د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵
دارای متن همگام
اقتدا نکردن در صف جماعت و حمد آهسته
قلب لَیِن5_ج439
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۲۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## اقتدا نکردن در صف جماعت و حمد آهسته
۰:۱۴
## قلب لین و قساوت؛ نقطهٔ مقابل
۱:۲۲
## قرآن شفا و رحمت
۱:۵۵
و دیگر موعظه است. در آیهٔ پنجاه و هفت سورهٔ یونس میفرماید:
۳:۱۹
## سه نیاز مؤمن از امام جواد
۹:۴۵
## جمعبندی: قرآن و موعظه
۱۱:۴۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانیة آیه سه.
سلام علیکم و رحمة الله.
در خصوص احکام
نکتهای عرض کنیم که از نظر رهبر عزیزمون
شرکت در نماز جماعت از حیث یک غرض عقلایی مثل
دوری کردن، دوری جستن از
تهمت، تهمت دیگران
اشکالی نداره، بیاشکاله
و اما اگر
چنین کسی اومد در صف جماعت ایستاد
لکن اقتدا نکرد.
خب در جماعت ایستاده و
داره نمازشو فرادا میخونه.
ااا اقتدا نکرده و
به جهت اینکه مشخص نشه که
فرادا، فرادا داره میخونه حمد و سورهش رو آهسته میخونه.
خب اگر رهبر عزیزمون میفرماید اگر چنانچه
نماز، نمازیه که باید حمد و سوره درش بلند خونده بشه
مثل نماز صبح و مغرب و عشا
و این شخص آهسته میخونه،
صحیح نیست، اشکال داره.
اما بحث قلب لعن یا لين رو
به فضل الهی ادامه بدیم.
دوستان توجه داشته باشن
که خب حالا
علت اینکه خود،
خود اینکه قلب ما
دچار سختی و کدورت و
اینها میشه، قلب خشن میشه، سخت میشه، اصطلاحا قسی میشه که قبلا تو قلب قسی کلی صحبت داشتیم در این رابطه.
دلایلی داره که حالا قبلا ما مبصول اگه خواست
رجوع کنه به اون مباحث قلب قسی گفتیم.
نقطه مقابلش هم نرمی دل هم دلایلی داره.
یعنی راههایی داره که
میشه با اونها دل رو نرم کرد
که اگر کسی دلش
نرم بود هم قطعاً
خود نرمش دل هم دلایلی دارد.
حالا کسی دلش سنگه،
سخته خدایی نکرده که مثلا
هستند بعضیا به سختی میتونند گریه کنند.
حتی بعضی از پدرها میان
سن و سال بالا دارند میان بعضی موقعها درد و دل میکنند.
میگن ما جوون که بودیم خوب اشکی داشتیم، خوش اشک بودیم.
الان سخت میشه گریه کرد اینا.
خب دلایلی داره در روایات
که حالا بعداً شاید عرض کردیم و قبلاً هم البته تو قلب قسی عرض کردم، اونجا گفتیم.
همچنین حالا کسی،
کسی که قلبش سخت شده میخواد قلبش رو نرم کنه.
در آیینه آیات روایت اگر دقت کنیم راههایی بیان شده.
یکی از راههایی که قلب رو نرم میکنه اصطلاحا قلب لعن
یا لين میاره خود قرآنه،
خود قرآن. و
دیگری هم موعظه است. حالا عرض میکنم.
در آیهی هشتاد و دو سوره اسرا
میفرماید "و ننزّل من القرآن
ما هو شفاء" آنچه که ما نازل کردیم از قرآن
چیه؟ شفاست. "ورحمة للمؤمنین"
شفای یعنی درمان دردهاست، شفای دلهاست.
کسی که دلش سنگ شده
میتونه با قرآن دلش رو
نرم کنه. البته "ولا يزيد الظالمین إلا خسارا" بقیه آیه است که
جالبه که چگونه است که قرآن یک وجود واحد است اما
یک حقیقت اما برای اهل ایمان رحمت و شفاست.
برای اهل ظالم و ظالمین،
اهل ظلم خسارته.
