ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

باز برای اطمینان من از دفتر آقا امروز سؤال کردم که [اه] آیا پس لرزه‌ها بالاخره چی شد؟

پس لرزه‌ها نماز آیات داره یا نداره؟

فرمودن، ایشون فرمودن که پس لرزه نماز آیات نداره مگر اینکه زلزله‌ی مستقلی حساب بشه و شما متوجه ز-- لرزش بشی یا اگر هم متوجه لرزش نشدی زمانش متصل باشه.

یعنی همین الان پیچ تلویزیون رو باز کنی ببینی که بگه همین الان زلزله اومده یعنی زمان متصل.

اون موقع به شما چیه؟

واجبه.

اما اگر زلزله مستقل نباشه و خ-- شما هم متوجه زلزله نشدی واجب نیست.

اما کسایی که حالا در خوابن یا در بیهوشی‌اند، توی مریضی مثلاً کما، یه توی وضعیتی هستن که اینا [اه] اصلاً متوجه زلزله نمی‌شن.

اگر چه حتی ده ریش دارن باشه مثلاً یه جا خوابه یا بیهوشه اصلاً هیچی نفهمیده، این چی؟

آقا فرمودن واجب نیست براش اما احتیاط اینه که بخونه یعنی از رو احتیاط بخونه.

فتوا ندادن آقا.

اما در خصوصه به هر حال این زلزله‌هام اینو به خدا رحمت کن سید الله خائری شیرازی که اخیراً از دنیا رفتن روحشون شاد.

ایشون می‌فرمودن که یه تمثیل جالبی داشتن.

می‌فرمودن که چطور آدم توی جای یخ بندان تو قطب کسی خوابش می‌بره می‌زنن تو گوشش که بیدار شه اگر بخوابه می‌میره.

تو سرمای زم-- مثلاً زمستان تو قطب یا هر جا.

ایشون تعبیرش از زلزله این بود.

می‌فرمود که نواختن سیلی، سیلی خدا به گوش بندگانشه زلزله.

که خوابت نبره.

مثل اون یخ زده‌ای که در ب-- تو یخ، سرما بخوابه می‌میره، خدا تو س-- گوش ما می‌زنه که از ها-- خواب غفلت بیدار شیم.

تا حالا اون همه آدم اون شب ریخت بیرون، کدومشون نماز آیات خوند یا نه؟

الله اعلم.

خب قلب خاشع، یه نکته دیگه‌ای ازش مونده که این البته نکات بسیار زیادی می‌مونه اما ما تبرکاً عرض می‌کنیم.

اگر آیه چهل و پنج و چهل و شش بقره رو دقت کنید که آیه چهل و پنج رو مختصراً عرض کردیم "واستعینوا بالصبر والصلاة وإنها لكبيرة إلا على الخاشعين" این خاشعين رو آیه بعدش توضیح میده چه کسایین.

ما قلب خاشع رو چند جلسه بحث کردیم.

حالا ببینیم از نظر قرآن یکی از مشخصات خاشعين چیه؟

می‌فرماید "الذین یذ النون أنهم ملاقوا ربهم وأنهم إليه راجعون".

الذین کسانی که یعنی خاشعين، این‌هایی که از نظر قرآن خاشع حساب میشن کسایین که آماده مرگ‌اند.

همیشه متوجه و به یاد مرگ‌اند "و أنهم إليه راجعون" خودشون رو در حال رجعت به خدا می‌دونن.

یعنی همین الان آماده رفتن‌اند.

بهش بگی حاضری؟

بله.

در هر رکوعم سرم رو دراز کردم که خدا سرمو بزنه و فدای در راه او بشم.

این معنای حقیقی رکوع است که عرض کردیم قبلاً.

یعنی آمادگی برای آدم شخص خاشع و قلب خاشع آماده‌ست برای رجعت.

این کلام [سرفه] علامه حسن زاده خیلی عالیه در خصوص فهم این قضیه ببینید.

می‌فرماید انسان بیدار همواره کشیک نفس می‌دهد و پاسبان حرم دل است و واردات و صادرات دهان خود را می‌یابد و دار هستی را کارخانه‌ای بزرگ می‌یابد که با امّال بسیار بعد اشاره می‌کند به آیه سی و یک مدثر که "وما يعلم جنود ربك إلا هو" این امّال و جنود خدا رو فقط خدا میدونه کیان و چقدرن.

