ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 011

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اطعام فقرا و نرم‌کردن قلب

یکی دیگر از کارهایی که قلب را نرم می‌کند — در بحث قلب لیّن و در آینهٔ روایات و آیات — اطعام فقرا و مساکین است؛ البته خصوصاً ایتام، که به جهت اهمیتش جلسه‌ای جداگانه می‌طلبد. فعلاً پیرامون اطعام سخن می‌گوییم. صدقه و کمک مالی یک چیز است و اطعام چیز دیگر؛ یعنی سیر کردن کسی با طعام. یک لقمه غذا؛ ولو در ماه مبارک رمضان فرموده‌اند ولو به یک دانه خرما کسی را افطار کنی؛ به شدت در نرم‌کردن دل‌ها مؤثر است. قدیم‌ها — و اکنون هم هست ولی قدیم بیشتر — نانوایی‌ها شیفتی می‌شدند؛ مخصوصاً در تولدهای اهل بیت و به خواستهٔ کریم اهل بیت؛ نان‌ها رایگان بود. این بحث اطعام در هیئت‌ها نیز مرسوم شده و الحمدلله رواج یافته است. امام صادق علیه‌السلام این را در جلسات روضه ابداع کردند. اولاً در دعوت به سمت حضرت حق که توسط پیامبر از مبعث اسلام رخ داد، اولین دعوت پیامبر همراه با یک آبگوشت بود؛ آبگوشت چرب و خوشمزه. پیامبر خودشان بار گذاشتند؛ روایت می‌گوید چند گوسفند درست و درمان ذبح شد و خویشاوندان را دعوت کردند. می‌توانست بدون طعام دعوت کند — دعوت حق، شکم خالی؛ نه؛ اطعام کرد. یعنی از آغاز بوده است. پس از آنکه امام صادق جلسات روضه را راه انداختند — به روایت آن منزلی که بالای شارع شریعهٔ فرات یا شریعهٔ علقم منتسب به حضرت است — می‌گویند دهه می‌گرفت یا شب‌های جمعه روضه می‌گرفت و بدون استثنا اطعام می‌کرد. یکی از راه‌های نرم‌کردن دل مردم نسبت به حقایق دین همین بود؛ غالب مردم گرفتاری مالی و مشکلات اقتصادی داشتند و با همین جذب می‌شدند. اکنون نیز هیئتی که غذا می‌دهد معمولاً شلوغ‌تر است؛ چیز بدی نیست. اصل محتوای هیئت است اما سنت حسنه‌ای است که دل‌ها را گرم و جذب می‌کند تا دو کلام حرف حق بشنوند؛ و خود بانی نیز دلش نرم می‌شود و آثارش را می‌بیند. ولو به یک خرما در ماه رمضان؛ چقدر تأثیر دارد. این ایام، ایامی است که دل‌ها باید نرم شود.

حق سائل و محروم در مال اغنیا

زمانی با بانی‌ای که کمک‌های خوبی به خیریه می‌کرد بحث کوچکی جدلی پیش آمد. یکی از رفیق‌های فهم نهیب زد: حاجی حق وظیفه‌اش است؛ چه می‌گویی؟ وظیفه‌اش است کمک کند؛ حسابی هم دارد. این آیه‌اش است؛ آیهٔ نوزده سورهٔ ذاریات: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» (ذاریات/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در اموالشان حقی است برای سائل و محروم.

در اموال آنان حقی است برای آنان که سؤال می‌کنند و آنان که سؤال نمی‌کنند اما محروم‌اند؛ حق آنان است؛ باید بدهند. در حکمت سیصد و بیست و هشت نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین چنین می‌فرمایند: «إن الله سبحانه فرض فی أموال الأغنیاء أقوات الفقراء» — خدا فرض کرده و قرار داده در اموال ثروتمندان قوت فقرا را. «فما جاع فقیر إلا بما متع به غنی» — هیچ فقیری گرسنه نمی‌ماند مگر آنکه ثروتمندی تمتعی یافته و حق آن محروم و فقیر را نداده باشد؛ وگرنه گرسنه نمی‌ماند. «والله تعالی سائله عن ذلک» — لفظ جلاله و تعالی تأکید؛ الله تعالی از آنان سؤال می‌کند چه کردید نسبت به آنان که ندارند؛ وظیفه‌ات را انجام دادی یا نه؟ البته بر اساس آیات باید دانست اخلاص در این بخشش و اطعام شرط است؛ هرچه مخلص‌تر باشی در اطعام دلت بیشتر نرم می‌شود.

اطعام علی حبّه در سورهٔ انسان

در آیه‌ای که امام حسن و امام حسین قابل توجه‌اند — کسانی که تا به امام انسان کامل و امام زمانشان می‌رسند معمولاً می‌گویند گرفتارم، مریضم را شفا ده و مطلقاً چیزهای متعارف می‌خواهند و می‌خواهند حضرت دست تصرف در کائنات دراز کند و دیگر نمی‌گویند او هم خدا دارد و خداست و خدایی می‌کند — امام حسن و امام حسین بیمار شدند. امیرالمؤمنین اسم اعظم نبود؟ اشاره کند خوب شوند. چرا نکرد؟ به صورت طبیعی زندگی کردند. سه روز روزه گرفتند. عجب؛ که خوب شوند. تب شدیدی عارض شده بود؛ عارضی بود نه ذاتی؛ انسان کامل اعدل امزجه است و نباید بیمار شود؛ از بیرون آمده بود. روزه گرفتند؛ سپس یک شب مسکین، یک شب یتیم، یک شب اسیر. افطارشان را بخشیدند و هیچ نخوردند؛ سه روز آب نوشیدند. سخن گفتنش آسان است. همه برای چه؟ «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا» (انسان/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و غذا را با وجود دوست داشتنش به مسکین و یتیم و اسیر می‌خورانند.

اولاً علی حبّه؛ با عشق این کار را کردند. سپس «إنما نطعمکم لوجه الله» — فقط برای رضای خدا؛ وجه خدا، صورت حق راضی شود. «لا نرید منکم جزاءً ولا شکوراً» — نه جزایی نه شکرگزاری؛ هیچ از شما نمی‌خواهیم. معمولاً حتی برای خدا که به کسی ببخشیم در گوشهٔ ذهن ثبت می‌کنیم تا زمانی سراغ طرف برویم و از دلش درآوریم.

سورهٔ بلد: یتیم ذا مقربة و مسکین ذا متربة

در آیات چهارده و پانزده و شانزده سورهٔ بلد نیز اصرار به همین موضوع است: «أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ۝ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ ۝ أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ» (بلد/۱۴–۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یا اطعام در روز گرسنگی؛ یتیمی خویشاوند؛ یا مسکینی خاک‌نشین.

أو اطعام فی یوم ذی مسغبة؛ آن روز که گرسنگی شدت گرفته و شکم به پشت چسبیده. آیا نمی‌خواهند طعامی برای ذخیرهٔ روز قیامت کنند؟ یتیماً ذا مقربة؛ اول یتیم؛ و از اقربا باشد — هرچه نزدیک‌تر. بعضی بی‌خیال نزدیکان و خانواده و خویشان و فامیل و همسایه به دیگران می‌روند؛ اول اطرافیان. سپس أو مسکیناً ذا متربة؛ تراب، خاک؛ مسکینی که افتاده روی خاک. فرق میان فقیر و مسکین و مستکین هست؛ هرچه رعایت شود بهتر. فقیر ندارد اما هنوز مسکین نشده. مسکین یعنی ساکن افتاده؛ جایی نشسته نمی‌تواند راه برود از شدت دردمندی. مستکین کمرش هم شکسته؛ حتی اگر کسی دستش بگیرد بلند کند نمی‌تواند راه برود. کمک به آنکه وضعیتش بدتر است قطعاً بهتر است. خدا در این اطعام اول یتیم را مقدم می‌کند؛ جلسهٔ بهتری برای ایتام می‌ماند.

زکات امتحان اغنیا و معونة فقرا

روایتی بسیار شیرین — مخصوصاً انتها — از امام صادق علیه‌السلام: «إنما وضعت الزکاة اختباراً للأغنیاء» — اصلاً زکات تشریع شده برای امتحان اغنیاست؛ زکات مالت را ادا کن. حتی عالم: زکاة العلم نشره؛ عالم شدی بفرما ببینم بخل داری در انتشار حقایق؟ روایت داریم همه چیز زکات دارد؛ مثلاً زکات زیبایی عفت است. می‌فرماید تشریع به جهت امتحان اغنیاست از حیث زکات و «ومعونةً للفقراء» برای کمک‌حال فقرا. «ولو أن الناس أدوا زکاة أموالهم ما بقی مسلم فقیراً محتاجاً» — اگر همه مردم زکاتشان را می‌دادند هیچ مسلمان فقیر محتاجی باقی نمی‌ماند. چرا وقتی امام عصر صلوات‌الله‌علیه ظهور کنند می‌گویند باب فقر بسته می‌شود؛ هیچ فقیر نیست؛ حتی روایتی دیده شد که طرف کمک می‌خواهد از حضرت و همه نهیب می‌زنند خجالت بکش بس است چقدر می‌گیری؛ تو که همه چیز داری. برای همین می‌گویند پیش از ظهور صدقه‌ات را ادا کن، اطعام کن، یاری برسان؛ آنجا بابش بسته می‌شود. «ولاستغنی بما فرض الله له» — به آنچه خدا فرض کرده یعنی زکات همه غنی می‌شدند؛ هیچ‌کس مشکل مالی نداشت. متأسفانه اسلام پیاده نشده. «وإن الناس ما افتقروا ولا احتاجوا ولا جاعوا ولا عروا إلا بذنوب الأغنیاء» — هیچ‌کس گرسنه و محتاج و برهنه نمی‌شود مگر به گناهان اغنیا؛ آنان که دارند گناه می‌کنند که آنان گرفتار می‌شوند؛ دادش را خدا قیامت سر اینان می‌زند. جالب است خداوند متعال با آن عظمتش قیامت از دو کس عذرخواهی می‌کند؛ یکی‌اش آنان که فقیر بودند و گرفتاری مالی داشتند در دنیا؛ خدا رازق علی‌الاطلاق از بندگان عذرخواهی می‌کند؛ خیلی درد سنگینی است؛ اما داد را سر اغنیا می‌زند.

ضایع‌شدن مال به ترک زکات و صید به ترک تسبیح

بعضی یک‌دفعه مالشان را از دست می‌دهند. رفیقی مال تجارت خوبی داشت؛ مغازهٔ خیلی عالی و بزرگ؛ یک‌دفعه دزد همه را برد؛ هرچه در مغازه بود رحم نکرده بود. روزی درد دل می‌کرد؛ هیئت ما می‌آمد؛ از سوریه رفته بودیم. گفت حاجی من همه کار را… گفتم نمازت را اول وقت می‌خوانی؟ نماز صبح مخصوصاً؟ گفت آره به خدا همیشه؛ نماز صبح مسجدم. هرچه فکر کردم خطور نکرد خمس نداده باشد. گفتم خمس می‌دهی؟ گفت حاجی این یک‌دانه را بی‌خیال شدم. گفتم بی‌خیال شدی همین شد؛ همه‌اش رفت به باد فنا. ضمانت الهی است کسی که خمس و زکاتش را بدهد خدا مالش را حفظ می‌کند. بعضی یک‌دفعه مالشان ضایع می‌شود؛ حتی آنان که خیلی دارند کشتی‌شان غرق می‌شود یا در گمرک نگه می‌دارند یا مالیات سنگین. متن روایت — از خود نیست: «ما ضاع مال فی بر ولا بحر إلا بترک الزکاة» — اصلاً ضایع نمی‌شود مالی چه در خشکی چه در آب — یعنی سوار کشتی مالش ضایع شود — مگر به ترک زکات؛ اضافه‌اش را نداده و حق سائل و محروم را نداده، ضایع شده. و خیلی شیرین: «وما صید صید فی بر ولا بحر إلا بترک التسبیح فی ذلک الیوم» — صید نمی‌شود هیچ صیدی چه در دریا چه در بیابان مگر آنکه آن روز تسبیحش ترک شده. آنی که غافل می‌شود صید می‌شود. تا پرنده در هوا غافل از خدا شد صید می‌شود؛ غیر از این نمی‌شود. چون: «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» (جمعه/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خدا را تسبیح می‌گوید.

باید دم‌به‌دم تسبیح کند؛ نکند از دایرهٔ خلقت خارج می‌شود و طورش عوض می‌شود. چرا پس از بحث زکات تسبیح را آورده؟ چون خود تسبیح نرم‌کنندهٔ دل است؛ ذکر. کأنّ انفاق و اطعام و بخشیدن و ادای زکات همان اثری را دارد که تسبیح دارد. تسبیح چگونه یاد خدا دل را نرم می‌کند؟ همان‌طور زکات و خمس و صدقه و خصوصاً اطعام همان اثر را در وجود انسان می‌گذارد؛ نرم می‌کند دل را. سپس می‌گوید نمی‌دانم چرا نمی‌توانم برای امام حسین گریه کنم. چند وقت پیش یکی می‌گفت بچه بودم خوش‌اشک بودم اکنون خشک شده. چه بگویم؟ یکی دو تا که نیست درد. آن طرف به اسم کار فرهنگی کلی کار کرده و وضع مالیش خوب شده؛ سپس کسی با لباس پیامبر می‌گوید خیریه داریم صد خانواده تحت پوشش و بیست یتیم؛ یک کمکی… باشه حالا ببینیم. بله باید هم اشکت خشک شود. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.