مثل اون کسی که از دنیا رفته بود.
حالا قدیما مرسوم بود پول میدادند یکی رو اجیر میکردند.
الان خیلی نیست. اجیر میکردند میگفتند مثلا
بمون کنار قبر ایشون تا ختم قرآن کنی.
یه پولی کلانی بهش میدادند. بود اینا قدیما.
طرف نشسته بود برای رفیقش حالا این کارو کرده بود.
کسی رو اجیر کرده بود ختم قرآن بالا سر قبر رفیقش.
شب اومده بود به خوابش که آقا تو رو خدا بیا به این بگو دیگه قرآن بالا سر من نخونه.
با هر آیهای که عمل نکردم گرز آتشینه که به سرم میکوبند.
این یعنی "ولا يزيد الظالمین إلا
خسارا" خسارت میاره برای اهل
ظلم. همین قرآنی که شفا و رحمته برای اهل ایمان.
خب پس یکی از راهها
همین قرآنه، استماع قرآن،
توجه به قرآن، قرائت و ترتیل قرآن
عرض شود، مطالعه و
دقت نظر در قرآن، شخ زدن قرآن
به قول عبدالله بن مسعود این راوی و
صحابی پیغمبر که فرمود "من اراد علم الاولین والاخرین
فليصور القرآن" شخ بزنه قرآنو هرکی اراده اول و آخر علم عالم رو کرده که
علامه در سیر بحث
مصباح العنس، شرح مصباح العنس مرحوم ابن فناری چندین بار اشاره به همین
فرمایش این صحابی پیغمبر میکنن.
به هر حال همه اینها از اون ظاهر قرآن که به قول ملا صدرا
همون خط ظاهری جوهرش که
در همین کتب شده، قرآن کتب شده هست و میبینی
همون لمعات
جمال الهی رو به همراه خودش داره بگیر تا
مراتب قرآن همونطور که همهی عالم مراتب داره، وجود من و شما هم مراتب داره، قرآن هم مراتب داره.
از همین مرتبه دانی بگیر تا عالی و اعلیاش.
همه اینها موجب نرمی دل میشه.
هرچه انسان با قرآن عجین بیشتر عجین باشه
نرمش دلش بیشتره. و واقعاً اگر تعارف رو بگذاریم کنار و وجدان خودمون رو
دقت کنیم، وجدان ما اینو به ما میگه که علت اصلی اتفاقاً
نداشتن دل نرم
دوری از قرآنه و کسایی هم که دلشون نرمه
قطعاً با قرآن عجیناند.
که هرچه از قرآن دورتر بشیم
قلبمون فاسدتر میشه و سختتر و خشنتر میشه.
و دیگه موعظه است که باز خیلی جالبه که در آیه پنجاه و هفت سوره یونس
میفرماید "قد جاءكم موعظة من ربكم."
قرآن اینجا خودش رو موعظه معرفی میکنه
که همین قرآنی که الان بحثشه خودش موعظه هم هست.
حتی خود قرآن رو شما جای جای قرآن رو مطالعه میکنی
میبینی واقعاً یک موعظه است بلکه بهترین موعظه است.
و البته "والشفاء لما في الصدور
وهدى ورحمة للمؤمنين." میدونید چقدر آثار داره قرآن؟
موعظه است، شفاست.
اونم از اون چیزهایی که در سینه جمع شده.
از شود هدی، هدایته.
رحمة، رحمة للمؤمنين البته
رحمت الهیه. اونایی که هدایت میخوان، اونایی که رحمت الهی رو میخوان با خودشون جلب کنن،
اونایی که درمان درد دلها رو میخوان،
آلدگیهای سینه رو میخوان، آلدگیها و قذارات قلبی رو میخوان.
و هر که دنبال موعظه است که موعظه دل رو نرم میکنه.
بسم الله قرآن. که ما متأسفانه از مو-موعظه غافلیم
و گوش شنوا نداریم و "في آذانهم وقرا"
تو گوشمون. اه
چنان سنگین شده که حرف حق نمیره، فرار میکنیم.
