یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اقتدا نکردن در صف جماعت و حمد آهسته
در خصوص احکام نکتهای از نظر رهبر عزیز: شرکت در نماز جماعت از حیث یک غرض عقلایی مثل دوری جستن از تهمت دیگران اشکالی ندارد. اما اگر چنین کسی آمد در صف جماعت ایستاد لکن اقتدا نکرد — در جماعت ایستاده و نمازش را فرادا میخواند — و به جهت آنکه مشخص نشود فرادا میخواند حمد و سورهاش را آهسته میخواند: رهبر میفرماید اگر نمازی باشد که باید حمد و سوره در آن بلند خوانده شود مثل نماز صبح و مغرب و عشا و این شخص آهسته میخواند، صحیح نیست؛ اشکال دارد.
قلب لین و قساوت؛ نقطهٔ مقابل
بحث قلب لین به فضل الهی ادامه مییابد. علت آنکه قلب دچار سختی و کدورت میشود، خشن و سخت میشود، اصطلاحاً قسی میشود — پیشتر در قلب قسی مبسوط سخن رفت — دلایلی دارد. نقطهٔ مقابلش نرمی دل هم دلایلی دارد؛ راههایی که میشود با آنها دل را نرم کرد. کسی که دلش سنگ است و سخت — بعضی به سختی میتوانند گریه کنند؛ حتی بعضی پدران سنوسالبالا درددل میکنند که جوان که بودیم خوشاشک بودیم الان سخت میشود گریه کرد — دلایلی در روایات دارد که پیشتر در قلب قسی گفته شد. همچنین کسی که قلبش سخت شده میخواهد نرم کند؛ در آیینهٔ آیات و روایات راههایی بیان شده. یکی از راههایی که قلب را نرم میکند — قلب لین میآورد — خود قرآن است؛ دیگری موعظه.
قرآن شفا و رحمت
در آیهٔ هشتاد و دو سورهٔ اسراء میفرماید:
«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» (اسراء/۸۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مؤمنان است نازل میکنیم و ستمکاران را جز زیان نمیافزاید.
آنچه از قرآن نازل کردیم شفاست؛ شفای دردها و دلها. کسی که دلش سنگ شده میتواند با قرآن دلش را نرم کند. و لا یزید الظالمین الا خسارا؛ چگونه است که قرآن یک وجود واحد و یک حقیقت است اما برای اهل ایمان رحمت و شفاست و برای اهل ظلم خسارت؟ مثل آنکه قدیم مرسوم بود پول میدادند یکی را اجیر میکردند کنار قبر ختم قرآن کند. طرف برای رفیقش اجیر گرفته بود؛ شب آمده به خوابش که به خدا بیا به این بگو دیگر قرآن بالای سر من نخواند؛ با هر آیهای که عمل نکردم گرز آتشین به سرم میکوبند. این یعنی لا یزید الظالمین الا خسارا؛ خسارت برای اهل ظلم؛ همین قرآنی که شفا و رحمت است برای اهل ایمان.
پس یکی از راهها همین قرآن است: استماع، توجه، قرائت و ترتیل، مطالعه و دقت نظر؛ شخم زدن قرآن به قول عبدالله بن مسعود صحابی پیامبر که فرمود من اراد علم الاولین والآخرین فلیثور القرآن؛ هر که علم اول و آخر عالم را اراده کرده قرآن را شخم بزند. علامه در شرح مصباح الانس ابنفناری چندین بار به همین فرمایش اشاره میکنند. از ظاهر قرآن — به قول ملاصدرا همان خط ظاهری جوهر در کتب شده — که لمعات جمال الهی را همراه دارد بگیر تا مراتب قرآن؛ همانطور که همهٔ عالم مراتب دارد و وجود من و شما مراتب دارد قرآن هم مراتب دارد از مرتبهٔ دانی تا عالی و اعلی. همهٔ اینها موجب نرمی دل میشود. هرچه انسان با قرآن بیشتر عجین باشد نرمی دلش بیشتر است. اگر تعارف را کنار بگذاریم و وجدان را بنگریم وجدان میگوید علت اصلی نداشتن دل نرم دوری از قرآن است؛ و کسانی که دلشان نرم است قطعاً با قرآن عجیناند. هرچه از قرآن دورتر شویم قلب فاسدتر و سختتر و خشنتر میشود.
موعظه و آیهٔ یونس
و دیگر موعظه است. در آیهٔ پنجاه و هفت سورهٔ یونس میفرماید:
«قَدْ جَاءَكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ» (یونس/۵۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به راستی از پروردگارتان موعظهای آمده و شفایی برای آنچه در سینههاست و هدایت و رحمتی برای مؤمنان.
قرآن خودش را موعظه معرفی میکند؛ جای جای قرآن واقعاً یک موعظه است بلکه بهترین موعظه. آثار قرآن: موعظه است، شفاست از آنچه در سینه جمع شده، هدایت است، رحمت الهی است برای آنان که هدایت و رحمت و درمان درد دلها و قذارات قلبی میخواهند. هر که دنبال موعظه است که موعظه دل را نرم میکند بسم الله قرآن. متأسفانه از موعظه غافلیم و گوش شنوا نداریم؛ فی آذانهم وقرا؛ گوش سنگین شده حرف حق نمیرود؛ فرار میکنیم؛ حوصلهٔ شنیدن نداریم. علت اصلی آنکه حوصلهٔ حرف شنیدن نداریم آن است که دل از نرمی فاصله گرفته و خشن شده. بارها حضرت استاد فرمودهاند همانطور که حیوان با شلاق تأدیب میشود و نبات و درختان با هرس، انسان با شنیدن حرف مؤدب میشود؛ ادب انسان به این شکل است. القرآن مأدبة الله؛ مأدبه یا معدبه؛ هر دو آمده؛ سفرهٔ آسمانی یا محل ادبآموزی؛ ادبستان الهی. در هر حال بر سر سفرهٔ قرآن بهترین موعظهها شنیده میشود و علت اصلی دوری از دل نرم نشنیدن موعظه است. در خصوص موعظه سخن بسیار است؛ بهتر رجوع به کتابهایی که پیرامون موعظه نوشته شده.
سه نیاز مؤمن از امام جواد
یکی از فرمایشات عرشی امام جواد سلاماللهعلیه: المؤمن یحتاج الی ثلاث؛ از ضروریات و احتیاجات مهم هر مؤمن سه چیز است. بله انسان سرپناه و مرکب و کاری برای تحصیل معاش میخواهد؛ اما ضروریات اصلی که تا ابد با خود میبری را هم در نظر بگیر؛ بلکه اولویت بده. امام جواد فرمودند اولش التوفیق من الله؛ توفیقی که از ناحیهٔ حضرت حق نازل شود؛ نه برای خودمان توفیقبافی کنیم؛ هندسهاش از بالا به پایین است؛ در پس اخلاص که از پایین به بالا میرود نازل میشود. دوم همین مورد بحث: و واعظ من نفسه؛ در وجود خودش؛ اگر کسی را هم پیدا نمیکند که موعظهاش کند به قدری موعظه مورد احتیاج روحی است که میگوید خودش در نفس و وجدان خودش را موعظه کند. خدا رحمت کند قدیمیها؛ پیرزن و پیرمرد گاهی با خودشان حرف میزدند؛ یک وقت میبینی خودشان را موعظه میکردند. ما کمتر با خودمان حرف میزنیم و خلوت میکنیم. سوم: و قبول ممن ینصح؛ قبول کند از کسی که نصیحتش میکند؛ ولو بچه نصیحتش کند؛ ولو مدیرکل زیردستش آبدارچی بیاید نصیحت کند نباید تبختر داشته باشد که چرا تو آبدارچی من مدیر؛ و قبول ممن ینصح؛ هر که خیرخواهش بود و نصیحت کرد بپذیرد.
جمعبندی: قرآن و موعظه
در مجموع آنچه باعث نرمی قلب میشود در دستورات آلالله و بر اساس آیات و روایات — جزو ضروریترین نیازهای اصلی بشر — قرآن است و موعظه. چیزهای دیگری هم هست که به مرور گفته میشود. خدای منان همه را عجین کند با قرآن و موعظه. عاقبت ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.