ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

دعا؛ عامل نرمی دل در قلب لَیِن

اللهم صل علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات. یکی از کارهای نرم‌کنندهٔ دل — و در بحث قلب لَیِن بسیار بدان تصریح شده — دعاست. باید میان دعا که خواندن است، طلب حاجت که خواستن است، و ذکر که یاد است فرق نهاد؛ این‌ها یکی نیستند.

در کتاب حکمت عبادات آیت‌الله جوادی آملی آمده است: جوهر ذکر غیر از گوهر دعاست؛ دعا خواندن است و سؤال خواستن. صرف توجه به خدا ذکر اوست؛ اگرچه خدا را مخاطب قرار ندهی و فقط یادش کنی، و اگرچه خطاب و انشا و درخواستی همراه نباشد، ذکر است. ذکر از آن جهت که ذکر است از دعا منحاز و از سؤال ممتاز است. هیچ‌گونه خواندن یا خواستن در متن ذکر تعبیه نشده تا اجابت شود؛ هرچند ممکن است با ذکری خاص نیازی برطرف یا مشکلی گشوده یا سیئه‌ای بخشیده یا حسنه‌ای افزوده شود، اما این‌ها در ذات ذکر نهاده نشده‌اند. در ذکر نه «یا الله»یِ خطابِ حاجت است و نه طومار خواسته‌ها؛ فقط یاد است.

دعا خواندن است نه انبار حاجت

تا گفته می‌شود دعا، بسیاری می‌پندارند باید فهرست حاجات را پیش خدا بیاورند و به استناد ادعونی استجب لکم شتاب در گرفتن پاسخ کنند. اگر ادعونی فقط به معنای متعارف خواستن بود، حال یونس در شکم ماهی چه بود؟ او چیزی نخواست؛ خواند:

«لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/۸۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): معبودی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ من از ستمکاران بودم.

فاستجبنا له؛ استجابت پس از خواندن آمد نه پس از فهرست حاجت. حضرت امام می‌فرماید دعای مستجاب آن است که زبان قال و حال و استعداد همراه باشند. اگر فقط قال باشد — تند خواندن کمیل و نگاه به ساعت — به درد نمی‌خورد. اگر حال همراه باشد نیکوست؛ اما استعداد چه؟ گفتن «مرا پیامبر یا امام کن» مطابق استعداد نیست؛ استجابت نیست.

سه سنخ دعا در بیان امام

امام سه دسته می‌آورد: استعجالی، احتمالی، امتثالی. استعجال مال عامه است که می‌ترسند امور دنیوی فوت شود؛ حتی از آخرت گاه رتبه و فضیلت بر دیگران می‌خواهند. احتمال مال اهل رشد و حکمت است که احتمال می‌دهند دعا قضای مبرم را بگرداند. امتثال آن است که دادن و ندادن برایش یکسان است؛ عشقش حرف زدن با خداست. چون خدا فرموده بخواهید و انتم الفقراء إلی الله، فقرش را بر در خانهٔ خدا فریاد می‌کند؛ چه بدهد چه ندهد.

مداحی در ایوان طلای رضوی روزی فریاد زد: اگر حاجتم را دادی دادی؛ ندادی دیگر به حرمت نمی‌آیم. مردم زجه زدند. جای زجه حماقت اوست نه روضه. این خواستنِ محض دنیا بود؛ نه خواندن و نه ذکر.

نمونه‌های خواندنِ شیرین

یونس در شکم ماهی خدا را خواند. موسی گفت:

«رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» (قصص/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، من به هر خیری که به سویم فروفرستی نیازمندم.

حاجت را معین نکرد؛ هرچه تو بخواهی. حتی حاجت را نیز چنین باید خواست. آیهٔ انفال:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ» (انفال/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا و پیامبر را اجابت کنید وقتی شما را به چیزی می‌خوانند که زنده‌تان می‌کند.

اینجا دعا از دعوت است؛ خدا و رسول ما را می‌خوانند تا احیا شویم. در آل یاسین: السلام علیک یا داعی الله؛ امام به سوی الله می‌خواند نه به سوی خود. در تفسیر برهان از امام صادق، لما یحییکم به ولایت امیرالمؤمنین تفسیر شده؛ باطن نبوت ولایت است.

آیهٔ بقره:

«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» (بقره/۱۸۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون بندگانم دربارهٔ من از تو بپرسند، من نزدیکم؛ دعای خواننده را وقتی مرا بخواند پاسخ می‌دهم.

اگر فقط خواستن بود، چرا بسیاری خواسته‌ها داده نمی‌شود؟ توجیه روایی هست که اگر به نفع باشد می‌دهند وگرنه بهتر یا دفع بلا یا ذخیرهٔ قیامت. درست‌تر آنکه گاه فقط خوانده‌ایم نه خواسته. دعای سحر امام باقر — برای همهٔ سحرها نه فقط رمضان — سراسر خواندن است نه درخواست؛ و این خواندن دل را نرم می‌کند.

ذکر، ورد، مناجات

گاهی در قلب یاد می‌کنی بی‌آنکه بر زبان جاری شود؛ ذکر است. گاهی می‌خوانی: یا محسن؛ خواندن است بی‌خواستن. اگر سلام برای طمع باشد خواستن است. آنچه در روایات موجب نرمی دل است دعاست. آیهٔ فرقان لرزاننده است:

«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» (فرقان/۷۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما اعتنا نمی‌کند.

دعا اینجا خواندن است در کنار یاد قلبی. در کافی (جلد دو، صفحهٔ چهارصدوهفت) امیرالمؤمنین فرمود احب الأعمال إلی الله فی الأرض الدعاء؛ محبوب‌ترین کارها بر زمین خواندن خداست. آه کشیدن آرامش می‌آورد چون آه از اسماء الله است؛ امام صادق در عیادت بیماری که آه می‌کشید فرمود رهایش کنید؛ اسم خدا را می‌برد. اگر فقط در دل باشد ذکر است — واذکروا الله ذکرا کثیرا — و برای نرمی دل باید ظهور یابد؛ ورد بر زبان. یا الله منادا است و دوری می‌نماید؛ چون نزدیک شدی یاء برمی‌خیزد و نجوا می‌شود: الله، الله. در تعقیب جعفر طیار: یا رب تا نفس داری؛ سپس یا رباه نزدیک‌تر؛ سپس رب، رب — نجوای گوشی. ان‌شاءالله عاقبت به خیر شود.

تفصیل فرق ذکر و دعا در حکمت عبادات

آیت‌الله جوادی تصریح دارد ذکر حتی از دعا ممتاز است. تا ذکر است خواندن و خواستن در میان نیست تا اجابت شود. ممکن است ذکری خاص نیازی را بردارد؛ اما آن نیاز در متن ذکر تعبیه نشده. امتیاز باید برقرار بماند وگرنه همه چیز با هم قاطی می‌شود و دل نرم نمی‌شود چون حقیقت دعا — خواندن محبوب — گم می‌شود در طمع حاجت.

وقتی ادعونی استجب لکم فقط به معنای متعارف حاجت‌گیری فهم شود، داستان یونس بی‌معنا می‌ماند. او در ظلمات سبحانک گفت و إنّی کنت من الظالمین؛ خواند و اقرار کرد. خدا او را رهانید. موسی نیز خیر نازل را بدون تعیین خواست. این الگوی امتثالی است: فقر را پیش بی‌نیاز نهادن.

زبان قال و حال و استعداد

امام سه شرط گذاشت. قالِ بی‌حال — مثل خواندن طولانی با بی‌قراری پایان — استجابت نمی‌آورد. حالِ همراه لذت و توجه است. استعداد مرز تکلیف است: آنچه فوق قدر وجودی است، هرچند با گریه خواسته شود، از سنخ استجابتِ همان مطلوب نیست. استعجال دنیا و حتی رقابت اخروی برای برتری بر دیگران، دل را سخت می‌کند. اهل حکمت دعا را احتمال تغییر قضا می‌دانند نه مطالبهٔ چک تضمینی. اهل امتثال عاشق گفت‌وگویند.

دعوت خدا و رسول برای احیا

آیهٔ انفال استجابت دعوت است نه فقط درخواست بنده. داعی الله در زیارت آل یاسین امام را خواننده به سوی الله می‌داند. تفسیر برهان لما یحییکم را ولایت امیرالمؤمنین می‌خواند؛ ظاهر نبوت و باطن ولایت. آیهٔ بقره قریب بودن حق و اجابتِ داعی را می‌گوید؛ داعی کسی است که می‌خواند. بسیاری حاجات داده نمی‌شود چون خواندن نبوده؛ خواستنِ صرف بوده. دعای سحر سراسر اسماء و خواندن است و دل را نرم می‌کند؛ اشتباه مشهور آن را به سحر رمضان محدود کرده است.

از آه تا نجوا

احب الأعمال الدعاء؛ محبوب زمین خواندن خداست. آه اسمی از اسماء است؛ نهی از آه بیمار نهی از بردن اسم خدا بود و امام نهی را برداشت. ذکر کثیر قلبی وظیفهٔ دائم است؛ برای لین شدن باید وردِ زبان شود. منادا با یا فاصله می‌نماید؛ قرب، یاء را برمی‌دارد و مناجات می‌سازد. درجات یا رب و یا رباه و رب در تعقیبات جعفر طیار نقشهٔ نزدیک شدن است. این‌ها همه کارخانهٔ نرم‌کردن قلب لَیِن‌اند.

امتیاز سه‌گانه در عمل روزانه

پس برنامهٔ نرم‌کردن دل این است: ذکر کثیر قلبی در روز؛ خواندنِ نام‌های خدا بر زبان بی‌طومار حاجت؛ و گاه امتثال فقر با خواستنِ بی‌تعیین، چون موسی. استعجال دنیوی دل را سخت می‌کند نه نرم. دعای سحر و اذکار پس از نماز جعفر طیار نمونهٔ خواندن محض‌اند. آیهٔ فرقان هشدار می‌دهد که بدون این خواندن، اعتنای رب در کار نیست. محبوب‌ترین عمل در زمین به فرمودهٔ مولا دعاست؛ آه مؤمنانه نیز از همین باب است. این‌ها سرمایهٔ قلب لَیِن است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.