ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 007

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

جمعِ دو نمازِ مستحب در یک دو رکعت

از رهبر عزیز استفتا شده که آیا می‌توان مثلاً نماز غفیله را با نافلهٔ مغرب در یک دو رکعت، بدون نیتِ جداگانه، درهم آمیخت و خواند. برخی علما و مراجع اجازه داده‌اند که دو نماز مستحب را در یک دو رکعت گرد آورند؛ چنان‌که در زیارت امام رضا علیه‌السلام، نماز زیارت را دو رکعت می‌خوانند و همان را نیت والدین نیز می‌کنند و بعضی مراجع این را روا دانسته‌اند. چون آن حکم دیده شده بود و پاسخ استفتا اندکی محل تردید می‌نمود، برای اطمینان از دفتر رهبری پرسیده شد. ایشان اجازه ندادند: دو رکعت نماز غفیله همان غفیله است و جای نافلهٔ مغرب را نمی‌گیرد؛ و همچنین یکی کردن نماز زیارت با نماز والدین را حضرت اجازه نفرمودند. هر کس مرجع تقلید دیگری دارد باید حکم را از مرجع خود بپرسد.

اهمیتِ نکاتِ قلوب در زندگیِ روزمره

نمی‌خواهیم بحث قلوب بیش از حد طولانی شود؛ اما وقتی برخی نکات به دست می‌آید و بسیار مهم و کلیدی و — به قول بعضی — کاربردی در زندگی است، دریغ است ناگفته بماند. کسانی که این مباحث را می‌شنوند چه بسا سخت به کارشان آید. برخی از این فایل‌ها که در فضای نشر گذاشته شده تا ده‌ها هزار نفر دیده شده؛ اگر حتی یکی از این نکات در زندگی کسی به کار آید، همان کافی است.

حدیث قدسی؛ چهار نشانهٔ هم‌زمان

یکی از نکات بسیار مهم در قالب حدیثی قدسی است که چند روز فکر را مشغول کرد. خدای منّان — گویا در مجموعهٔ احادیث قدسی شیخ صدوق آملی که اصل آن احادیث القدس یا جواهر الثّنیه است — به حضرت موسی علیه‌النبیین و آله و علیه‌السلام فرمود که اگر چهار اتفاق با هم برایت افتاد، پیامدی دارد. این «با هم» مهم است؛ جدا جدا بحث دیگری است. خدا می‌فرماید این چهار اتفاق دلیل اصلی‌ای داشته است.

آن چهار اتفاق چنین است:

نخست: دلت سخت شد؛ از حالت خشوع بیرون آمدی. بحث قلب خاشع بود؛ از آن حالت خارج شدی، دل سنگ شد و حالت قبض یافت.

دوم: بدنت بیمار شد؛ دچار بیماری‌ای شدی که نمی‌دانی از کجا آمده است.

سوم: نقصان مالی پیدا کردی.

چهارم: مانعی برای رزقت ایجاد شد. رزق همه چیز می‌تواند باشد؛ هر آنچه به ما می‌رسد رزق ماست. حتی اگر با یکی از اولیای خدا یا اهل ایمان وعدهٔ ملاقات داری و او را نمی‌بینی، این نیز مانع رزق شده است؛ رزقت دیدن آن ولی بوده و منع ایجاد شده.

این چهار وقتی با هم اتفاق افتاد، خدا به پیامبرش فرمود: قطعاً بدان حرفی زده‌ای که به تو مربوط نبوده است. نکته‌ای شگفت: تأثیر حرف بی‌جا در از میان رفتن خشوع قلب، بیماری جسم، نقصان مالی و منع روزی. کلمه‌ای که از زبان جاری و از دهان خارج می‌شود چه اندازه اثرگذار است و ما بی‌خبریم. به قول یکی از بزرگان: چه بسا به جهت یک کلمه، قیامت صد سال انسان را نگه دارد؛ یک کلمه سخن گفته و فتنه برانگیخته و کار به هم ریخته است.

زبانِ یوسف و ماندنِ بیشتر در زندان

چرا حضرت یوسف هفت سال بیشتر در زندان ماند؟ قرار بود یک سال بماند و آزاد شود؛ مقدر الهی این‌گونه بود. بسیاری از مفسران — و البته برخی نپذیرفته‌اند — پذیرفته‌اند که علت اصلی زبان حضرت یوسف بود: با زندانی که آزاد می‌شد گفت حکایت مرا برای عزیز مصر بگو، برای پادشاه بگو که من بی‌گناه در زندانم. سپس توبه کرد و گریست و زاری کرد که خدایا، عجب؛ تا تو را دارم چرا به دیگری رو انداختم؟ همان کلمه‌ای که بر زبانش جاری شد اشتباه بود و خدا از او توقع نداشت.

زبان؛ مارِ افعی و صد و هشتاد گناه

این زبان بسیاری مواقع دلیل خروج از حالت خشیت قلب است. اگر بی‌مورد به حرکت درآید، واقعاً مار افعی است. کتابی دیده شده که صد و هشتاد گناه زبان را نوشته بود؛ صد و هشتاد گناه که از زبان سر می‌زند. زبان را باید آزمود: یک روز کم حرف بزن؛ چنان حال خوشی می‌آید. در جمع بنشین و سکوت کن. چرا؟ چون عقل انسان تغذیه می‌شود.

حدیث داریم همان‌طور که روح غذایش سخنِ نیک گفتن است، عقل غذایش سکوت است. کسانی که منبر می‌روند گاه سخنشان به دل می‌نشیند و گاه نمی‌نشیند. وقتی به دل می‌نشیند، پیش از منبر نشسته‌اند و اندیشیده‌اند چه بگویند؛ چون فکر کرده‌اند عقلشان غذا خورده و می‌فهمند چه می‌گویند. اما وقتی بی‌تأمل بر منبر می‌روند و سخن می‌کنند، عقل پیش از آن غذا نخورده، گرسنه است؛ خود نیز درنمی‌یابند چه می‌گویند؛ لذا به دل نمی‌نشیند. این نکته بسیار مهم است.

پس اگر خواستیم قلب در حالت خشوع باقی بماند باید مراقب زبان باشیم. زبان را رها کردن افعی خطرناکی است. خدا عاقبت را ختم به خیر کند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پیوندِ چهار نشانه با قلب خاشع

بحث جلسه در حلقهٔ قلب خاشع است. خروج از خشوع و سنگ شدن دل، نخستین حلقه از آن چهار نشانه است؛ و حدیث قدسی نشان می‌دهد که این خروج گاه نه از یک گناه آشکارِ بزرگ، بلکه از سخنی نامربوط و بی‌جا آغاز می‌شود. زبان که رها شود، قبض قلب می‌آید؛ بدن بیمار می‌شود؛ مال نقصان می‌یابد؛ رزق بند می‌آید. این زنجیره هشداری است که مراقبت از زبان نه ادبِ ظاهریِ صرف، بلکه نگهداشتِ خشوعِ باطن است. همان‌گونه که عقل با سکوت تغذیه می‌شود، قلب خاشع نیز با سخنِ سنجیده و ترکِ سخنِ زائد پایدار می‌ماند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.