بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
السلام علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] یکی دیگه از کارهایی که قلب رو نرم میکنه در بحث قلب لعين یا لين هستیم و در آینهی روایات و آیات داریم عرض میکنیم چه چیزهایی قلب رو نرم میکنه یا نرم نگه میداره.
یکی دیگه از اون کارهایی که به تصریح آیات و روایات قلب انسان رو نرم میکنه یا نرم نگه میداره اطعام فقرا و مساکین هست.
البته خصوصاً أيتام.
منتها اجازه بدید که بحث أيتام رو یه جلسه به جهت اهمیتش جداگونه صحبت کنیم.
فعلاً پیرامون اطعام.
این اطعام ااا عرض شود بحث صدقه یه چیزه، اطعام یه چیز دیگهست.
صدقه دادن، کمک کردن مالی و، و، و حالا فروعی دارد.
ما الآن توجه داشته باشید بحث اطعام رو داریم میگیم یعنی طعام کـ-- دادن و کسی رو سیر کردن.
یه لقمه غذایی، چیزی ولو در ماه مبارک رمضان فرمودن ولو شده به یک دونه خرما کسی رو افطار کنی.
به شدت در نرم کردن دلها این کار مؤثره.
قدیمها یادش بخیر نونواییها البته الآن هم هست، الآن هم هست و ولی خب قدیمها خیلی بیشتر بود.
طوری که دیگه نونواییها شیفتی میشدن.
که مخصوصاً تولدهای اهل بیت، خواسته کریم اهل بیت.
نونواییها دیگه همه نونه-- کلاً نونهاشون چی بود؟
رایگان بود.
این بحث اطعام رو دقت بفرمایید که الآن تو هیأتهان قبل از اینکه من چند تا روایت و آیه تقدیم کنم، تو هیئتهان خیلی الحمد لله مرسوم شده و اینها؛ این رو امام صادق صلی الله علیه ابداع کردن در جلسات روضه.
اولاً در ااا دعوت به سمت حضرت حق که توسط پیغمبر از مشهد اسلام رخ داد، اولین دعوت پیغمبر همراه با یه آبگوشت بود.
یه آبگوشت چرب و چلی و خوشمزه.
پیغمبر خودشون بار گذاشتن روایت میگه و چند تا گوسفند درست و درمان ذبح شد و خلاصه فامیلها رو پیغمبر دعوت کرد.
خب میتونست همینطوری دعوت کنه دیگه.
دعوت حق هست.
شکم خالی.
نه، یه اطعام کرد.
یعنی این از اولش بوده.
بعد حالا بعد که امام صادق صلی الله علیه جلسات روضه رو راه انداختن، حالا به روایت اون منزلی که بالای شارع شریعهی فرات نه ها شریعه علقم اونجا هست.
من منتسب به حضرته.
اونجا میگن که حضرت دهه میگرفته یا مثلاً شبهای جمعه روضه میگرفته اطعام میکرده.
بدون استثناء امام صادق صلی الله علیه اطعام میکرده.
خب اون موقع یکی از راههای اینکه نرم کنن حتی دل مردم رو نسبت به حقایق دین همین بود.
غالب مردم گرفتاریهای مالی داشتن، مشکلات اقتصادی داشتن با همینها جذب میشدن.
الآنم شما دقت بکنید چیز بدی هم نیستها.
چیز بدی هم نیست.
معمولاً اینچنینه هیئتی که غذا میده شلوغتره.
خب خوبم هست که بگیم بده.
اگرچه اصل اون محتوای هیئته.
اما خب یه سنته، سنت حسنهست.
بعد هم دلها رو گرم میکنه، جذب میکنه اینها که بیان بشینن دو کلام حرف حق بشنون هم اینکه خود اون طرفی که بانیه دلش نرم میشه.
آثارش رو میبینه.
قطعاً آثارش رو میبینه.
ولو شده به یک-- میگن تو ماه مبارک رمضان حتی میگه دیگه یک، یک خرما، یک خرما دیگه چیه؟
ببین چقدر تأثیر داره.
این ایام، ایامی که دلها باید نرم بشه دیگه.
و انقدر این قصه مهمه، انقدر این قصه مهمه.
یه زمانی حالا ما مثلاً با یه بانی بحثمون شده بود.
خیلی کمکهای خوبی به خیریه ما میکرد.
یه بحث کوچولی بین ما جدلی پیش اومد.
یکی از رفیقهای چیز فهم ما نهیب زد به من که گفت حاجی حق وظیفشه.
چی داری میگی تو؟
این وظیفشه.
داره حسابی هم داره.
وظیفشه کمک کنه.
این آیهشه.
آیه سوره ذاریات آیه نوزده.
