحمان همینطوری می‌خونه.

اصلا نه دلش آماده‌ست نه، نه مقدمه نه هیچی نه.

این خطرناکه.

این سخت-- اتفاقا برعکس، سنگی و سختی دل میاره.

رقت قلب رو از بین می‌بره.

اینایی که عادت می‌کنن همش مصیبت بخونن بدون سوز، بدون آه، بدون توجه یا بشنون.

مثلا داره می-- هر و کر می‌خنده در حال رانندگی، در حال غذا خوردنه.

مصیبت سنگین و کشف و قتلگاه رو گذاشته داره نوارشو گوش میده.

اینا سنگی دل میاره.

برعکس عمل می‌کنه.

اما اگر توجه همراه با توجه باشه هرچی بیشتر بگریه کنی مولا فرمود دیگه أودو عادت بدید قلوبکم رقة دل‌هاتون رو به رقت عادت بدید.

یعنی تمرین کنید.

یه سری کارها هست اصلا برعکس عمل می‌کنه، دل رو سنگ می‌کنه.

حتی از کار، کار، شغل، حرفه.

می‌دونستید اینا رو؟

شما برید مکاسب مرحوم شیخ انصاری رو بخونید که قدیم‌ها خدا رحمت کنه آیت الله مجتهدی تهرانی رو می‌فرمودن که چرا حوزه‌های علمیه قدیم‌ها معمولا تو بازارها بود.

چون کاسب‌ها اول می‌رفتن یه دونه مکاسب می‌گرفتن پیش اون مثلا حوزه علمیه، پیش استادشون، پیش اون حالا اون شیخشون اینا بعد می‌رفتن سراغ کسب.

الان اصلا این حرفا نیست.

اون اول کتاب مکاسب شیخ انصاری میاد شغل‌ها و حرفه‌ها، کارها، کسب‌هایی که حرامن، حلالن، مستحبن، مکروهن یک یک می‌شماره.

یه سری شغل‌ها هست اصلا سنگی دل میاره.

اونا کراهت دارن.

مثلا قصابی.

کسی که اصلا شغلش قصابیه یا شغلش ذبح گوسفنده.

خوب نیست، کراهت داره.

حالا البته فرمودن اگر کسی مجبوره، هیچ چاره‌ای نداره.

ها؟

هیچ حرفه دیگه‌ای بلد نیست.

فرمودن جبرانی براش بذاره.

مثلا زیاد قرآن بخونه.

نماز اول وقتشو فراموش نکنه.

هیئت بره سعی کنه با اشک و آه تو قصابی کراهت میاره، کراهت داره.

چرا؟

دل رو سنگ میکنه.

یا مثلاً آرایشگری، اصطلاحاً سلمانی که کارش این باشه که از ته ریش رو بتراشه چون داره فعل حرام انجام میده اینجا، اصلاً اون پولی هم که حتی میگیره اون قاطی شده، اون پول دیگه، اون پولی که بابت تراشیدن ریش از ته میگیره حرامه.

اون پول حرامه چون کارو-- فعل حرام انجام داد گرفته.

لذا بزرگان قدیم ما که پول تو دست و بال مردم بود، پول رد و بدل میشد مثل الان کارت الکتر-الکترونیکی نبود، چیکار می‌کردن؟

می‌گفت آقا رفتی سلمونی یه طوری پول بده که دیگه نخوای ازش پول پس بگیری که اون پوله اون که مثلاً ریش تراشیده اون قاطی نشه با اینه.

رعایت‌ها رو، مواظبت‌ها رو داشتن.

خب کس که اینو رعایت نکنه یا مثلاً مرده‌شوری، مرده‌شوری، شستن میت تا هفت تا بیشتر روایت وارد نشده که آقا شما بیشتر از هفت تا بشور.

نه، تا هفت تا خوبه.

انسان هفت تا مرده رو بشوره.

اینا که تنوع خاطر پیدا کنه.

اما مرده‌شور هی میشوره، هی میشوره، صبح تا شب میشوره بگه دیگه نبود؟

اصلاً عادت کرده.

میره بغل میت هم همینطور داره غذا میخوره و آب میخوره، می‌گه و می‌خنده و این قساوت قلب میاره.

خوب نیست.

طلافروشی برای مردها کراهت داره.

انقدر چون طلا بیشتر زن‌ها می‌خرن دیگه.

این مجبوره-- اصلاً هر شغلی که بیشتر با زن‌ها سروکار داره.

اینایی که الان لوازم آرایشی می‌فروشن، خب قطعاً زن‌ها بیشتر، زن‌ها میان میش-می‌خرن دیگه.

نمی‌دونم رنگ مو، وسایل آرایشی.

خب این کراهت داره چون ارتباط زیاد با نامحرم قلب رو می‌میرونه، قلب قساوت پیدا می‌کنه و از اون نرمیش خارج می‌شه.

و خلاصه می‌تونید اونجا برید ملاحظه کنید و ببینید.

این‌ها رو تا می‌شه انس-انسان باید رعایت کنه تا انشاالله عرض کردم، اِممم ف-- اینجا فرمایش امیرالمؤمنین و پیغمبر چیه؟

بر عادت دادن دل به این اموره.

یعنی سعی کنه به گونه‌ای باشه که عرض کردیم حتی مداحی اگه شغلش باشه خطرناکه.

آقا مداحیه به اون شکل تصنعی‌ش.

عادت کنه به اینکه اون حالت رقت و نرمی دل و لعين بودن قلب رو برای خودش حفظ کنه.

یعنی هم و غمش این باشه.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و به برکت صلوات بر محمد