بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
در خصوص قلب اللعین داشتیم عوامل نرم شدن دل رو میگفتیم و عرض کردیم آخرین جلسهای که داشتیم پیرامون یتیم بود و یتیم نوازی یکی از راههای نرم شدن دله.
روایتی رو دیدم خیلی جالب بود که دو تا از عوامل نرم شدن دل رو که ما تو دو تا جلسه گفته بودیمو توی این حدیث جمع کرده.
مشکات الانوار شیخ طبرسی صفحه صد و شصت و هفت میتونید این روایت رو ببینید که شخصی اومد پیش امام رسول اعظم و گلایه کرد از سخت شدن دلش.
گفت دلم سخت شده، سفت شده، قسی شده، قساوت گرفته.
چه کنم؟
پیغمبر فرمودند اذا اردت ان یلين قلبک هر وقت اراده کردی که قلبت، دلت نرم بشه، یلين قلب یل– لَین یا لَعِن.
ان یلين قلبک هر وقت خواستی قلبت نرم بشه فَأطعم المسکین این یه دونه دستور که یه جلسه دربارش حرف زدیم.
میخوای دلت نرم شه مسکین رو اطعام کن.
وامسح رأس اليتيم و مسح کن، دست بکش سر یتیم.
یکی دیگه از چیزایی که عرض کردیم نرم میکنه دل رو.
یا در کتاب ملا يهزر شیخ صدوق جلد یک صفحه صد و هشتاد و هشت هم میتونید این روایت رو از روایت نبویه اونجا ببینید که من ان کرمن کن بصه وثقل بهی فلیتمن– فلیتنوا یتيما فیلاطفه.
اگه کسی دچار سختی دل و اینها شده راهش چیه؟
یه یتیم رو مورد ملاطفه خودش قرار بده.
والیمسح رأسه.
حالا چه سری در مسح کردن سر یتیمه که روایت داریم به عدد موهای سر اون یتیم براش حسنه مینویسن و گناه ازش پاک میکنن.
یلين قلبه بإذن الله عز وجل فإن لليتيم حقا.
این مثلا از حقوق یتیمه که تو اینطوری باهاش رفتار کنی.
حالا این جلسه تو این فرصت کوتاهی که داریم که این موضوعی که الان میخوام عرض کنم خودش بسیار دهها جلسه دربارهش باید حرف زد.
یکی از مهمترین راههای نرم شدن دل مجالست، مؤانست و مصاحبت با علما و صالحینه.
علما و صلحا، عرفا و حکما.
با اینها نشستنه.
حالا این از وجه اتمش میشه انسان کامل، میشه رسول اکرم، میشه امام عصر ما بگیر که داد میزنیم تو ندبه که هل الیک يا ابن أحمد سبيلٌ فتلقى؟
آیا راهی هست پسر پیغمبر که راهی هست که ما شما رو ملاقات کنیم؟
دل سخت شده دیگه.
عزيزا علي ان ارى الخلق ولا تری.
خیلی سخت شده که همه رو ببینم شما رو نبینم.
متى ترانا ونراك.
دل میخواد نرم شه دیگه راهش اینه.
حالا ما که دسترسی به حجت خدا نداریم.
اما جانشینان این عزیزان نوابشون علما، عُل– عرفا که خودشون فرمودن که اینها جانشینان ما در روی زمین هستند و در حوادث وقوع وح- حوادث رجوع کنید به اینها.
نشست و برخاست با اونهاست که دیگه در حقیقت دل رو نرم میکنه.
در کتاب کافی مرحوم کلینی جلد دو صفحه چهارصد و بیست و سه یه بابی داره به نام باب فی تنقل احوال القلب.
در منقلب شدن حال دل.
حدیث یکش خیلی جالبه که یکی اومد ببینید از چه چیزهایی، چه چیزهایی شکایت کرد.
شکایتهای ما معمولا از چیه؟
آخ گرون شد، آخ دلار رفت بالا، آخ نمیدونم نون گرون شد، آب گرون شد، برق گرون شد.
شکایتهای این شخص میاد پیش امام زمانش چیه؟
اومد گفت آقا من چند تا مشکل پیدا کردم.
یک، دلم نرم نیست.