حوصله نداریم اصلاً بشنویم.
علت اصلی اینکه حوصله نداریم حرف بشنویم
اینه که دل از نرمش فاصله گرفته و خشن شده
که بارها و بارها حضرت استاد فرمودن همونطور که حیوان با شلاق تأدیب میشه
و نبات، گیاهان، درختان اینها با هرس،
انسان با شنیدن حرف،
با حرف شنیدن مؤدب میشه.
ادب انسان به این شکله. که القرآن معدبت الله دیگه.
یا معدبه یا معدبه.
این معدبه یا معدبه.
هر دو تاش اومده. حالا یا از شود سفرهی آسمانی بگیر- سلام علیکم.
یا سفره آسمانی بگیر
یا از شود خدمتتون که
اون رو
فرض کن مائده آسمانی بگیر
یا محل اه
ادب آموزی یعنی
ادبستان الهی. در هر حال در سر سفره قرآن انسان
بهترین موعظهها رو میشنوه
و علت اصلی دوری ما از
دل نرم نشنیدن موعظه است.
حالا در خصوص موعظه
خیلی حرفها هست. بهتره که رجوع کنیم به کتابهایی که پیرامون موعظه نوشته شده.
یکی از فرمایشات عرشی حضرت
امام جواد سلام الله علیه هست که
میفرمود "المؤمن يحتاج إلى ثلاث."
از ضروریات و احتیاجات
مهم هر مؤمنی سه چیزه که حالا الان از من بپرسن که آقا احتیاجات مهم هر کسی الان چیه؟
سریع میگیم خونه و کار و ماشین.
خب اون بحث دنیاشه. بله انسان یه سرپناهی میخواد، یه وسیلهای مرکبی میخواد،
یه کاری میخواد که تحصیل معاش کنه.
اما اون ضروریات اصلی که تا ابد با خودت میبری رو هم در نظر بگیر،
بلکه اون رو اولویت بده.
امام جواد سلام الله علیه
فرمودن که اولیش فرمودن "التوفيق من الله." توفیقی که از سمت و ناحیه حضرت حق نازل بشه.
نه برا خودمون توفیق بافی کنیم.
که هندسهش بالا به پایینه. در پس اخلاص که از پایین به بالا میره
نازل میشه. و
فرمودن که دومیش همین مورد بحث ماست.
فرمودن "و واعظ من نفسه."
تو وجود خودش. خودش اگر
کسی رو هم پیدا نمیکنه او رو موعظه کنه، به قدری موعظه مورد احتیاج و نیاز روحی ماست
که میگه خودش تو نفس خودش، تو وجدان و وجود خودش، خودش رو موعظه کنه.
خدا رحمت کنه قدیمیها، پیرزن، پیرمردها دیده میشد بعضی موقعها با خودشون حرف میزدن.
یه وقت میبینی اینها داشتن خودشونو موعظه میکردن.
چه میدونی؟ که ما کمتر با خودمون حرف میزنیم، خلوت میکنیم.
و سومیش هم البته فرمود "وقبول من من ينصح."
قبول کنه از کسی که نصیحتش میکنه.
ولو یه بچه نصیحتش کنه.
ولو مدیرکل زیردستش
میاد یه آبدارچیه داره میاد نصیحتش میکنه.
نباید تبت-- تبتخر داشته باشه که
چرا حالا شما آبدارچی، من مدیر.
چرا شما منو نصیحت کردین؟
نه. "وقبول من من ينصح." هرکی نص-- خیرخواهش بود نصیحتش کرد این بپذیره.
در مجموع پس اونچه که
باعث نرمی قلب میشه عزیزانم
در دستوراتی که از ناحیه
آل الله وارد شده
و بر اساس آیات و روایات
که جزو ضرور-ضروریترین نیازهای اصلی بشر هست،
قرآن هست و موعظه.
حالا هست چیزای دیگهای هم هست انشاالله به مرور عرض میکنیم.
خدای منان همه ما رو عجین کنه با قرآن و موعظه.
عاقبتمون ختم به خیر بشه انشاالله.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد