یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بستن پروندهٔ قلب خاشع؛ اکتفا به ظاهر
موضوع قلب خاشع با نکتهای دیگر بسته میشود. تبرکاً گفته میشود وگرنه مطلب بسیار است. یکی از دلایل مهمی که معمولاً از وادی خشوع قلب خارج میشویم، به گفتهٔ بزرگان وقتی است که به ظاهر اکتفا میکنیم و وارد باطن نمیشویم و باطن و تأثیرات دریافتها را در باطن بررسی و کنکاش نمیکنیم.
در حقیقت حتی علوم را گاه صرفاً برای آنکه برای دیگران بیان کنیم جمعآوری میکنیم و آن را در قلب وارد نمیکنیم؛ صرفاً جهت مفروضاتی که در حواس افکار و ذهنیات جمع شود و با آن گاهی ظاهری نشان دهیم و ظاهری بسازیم و حتی گاه به تفاخر اینها کشیده شود و به آن چنگ اندازیم. تا جایی که حضرت امام رحمهاللهعلیه فرمودند که این خود حجاب اکبر است؛ این بخش از علم. در حقیقت دانستههامان بدل به یافته نمیشود.
نصیحت خضر به موسی
در این خصوص روایتی مرحوم مجلسی رحمهاللهعلیه در جلد یک، صفحهٔ دویست و بیست و شش آورده پیرامون آداب طلب العلم و احکامه. مرحوم حضرت استاد حقشناس نیز در کتاب موعظهشان آوردهاند که کتاب بسیار خوبی است؛ این کتاب نفس میزند با خواننده و زنده است؛ مجموعهای از سخنرانیهای ایشان را جمعبندی کردهاند.
آنجا وقتی حضرت خضر علینبیناوآلهوعلیهالسلام از حضرت موسی علینبیناوآلهوعلیهالسلام جدا میشوند و «هذا فراق بینی و بینک» گفته میشود، حضرت موسی زیرکانه سؤال میکنند که اکنون که از ما جدا میشوید به استادشان حضرت خضر یک نصیحتی بگویند. این درس عبرتی است: معمولاً از بزرگان جدا میشویم؛ بدون بهره جدا نشویم؛ آخر نصیحتی بگیریم و برویم ولو در یک سلام معمولی.
اینجا حضرت خضر حکمتی بیان کردند. فرمودند اعرف الدنیا و انبذها وراءک؛ دنیا را خوب بشناس و آن را پشت سرت بینداز؛ چرا که دنیا برای تو فإنّها لیست لک بدار؛ دنیا برای تو محل قرار و آرامش نیست. و لا لک فیها محلّ قرار؛ قرار نیست آنجا بمانی و قرار داشته باشی. و إنّما جعلت بلغةً للعباد لیتزوّدوا منها للمعاد؛ فرمودند خدا این دنیا را وسیلهای قرار داده برای بندگانش تا معاش معادشان را فراهم کنند؛ در حقیقت از دنیا زاد آخرتشان را فراهم کنند.
بسیار جملهٔ قابل تأملی است. یعنی هر چه در این دنیا اخذ میکنیم — حتی از ظاهر معارف و عبادیات — اگر اخروی شد و ماندنی شد، اگر تثبیت شد در وجود ما و منجر به خشوع قلب شد، منجر به شکستگی و ذلت درون در برابر خدای بزرگ شد، منجر به تقوا و خودنگهداری شد، این زاد و توشهای است برای آخرت. وگرنه بدتر سبب خودبرتربینی و خودشیفتگی و خروج وجود انسان از حالت خشیت میشود؛ مانند نمازی که انسان فقط به ظاهرش اکتفا کند و وارد باطنش نشود.
تعلم لتعمل لا لتحدّث
بعد حضرت خضر این را به حضرت موسی فرمودند:
«یا موسى تعلّم ما تعلّم لتعمل به و لا تعلّم لتحدّث به»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اى موسى، بیاموز آنچه مىآموزى تا به آن عمل کنى؛ و میاموز تا فقط حدیثش کنى.
بسیار زیباست. فرمودند علم را برای این یاد بگیر که خودت پیادهاش کنی؛ نه آنکه لتحدّث به، فقط حدیثش کنی برای دیگران نقل کنی. گاهی موضوع بسیار مهمی تا کشف میکنیم همان آن میگوییم به دیگری؛ برویم برای دیگران بگوییم؛ پیش از آنکه به درد خودمان بخورد. آیا واقعاً وجود ما تشنهٔ چنین چیزی نبوده؟ یعنی طبیبِ دورهگرد شدهایم که خودمان به کمال رسیدهایم و برای دستگیری دیگران فقط وظیفه داریم؟ در صورتی که اول باید خودمان را بسازیم.
خطر اهل قلم و منبر و مداحی
به هر حال یکی از خطرات این راه مخصوصاً کسانی که قلم به دستاند یا تریبون در دست دارند، منبری هستند، واعظاند، ذاکر و مداحاند، جمعیتی پای منبرشان است، این خطر جدّی تهدیدشان میکند. در بسیاری موارد همین حدیثکردنها و بیانها — اگرچه بسیار فضیلت بزرگی است در زیارت جامعهٔ کبیره؛ آرزو میکنیم از کسانی باشیم که آثار اهلبیت را برای دیگران بیان میکنیم — لکن گاهی باعث میشود به همین اکتفا کنیم و از خودسازی از درون و بررسی وجود خود غافل شویم و همین که عدهای استفاده برند و سود برند بسنده کنیم. لذا از خود غافل میشویم و گمان میکنیم همین که اینها را بلدیم و به دیگران انتقال دادیم کفایت میکند؛ نیاز به تهذیب نفس و خودسازی نیست. خطر بزرگی است که خدا از این حالت نگاه دارد و مانع جدّی برای خشوع ایجاد نشود. امید که عاقبت ختم به خیر شود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.