فرمود که با امّال بی‌شمار تو این کارخانه بزرگ دستهم گرفته‌اند، در کارند تا انسان بسازند، اینجا رو دقت کنید، و از عالمی تحویل به عالم دیگر بدهند.

ما قراره که همینجوری عالم به عالم طی کنیم و سیر کنیم و بریم.

یعنی تمومی نداره.

اینطوری نیست که شما بگید خب ما مردیم تموم شد یا اصلاً حتی رسیدیم قیامت تموم شد.

نه همینطوری عوالم پشت عوالم ماها رو تحویل میدن به همدیگه.

هی میریم سیر، یه سیریه، داریم حرکت می‌کنیم.

نباید متوقف شد.

که حالا در این آمادگی ما برای حرکت توی این عالم به عالم بعد قلب خاشع است که کاملاً آماده‌ست برای حرکتش.

از این عالم سفرش از این عالم به عالم بعدی کاملاً آماده‌ست.

که حالا بزرگان دو تا راهکار دادن.

فرمودن که این دو تا کا-- راهکار رو توجه بهش بکنید بلکه [اه] متوجه بشید یعنی مت-- به قولی یه سیلی خودتون تو گوش خودتون بزنید از اون غفلت بیدار بشید.

یکی گفتن برید قبرستان‌های مخروب، جاهایی که قبرهای خراب شده هست، مخصوصاً اینایی که اتاقک داره مثل ابن بابویه اینا بعضیاشون مثلاً آینه‌کاری شده بعد یهو تبله زده، سقفش داره می‌ریزه، دیوارهاش مخروبه.

هیچکس اصلاً نمیاد درست کنه این قبرو.

یه زمانی واسه خودش دبدبه کبکبه‌ای داشته صاحب قبر، الان اون [اه] آینه‌کاری‌های قبرش داره می‌ریزه کسی نیست بره درستش کنه.

یعنی اصلاً هیچکس دیگه اصلاً یاد این شخص نمی‌کنه.

تمام.

میگه برید ببینید قبرستان‌های مخروبو مخصوصاً نه این قبرهای آنچنان مثلاً سنگ‌هایی روش انداختن که میلیون‌ها تومن پول این سنگ‌هاست.

اینا خیلی تنبّه نمیاره.

اینجاهایی که خراب شده.

دو فرمودن برید دقت کنید تو احوالات پیرمرد، پیرزن‌ها اینا کمتر ما اصلا کاری با پیرزن، پیرمردها نداریم.

من همین چند روز پیش پیش مادر بزرگ خانمم بودم که حالا الحمد لله مادر، مادر، مادرش هم هستن.

یعنی مادر بزرگ مادر میشه مادر مادر بزرگ خانمم که مثلا با اون سن نزدیک صد سال روزی پنج تا زیارت عاشورا می‌خونه.

یه آدم عجیبیه.

ما رفتیم محضر مادر، مادر، مادرش.

ایشون [اه] یه و-- اصلا چهره‌شو که من دیدم یاد مرگ افتادم خدا شاهده چهره‌شو که دیدم.

دیدی این پیرزن، پیر-- بعد حالات عجیبی دارن.

کاملا دل کندن از این دنیا.

این حالاتشونو میگه شما توجه کنید.

حالات این پیرمرد، پیرزن‌ها مخصوصا این‌هایی که یه ذره معنوی هم هستنو اصلا هیچ دل سر سوزنی دل به دنیا خوش ندارن.

آماده‌ن برای رفتن.

حتی کفن‌شونو آماده کردن.

میگه به اینا توجه کنید شما.

شما هم اینطوری باشید.

چند نفر از ما کفن داریم کفن-- مثلا بعضی از بزرگان هر شب رو کفن‌شون نمازشون رو می‌خوندن.

هر شب با کفن‌شون می‌خوابیدن، با کفن نجوا می‌کردن.

کدوم یکی از ما تو این دار دنیاى فعلی از این کارا اصلا، اصلا کفن تو کجا بود؟

واقعاً آمادگی، نگاه کردن به این احوالات.

بعد حالا اونایی که خیلی گنده، گنده، گنده تاریخ بودن شما نگاه کن اونایی که از دنیا رفتن یه بررسی بکن.

من بررسی می‌کردم حالات مرگ آدم بدها رو، آدم بدای گنده‌هاشونو مثلا مثل معاویه، هارون الرشید، عبدالملک مروان اینا خیلی عجیب بود برام.

واقعاً عجیب آدم اینا رو دقت کنه به خدا همین فرعون با اون همه مثلا دبدبه و کبکبه وقتی می‌رفت هی موسی رو صدا می‌زد.

داشت فرو می‌رفت، داشت می‌مرد هی موسی رو که خدا گفت موسی این همه صدات زد اگه یه بار منو صدا زده بود دستشو گرفته بودم.

فرعون با اون عظمتش داشت هی فرو می‌رفت هی موسی رو صدا می‌زد تو زمین که فرو می‌رفت.

یا مثلا معاویه ما این همه درباره‌ش شنیدیم ها.

معاویه ملعون لعنت الله و خیلی عجیبه در حال مرگ وقتی داشت می‌مرد یه دفعه یه کلامی از لس-لسانش خارج شد.

آهی کشید گفت ای کاش من هیچ کاره بودم.

یه آدم معمولی تو قریش بودم.

هیچ مسئولیتی رو دوشم نبود.

چه کردم؟

این کلام معاویه است با اون همه جایگاهش.

یا عبدالملک مروان وقتی داشت به درک وصل می‌شد یه نگاه کرد به، به این ابو هاظم رختشور بود.

اون موقع مثل الان نبود ماشین لباسشویی و.

پول می‌دادن یه چیز رخت می‌شست.

اصلا یه شغل بود.

نگاهش کرد گفت ای کاش من رختشور بودم، این کاره نبودم، مسئولیت کسی رو به دوش نمی‌کشیدم که اینطوری خراب کاری کنم که حالا می‌خوام برم از این دنیا با دست خالی.

عبدالملک مروان از سخت‌ترین دشمنان اهل بیت بود اینطوری گفت.

جالبه وقتی خبر رسید به ابو هاظم رختشور خندید گفتش که خدایا شکرت که شغل ما رو به گونه‌ای قرار دادی که امرای عالم وقت مرگ آرزوی شغل ما رو می‌کنند اما ما هیچ‌وقت آرزوی شغل و جایگاه اونا رو نکردیم.

یا مثلا عمر بن عبدالعزیز تازه خوبه‌شون بوده مثلا.

عمر بن عبدالعزیز داشت می‌رفت از دنیا.

بهش گفتن این مسموم شده.

خب اول کسی بود که ذکر اهل بیت و بیان احادیث رو آزاد کرد بعد حدود نود سال.

یه خیراتی ازش سر زد.

زیارت قبور اهل بیت رو جایز دونست و چه و چه.

سمش دادن وقتی طبیب گفت آقا این مسمومه دیگه گریزی از مرگ ازش نیست.

فریادش بلند شد گفت چی داری میگی؟

برای هیچ کسی از مرگ گریزی نیست، نه فقط من.

بعد آه کشید گفت خدایا چقدر اوامر تو کنار گذاشتم و چقدر نواهی‌ت رو انجام دادم.

با این آه حسرت از دنیا رفت.

هارون الرشید وقتی کفن‌شو دید، اون هارون الرشید ملعون خبیث که حدود هجده بار بعضی تاریخ میگه هجده بار قبر ابا عبدالله رو به شخم کشید و خر-- تخریب کرد.

خدا لعنتش کنه.

یکی از دلایل عظمت حضرت عبدالعظیم حسنی اصلا فکر کردید چرا زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی مساوی-- زیارتش مساوی‌ست با امام حسین؟

چرا؟

سؤال شده اصلاً برای ما.

خب منم نمی‌دونستم تا از یه بزرگی شنیدم که عجب جالبه که ایشون هر با-- هر هجده باری که هارون ملعون قبر ابا عبدالله رو شخم زد و تخریب کرد، هر بار ایشون ساخت.

هجده بار حرم ابا عبدالله رو ساخته.

آخر هم اومد فرار کرد اینجا توی سردابی بوده حرم ایشون تو اون سرداب بعد دفنش کردن زنده زنده اونجا زنده به گور کردن حضرت عبدالعظیم رو.

و از این جهت ببین خ-خدمتش.

حالا اونور نریم بحث طول کشید.

هارون الرشید وقتی داشت می‌مرد اون ملعون خبیث که هجده بار قبر ابا-- وقتی کفن‌شو دید آه کشید گفت نه مالم به سودم بود برا مون، نه پادشاهی و جایگاهم.

آه کشید و به درک وصل شد.

خدا عاقبتمون رو ختم بخیر کنه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم