بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آiate.
سلامٌ علیکم و رحمة الله.
موضوع قلب خاشع رو یه نکتهی دیگه عرض کنیم و دیگه پروندهش رو ببندیم.
تبرکاً ما عرض میکنیم و الا مطلب بسیار است.
یکی از دلایل مهمی که ما معمولاً از وادی خشوع قلب خارج میشیم، به گفتهی بزرگان وقتیست که به ظاهر اکتفا میکنیم و ظاه-- وارد باطن نمیشیم و باطن رو و تاثیرات دریافتهامون رو در باطن بررسی، مورد بررسی و کنکاو قرار نمیدیم.
در حقیقت حتی علوم رو گاهاً میشه که ما صرفاً برای اینکه برای دیگران بیان کنیم جمعآوری میکنیم و اون رو در قلبمون وارد نمیکنیم.
صرفاً جهت مفروضاتی که در حواجس افکار و ذهنیاتمون جمع بشه و با اون بعضاً ظاهری نشون بدیم و ظاهری ایجاد کنیم و درست کنیم و حتی بعضاً به تفاخر اینها کشیده بشه بهش چنگ میندازیم.
تا جایی که حضرت امام رحمتالله علیه فرمودن که این خود حجاب اکبره؛ این بخش از علم.
در حقیقت، اه، دانستههامون بدل به یافته نمیشه.
در این خصوص روایتی رو مرحوم مجلسی رحمتالله علیه در جلد یک، صفحه دویست و بیست و شش آورده که پیرامون آداب طلب العلم و احکامه.
مرحوم حضرت استاد حقشناس هم در کتاب موعظهشون آورده که کتاب بسیار خوبیست.
عرض کردیم این کتاب نفس میزنه با شما و زنده است.
مجموعهای از سخنرانیهای ایشون رو جمعبندی کردن.
اونجا وقتی که حضرت خضر علینبینواحی و علیه الصلاة والسلام از حضرت موسی علینبینواحی و علیه الصلاة والسلام جدا میشن، اونجا حضرت موسی خب وقتی هذا فراقٌ بينی و بينک گفته میشه، حضرت موسی زرنگی میکنند و سؤال میکنند که حالا که دارید از ما جدا میشید به استادشون حضرت خضر که یک نصیحتی بفرمایید.
این یک درس عبرتیست برای ماها که معمولاً از بزرگان جدا میشیم.
بدون بهره جدا نشیم.
آخر یه نصیحتی بگیریم و بریم و لو در یک سلام علیکم معمولی.
اینجا حضرت خضر، اه، حکمتی رو بیان کردن.
فرمودن "أعرف الدنيا و انبدها وراك." فرمودن که دنیا رو خوب بشناس و اون رو پشت سرت بنداز چرا که دنیا برای تو "فإنها ليست لك بدار." دنیا برای تو محل قرار و آرامش نیست.
"ولالک فیها محل قرار." قرار نیست اونجا بمونی و قرار داشته باشی.
"وإنها جعلت بلغة للعباد و اَ-- بلغة للعباد لتزود منها للمعد." فرمودن که خدا این دنیا رو وسیلهای قرار داده برای، اه، بندگانش تا معاش، اه، معادشون رو فراهم کنن.
در حقیقت از دنیا زاد آخرتشون رو فراهم کنن.
بسیار جمله قابل تأملیست.
یعنی هرچی تو این دنیا ما اخذ میکنیم حتی از ظاهر معارف و عباديات و اینها اگر اخروی شد و موندنی شد، اگر تثبیت شد در وجود ما و منجر به خشوع قلب شد، منجر به شکستگی و ذلت درون در برابر خدای بزرگ شد، منجر به تقوا شد، منجر به خود نگهداری شد و اینها خب خیلی خوبه.
این زاد و توشه ایست برای آخرت.
و الا بدتر سبب خود برتربینی و خودشیفتگی و خروج وجود انسان از حالت خشیت میشه.
مثل نمازی که انسان فقط به ظاهرش اکتفا کنه و وارد باطنش نشه.
بعد، اه، حضرت بعد از این قضیه این رو فرمودن به حضرت موسی که "یا موسی تعلم ما تعلم لتعلم به ولا تعلم لتحدث، لتحدث به." خیلی زیباست.
فرمودن که علم رو برای این یاد بگیر که تو خودت پیادهش کنی نه اینکه لتحدث به، فقط حدیثش کنی برای دیگران نقل کنی.
گاهی اوقات ما یه موضوع خیلی مهمی رو تا کشف میکنیم همون آن میگیم به بچه مورد خوبی مثلاً بریم برای دیگران بگیم و [سرفه] قبل از اون به درد خودمون نمیخوره آیا؟
آیا واقعاً وجود ما تشنه همچین چیزی نبوده؟
یعنی ما مثلاً طبیب دواری شدیم که خودمون به کل رسیدیم و برای دستگیری دیگران فقط وظیفه داریم؟
در صورتی اول باید خودمون رو بسازیم.
به هر حال یکی از خطرات این راه عزیزان دلم مخصوصاً کسانی که قلم به دستاند یا تریفون دستشونه، منبری هستند، واعظاند، ذاکر و مداحاند، جمعیتی پای منبرشونه، اینها این خطر جدی تهدیدشون میکنه که خیلی از موارد میبینیم همین حدیث کردنها و بیانها اگرچه بسیار فضیلت بزرگیست در جامعه کبیره.
اه، ما آرزو میکنیم که، اه، و يختص آثارکم ما از جمله کسانی باشیم که قصه میکنیم آثار شما اهل بیت رو برای دیگران بیان میکنیم.
لکن این، اه، گاهی اوقات باعث میشه که ما اکتفا کنیم به همین و از خودسازی از درون و بررسی وجود خودمون غافل بشیم و همین که عدهای استفاده ببرن و سود ببرن بسنده میکنیم.
لذا از خودمون غافل میشیم و گمان میکنیم که دیگه همین که، اه، مثلاً این چیزا رو ما بلدیم و به دیگران انتقال دادیم دیگه کفایت میکنه.
نیاز به تهذیب نفس و خودسازی نیست.
خطر بزرگیست که انشاالله خدا ما رو از این حالت نگه داره و بلکه مانع جدی برای خشوع ما ایجاد نشه.
امیدوارم که عاقبتمون ختم بخیر بشه.
ذ-- به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد