یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تسلیت شهادت امام هادی و اختصاص اسماء
تسلیت روز شهادت امام هادی، حضرت اباالحسن علی بن محمد النقی سلاماللهعلیه. کلهم نور واحد؛ اما در حیث تجلی و ظهور و تابش بر نشئهٔ طبیعت هر کدام به اسمی اختصاص مییابند. امام رضا صلواتاللهعلیه ظهور اسم الرؤوف حضرت حق در نشئهٔ طبیعت بلکه در کائنات تحت تصرف اوست. هر کجا رضایتی در مسیر حق پیش آید تحت تصرف ولایت امام رضاست. حتی قطب مثبت و منفی که راضی به پیوند و ازدواج میشوند —
«سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا» (یس/۳۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزه است آن که همهٔ زوجها را آفرید.
این ارتباط چون با رضایت است تحت تصرف رضایت امام رضاست. اگر از همسر راضی بودی وقتی اختیار کردی یا بله گفت، تحت تصرف امام رضاست. ازاینرو برای ازدواج رجوع به امام رضا میگویند؛ تشکیل زندگی سفر است و همسر همسفر؛ مسافر به امام رضا متوسل شود. همچنانکه مظلوم به اول مظلوم عالم امیرالمؤمنین متوسل میشود.
اسم الهادی و امام هادی
در اسم الهادی حضرت حق —
«إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ» (فاطر/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا هرکه را بخواهد گمراه میکند و هرکه را بخواهد هدایت میکند.
این اسم تحت تصرف امام هادی، علی بن محمد النقی الهادی صلواتاللهعلیه است. هر هدایتی در این عالم صورت گیرد تحت توجه و عنایت و تصرف اوست؛ هدایتی نیست مگر آنکه دست امام هادی در کار باشد. موضوع جای تبیین بسیار دارد و این آقا چه مظلوم است؛ هیئتها و جلسات در وفیا و شهادت و موالید اهل بیت دربارهٔ امام هادی کوتاهی کردهاند و میکنند.
آیهٔ قلب لیّن و پیوند با هدایت
بحث روزهای دوشنبه قلب در قرآن به قلب لیّن — نرم — رسیده بود. شیرین است که بر اساس همان آیه موضوع به هدایت گره میخورد. آیهٔ بیست و سه سورهٔ زمر از «الله نزّل أحسن الحدیث» آغاز میشود تا ثم تلین جلودهم و قلوبهم إلی ذکر الله:
«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِکْرِ اللَّهِ ذَٰلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَن یَشَاءُ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» (زمر/۲۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا نیکوترین گفتار را فرو فرستاد؛ کتابی همگون و مکرر. پوست کسانی که از پروردگارشان میترسند از آن به لرزه میآید؛ سپس پوستها و دلهایشان به سوی یاد خدا نرم میشود. این هدایت خداست؛ هرکه را بخواهد به آن هدایت میکند، و هرکه را خدا گمراه کند هیچ هدایتگری برای او نیست.
پیشتر تقشعر منه جلود؛ پوست میلرزد چون متوجه آیات قهر میشوند. اینجا تلین جلودهم؛ پوست نرم میشود چون متوجه آیات رحمتاند، و قلوبهم. ظاهر و باطن یک حقیقت ذو مراتباند و از هم جدا نمیشوند. وقتی قلب خاشع و به ذکر خدا نرم شد، ظاهر نیز نرمخو و نرمخلق میشود و از خشونت بیرون میآید. نمیشود باطن نرم باشد و ظاهر خشن مگر أشد علی الکفار که با عقل شدت میورزد نه از عصبیّت.
ذلک هدی الله؛ آن که دربارهاش سخن رفت هدایت الله است. چرا «ذلک» نه «هذا القرآن»؟ چون مقام قرآن چنان شامخ است که به مقام احدیت اشاره میکند نه واحدیت؛ مقامی دستنیافتنی. هدایت از احدیت و وحدت محض نازل میشود به عالم کثرت که واحدیت است. یهدی به من یشاء: اگر به خدا بزنی یعنی خدا هرکه را بخواهد هدایت میکند؛ اگر به ما بزنی یعنی هرکه خودش بخواهد خدا هدایتش میکند. و من یضلل الله فما له من هاد؛ هرکه را رها کند هیچ هدایتگری نیست. رابطهٔ نرمی دل با هدایت یا عدم هدایت: اگر دل نرم شد هدایت میآید؛ اگر خشن و سفت بود فما له من هاد. چه مناسب که امروز با شهادت امام هادی برخورد کرده است.
تجلی و نزول نور و قلب نرم
هدایت از کجا آغاز میشود؟ تجلیات و اشراقات الهی یا نزول نور الهی:
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (نور/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا نور آسمانها و زمین است.
مثل نورش مثل مشکات است تا اهل بیت را در بر میگیرد. تجلی در لغت تابش و ظهور و جلوه است. خدا چگونه تجلی میکند؟ فلما تجلی ربه للجبل جعله دکّاً و خرّ موسی صعقا؛ به کوه تجلی کرد و کوه از هم پاشید و موسی غش کرد. سختترین چیز در نشئهٔ طبیعت کوه است؛ با تجلی الهی نرم و پودر میشود. در زیارت شب مبعث: اللهم انی أسألک بتجلیک الأعظم؛ تجلی اعظم حق پیامبر است. و تجلیت لابراهیم فی مسجد الخیف. در ادعیه و زیارات و قرآن، تجلی حق تنزل نور الهی است:
«وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ» (نور/۴۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرکه خدا برای او نوری قرار نداده باشد هیچ نوری برای او نیست.
نور شروع تجلی است؛ ظهور خدا در قلب. اگر خدا در قلب تجلی کرد نتیجه قلب نرم است. بر اساس آیه اگر قلب نرم شد هدایت شده است. شروع هدایت با نزول نور و تجلیات است که به نرم شدن دل و سپس هدایت میانجامد. نزول حق دفعی یا تدریجی باشد بحث جداست.
تصرف امام هادی در دلها
در زمان امام هادی — و حتی اکنون نه تنها حیات ظاهری — هدایت تحت تصرف ایشان بود. چنان در دلها تصرف میکرد و نرم میساخت و هدایت میکرد که مورد خشم دیگران واقع شد. عبدالله بن محمد، امام جماعت مسجدالنبی، ملعون خبیث، دید همه تحت نفوذ حضرتاند. جریان جنیدی معروف است: یکی از علمای برجستهٔ ضد ولایت، حافظ قرآن و مفسر اما منهای ولایت؛ او را آوردند برای تربیت امام هادی که میان شش تا هشتسالگی امام شدند و تا سی و سه سال امامت کردند. گفتند او را به وادی عباسیون بیاور؛ متوکل پول هنگفت گذاشت. در را قفل میکرد. چند جلسه گذشت؛ در سه جلسه چنان برگشت که از مریدان دست اول امام هادی شد. هدایت قلبی با سه بار نشستن. پس چرا عمری بر سر سفرهٔ اهل بیت ادعا میکنیم و دل نرم نیست و خشونت از آن دیده میشود؟
عبدالله بن محمد از حسد نامه به متوکل نوشت که علی بن محمد بر ضد شما یار جمع میکند. متوکل یحیی بن هرثمه را با سیصد نفر فرستاد تا امام را از مدینه به سامرا ببرند؛ شروع تبعید. یحیی میگوید وارد مدینه شدم و زجهٔ مردم بلند شد؛ در عمرم چنین زجهای نشنیده بودم. فهمیده بودند علی بن محمد را میبرند. نشان داد مردم چقدر تحت نفوذ سلطنت هدایتگری او بودند.
پوستین در گرما و تحقق سخن امیرالمؤمنین
حضرت به چند شیعهٔ همراه فرمود لباس پشینهٔ گرم بپوشید؛ هوا عادی و سرد نبود. سیصد نفر با هرثمه خندیدند و پوزخند زدند. در راه یکی نیش زبان زد که جد شما ادعا کرده بیابانی نیست مگر قبرستان بوده یا خواهد شد؛ این برهوت کجا قبرستان میشود؟ به فرمایش امیرالمؤمنین و امام هادی خندیدند. ساعتی نگذشت رعد و برق و صاعقه و تگرگ شدید؛ هوا سرد شد و تگرگ بر سر و صورت میخورد؛ چند تن از سیصد نفر هلاک شدند و همانجا دفن گشتند. حضرت فرمود دیدید فرمایش جدم تحقق یافت؛ همین بیابانی که مسخره میکردید قبر یاران شما شد. همراهان حضرت زنده ماندند تا سامرا.
هرکس در مسیر هدایت قرار گرفته تحت نفوذ نگاه امام هادی است. پیش از هدایت قلب نرم شده؛ پیش از نرمی تجلی؛ پیش از تجلی تنزل نور. این سلسله را باید جدی گرفت: نور نازل میشود، تجلی رخ میدهد، دل نرم میشود، سپس هدایت میآید. إنشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
پیوند شهادت امام هادی با قلب لیّن
امروز که شهادت امام هادی با بحث قلب لیّن برخورد کرده، پیام روشن است: هدایت تحت تصرف اوست و شرط هدایت نرمی دل است. اگر دل نرم نباشد فما له من هاد. ظاهر و باطن با هم نرم میشوند؛ خشونت ظاهر نشانهٔ سختی باطن است مگر شدت عاقلانه بر کفار. تجلی اعظم پیامبر است و تجلی به جبل سختترین موجود طبیعت را نرم کرد؛ پس دلی که از کوه سختتر نباشد باید با تجلی نرم شود. داستان جنیدی و تبعید و تگرگ، همه مصادیق همان تصرف هدایتگرند. این معانی را باید در وجود پیاده کرد نه تنها شنید.
مظلومیت امام هادی در هیئتها
کوتاهی جلسات دربارهٔ امام هادی تنها کمبودن منبر نیست؛ غفلت از نقش او در هدایت قلبی است. وقتی آیه میگوید فما له من هاد، و اسم الهادی تحت تصرف اوست، باید دانست که هر نرم شدن دلی در تاریخ و امروز به اذن اوست. مظلومیت او این است که حتی در وفیا نیز کمتر از دیگر اهل بیت یاد میشود، در حالی که کلید هدایت به نام او گره خورده است. باید این نسبت را زنده کرد: نرم شدن دل، پذیرفتن نور، و سپردن خود به تصرف هادی آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.