ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

احکام ذکر و سلام در جماعت

در اجزاء و ارکان نماز حق نداریم از امام جماعت جلو بزنیم. تشهد گفته‌ایم و وقت قیام است؛ امام هنوز برنخاسته نباید برخیزیم؛ یا زودتر به رکوع و سجود رفتن و زودتر سر برداشتن ممنوع است. اما در ذکر چگونه؟ پس از امام به رکوع رفته‌ایم و امام هنوز ذکر را شروع نکرده؛ آیا ذکر را شروع کنیم؟ یا امام شروع کرده و تمام نکرده؛ آیا ما تمام کنیم؟ بله در ذکر اشکال ندارد. تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم را زودتر تمام نمودن یا زودتر شروع نمودن پیش از امام در ذکر ایراد ندارد.

برخی به نماز دوم می‌رسند و پس از قیام جدا می‌شوند؛ به فتوای رهبری اشکال ندارد. برخی مراجع فقط عند الضرورة سلام پیش از امام را روا دانسته‌اند؛ رهبری اجازه داده‌اند زودتر سلام دهید و نیت فرادی کنید و تمام کنید. اقتدای دو نماز به یک نماز امام نیز به همان فتوا راه دارد. این احکام ظاهری‌اند اما با حضور قلب پیوند دارند: شتاب در رکن نشانهٔ شتاب نفس است؛ در ذکر که محل حضور لفظ و معناست گشایش بیشتری هست.

مرور بیست و دو قلب و معرفی قلب لیّن

در روزهای دوشنبه بحث قلب در قرآن ادامه می‌یابد. بیش از چهارصد جلسه دربارهٔ قلب سخن رفته؛ بیش از شصت نوع از قرآن استخراج و بیست و دو نوع معرفی شده است. حقیقت قلب ذات مراتب و تشکیکی است؛ هر رتبه کارکرد خود را دارد. فهرست کوتاه آنچه گذشته: قلب مطمئن، مطبوع، خاشع، مختوم، منیب، زائغ، وجل، مریض، سلیم، قسی، مخبت، منافق، ممتحن، مکنون، غیر متفقه، مقفول، أغلف، آثم، مألوف، مریب، منزل، منغمر. قلب منافق برای مدیران نظام نیز عبرت بود؛ قلب منزل سنگین‌ترین مباحث را داشت؛ منغمر آخرین از آن بیست و دو بود.

امروز معرفی بیست و سومین: قلب لیّن — نرم، منعطف؛ برخی آرام نیز گفته‌اند. منابع خواهد آمد. این معرفی در حد نام و جایگاهی است؛ تفصیل آیات و آثار در جلسات بعد.

هفت رتبهٔ وجود انسان

حکما و عرفا به استناد آیات و روایات وجود انسان را به هفت رتبه شمرده‌اند — بیرون عوالم و درون رتبه‌ها. نخست عالم طبع یا رتبهٔ طبیعت و بدن؛ انزل مراتب وجود واحد ما. اگر این رتبه‌ها را نشناسیم خود را خراب می‌کنیم؛ معرفت نفس نداشته‌ایم. مثال تلفن همراه پربرنامه که به دست کودک چون گوشت‌کوب به کار رود؛ ما نیز با وجود خود چنین کرده‌ایم. صد کلمه معرفت نفس بخشی برای همین بود.

طبع منشأ حرکت و سکون ظاهری در مکان و زمان است. باطن‌تر نفس است: ادراکات جزئی؛ محل تعلق روح به بدن برای پیاده نمودن حکم مراتب مافوق. کتاب‌های بسیار در معرفت نفس نوشته‌اند؛ هزار و یک نکته و کلمه؛ سرالعیون پخته‌ترین اثر علامه در پیری با شصت و شش اصل.

پنهان‌تر از نفس عقل است. سپس قلب: محل دیدن حقایق و ارتباط کثرات با وحدت؛ برزخ عجیب؛ نقطهٔ اتصال ظاهر و باطن و ملک و ملکوت. اگر قلب مشکل یابد ارتباط قطع می‌شود؛ انسان ظاهری می‌ماند و چون موت سفر از ظاهر به باطن است موتش دشوار می‌شود.

«فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ» (ق/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس پرده‌ات را از تو برداشتیم؛ پس امروز دیده‌ات تیز است.

پرده که بیفتد حقیقت خود را می‌بینی و بصر تیز می‌شود. طول برزخ از آن است که از ظاهر به باطن در محیط قلب سفر نکرده‌ایم.

پنهان‌تر روح با حالت جمعی؛ سپس خفی و سرّ — ارتباط با حقیقت عالم — و أخفی. قلب در وسط مرز است. انواع رتبه‌های قلب کارکردهای گوناگون دارند. نشناختن این شؤون همان خرابکاری با دستگاه وجود است؛ بازشناسی آن‌ها شرط لیّن شدن دل است.

منابع برای مطالعهٔ قلب

در دروس مصباح الانس شرح ابن‌فناری به تفصیل از قلب سخن رفته. در فصل شعیبی فصوص ابن‌عربی موضوع قلب است. عیون مسائل نفس علامه جلد یک صفحهٔ چهل و شش مراتب قلب را دارد؛ نکتهٔ ششصد و شصت و سه هزار و یک نکته نیز. امروز کلی سخن رفت و به خود قلب لیّن نرسیدیم؛ جلسات بعد به آیات و آثار آن می‌پردازیم.

فشردهٔ پنج قلب نزد برخی

برخی شصت‌وچند قلب را در پنج فشرده می‌کنند؛ چنان‌که عوالم را به ظاهر و باطن. نفی تفصیل نیست. علامه بیش از بیست جلسه دربارهٔ این پنج سخن گفته: نخست قلب نفسیه — انزل مراتب؛ ادراکات بسیار جزئی مربوط به نفس. دوم قلبی که از مشیمهٔ جمعیت نفس از تزویج روح و نفس متولد می‌شود. سوم قلب متولد از مشیمهٔ روح — قابل تجلی وجود باطنی و محل تجلی اسماء؛ مثلاً اسم رؤوف که در مشهد امام رؤوف تحویلت می‌گیرد. چهارم قلب جامعه — عدد ابجد صد و چهارده چون سور قرآن؛ مسخر میان حضرتین ظاهر و باطن؛ غائب در عین ظاهر چون امام عصر. بالاتر قلب احدی جمعی — قلب انسان کامل و نبی و امام عصر؛ ظهور اتم همهٔ اسماء؛ خارج از بحث فعلی ما.

إن‌شاءالله جلسهٔ بعد سراغ قلب نرم می‌رویم: در کجای قرآن آمده و چگونه. عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پیوند احکام جماعت با حضور قلب

ارکان را پیش از امام نباید آورد؛ ذکر را ممکن است پیش یا زودتر تمام کرد. سلام پیش از امام به فتوای رهبری رواست حتی بدون ضرورت. اقتدای دو نماز به یک نماز امام نیز به همان فتوا راه دارد. این‌ها میدان تمرین حضورند: جلو افتادن در رکن شتاب نفس است؛ همراهی در ذکر تمرین نرم شدن توجه است. نماز بی‌حضور قلب کالبدن بی‌جان است؛ ازاین‌رو بحث قلب لیّن پس از احکام جماعت می‌آید.

چرا قلب محور بحث است

قلب مرز ظاهر و باطن است؛ آنچه پس از مرگ می‌ماند وضعیت قلب است. اگر قلب مختل شود ملک و ملکوت پیوند نمی‌خورند و موت سخت می‌شود چون سفر از ظاهر به باطن در محیط قلب رخ نداده. ازاین‌رو بیش از چهارصد جلسه صرف اقسام قلب شد تا خود را در آینهٔ قرآن ببینیم. قلب لیّن حلقهٔ بیست و سوم این سلسله است و پس از این مقدمات به آیات آن پرداخته خواهد شد.

معرفت نفس و خرابی خود

علت آشفتگی آن است که معرفت نفس نداشته‌ایم. دستگاه وجود پر از برنامه است و چون گوشت‌کوب به کار گرفته شده. طبع و نفس و عقل و قلب و روح و خفی و أخفی شؤون یک وجودند؛ نشناختن‌شان خرابکاری است. صد کلمه و هزار و یک نکته و سرالعیون برای همین بازیابی است. تا رتبهٔ قلب درست نشود اتصال ظاهر و باطن برقرار نمی‌شود و لیّن شدن دل موضوعیت نمی‌یابد.

اگر قلب را نشناسیم انواعش را نیز در خود تشخیص نمی‌دهیم؛ مطمئن را با مطبوع و لیّن را با قسی اشتباه می‌گیریم. فهرست بیست و دو قلب نقشهٔ تشخیص است؛ قلب لیّن در این نقشه جای نرمی و انعطاف در برابر حق است. تا این جایگاه روشن نشود ورود به آیات لیّن شتاب‌زده است. ازاین‌رو امروز به معرفی و رتبه‌بندی بسنده شد.

جمع‌بندی جلسهٔ معرفی

پس سه محور در این جلسه روشن شد: نخست احکام ذکر و سلام در جماعت و پیوندشان با حضور؛ دوم جایگاه قلب لیّن به‌عنوان بیست و سومین نوع پس از بیست و دو معرفی‌شده؛ سوم نقشهٔ هفت‌رتبه‌ای وجود و فشردهٔ پنج قلب برای فهم جایگاه قلب میان طبع و أخفی. منابع برای مطالعه تعیین شد و تفصیل آیات به جلسات بعد موکول گشت. معرفت نفس شرط پرهیز از خرابی خود و شرط فهم لیّن شدن دل است.

تفصیل کارکرد قلب میان ملک و ملکوت

قلب تنها یک عضو عاطفی نیست؛ مرتبه‌ای وجودی است که کثرات را به وحدت پیوند می‌دهد. وقتی این پیوند سست شود انسان در سطح طبع و نفس جزئی می‌ماند و راهی به باطن نمی‌یابد. موت دقیقاً عبور از ظاهر به باطن است؛ اگر در حیات، این عبور در محیط قلب تمرین نشده باشد، برزخ طولانی و دشوار می‌شود. آیهٔ کشف غطاء همین را می‌گوید: پرده که بیفتد دیده تیز می‌شود و انسان حقیقت خود را می‌بیند. ازاین‌رو مراقبت از قلب مراقبت از کیفیت مرگ و برزخ است.

لیّن شدن قلب یعنی آمادگی برای پذیرش حق بدون سختی و ستیز. در برابر قلب قسی که در برابر آیات سخت می‌شود، قلب لیّن نرم و پذیراست. معرفی این قسم پس از بیست و دو نوع پیشین نشان می‌دهد نقشهٔ قلب در قرآن چقدر گسترده است و هر نام کارکردی جدا دارد. تا این نقشه خوانده نشود نمی‌توان برای نرم شدن دل نسخهٔ دقیق داد.

نسبت مراتب هفت‌گانه با نماز جماعت

نماز جماعت میدان تمرین همزمان چند رتبه است: بدن در صف طبع حرکت می‌کند؛ نفس جزئی اذکار را دنبال می‌کند؛ عقل حکم فقهی را نگه می‌دارد؛ قلب باید حضور بیابد. جلو افتادن در رکن غالباً شتاب طبع و نفس است؛ همراهی در ذکر مجال قلب را باز می‌کند. فتوای گشایش در ذکر و سلام، از منظر باطنی، دعوت به حضور است نه دعوت به شتاب. اقتدای دو نماز به یک نماز امام نیز وقتی با حضور باشد با روح جماعت ناسازگار نیست.

معرفت نفس همین‌جا به کار می‌آید: اگر ندانیم کدام شأن ما شتاب می‌کند، فقط ظاهر را ادب می‌کنیم و باطن را رها. صد کلمه و هزار و یک نکته و سرالعیون ابزار بازشناسی این شؤون‌اند تا تلفن همراه وجود را گوشت‌کوب نکنیم. قلب لیّن هدف میانی این بازشناسی است: دلی که در برابر حق نرم است و میان ظاهر و باطن پل می‌زند.

چشم‌انداز جلسات بعد

جلسهٔ بعد باید روشن شود قلب لیّن در کدام آیات آمده، با چه اعمالی پیوند دارد، و چگونه از قساوت فاصله می‌گیرد. منابع یادشده — مصباح الانس، فصل شعیبی فصوص، عیون مسائل نفس، هزار و یک نکته — پشتوانهٔ این تفصیل‌اند. فشردهٔ پنج قلب نیز کمک می‌کند جایگاه لیّن را میان نفسیه و احدی جمعی گم نکنیم. إن‌شاءالله با صلوات بر محمد و آل محمد این سلسله به عمل و حضور برسد نه فقط به نام‌ها.

یادآوری فهرست قلب‌ها برای تشنگی مطالعه

فهرست بیست و دو قلب نه برای حفظ طوطی‌وار که برای تشنگی مطالعه است: مطمئن، مطبوع، خاشع، مختوم، منیب، زائغ، وجل، مریض، سلیم، قسی، مخبت، منافق، ممتحن، مکنون، غیر متفقه، مقفول، أغلف، آثم، مألوف، مریب، منزل، منغمر. هر نام دریچه‌ای به آیه و روایت و اثر عملی است. قلب لیّن در ادامهٔ همین زنجیره می‌آید تا نرمی دل را در برابر قساوت و شک و نفاق بنشاند. مدیران و عموم، هر دو، به این نقشه نیازمندند؛ چنان‌که بحث منافق برای مدیران عبرت بود و منزل برای عموم سنگین و راهگشا.

بدون این نقشه، سخن از نرم شدن دل شعار می‌شود. با این نقشه می‌توان پرسید دل من امروز به کدام نام نزدیک‌تر است و چه حجابی آن را از لیّن بودن بازداشته است. این پرسش آغاز معرفت نفس کاربردی است و پیوند مستقیم با کیفیت نماز و موت دارد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.