وقتی که میام پیش شما، پیش شما که هستم دلم نرمه.
وقتی میرم ضد میشه.
حالم میریزه به هم.
حالا یک یک ببینید.
وقتی پیش شمام دلم نرمه.
جانهای هممون، اصلاً هرکس که پیش شما میاد اینطوریه.
جانهامون آرامش داره در دنیا یعنی ت-- از تعلق، از بند تعلق آزاده.
این آرامش داره یعنی اطمینانه، حالت اطمینان در عدم تعلق به دنیاست.
بعد فرمود که مردم و آنچه که مردم، وای چه مردم دارن که ما اصلاً چشم ما به داشتههای مردمه میگه تو نظر ما خاره.
اصلاً اینا رو هیچی حساب نمیکنیم.
کی؟
وقتی در محضر شما هستیم.
اما وقتی از محضر شما بیرون میریم، میریم تو مردم، تو تجارتمون، تو کسب و کارمون و به قول ما اداره مون فرمود که میدونیم اِ عوض شد، حال دل عوض شد و دوستدار دنیا میشیم.
اون حالت عوض میشه.
دل نرم بدل میشه به دل قسی و دنیا زده.
حضرت در جواب اشاره کردند البته به حالات مختلف قلب.
اصلاً از این جهت بهش میگن قلب که منقلبه دیگه، انقلاب داره.
هه حالش متقلبه، عوض میشه.
بعد فرمودن مشابه همین سؤال شما رو یه صحابی از پیغمبر پرسید.
پیغمبر ببینید جواب رو چقدر شیرین دادن.
فرمودن والله قسم الله لفظ جلاله پیغمبر.
والله سلام علیکم.
لو تدومون علی الخالة التي وصفتم أنفسکم بها.
به اون حضرت حق قسم که اگر شما تدومون دوام، اگر این حالی که وصف کردی از جانتون مداومت داشتید براش، یعنی این حال رو همیشه حفظ میکردید.
اگر این حال رو حفظ میکردید چه اتفاقی میافتاد؟
لصافحتکم الملائكة.
به به، به به.
مصافحه یعنی چی؟
معانی که به گردن به گردن میزنن.
مصافحه دست میدن.
یعنی مس میکنی ملائکه هم که عقولاند، مجرداند.
یعنی ارتباط میکنی با، پیدا میکنی با باطن عالم.
یعنی دست میدید به ملائکه، قدرتتون فزونی پیدا میکنه.
دست که میدی قدرت میریزه رو هم.
اونا کمک حال شما میشن.
دست میتونی مس کنی "لا یمسّه إلا المطهرون".
ببین چقدر پاکه محضر انسان کامل که میگه وقتی رفتی این حال رو پیدا میکنی.
حالا اگر اینو حفظش کنی لامش هم تأکیده.
لصافحتکم الملائكة.
ملائکه میان با شما دست میدن.
چقدر آدم میتونه رشد کنه با همنشینی با انسان کامل.
و مشیتم علل ما.
اصلاً ما به این چیزا فکر میکنیم؟
مثل آب خوردن میشه.
چی؟
مشیتم، راه رفتن شما به چی؟
علل ما.
[خنده] رو آب راه میرید.
حضرت موسی ما فکر میکنیم اوه، اوه چه کار دشواری کرده.
رود نیل رو شکافته.
خب، تصرف در ماده کائنات کرده.
قبلاً در صد کلمه در معرفت نفس علو عرض کردیم سعادت نفس در اینه که بتونه تصرف کنه در ماده کائنات.
نفس مجرده، میتونه ارتباط پیدا کنه با مجردات.
مجردات هم که همون عقول و مفارقات و مرسلاتاند، ارواح که رب مادون خودشونن اونها هم قدرت دارن، پرورش دهندهاند.
اونا استیلا دارن، استعلى دارن بر مادون.
اونا میتونن این قدرت رو دارن.
شما با ارتباط با ملائکه میتونی رو آب راه بری.
چیزی عجیبی نیست اینا که.
منتها راهش تو چیه؟
کجاست؟
همه اینا رو حضرت فرمود تو کجا بود؟
همنشینی با انسان کامل.
وقتی با اونا میشینی اینطوری میشی.
عجب!
یعنی سعادت در اینه.
ما فکر میکنیم حالا انقدر متأسفانه دور افتادیم از حقایق و معارف و اینها، این چیزا رو عروس یکی میگن آقا نگو، نگو این خرافات رو نگو.
از چیزی که بوده و هست و خواهد بود.
حالا اینجا خب ما که دستمون به انسان کامل نمیرسه متأسفانه.
البته یه نفر مثل سید ابن طاووس حجت میشهها بر ما قیامت که فرمود چرا میگید راه علم و یقین مسدوده؟
من هر وقت برام سؤال ایجاد میشه محضر امام عصرم، همین آقایی که قاعده از نظرهای ما، میرسم و سؤالهامو مطرح میکنم جواب میگیرم.
چرا بزرگانی که سیر انفسی و آفاقی دارن در عوالم سیر میکنن، من یه بار محضر امام علیه الرحمه از امام خمینی در حرمشون بودم به محضری که از بزرگان رسیدم و گفت و گوها کردیم و یه بزرگی بود ایشون از کشف و کراماتی داشت.
ایشون رفته بود ا-اکثریت قریب به اتفاق بزرگان رو س-- در سیر آفاقی و انفسی دیده بود در آسمانهای چندم و اینها.
دو نفر رو پیدا نکرده بود هرچی رفته بود.
سید ابن طاووس و سید بحر العلوم.
گفته بودم اونا در محضر امیرالمؤمنین یک آن حاضر نیستن اون محضر رو رها کنن.
و یکی اینطوری میشه دیگه امام عصرشو میبینه.
اما خب چه کنیم ما که ضعیفیم، ما که گرفتاریم، ناقصیم اینها بالاخره راهش چیه؟
ارتباط با اونهایی که بوی ولایت میدن، بوی امام عصر میدن.
اونهایی که نگاشون میکنی یاد امام زمانت میافتی.
نه هر عمامه به سری مثل من.
اونها مثل کنعانی، مثل آقای بهجتها، مثل رهبر عزیزمون، مثل امام، مثل علامه حسن زاده اینها.
اینها رو رفتن نشستن.
ما غافلیم از نفس اونها.
همش میخوایم بریم بشینیم تو درس و بحث و اونم عشق علت مؤد-- مؤدهست دیگه.
که تو رو شخ بزنه وجودت که یه چیزی حالیت بشه.
اما از نفسش چرا غافلی؟
یه بزرگی رو آدم پیدا کنه هر از چندگاهی بره محضرشو درک کنه که نفسش چاق بشه به عب-- به عبارتی.
امام کاظم صلوات الله علیه برای اینکه پیش کدوم عالم بشینی، پیش کدوم عالم نشینی یه روایت زیبایی دارن.
لا تجالسوا عند کل عالم.
پیش هر عالمی نری جلع-- بنشینی جلوس کنی.
امام موسی کاظم فرمودن.
سندش هم بحار جلده هفتاد و یک، صفحه صد و هشتاد و هشت.
الا عالم.
حالا حضرت امام کاظم من پیش کدوم عالم برم جلوس کنم؟
فرمود الا عالم یدعوک من الخمس الی الخمس.
مگر عالمی که شما رو بکشونه از پنج چیز به پنج چیز دیگه.
شما رو عبور بده از پنج چیز ببره به پنج چیز برسونه.
اگه پیدا کردید بره جلوس کنید دلتون نرم میشه.
اول فرمود من الشک الی اليقين.
وقتی میری میشینی پیشش میبینی از شک و تردید نجات پیدا کردی و به یقین رسیدی.
بعد فرم-- دومیش فرمود و من الكبر الی التواضع.
خوی و منش این شخص رو دیدی از تکبر و تبختر نجات پیدا کردی و اصلاً عملاً تواضع و فروتنی رو یاد گرفتی.
سوم فرمود و من الرياء الی الاخلاص.
تو رو از تظاهر و ظاهر فریبی و این چیزا بکشونه به سمت خلوص عشق محض حضرت حق.
چهارم "و من Adawat Al نصیحه".
چقدر بین ما جنگ و دعوا هست.
این زیر آبه اونو میزنه، اون پشت سر اونو.
میگه تو رو از عداوت و دشمنی ببره به سمت نصیحه.
نصیحه یعنی خیرخواهی.
خیرخواه همه باشیم، خیر همه رو بخوایم.
و بزرگترین خیرخواه عالم اصلا خود خداست.
جهنمش هم خیره.
یه تعبی-- تادیبگاهی برای بدا.
آدم بدا رو میریزه اون تو، بعد کیسه شونو میکشه.
کیسه میکشه که آلودگی هاشون بره بعد بیان تو بهشت.
اینجوری نیست که تا آخر تو بهشت همه ب-- تو جهنم همه بمونن که اکثراً میان بیرون.
و من الرغبة پنجمیش و من الرغبة ال زهد.
تو رو از تعلق و رغبت به دنیا بکشونه بیاره به سمت زهد؛ یعنی بیعلاقگی به دنیا.
الان پیش رفیقت میشینی میبینی شروع میکنه همش از دنیا حرف زدن، همش از دنیا و اینا.
کیه که واقعاً در تو بیعلاقگی نسبت به دنیا ایجاد کنه؟
نه اینکه چشمت رو به روی حقایق عالم ببنده.
نه، عبورت بده از همین حقای-- از همین واقعیتها به حقایق، به حقیقتها.
این صفات اون کسیست که میشه پیشش نشست و دلت رو نرم کرد.
یه نشونی خیلی قشنگ دیگهای هم توی روایت قطعاً شنیدید، دیدید، خوندید.
قبلاً هم من چند بار عرض کردم که از حضرت عیسی، پیغمبر عزیز عالم، سلام و صلوات و درود خدا و ملائکه و مقربینش بر او و خاندانش باد.
ایشون فرمودن مشخصات کسی که صلاحیت اینو داره که باهاش بشینی، بشینی پاشی.
روایت در چند جا اومده؛ مثلاً اصول کافی، جلد یک، صفحه سی و نه، تحف العقول، صفحه چهل و چهار و چند جای دیگه.
پیغمبر فرمودن "قالت الحواریون لعیسی".
حواریون دور حضرت عیسی بودن، اون دوازده نفر.
اینها که یکیشون خیلی شبیه حضرت عیسی بود.
اونو به جای حضرت عیسی چون شبیه ایشون بود گرفتن دار صلیب کشیدن و اینا، اینها دور حضرت بودن، نزدیکانش بودن، اقربای ایشون.
پرسیدن "یا روح الله من نجالس؟" ما با کی بشینیم؟
این روایت فصول الخطاب امروز باشه.
با کی بشینیم؟
این با کی بشینیم خودش میتونه خط قرمز باشه.
یعنی با کی نشینیم.
"قال" حضرت روح الله فرمودن "من یذکرکم الله رؤیتہ".
کسی که تو دیدیش یاد خدا بیوفتی.
اونم "یذکرکم الله رؤیتہ".
الله رو اسم جامعه.
پیغمبر فرمود "من رعانی فقط رأی الله".
هرکی منو ببینه به تحقیق الله رو دیده.
یعنی ببینی که جامعهیت داره، اسماء الهی درشه.
"أشد على الكفار رحمة بينهم" هست.
برای شاید شما یکی رو ببینی صرفاً مظهر مثلاً میبینی خیلی مظهریت داره در قهاریت.
اسم القهار خدا بدجوری توش پیاده شده.
به شدت شکننده این و اونه.
البته این اسماء افعالیند دیگه ذاتی نیستند، میدونید.
پس اولیش این که اونو دیدی یاد خدا بیوفتی.
دیگه چی؟
"و یزید فی علمک منطقہ".
وقتی باهاش نشستی ببینی منطقش علمت رو زیاد کرد.
نطقش علمت رو زیاد کرد.
سومی و آخریشم فرمود "و یقر-- یرقبکم في الآخرة عملہ".
تو رو ترغیب بده عملش به سمت آخرت.
تو رو ترغیب بده.
یعنی راقب بشی با اعمالت به سمت آخرت.
چون داری به اون سمت حرکت میکنی.
اگر انشاالله پیدا کردید سلام ما رو هم برسونید.
انشاالله عاقبت به خیر باشیم.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم