ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا آیاسه.

سلام علیکم و رحمة الله.

از رهبر عزیزمون عالم به فرداش استفتاء شده که آیا میشه مثلا نماز غفیله رو با نافله مغرب با هم قاطی کردی یه دو رکعتی خوند بدون نیت؟

چون بعضی از [سرفه] علما بعضی از مراجع، ااا اجازه دادن که دو تا نماز مستحبی رو تو یه دو رکعت جمع کنی.

مثلا میری نماز-- مثلا میری زیارت امام رضا علیه السلام نماز زیارت رو دو رکعت نماز والدین می‌خونی هم زیارت هم وال-- بعضی از مراجع اجازه دادن.

حالا چون اون حکم رو من خودم دیدم یه ذره برام جوری جواب استفتاء جوری بود که خودم شک کردم باز دارم میگ-- زنگ زدم دفتر آقا برای اطمینان، ایشون اجازه ندادن.

آقا فرمودن نه مثلا شما دو رکعت نماز غفیله رو که می‌خونی غفیله‌ست دیگه جای نافله مغرب رو نمی‌گیره.

یا هر طور دیگه اینکه مثلا نماز زیارت رو با مثلا والدین یکی کنی.

نه حضرت اجازه ندادن.

حالا شما اگر مرجع‌تون کسی دیگه است باید بپرسید.

خب یه نکته دیگه خیلی مهم، من خیلی نمی‌خوام بحث قلوب طول بکشه اما چه کنم وقتی بعضی از نکاتش دست پیدا می‌کنم و می‌بینم بسیار مهمه و مهم-- کلیدیه.

به قول بعضیا کاربردیه تو زندگی‌مون حیفم میاد اینا رو نگم.

به هر حال کسایی که دارن گوش میدن اینا خیلی شاید به دردشون بخوره.

بعضی از این فایل‌هایی که تو مرام گذاشتن من دیدم تا هشتاد هزار نفر آدم این رو دیدن.

خب چقدر م-- خوبه که این‌ها بالاخره یه دونه از اینا اگر تو زندگی‌شون به دردشون خورده باشه خوبه دیگه.

یکی از نکات خیلی مهم در قالب یک حدیث قدسی بهتون بگم که این حدیث قدسی عجیبیه و چند روز فکر منو مشغول کرد.

خدای مننان فکر می‌کنم در کتاب مجموعه احادیث قدسی شیخ صدوق آملی باشه که اصلش احادیث القدس است یا جواهر الثنیه.

خدای مننان به حضرت موسی علیه النبيین و آله و علیه السلام فرمود که اگر چهار تا اتفاق با هم افتاد، این با همش مهمه ها.

جدا، جدا، اون بحث دیگه است.

اگر چهار تا اتفاق دیدی برات افتاد، یه پیامدی داشته که خدا می‌فرماید.

یه دلیل اصلی داشته که خدا می‌فرم- اون چهار اتفاق رو اول بگیم.

اول اینکه دلت سخت شد یعنی از اون حالت خشوع خارج شدی.

یعنی خشوع قلب ما بحث قلب خاشع رو داشتیم.

از حالت قلب خاشع خارج شدی و دلت سنگ شد، حالت قبض پیدا کرد دلت.

خب؟

این یک.

اینا باید با هم باشه.

دو، بدنت مریض شد.

دچار مریضی شدی که نمی‌دونی چی شده از کجا این مریضی اومد.

سه، نقصان مالی پیدا کردی.

چهار، مانعی برای رزقت ایجاد شد.

حالا این رزق همه چی می‌تونه باشه.

هر چیزی که به ما می‌رسه رزق ماست.

ولو شما حتی مثلا با یکی از اولیای خدا، یکی از اهل ایمان وعده ملاقات داری میری نمی‌بینیش.

اینم مانع رزق شده.

رزقتو دیدن یکی از اولیا خدا بوده منع ایجاد شده.

این چهار تا وقتی با هم اتفاق افتاد، خدا به پیغمبرش فرمود قطعا بدون حرفی رو زدی که به تو مربوط نبوده.

عجب!

خیلی نکته عجیبیه ها.

تاثیر حرف بیجا در از بین رفتن خشوع قلب، مریضی جسم، نقصان مالی و منع روزی، منع رزق.

این حرف کلمه‌ای که از زبان جاری میشه، از زبان جاری میشه از دهان خارج میشه.

چقدر تاثیرگذاره و ما بی‌خبریم.

به قول یکی از بزرگان می‌فرمود: چه بسا به جهت یک کلمه حرف قیامت صد سال انسان رو نگه دارن.

یه کلمه حرف زدی فتنه ایجاد کرد ریخت به هم.

مثلا حضرت یوسف فکر می‌کنید چرا هفت سال تو زندان بیشتر موند؟

قرار بود یه سال بمونه آزاد شه.

مقدر الهی اینطوری بود.

اما همه می‌دونید تو سریال‌هاشم اومده بسیاری از مفسرین هم اینو پذیرفتن بعضیا البته قبول نکردن.

حالا به هر حال اگر درست بوده باشه علت اصلیش زبان حضرت یوسف بود که یه وقتی به لسان خودش حرکت داد و حرفی رو زد که نب-- خدا توقع نداشت.

با اون زندانی که داشت آزاد میشد گفت حکایت منو برای عزیز مصر بگو، برای پادشاه بگو و بگو که من بی‌گناه در زندانم.

بعد به خ-- تازه برگشت و توبه کرد و گریه و زاری در درگاه خدا که خدایا عجبش تا من تو رو دارم چرا به دیگری رو انداختم؟

همین، یه کلمه‌ای که بر لسانش جاری شد اشتباه بود، خدا ازش توقع نداشت.

این لسان می‌خوام عرض کنم خدمتتون که خیلی از موقع‌ها دلیل خروج ما از حالت خشیت قلب این لسانه، این زبانه، چی بگم، چی بهش بگیم؟

این زبانی که خدا لعنت کنه این زبونو اگر بی‌مورد بخواد به جا-- به حرکت دربیاد.

خیلی مار افعیه واقعا.

یه کتاب دیدم صد و هشتاد گناه زبان عجیب بود.

صد و هشتاد گناه که از زبان سر می‌زنه رو نوشته بود.

این زبان رو شما امتحان کنین، برید امتحان کنین.

یه روز کم حرف بزنید انقدر حال خوشی دارین.

باور کن تو یه جمع بشین سکوت کن.

چرا؟

چون عقل انسان باور میشه.

حدیث داریم همینطور که روح غذاش حرف خوب زدنه، قبلاً براتون عرض کردم، عقل غذاش سکوته.

کسی که سکوت می‌کنه-- چرا اینایی که منبر میرن حرف می‌زنن بعضی موقع‌ها حرفشون به دل می‌شینه بعضی موقع‌ها حرفشون به دل نمی‌شینه.

وقتی حرفشون به دل می‌شینه قبل از منبرشون نشستن فکر کردن که چی میخوان بگن.

چون فکر کردن عقلشون غذا خورده، می‌فهمن چی دارن میگن.

اما نه وقتی همینطوری میرن رو منبرشون می‌کنن صحبت کردن، عقل قبلشون-- عقلشون غذا نخورده، گشنه است، نمی‌فهمه چرا هرچی داره میگه خودش نمی‌فهمه چی داره میگه [خنده] لذا به دلا نمی‌شینه.

خیلی این نکته مهمه.

پس اگر خواستیم قلبمون در حالت خشوع باقی بمونه مراقب زبانمون باشیم.

همین خسته‌تون نکنم مراقب زبان باشیم که ولش کنی افعیه، افعیه خطرناکیه.

خدا عاقبتمون رو بخ-- ختم بخیر کنه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم