د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹
دارای متن همگام
صلهٔ رحم و نرمی قلبِ لیّن
قلب لَیِن9_ج443
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۵۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## صلهٔ رحم و نرمی قلبِ لیّن
۰:۱۷
## صله قطع نبودن است نه الزامِ هرروزه
۱:۳۹
## روایات قطع رحم و زیادت عمر
۸:۵۰
## آیهٔ نساء؛ اتقوا الله و الارحام
۹:۱۰
## تجربهٔ نرمی دل پای پدر و مادر
۱۲:۴۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم و به هي نستعين.
السلام عليك يا داعي الله
و رباني آياته.
السلام عليكم ورحمة الله.
یکی دیگه از چیزهایی که
دل رو نرم میکنه در بحث قلب اللئن یا لئن
صله رحمه. خیلی تاکید شده در آینهی آیات و روایات.
حالا صله یعنی وصل شدن دو چیز به هم.
این صله میتونه
وصل شدن دو چیزی باشد که یکیشون اصله یکیشون فرعه.
یعنی اینکه این وصل میشه به اصل خودش، به ریشهی خودش
یا اینکه وصل شدن به چیزیست که
اون این دو تا هر دو اصلشون از یک ریشهست.
به این شکل. حالا اون که وصل میشه به اصلش و ریشهش
میشه مثلا صله رحم به پدر و مادر.
اون که به چیزی وصل میشه که
هر دو از یک جنسن، از یک ریشهن میشه مثل وصل شدن به خواهر و برادر.
حالا این رحم هم به جایی میگن که
جنین پرورش پیدا میکنه در جان مادر،
در اون باز
مکمن از دید ما غیبیست، دیده نمیشه
حتی از دید مادر فقط حسش میکنه.
یعنی باز میبینه که ریشه از یک جاست، صله رحم.
حالا، حالا این یا از حیث مادیه یا معنوی.
مادیش هم یا سببیه یا نسوی
که نسوی یعنی
پدر، مادر، خواهر، برادر، عمه، دایی، خاله، عمو اینا.
سببیش میشه با ازدواج
مثلا خود همسر،
فرزندان، پدر همسر، مادر همسر،
خواهر برادراش، همچنین داییهاش، عموهاش، خاله هاش،
عمه هاش به این شکل. یه صله رحم هم داریم که از این بالاتره رحم معنوی هستن که اونها
میشه اصلش که خود خداست و همه
ظهور او هستن. اصل اونه بقیه متفرع بر او هستن و تحت تدبیر متفرد به جبروت او هستن.
بعد پیغمبر عزیز عالمه،
اهل بیت عترتش علیهم الصلاة والسلام، قرآن.
همچنین به رتبه از جهت رتبهای بعد میشه نوبت علما،
علما و بزرگان اهل معرفت همچنین تا دیگه میاد تا انزل المرتب که اهل ایمانن،
اهل ایمان. اینها از جهت معنوی
ریشهشون به یه جا بر میگرده.
یعنی اون رحم اصلیشون
میشه اسلام، میشه ایمان،
ریشه یکیه. که اینها
صلهش واجبه. صلهی اینها.
حالا صله هم یعنی وصل باشی.
صله نه یعنی اینکه حتماً، حتماً بری
الا بلا هر روز سرکشی کنی بری خونه طرف.
این نه. از حیث معنوی خب هرچی
هر روزم بری، هر ساعت و هر آنی بری
آدم بره در خونه خدا اشکال نداره که.
اما از جهت مادی و اینها بحث پدر، مادر، خواهر، برادر، عمه، دایی، خاله اینها
نه، اونو گفتن همین که وصل باشی،
قطع نباشی. میشه با یه نامه، میشه با یه تلفن.
فلانی سلام منو با مثلا آ-آبجی مورد نظر سلام برسون این
یعنی قطع نیست. اینم صلهست.
اینایی که وقتی میبینن
صله رحم به اون معنای متعارف امروزی رو انجام میدن، میرن خونه کسی
بچهشون مثل زلزله میشه. مثلا ماهواره دارن،
اخلاقشون با اینا اعتقاداتشون همخوانی نداره، خمس نمیدن، نمیدونم ولایت رو قبول ندارن، بیادبی میکنن به
مقدسات اینها. نه اینا حتما نباید برن خونه طرف.
کی گفته؟ همین که
یه سلامی برسونن، حالشو بپرسن، زنگ بزنن اینها یه پیامی بفرستن.
قدیمها نامه بود حالا پیامک.
اینها یعنی صله. یعنی قطع نکنن.
البته شرافت پدر و مادر از همه بالاتره.
پدر و مادر رو باید سر زد،
اونو نمیشه. باید رفت، باید سرکشی کرد.
ولو اگر فاسق باشه. روایت داریم ولو
کافر و فاسق باشه. اصلا اون قصهش فرق میکنه.
اون ریشهست، اون رحمه.
بقیه نه. همچنین در خصوص
از جهت معنوی هم پیغمبر ریشهست.
یعنی آدم دائم باید مرت-مرتبط با پیغمبر باشه
و اهل بیت. اصلا
این بحث صلوات ارزش و اهمیت صلوات اینجا معلوم میشه.
آنفعال. آدم بتونه مرتبط با اونا صلوات یعنی همون
صله معنوی با اون ریشهی اصلی
و اون اب بودن اونها.
انا و علی ابوا عادل و ما نفرمود
ما والدیم. والد یعنی
پدر و مادری که از یه رحم و یک صلب و
به این شکل. اینها مادین.
اما اون اب یعنی ریشه.
اگر بگیری ابر و پدر این اشتباه رو
بعضی مفسرین کردن به قول حضرت آقا علم الهدى حسن زاده داد میزنه سر این مفسرین که این اشتباهات رو میکنن.
که چرا مثلا اونجا که لأبيه آزر حضرت ابراهیم
به پدرش لأبيه آزر به پدرش آزر اگه بخوایم ابر و پدر معنا کنیم،
گفت از این شرکت بردار. اونم گوش نداد.
مف-- نمیشه که انبیا
قطعاً و مسلماً
آبا و اجدادشون کنتم في الاصلاب الشامخة والارحام المطهرة موحد باید باشن سلسله.
یه دونه یعنی یک، یک تو این رن-زنجیره حلقه های وصل آبا و اجداد
انبیا و اولیا و اهل بیت یه دونه غیر موحد نمیشه پیدا کرد.
اصلا نه عقلًا نمیشه.
قطع بشه اصلا این shows نمیتونه
نبی بشه، نمیتونه امام بشه، نمیتونه از جزء ائمه هدی و الگوی همه عالم قرار بگیره.
نیست. اونا اشتباه کردن.
اب اینجا رو به معنای پدر گرفتن.
اگر پدر به معنای پدر متعارف امروز بود که حضرت آزر که پدر حضرت ابراهیم نبود چرا قرآن بهش میگه اب؟
لفظ اب رو میاره. یعنی سرپرست کسی که بزرگش کرده.
یعنی سرپرستشه.
سررشته امورش رو در دست داشته.
یکی از معانیش اینه. اصل
معنی اب یعنی ریشه.
یعنی اصل. اصل.
آدم از اون اصلش نباید ببره.
از اون اصلیتش. اگه ببره ببینید شما برگ از درخت که اصلشو قطع میشه از بین میره.
یه میوه رو از درخت بچین
باید سریع بخوریش و الا رفته رفته از بین میره.
پژمرده میشه، فاسد میشه.
عال-عالم عالم کُنو فساده.
اینجا چون مرکبات عالم مرکبات
نشئه طبیعت مثل مجردات نیست که یک حقیقت کلی باشن.
اینجا مرکبن. مزاج دارن از امتزاجن.
ازدواج بین عناصر اربع،
بعد اخلاط اربع،
روح بخاری همچنین. دیگه
نسبت به لطافتش و اون
شرافتش روح تعلق میگیره به اون،
به اون مزاج. هرچه مزاج معتدلتر، روح
لطیفتر. برای همون برای همونایی که میخوان تلطیف سر کنن اول میرن سراغ مزاجشون.
اینا خیلی ته عالم مرکباته.
ترکیبه. هر
هی یک طور به طور دیگه
تغییر پیدا میکنه که تو یه طور ما اینه، یه طور همینطوری عوض میشه.
اما اون ور اینطوری نیست. در مرکبات این چنینه.
جدا بشی از اصلت و حالا در مادیات وقتی این چنینه
در معنویات هم به طریق اولی
به تبعش اگر انسان جدا بشه
دلش فاسد میشه، دلش میمیره.
لذا یکی از بهترین راهها برای
نرمی دل فرمودن صله رحمه.
از همه اتوارش که الان گفتیمها.
چه معنویش، چه مادیش
که حالا جهت بهره بردن از نورانیت
احادیث و آیات یه چند تا تقدیم کنیم.
مثلا در کافی جلد دو صفحه سیصد و هفتاد و شش
امام سجاد صلوات الله علیه به فرزندش نصیحت میکنه.
ببین چقدر ترسونده بچهش رو حضرت.
"یا بني أنذر خمسة فلا تصاحبهم."
با پنج نفر مطلقا نشینی، مصاحبت نکنی.
"و ایاک" برحذر باش از کی؟
"ومصاحبة القاطع رحمهه
فإني وجدته" میگه از مصاحبت با قاطع رحم کسی که قاطع رحمه بپرهیز
چون من اونو یافتم "ملعونًا في کتاب الله عز وجل".
هرچی اهل بیت میگن از کتاب خدا اقتباس میکنن.
عجب! قاطع رحم.
حضرت سجاد تصریح میکنه به فرزندش که تو کتاب خدا ملعونه.
طرف آدم ملعون نرو. انقدر مهمه.
یا مثلا از پیغمبر عزیز عالم پرسیدن مبغوضترین عمل در درگاه خدا چیه؟
فرمود شرک. سؤال کردن بعد از شرک؟
فرمود قاطع رحم. قطع رحم.
میگه ما بالاتر از این. که البته این عرض کردم از جهت معنوی دیگه اوجشه.
یعنی کسی از امام زمانش ببره.
از حضرت زهرا که رحم عالم هستیس ببره.
این دیگه اون آخرشه.
لذا بدترین عذابها نصیب-- اصلاً اصل،
اصل ترک رحم و قطع رحم برمیگرده به اونها.
یا یه روایتی هم از امام رضا صلوات الله علیه
قبل از نماز برای دوستان میخوندم جالب بود که
حضرت فرموده این سندش هم جلد دو اصول کافی صفحه صد و پنجاه و دو میتونید ببینید.
فرمود ما برای زیاد شدن عمر وسیلهای جز صله رحم نمیشناسیم.
اگه کسی دوست داره عمرش زیاد شه
صله رحم به اندازهای
در زیاد شدن عمر موثر است،
فرمایش حضرت رضاست صلوات الله علیه.
شخصی که از عمرش سه سال مانده،
خدا به سبب صله رحم سی سال به عمرش میافزاید
که مجموعا سی و سه سال میشود.
سی سال به خاطر صله رحم.
و کسی که از عمرش سی و سه سال
تمام باقی مانده، خداوند به سبب قطع رحم سی سال از عمرش برمیدارد و آن را به سه سال کاهش میدهد.
حالا سر اینکه چرا سی و سی و سه رو
سه سال و اینا رو مثال زده حضرت
بهمان از خودش نکتهای داره. نکتهها دارد البته.
نکته سنجها گفتند و میگن.
این آیه رو هم توجه داشته باشین.
آیه یک سوره نساء "واتقوا الله
الذي تساءلون". از اون خدایی که
به نامش از این و اون درخواست میکنید.
مثلا به خدا قسم اینو به من بده من به تو برمیگردونم.
به خدا قسم این جنس اصله.
به خدا. دیگه از اون خدا بترسید از اون خ- بپرهیزید از اون خدایی که
"الذي تساءلون". از تساءلون به.
به اسمش از همدیگه درخواست میکنید "والأرحام".
بلافاصله "والأرحام". عجب!
انقدر مهمه. "إن الله كان عليكم رقيبًا".
حواستون باشه در بحث خودش خدا و ارحام،
خدا رقیب شماست. رقیب اتید شنیدید؟
دو تا فرشتهای که سمت چپ و راست
ما هستن. اینجا خدا هم فرمود "إن الله
كان عليكم رقيبًا". اصلاً اون رقیب خداست.
خدا مراقبه. مراقب اصلی خداست.
اینه که بزرگان و اهل معرفت به شدت میافتند به مراقبه و
نگه داشتن حس حضور خودشون و دائما در حضور حق تعالی ببینن به خاطر اینه
که خدا خودش میفرماید من مراقب شمام.
مراقب. اونا که امتحان میدن
تا اون مراقب میاد یه ذره نزدیک میشه حواسشون رو جمع میکنن، تقلبشون میذارن کنار.
اگه ما بدونیم واقعاً کسی مراقب ماست
مراقبه میکنیم. این را یا حالا
بحث ما بحث قلب لئن بود و لئن بود.
از مهمترین چیزهایی که
نرم میکنه قلبو چون
فرع به اصلش برمیگرده مثل برگی که به درخت وصل میشه،
میوهای که دوباره به درخت، به درخت متصلش کنن اگه بشه
نرم میشه. لطافتش رو پیدا میکنه.
یکی از بهترین کارها برای نرم شدن.
بعد خودتم حس میکنیها. خودتو بنداز پای پدر مادر ببین چجوری حس میکنی قلبت.
اگه وقتی دیدی قلبت سخت شده، اشکت کم شده، بسم الله.
من بارها این رو امتحان کردم.
صورتمو کف پای مادرم خدا بیامرزه میگذاشتم چنان قلبم نرم میشد،
چنان قلبم میشکست.
هنوزم وقتی محضر پدرم میرم
جسارت به شما نشم مثل یه سگ
چهار دست و پا میرم سمت پدرم
میفتم به پاش. هر وقت که مجلس سنگینی دارم،
حرفهای سنگینی میخوام بزنم، شب قدر میخوام جای منبر برم
سعی میکنم حتما برم محضر پدر پیرم بیفتم پاشو ببوسم و میبینم تاثیرش رو.
نرمی دل. انشاالله عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد