ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 014

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

دو روایت کوتاه پرمغز دربارهٔ رقت قلب

در بحث قلب لین یا لین دو روایت تقدیم می‌شود؛ بسیار شیرین، کوتاه، مختصر اما پرمغز. یکی در بحار جلد هفتاد، صفحهٔ هشتادویک: پیامبر عظیم‌الشأن اسلام فرمودند «عوّدوا» یعنی عادت دهید قلوبکم؛ این دل‌هایتان را عادت دهید الرقة به رقیق بودن، به نرم بودن عادت دهید. عوّدوا. چه سبب این می‌شود که انسان عادت کند؟ تکرار و ممارست، تمرین، تکرار، پشت سر هم کاری را انجام دادن؛ اینکه هم‌وغم‌ت آن باشد. یعنی هم‌وغم‌ت این باشد که دلت نرم شود.

دوم نیز که در تصنیف غرر و درر مرحوم آمدی، صفحهٔ سیصدوبیست‌وپنج از مولا علی علیه‌الصلوة‌والسلام است: وَأَذِلَّ قَسْوَةً بِالرِّقَّةِ — فرمودند که این سنگی را، سختی دل را، با آن چیزی که ضدش است به رقت وادارید. یعنی هر چیزی که ضد سنگدلی است، ضد قساوت قلب است، زمختی است، آن را به آن ممارست داشته باشید؛ باعث می‌شود رفته‌رفته قلبتان نرم شود، دلتان لین شود. این دستور قرآن است. اینکه انسان همه‌اش غم‌ش این باشد که حتماً به آن سمت برود؛ این‌طور نیست که یک کاری را که دل را نرم می‌کند — و چندتایش را مثال زدیم — یک‌بار انجام دهد.

توجه به سیدالشهدا؛ سنگ و وحوش گریستند

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که اصلاً خودش قلب را به شدت نرم می‌کند، سخت‌ترین قلب‌ها را نرم می‌کند، توجه به — دقت شود مخصوصاً کلمهٔ توجه — توجه به سیدالشهدا و مصائب ایشان است که گفته‌اند سنگ را می‌جوشاند. چگونه است که سنگ جوشید، سنگ گریه کرد؟ حدیث داریم. وحوش گریه کردند. دل ما وحشی‌تر از وحوش شده، سنگ‌تر از سنگ شده. این فرموده‌اند که اصلاً اشک؛ یعنی انسان همه‌اش این باشد. حالا نه یک‌بار برود — بله اثرش را دارد حتی یک‌بار — اما عادت بدهد به خودش. اینجا فرمایش امیرالمؤمنین عادت دادن به این امور است. هرچه از فرمایش بزرگان گفته شد که این‌ها سبب نرمی دل می‌شود را عادت بدهد. عادت کند برای امام حسین گریه کند. اصلاً هیئت هفتگی داشته باشد.

دقت کنید: آنان که هیئت هفتگی دارند خوش‌اشک‌ترند تا آنهایی که فقط محرم به هیئت می‌آیند. این را در خود یا دیگران می‌بینی و ملاحظه می‌کنی. چرا؟ چون عادت کرده. کسی که شب‌های جمعه قطعاً می‌رود در خانهٔ خود عادت می‌دهد خودش را به کمیل، به اشک و انابه، راحت‌تر گریه می‌کند تا دیگری. البته همراه با آدابش.

خطر مصیبت‌خوانی و شنیدنِ بی‌توجه

مثلاً اگر کسی عادت بکند مصیبت بخواند بدون توجه — مخصوصاً توجه؛ توجه عرفانی را به کار برده‌اند — مثلاً مداح‌هایی که بدون توجه مداحی می‌کنند مثل نواری که ضبط کرده‌اند؛ پخشش را می‌زنی شروع می‌کند و قطع می‌کنی. این‌طور عادت کرده. بگو بخوان بسم‌الله؛ یا رحمان همین‌طور می‌خواند. اصلاً نه دلش آماده است نه مقدمه نه هیچی. این خطرناک است. اتفاقاً برعکس، سنگی و سختی دل می‌آورد؛ رقت قلب را از بین می‌برد. آنهایی که عادت می‌کنند همه‌اش مصیبت بخوانند بدون سوز، بدون آه، بدون توجه یا بشنوند. مثلاً هر و کر می‌خندد در حال رانندگی، در حال غذا خوردن؛ مصیبت سنگین و کشف و قتلگاه را گذاشته دارد نوارش را گوش می‌دهد. این‌ها سنگی دل می‌آورد؛ برعکس عمل می‌کند. اما اگر توجه همراه باشد هرچه بیشتر بگریی مولا فرمود عوّدوا قلوبکم رقة؛ دل‌هایتان را به رقت عادت دهید. یعنی تمرین کنید.

مشاغل مکروه در مکاسب شیخ انصاری

یک‌سری کارها هست اصلاً برعکس عمل می‌کند، دل را سنگ می‌کند؛ حتی از کار، شغل، حرفه. می‌دانستید این‌ها را؟ مکاسب مرحوم شیخ انصاری را بخوانید که قدیم‌ها — خدا رحمت کند آیت‌الله مجتهدی تهرانی را — می‌فرمودند چرا حوزه‌های علمیه قدیم‌ها معمولاً تو بازارها بود؛ چون کاسب‌ها اول می‌رفتند یک دانه مکاسب می‌گرفتند پیش آن حوزهٔ علمیه، پیش استادشان، پیش آن شیخشان، بعد می‌رفتند سراغ کسب. اکنون اصلاً این حرف‌ها نیست. اول کتاب مکاسب شیخ انصاری می‌آید شغل‌ها و حرفه‌ها، کارها، کسب‌هایی که حرام‌اند، حلال‌اند، مستحب‌اند، مکروه‌اند یک‌یک می‌شمارد. یک‌سری شغل‌ها هست اصلاً سنگی دل می‌آورد؛ آن‌ها کراهت دارند.

مثلاً قصابی. کسی که اصلاً شغلش قصابی است یا شغلش ذبح گوسفند است خوب نیست؛ کراهت دارد. حالا البته فرموده‌اند اگر کسی مجبور است، هیچ چاره‌ای ندارد، هیچ حرفهٔ دیگری بلد نیست، فرموده‌اند جبرانی برایش بگذارد. مثلاً زیاد قرآن بخواند. نماز اول وقتش را فراموش نکند. هیئت برود؛ سعی کند با اشک و آه. قصابی کراهت می‌آورد، کراهت دارد. چرا؟ دل را سنگ می‌کند.

یا مثلاً آرایشگری، اصطلاحاً سلمانی که کارش این باشد که از ته ریش را بتراشد چون دارد فعل حرام انجام می‌دهد اینجا؛ اصلاً آن پولی هم که حتی می‌گیرد قاطی شده؛ آن پولی که بابت تراشیدن ریش از ته می‌گیرد حرام است. آن پول حرام است چون کار فعل حرام انجام داد و گرفت. لذا بزرگان قدیم ما که پول در دست و بال مردم بود، پول رد و بدل می‌شد — مثل اکنون کارت الکترونیکی نبود — چه می‌کردند؟ می‌گفتند رفتی سلمانی طوری پول بده که دیگر نخواهی از او پول پس بگیری که آن پولِ آنکه مثلاً ریش تراشیده قاطی نشود با این. رعایت‌ها و مواظبت‌ها را داشتند. کسی که این را رعایت نکند…

یا مثلاً مرده‌شویی؛ شستن میت. تا هفت تا بیشتر روایت وارد نشده که بیشتر از هفت تا بشو. نه؛ تا هفت تا خوب است. انسان هفت تا مرده را بشوید تا تنوع خاطر پیدا کند. اما مرده‌شور هی می‌شوید، هی می‌شوید، صبح تا شب می‌شوید؛ دیگر نبود؟ اصلاً عادت کرده. می‌رود بغل میت هم همین‌طور دارد غذا می‌خورد و آب می‌خورد و می‌گوید و می‌خندد و این قساوت قلب می‌آورد. خوب نیست.

طلافروشی برای مردها کراهت دارد. انقدر چون طلا بیشتر زن‌ها می‌خرند. این مجبور است — اصلاً هر شغلی که بیشتر با زن‌ها سروکار دارد. آنهایی که اکنون لوازم آرایشی می‌فروشند؛ قطعاً زن‌ها بیشتر می‌آیند می‌خرند؛ رنگ مو، وسایل آرایشی. این کراهت دارد چون ارتباط زیاد با نامحرم قلب را می‌میراند، قلب قساوت پیدا می‌کند و از آن نرمی‌اش خارج می‌شود. خلاصه می‌توان آنجا رفت ملاحظه کرد و دید. این‌ها را تا می‌شود انسان باید رعایت کند.

هم‌وغم حفظ لین بودن قلب

تا اینجا فرمایش امیرالمؤمنین و پیامبر چیست؟ بر عادت دادن دل به این امور. یعنی سعی کند به گونه‌ای باشد که حتی مداحی اگر شغلش باشد خطرناک است؛ مداحی به آن شکل تصنعی‌اش. عادت کند به اینکه آن حالت رقت و نرمی دل و لین بودن قلب را برای خودش حفظ کند. یعنی هم‌وغم‌ش این باشد. امید که عاقبت ختم به خیر شود و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.