ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 012

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

جهر و اخفات در قضای نماز

از مقام معظم رهبری — جان فدایش — استفتا شده است. می‌دانیم نمازهای صبح و مغرب و عشا را باید حمد و سوره را بلند خواند و ظهر و عصر را آهسته. قضای آن چگونه است؟ اگر بخواهیم قضای مغرب و عشا را که شب خوانده می‌شود روز بخوانیم، باز باید بلند بخوانیم؟ یا چون ظهر است — که ظهر و عصر را آهسته می‌خوانیم — باید آهسته بخوانیم؟ و اگر آهسته بخوانیم چه می‌شود؟

چند استفتا در این باب با هم پاسخ داده شده است. آقا فرمودند فرقی نمی‌کند قضا باشد یا ادا: نماز صبح و مغرب و عشا — چه قضا چه ادا، در هر وقتی که قضایش را بخوانی یا خود ادا — باید حمد و سوره‌اش بلند خوانده شود؛ و ظهر و عصر باید آهسته خوانده شود.

اگر کسی سهواً یا جهلاً — این دو با هم فرق دارند — این کار را انجام ندهد، نمازش اشکال ندارد و نیاز به قضای دوباره هم ندارد. سهو یعنی حکم را بلد بوده اما حواسش نبوده و یادش رفته؛ جهل یعنی حکم را بلد نبوده و اصلاً نمی‌دانسته — مثلاً یک عمر نماز ظهر را هر طور دوست داشته یک‌بار بلند و یک‌بار آهسته خوانده و حکم را رعایت نکرده. آقا فرموده‌اند اشکالی ندارد. اما اگر عمداً جایی که باید آهسته بخواند بلند بخواند یا بالعکس، باطل است؛ چه آن قضا باشد چه ادا.

تمثیل آیت‌الله عابدی شیرازی؛ خروج از خشوع با افشای سرّ

نکته‌ای بسیار بسیار مهم در انتهای بحث قلب خاشع — کوتاه اما حیاتی. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله عابدی شیرازی را. رهبر عزیز ایشان را حجت‌الاسلام خواندند؛ علمدار اسلام و انقلاب بودند؛ اخیراً از دنیا رفتند و خود آقا ایشان را به عنوان معلم اخلاق به تهران دعوت کرده بودند. تمثیلات زیبا و عالی دارند؛ توصیه می‌شود تمثیلات ایشان و کتابشان خوانده شود.

یکی از کارهایی که باعث می‌شود انسان از حالت خشوع خارج شود این است که حرفی را که نباید بزند بزند؛ یا سهمیه‌ای که خدا برایش قرار داده به دیگران القا کند؛ یا سرّی که خدا در ظرف دل نهاده به دیگران افشا کند. در هر حال چیزی که نباید بگوید می‌گوید — مخصوصاً از کرامات و اکتشافات درونی و مسائل عرفانی و ذوقی که مخصوص خود اوست؛ یا حتی عالمی ذکری فقط برای او داده و او همه‌جا جار می‌زند.

تمثیلِ غذای ناسازگار

تمثیل زیبایی دارند: دیده‌اید بعضی چیزی می‌خورند که با وجودشان سازگار نیست؛ چه می‌شود؟ آن غذا را بالا می‌آورند؛ اصطلاحاً استفراغ می‌کنند. ایشان می‌فرماید آدم‌هایی که ظرفیت ندارند و سرنگه‌دار و رازنگه‌دار نیستند خیلی راحت قلب خود را به باد می‌دهند؛ وضعیتشان همین است. چرا؟ چون با وجودشان آن کاری که صورت گرفته سنخیت ندارد. خواب خوبی از امام زمان یا از کربلا دیده‌اند؛ چون با وجودشان سنخیت نداشته سریع می‌ریزند بیرون و طوطی‌صفت بازمی‌گویند. این نکته بسیار مهم است.

اما اگر کسی این با وجودش سنخیت داشته باشد، اصلاً اگر به ارتباط با امام عصر هم برسد دم نمی‌زند؛ چون ظرفیت دارد. سعهٔ وجودی‌اش بزرگ است؛ کاسه‌اش بزرگ است؛ زود لبریز نمی‌شود. بسیاری از خروج ما از حالت خشوع قلب — بیازمایید — به خاطر گفتن حرف‌هایی است که جایش نیست و نباید زده می‌شد؛ مال ما بوده و نباید افشا می‌کردیم.

تجربهٔ شخصی در لذتِ نماز و از دست رفتنِ حال

یکی از عزیزانی که اخیراً گفت‌وگو داشتیم در بحث لذت بردن از نماز راهکاری ارائه داد؛ راهکار بسیار زیبایی بود و بسیار استفاده شد — روزی جداگانه گفته خواهد شد. اما ایشان اشتباه کرد: در میان ارائهٔ راهکار، تجربهٔ شخصی خود را یک‌باره گفت. گفت از وقتی این کار را می‌کنم نمازهایم خیلی مثل نمازهای آقای بهجت حالت یافته. تمام؛ حال از او گرفته شد و اکنون بدبخت به دست و پا می‌زند که چه کنم چه نکنم؛ رفت. با همان حرف حالاتش رفت.

ارائهٔ راهکار اشکال ندارد؛ اما گفتنِ «من نیز از وقتی این را گرفته‌ام چنین شده‌ام» نباید؛ چون سنخیت نبوده. مانند آدمی که وجودش دقیقاً با این غذا سازگار نیست؛ نمی‌تواند نگه دارد و می‌ریزد بیرون. مال او نیست لذا می‌ریزد بیرون. باید به قدری با معارف عجین شویم که در درون سنخیت پیدا کنیم. آن موقع است که قلب همواره خاشع است و همواره افتاده‌حال.

آیهٔ سی و نه فصلت؛ زمینِ خاشع

این گره را باید بررسی کرد. آیهٔ سی و نه سورهٔ فصلت را یک‌بار توضیح داده‌ایم. علامه جوادی آملی حفظه‌الله این آیه را بسیار زیبا باز کرده‌اند؛ باید خواند:

«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ» (فصلت/۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از آیات اوست که زمین را خاشع می‌بینی؛ پس چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش آید و برآید.

تو زمین را خاشع می‌بینی: افتاده‌حال و پست و بی‌زبان و در سکوت. چون سکوت دارد، چون دم نمی‌زند، چون در خود نگه داشته، لذا ظرفیت پذیرش آب الهی را دارد و سرسبز می‌شود. اما اگر کسی بی‌ظرفیت شد چیزی هم به او نمی‌دهند. ان‌شاءالله خدا ظرفیت را زیاد کند و عاقبت را ختم به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.