میفرماید "و فی اموالهم حق للسائل والمحروم".
ها؟
"حق للسائل والمحروم".
تو اموال اونها حقیست برای همونایی که سؤال میکنن، همونایی هم که سؤال نمیکنن اما محرومن.
حق اونهاست.
باید اینها بدن.
آیه نوزده سوره ذاریات آقا محسن نگاه کن.
اشتباه نگفته باشم.
"و فی اموالهم حق للسائل والمحروم".
که در حکمت سیصد و بیست و هشت نهجالبلاغه امیرالمؤمنین چنین میفرمایند "ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیا اقوات الفقراء".
اصلاً خدا فرض کرده، قرار داده تو اموال اونایی که ثروتمندن قوت کیو؟
فقرا رو.
اصلاً خدا قرار داده اونجا فرض کرده که "فما جاء فقیر الا بما متع به غنی".
الله اکبر.
هیچ کسی فقیر نمیشه، گرسنه نمیشه "فما جاء فقیر".
هیچ فقیر گرسنه نمیمونه "الا بما متع به غنی" مگر اینکه یه تمتی ثروتمندی پیدا کرده و حق اون محروم رو، اون فقیر رو نداده.
و الا اون گرسنه نمیموند.
"والله والله تعالى سائله عن ذلک" امیرالمؤمنین داره میفرماید والله تعالى لفظ رو ببینید، اسم رو ببینید والله لفظ جلاله دوباره تعالى هم تأکید که یه همچه ال با شخص با عظمتی یعنی الله تعالی چی کار میکنه؟
سائله عن ذلک ازشون سؤال میکنه از اینا که دارن چی کار کردی نسبت به اینایی که ندارن؟
وظیفتو انجام دادی یا نه؟
البته این رو باید توجه داشت که بر اساس آیه هشت و نه، الحمد لله ما جز قرآن و روایات و گفتار بزرگان چیزی نداریم تقدیم کنیم.
تصریحاً اینجا بیان میکنه که اخلاص در این دادن و این اطعام شرطه.
هرچی تو مخلصتر باشی در اطعام دلت بیشتر نرم میشه.
در این آیهای که میدونید امام حسن و امام حسین قابل توجهه اینایی که تا به امام انسان کامل و امام زمانشون که میرسن میگن آقا، آقا به گرفتارم مریضمو شفا بده فلان و همش این مطلقاً این چیزهای متعارف از حضرت میخوان و به هر حال میخوان حضرت دست تصرف دراز کنه در کائنات.
دیگه نمیگه که بابا او هم خدا دارد و خداست و دارد خدایی میکند.
امام حسن و امام حسین مریض شدن.
نمیتونست امیرالمؤمنین خودش اسم اعظم نیست؟
اشاره کنه اونا خوب بشن.
چرا این کارو نکرد؟
به صورت طبیعی زندگی کردن.
سه روز روزه گرفتن.
عجب!
که امام حسن این خوب بشن.
تب شدیدی عارض شده بود بهشون.
عارضی بود دیگه اینا دیگه ذاتی نبود این مریضیها که.
این که انسان کاملن اعدل امذجه امذجه نباید مریض شن.
از بیرون اومده بود.
به هر حال روزه گرفتن بعد چی شد؟
یه شب مسکین، یه شب یتیم، یه شب اسیر.
دیگه میدونید اون بدن اینها افطارشونو دادن و هیچی نخوردن.
سه روز آب خوردن.
شوخی نیست، حرف زدنش آسونه.
اما همه اینا رو برای چی؟
میفرماید "ویطعمون الطعام على حبه مسكينا ویتيما وأسيرا".
اولا على حبه با عشق این کارو کردن.
بعدم "انما نطعمکم" حواستون جمع باشهها ما شما رو اطعام کردیم "لوجه الله" فقط برای رضای خدا.
وجه خدا، اون صورت حق راضی بشه.
الله اکبر.
"لا نريد منکم جزاء ولا شكورا" نه جزایی، نه شکرگزاری، هیچی از شما نمیخوایم.
حالا ما معمولا اینطوری هستش که برای خدا هم حتی به کسی ببخشیم اینو ثبت میکنیم به گوشه ذهنمون یه زمانی بریم سراغ طرف و بالاخره آره از دلش درآریم.
در آیات چهارده، پونزده و شونزده سوره بلد هم باز اصرار داره به اینجا، به این موضوع.
"أو اطعام في يوم ذي مسغبة".
اون روزی که گرسنگی ذي مسغبة یعنی کسی که دیگه از گرسنگی شدت گرفته گرسنگی این شکم چسبیده به این شکل.
میفرماید أو اطعام.
اینا آیا نمیخوان طعامی کنن برای اون روز ذخیرهی اون روزشون کنن؟
گرسنگی روز قیامت.
"یتيما ذا مقربة".
حالا کیا رو؟
کیا رو اطعام کنن؟
سری اول میگه چی؟
یتیم.
"یتيما ذا مقربة".
اونم ن-- از غربا باشه.
یعنی ن-- هرچی نزدیکتر باشه یتیم.
بعضیا بیخیال نزدیکان خود و خانواده و خویشان و فامیل و همسایه ها میرن به دیگران.
اول اطرافیان.
ذا مقربة یتیمی که.
بعد میفرماید "أو مسكينا ذا متربة".
تراب، خاک.
مسکینی که افتاده رو خاک دیگه اصلا دیگه.
ببینید یه فرقی هم بین فقیر و مسکین و مستکین هست.
هرچی آدم بتونه اینها رو رعایت کنه خیلی خوبه.
فقیر خب نداره اما هنوز مسکین نشده.
مسکین یعنی ساکن افتاده، ساکن شده یه جا نشسته نمیتونه دیگه راه بره.
انقدر که درد منده.
مستکین چی؟
کمرش هم شکسته.
اصلا دیگه کسی هم بیاد دستشم بگیره بلند کنه نمیتونه راه بره.
اینا با هم فرق میکنن و کمک کردن به اینها هم اون کسی که از همه وضعیتش بدتره قطعاً بهتره.
حالا اول اینجا کی رو مقدم میکنه خدا تو این اطعام؟
یتیم رو.
حالا گفتم اجازه بدید یه وقت بهتری.
یه روایت هم تقدیم کنم.
این روایت خیلی شیرینه.
مخصوصا انتهای روایت خیلی عالیه.
همه عالیه، همه عالی.
بالاخره کلمات اون معصومین است اما حالا به هر حال به ذائقه ما بیشتر میخونه.
امام صادق صلی الله علیه فرمودند "انما وضعت زكاة اختبار للأغنياء".
اصلاً اینکه زکات تشریع شده برای امتحان اغنیاست.
زکات مالتو بده.
حتی عالم "زكاة العلم نشره".
تو عالم شدی بفرما ببینم بخل داری تو انتشار حقایق؟
یا حتی میگه زکات عفه-- زکات زیبایی.
همه چی زکات داره.
روایت داریم همه چی زکات داره.
مثلا زکات زیبایی چیه؟
عفت.
عفت پیشه کردن.
حالا بحث اونجا نیست.
میفرماید تشریع به جهت امتحان اغنیاست از حیث زکات "ومعونة للفقراء" برای اینکه کمک حالی برای فقرا باشه زکات واجب شده.
"ولو ان الناس ادّوا زكاة اموالهم ما بقي مسلم فقيرا محتاجا".
اگر همه مردم زکاتشونو میدادن هیچ مسلمون فقیر محتاجی باقی نمیموند.
چرا زمانی که امام عصر صلوات الله علیه ایشالله ظهور کنن میگن هیچ، اصلاً باب فقر بسته میشه.
هیچ فقیر نیست.
هرچی میگردی حتی میگن من یه روایت دیدم که طرف میاد کمک میخواد از حضرت بعد همه بهش نهیب بزنن خجالت بکش بسه دیگه چقدر میخواید؟
چقدر میگیری؟
تو که همه چی داری اینجوریه.
میگه مثلا همه چی داره بازم تقاضا کرده.
اصلا باب-- برای همین میگه قبل از اینکه ظهور اتفاق بیفته صدقههاتو بده اطعام تو بکن کمکتو بکن.
اینجا دیگه بابش بسته میشهها.
تموم میشه.
باز میفرماید "ولا-- ولستغنی بما فرغ الله له".
اصلا دیگه به اونچی که خدا فرض کرده یعنی زکات دیگه همه غنی میشدن اگه این اتفاق میافتاد.
هیچکس مشکل مالی نداشت.
متاسفانه اسلام پیاده نشده.
"وإن الناس مفتقر ولاحتاج ولاعاج ولاعروا إلا بذنوب الأغنياء".
عجب!
دیگه هیچکس گرسنه نمیمونه.
هیچکس محتاج نمیشه.
هیچکس برهنه نمیشه.
فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه و اینا هیچکس نمیشه.
الا به چی؟
بذنوب الأغنياء.
مگر اینکه اینایی که دارن ثروتمندا اینا گناه میکنن که اونا گرفتار میشن.
دادشو خدا قیامت سر اینا میزنه و جالبه بدونید خداوند متعال با اون عظمتش قیامت از دو کس عذرخواهی میکنه.
اگه گفتید کیان؟
یکیشو بگم یکیش باشه طلبهتون روش فکر کنید.
یکیش اق-- اونایین که فقیر بودن، گرفتار شده، گرفتاریهای مالی داشتن تو دنیا.
خداست، رازق علی الاصلابه عذرخواهی میکنه از بندهها.
خیلی درد سنگینیه.
اما دادشو سر کی میزنه؟
اغنیا.
حالا اینجاش خیلی شیرین.
ما ذا مال.
دیدی بعضیا یهو مالشونا، یه رفیقی داشتیم مال تجاره خوبی داشت، مغازه خیلی عالی و بزرگ.
بعد یهو دزد همه چیشو برد.
هرچی تو مغازه رحم نکرده بود همه رو برد.
[نفس عمیق] یه روز درد دل برای من میکرد.
هیئت ما میاومد.
ما از سوریه رفته بودیم.
گفت حاجی من همه کارو، گفتم که داداش ببین نمازتو اول، اول گفتم نماز، نمازتو اول وقت میخونی؟
نماز صبح مخصوصا.
گفت آره به خدا حاجی همیشه اصلا نماز صبح مسجدم.
هرچی فکر کردم به ذهنم خطور کرد اصلاً فکر نمیکردم ایشون خمس نده.
گفتم خمس میدی؟
گفت حاجی این یدونه رو بیخیال شد.
گفتم بیخیال شد همین شد دیگه.
همش رفت به باد فنا.
ضمانت الهی کس که خمس بده زکات و خمسش رو بده خدا هم مالشو حفظ میکنه.
دیدی بعضیا یه دفعه مالشون رو از دست میدن، ضایع میشه.
مثلا حتی اینایی که خیلی دارن یهو کشتیشون غرق میشه یا تو گمرک مالشونو نگه میدارن.
نمیدونم مالیات سنگین میبرن.
چه، چه اینا متن روایتو بخونم براتون؟
از خودم نیستها.
تمام.
"ما ذا مال فی بر ولا بحر".
اصلا ضایع نمیشه مالی.
چه تو خشکی، چه تو آب.
یعنی سوار کشتی مالش ضایع میشه.
الا به چی به نظر شما؟
به ترک زکات.
زکاتشو نداده.
اون اضافهشو نداده و حقش رو که خدا قرار داده بوده و حق السائل و المحروم نداده، ضایع شده و خیلی شیرین اینجا بس "وما صید صید فی بر ولا بحر".
البته من روایتو کامل نخوندمها.
دیگه آخرشو دیگه چون وقت گذشته.
خیلی شیرین میفرماید صید نمیشه هیچ صیدی.
چه در دریا، چه در بیابان و خشکی.
الا به چی؟
مثلا هیچ حیوونی چه آبزی باشه مثل ماهیا، چه خشک زیبا یا مثل هرکی تو خشکی گوسفند و گاو همه مطلقاً پرنده ها.
اینا صید نمیشن الا به چی؟
"الا بترك التسبيح في ذلك اليوم".
اون روز تسبیحش ترک شده.
آنی که غافل میشه صید میشه.
ببینید روایت، تا پرنده تو هوا غافل از خدا شد صید میشه.
اصلا نمیشه غیر از این باشهها.
چون "يسبح لله ما في السماوات وما في الأرض".
باید آنفاً تسبیح کنه.
نکنه از دایره خلقت خارج میشه.
طورش عوض میشه.
الله اکبر.
این رو چرا بعد از بحث زکات تسبیح رو آورده؟
که خود تسبیح نرمکننده دله.
ذکر.
کأنَّ انفاق و اطعام.
اطعام و بخشیدن، دادن زکات و اینها کأنَّ همون اثری رو داره که تسبیح داره.
تسبیح چگونه یاد خدا دل رو نرم میکنه؟
همونطور زکات دادن، خمس دادن، صدقه دادن، اطعام به خصوص اطعام چیکار میکنه؟
همون اثر رو تو وجود انسان میذاره.
نرم میکنه دلو.
بعد میگه نمیدونم چرا نمیتونم برای امام حسین گریه کنم.
چند وقت پیش یکی به من میگفت.
میگفت حاجی من بچه بودم خوش اشک بودم الان خشک شده.
چی بگم بهش؟
چی بگم من؟
آخه یکی دو تا که نیست درد.
بعد اون طرف رفته به اسم کار فرهنگی کلی کار کرده و وضع مالیش توپ شده.
بعد یه کسی مثل با لباس پیغمبر مثلا بهش میگه ما یه خیریهای داریم صد تا خونواده تحت پوششم بیست تا یتیمن.
یه کمکی در این قضیه تومن.
باشه حالا ببینیم چی میشه.
بله باید هم اشکت خشک بشه.
نوش جونت.
ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم