[سخнерانی چند نفر] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعذین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
از رهبر عزیزمون استفتاء شده و عزیزانی که جلسه دارن میخوان تشریف ببرن این حکم رو گوش بدن و برن.
از رهبر عزیزمون استفتاء شده که آیا شرکت کردن در انتخابات جمهوری اسلامی ایران واجبه و عدم شرکت حرامه؟
رهبر عزیزمون فرمودن که شرکت کردن در انتخابات جمهوری اسلامی ایران وظیفه شرعی، اسلامی و الهی همه است.
بعد از در یک استفتای دیگه پرسیدن آیا این واجب عینیه یا کفاییه؟
کفایی فرقش با عینی اینه که مثلاً یه عدهای شرکت کنن دیگه کفایت میکنه.
این کفاییه.
اگر عینی باشه یعنی عینا هر کسی عینا دید براش واجبه.
کاری نداره کی شرکت کرده یا نکرده.
واجبه برای همه.
همه عینا میشه.
رهبر عزیزمون فرمودن شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی واجب عینیست.
یعنی همه عینا باید شرکت کنن.
یه صلوات بفرستین.
[چند نفر به صورت جمعی] الله، الله، الله.
[سخنرانی چند نفر] بچهها این صلوات رو ما گرفتیم که دوستانی که میخوان جلسه تشریف ببرن تشریف ببرن.
اما بحث قلب لین رو یا لَین رو در این بودیم که چه کارهایی قلب رو نرم میکنه.
قلب لَین یا لَین که آیهشم که قبلاً خوندیم.
یکی دیگه از کارهایی که قلب رو نرم میکنه توجه به نفس کینونت اس-- در خصوص نفس کینونت زمان و مکان حرف زدیم چند بار.
که زمانها و مکانها در نفس خودشون یک شرافتى دارن نسبت به هم فضیلت دارن.
همونطور که "تِلْكَ الرُّسُلْ فَأَوَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ" انبیا به هم برتری دارن.
همونطور که اهل ایمان که "يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ" خدا این اهل ایمانو بالا میبره اما "وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ" اونکه علم داره درجات داره.
درجاتش بالاتره.
اهل ایمان یه درجه، علما درجات.
خب همینطور در زمانها و مکانهام این فضیلتها هست.
زمانها و مکانها بر هم فضیلتند.
توجه و استفاده از این زمانها و مکانهای خاص که شرافت دارن، فضیلت و برتری دارن دل رو نرم میکنه.
مثلاً لیالی قدر.
اصلاً نفس کینونت نوا-- لا-- لیالی قدر این هست.
اصلاً یک روح دیگهای عالم رو میگیره.
آدم خیلی راحتتر میتونه به سمت حضرت حق بره ترجمهش بخوایم بکنیم.
چرا راحتتر میتونه بره؟
چرا راحتتر میتونه ارتباط بگیره؟
چرا توبه آسونتره؟
راه چون اون زمان، اون زمان در جان خودش خدا یه کینونتی رو قرار داده در تکوینش یعنی آفرینشش اصلاً ذاتاً که راهها رو هموار میکنه، دلها رو خدا انگار اون زمان توجه خاص و ویژه به دل میکنه، دل راحت نرم میشه.
و مثلاً لیالی قدر هفته، لیلة القدر هفته که شب جمعهست.
ساعات و آنات که قبلاً اینجا توضیح دادیم.
دوازده ساعت هر شبانه روز نه ساعت اول، دوم، سوم منظور ساعتی یک و دو و سه نه.
اون ساعت که بعضیاش یه ربع بعضیاش دو ساعته، چهار ساعته مربوط به یکی از اهل بیته توجه به اون زمانها و اون ساعات نه اینکه خب همه در این ساعات قرار دارن.
توجه به اون ساعت و عرض شود با توجه به صاحب اون ساعت، اون زیارت نامهای که معروفه در هر ساعتی سلامی که به اهل بیت میدن اون.
اینها دل رو نرم میکنه و عرض شود خدمتتون مکانهام همچنین هستن.
مکانهام مثل حرمها، حرمهای اهل بیت علیهمالسلام، مسجد، جاهایی که در، در محضر عالم، عالم ربانی البتهها.
در جوار پدر و مادر طوری که جناحینت رو این دست و پات رو بندازی زمین، بالات رو باز کنی، خاضعانه، ذلیلانه در کنار پدر و مادر نشستن اینا دل رو نرم میکنه.
نگاه کردن به صورت عالم، به مناره و گنبد مسجد و، و، و.
یکی از اون بهترین جاها و در حقیقت از یک حس میشه گفت مکانتش از یک حس میشه زمانش گفت که دل نرم هست اصلاً و باید این نرمی رو تقویت کرد و حفظ کرد، جوانیه.
استفاده از خصوصیت جوانی.
جوانی تمام بزرگان بدون استثنا شما میبینید همشون نصیحت به جوانها و حتی اونایی که موفق بودن مثل علامه حسن زاده بارها ما ازشون شنیدیم که ایشون میفرمودن که قدر جوانیتون رو بدونید ما ندونستیم.
عجب!
شما ندونستی پس ما چه کنیم؟
حضرت امام، دیگران، رهبر بارها، جوانی.
در جوانی دل نرمتره و این نرمش دل که خصوصیت جوانیه باید تقویت بشه.
اگر تقویت نشه رفته رفته زمخت میشه، خشن میشه.
بعد نفحات الهی درش تأثیر نمیذاره.
نفحه نسیم، نسیم، نفحات، نسیمهات.
یه کتابی مرحوم صدرالقونوی داره از برجستهترین شاگردان ابن عربیست که شاگرد ااا استاد ابن فناری است صاحب کتاب شریف مصباح العنس.
که ایشون تو متن کتاب مصباح العنسش بعضی موقعها میزنه بحث رو به نفحات استادش.
نفحات.
نوشتن بزرگان پیرامون این مسئله.
یه روایت هم داریم.
الا میفرماید انى لربکم انى لربکم.
حالا چقدر شیرین و در مایه این روایت.
برای پروردگار شما فی ایام دهرکم.
اونم دهر شما.
دهر حالا فرقش با زمان و دنیا چیه؟
فرقش با سرمد چیه؟
فی ایام دهرکم نفحات، نفحات.
یه نسیمهای میاد.
یه جا می فرماید فتعرضوا لها خودتونو در معرض اون قرار بدید، تمام.
یه جای دیگه در کنز العمال حدیث بیست و یک هزار و سیصد و بیست و چهار ادامهش اینطوریه.
فتعرضوا له لعله ان يصیبكم نفحة منها فلا تشقون بعدها ابدا.
فرمود که باشد که نسیمی از رحمت پروردگار شما به شما بوزد.
خودتو در معرض اون قرار بدی و پس از اون هرگز به شقاوת نیفتید.
خیلی مهمه این نفحه، نفحه ها.
در جوانی اینا بیشتر درک میشه.
اگه تقویت نرمی دل صورت نگیره یعنی سیر و سلوک، یعنی مراقبه، حس حضور داشتن، اینا صورت نگیره هرچی پا به سن میذاری زمخت میشه، کلفتی میشه، خشن میشه.
مثل این که شما الان یه کابل، کابل رو طوفان شاید تکونش بده.
نسیم که کابل رو تکون نمیده اما یه تار رو یه نسیم هم مینوازش، تکون میده.
علت اینکه بزرگان مع-- یعنی نسیمها رو دریافت میکنند چون دل نازکاند.
الان دارین میفهمین.
چون دلشون نرمه، نازک دل.
من خشن شده، زمخت شده، سفت شده.
طوفان باید بیاد تا طوفان لیلة القدر باید بیاد تا تکونش بده.
خیلی مهمه.
من برای اینکه اهمیت این موضوع رو به خودم و شما متوجه کنم یه روایت خیلی شیرین تقدیم کنم که بدونید شما بعد پنجاه سال من اولین بار بود این روایت رو متوجهش شدم و برام خیلی جالب بود.
که علل و شرایع صفحه پنجاه و چهار حدیثی است از شخصی به نام عن اسماعیل بن عن اسماعیل بن الفضل هاشمی.
این شخص قلت لجعفر بن محمد.
میگه من سؤال کردم از امام صادق صلی الله علیه امام جعفر صادق.
اخبرنی عن یعقوب.
به من خبر بده از حضرت یعقوب.
چرا؟
لما.
از چی خبر بده؟
لما قال له بنوه اون موقع که به فرزندان، فرزندانش اومدن پیشش گفتن بنوه، فرزندانش گفتن قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین.
ما خطا کردیم برامون استغفار کن.
قال حضرت یعقوب چی گفت؟
گفت سوف استغفر لکم ربی.
نزد پروردگارم در آینده برای شما استغفار میکنم.
فأخر الاستغفار لهم.
براشون تأخیر انداخت استغفار رو.
همونجا چرا استغفار نکرد؟
سؤال قشنگیه.
و یوسف.
حالا درخواست یوسف هم آقا به ما خبر بده که برعکسش اتفاق افتاده.
لما قالوا له وقتی که برادرها اومدن گفتن بهش تلاhe لقد أثرک الله علينا ان کنا لخطیئين تا گفتن ما خطا کردیم و اینا برگشتن قال یوسف فرمود که لا تثریب عليكم اليوم.
سرزنش امروز بر شما نیست.
یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین.
خدا شما رو میبخشه.
اونم ارحم الراحمینه.
حالا سؤال چیه؟
چرا هر دو پیغمبر.
چرا حضرت یعقوب گفت بعدا استغفار میکنم.
حضرت یوسف نه استغفار همونجا گفتش که اصلاً سرزنشیم بر شما نیست.
توبتتون قبوله.
این فرقش کجاست؟
این ببینید ما قبلاً شنیده بودیم.
حالا انتهای روایت هم همین و باز تصریح داره که به خاطر شرافت ببین نفس کینونت زمان، شرافت سحر شب جمعه حضرت یعقوب وعده داد سحر، سحر شب جمعه دعا میکنم که دیگه قطعیه.
اینو همه شنیدیم بارها ما گفتیم، دیدیم.
اما اینجا این تیکه رو من اولین بار بود متوجه شدم.
خیلی شیرین بود.
حضرت سه تا دلیل میاره بر اینکه چرا یوسف بلافاصله قبول کرد حضرت یس-- یعقوب بعداً وعده داد.
قال.
کی قال؟
امام جعفر صادق علیه السلام.
لان قلب الشاب أرق أو أرق، أرق من قلب الشيخ.
عجب!
دلیل اول چی؟
قلب جوان نرمتر از قلب پیره.
یعنی حضرت یعقوب پیر درسته پیغمبر بود اما باز یعقوب سنش بالا بود.
یوسف جوان بود.
الله اکبر.
الله اکبر واقعاً.
یعنی تو انبیا میشه این رو دید.
انقدر موضوع مهمه.
خب تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض.
و حضرت یوسف هم البته به این هم دقت داشته باشین ولایت داشت بر حضرت یعقوب.
دومین دلیل.
و كانت جنایت ولد یعقوب على یوسف.
جنایت فرزندان یعقوب به خاطر یوسف بود و جنایتهم على یعقوب انما كانت بجنایتهم على یوسف.
یعنی به خاطر جنایتی که به فرزندش کرده بودن اومده بودن پیشش.
یعنی حق، حق خودش نبود که حضرت یعقوب بخواد ببخشه.
مثل این که ما حق دیگران رو میبخشیم.
میگیم نوش جونت.
به تو چه که میبخشی؟
تو چی کارهای که میگی آقا طرف خطا کرده، گناه کرده.
مثلاً ساختار نظام رو شکسته.
جسارت به رهبری که ببخشی بهش.
خب تو حق خودتو میتونی ببخشی.
حق آقا رو میتونی؟
حق این همه ملت رو میتونی؟
اون قصهش فرق میکنه.
حق ای نسبت به اینکه از کسی یعنی به کس دیگهای درسته تب-- تا-- در حقیقت تابع جنایت و ظلم اونها پرش حضرت یعقوب رو هم گرفت.
گریههای این همه سالش نزدیک به چهل سالش و نابینا شدنش.
اما اصل جنایت بر حضرت یوسف بود.
من چی کارهام که.
و اینم دلیل دوم.
دلیل آخر که عزیزم ساعت رو نگاه کرد منم سریع دلیل آخرم بگم دیگه توضیح ندم.
دلیل آخر.
و أخر یعقوب العفو و تأخیر انداخت یعقوب استغفار رو عفو.
چرا؟
لأن عفوه انما کان عن حق غیره فأخره إلى سحر ليلة الجمعة.
باز تاکید میکنه یکیش این بود که به خاطر دیگری بود حق دیگری رو باید عفو میگرفت.
دو به خاطر اهمیت سحر شب جمعه.
اما اولین دلیل رو حضرت چی زد کرد؟
نرمی دل.
حضرت یوسف سریع بخشید.
چقدر خوبه که.
قدیمها میگفتن همه چی تو جوونی خوبه، خوشه.
یا حتی تازه داریم میفهمیم که حالا که داریم پیر میشیم موهامون داره سفید میشه، تازه میفهمیم جسارت به شمارشه.
مرگ هم تو جوونی شیرینه.
به خدا.
آدم بارش سبکتره.
انشاءالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم