ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سوره در نافله؛ استثناهای نماز خاص

استفتا شده آیا می‌توان سوره را در نماز مستحبی نخواند؟ رهبری مانند همهٔ مراجع فرموده‌اند بله؛ سوره را جز حمد می‌توان نخواند. اما یک اما دارند: وقتی بعضی نمازهای مستحبی که سورهٔ خاصی در آن‌ها خوانده می‌شود را نیت می‌کنی باید همان سوره را بخوانی وگرنه آن نماز نیست.

مثال از خود رهبر است: اگر نیت کنی نماز جعفر طیار علیه‌السلام بخوانی و سوره نخوانی، دیگر نماز جعفر طیار نیست. رکعت اول باید زلزال، دوم عادیات، سوم نصر، و در رکعات بعد حمد و قل هو الله خوانده شود. اگر این‌ها را نخوانی، یا نماز امیرالمؤمنین که هر رکعت پس از حمد پنجاه قل هو الله دارد — دلت خوش باشد فقط حمد خوانده‌ای؛ نمی‌شود. پس نمازهای خاص باید سوره‌شان خوانده شود؛ در غیر این صورت اشکال ندارد یعنی نماز دیگری می‌شود و دیگر آن فضیلت را ندارد.

فرق خشیت و خوف

موضوع قلب خاشع است و چون بسیار مهم است مانند قلب مطمئن بیشتر بر آن توقف شده. فرق خشیت با خوف چیست؟ خشیت از خدا و خوف از خدا شنیده می‌شود؛ آیا قلب خاشع لاجرم قلب خائف نیز هست؟

راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید خشیت خوف توأم با تعظیم است و بیشتر از دانایی ناشی می‌شود؛ و به آیهٔ بیست و هشت فاطر اشاره می‌کند که علامه طباطبایی نیز همان را پذیرفته: إنما یخشی الله من عباده العلماء. خشیت توأم با تعظیم است؛ برای آنچه از آن ترسیده‌ای عظمت قائلی. ممکن است از بیماری بترسی اما برای بیماری تعظیم و مهابت قائل نیستی. صدای ترسناک یا پارس سگ خوف می‌آورد نه خشیت؛ چون برای سگ عظمت قائل نیستی.

«إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از بندگان خدا تنها دانایان از او خشیت دارند.

خشیت برخاسته از قلب است و ناگهانی نیست؛ و به نص آیه مخصوص علم و دانش است. محال است کسی به خشیت رسیده باشد و معرفت نداشته باشد؛ محال است بی‌علم خشیت داشته باشد.

خشوع باطن و خضوع ظاهر

از ویژگی‌های بارز انبیا خشوع در غیب است. علامه در المیزان می‌فرماید بحث خشیت مربوط به نهان و قلب است؛ نهان است که به خشیت می‌افتد نه ظاهر انسان. خضوع مربوط به ظاهر است و خشوع به باطن؛ و در پنهان و آشکار باید خشیت از خدا باشد. نمی‌شود ظاهراً سر کج نماز بخواند و بگوییم خشیت دارد در حالی که در غیب گناه کند و نترسد. این دو باید جمع شود.

علامه به آیهٔ سی و نه احزاب اشاره می‌کند: ولا یخشون أحدا إلا الله — خشیت وصف انبیاست؛ فقط از خدا می‌ترسند. اولاً خشیت مخصوص خداست؛ از بیماری و حیوان خشیت نیست. ثانیاً قلبی است. ثالثاً در نهان و آشکار است.

خوف انبیا غیر از خشیت

علامه آیاتی می‌آورد که خوف از چیزهای دیگر نیز هست: فأوجس فی نفسه خیفة موسی — موسی در خود احساس ترس کرد؛ و إن خفتم من قوم خیانة — اگر از قومی بیم خیانت داشتی. به موسی و پیامبر خوف نسبت داده شده؛ خوف از امور مختلف. حتی موسی چون می‌خواست پیش فرعون برود می‌ترسید تنها برود و لکنت داشت و هارون را خواست. این خوف است نه خشیت؛ خشیت فقط از خداست.

«إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ» (فاطر/۱۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تو فقط کسانی را هشدار می‌دهی که در نهان از پروردگارشان خشیت دارند.

إنما تنذر الذین یخشون ربهم بالغیب — فقط کسانی را انذار می‌کنی که پروردگارشان را در پنهان می‌ترسند. انذار انبیا فقط در دل کسانی اثر می‌کند که خدا را در آشکار و پنهان ملاحظه می‌کنند. موعظه در دل بعضی اثر نمی‌کند چون خشیت ندارند و در باطن نمی‌ترسند. از صفات بهشتیان آیهٔ قاف است: من خشی الرحمن بالغیب — کسانی که در پنهان از رحمان خشیت دارند؛ ظاهر و باطنشان یکی است.

حکایت منصور عمار و جوان خائف

منصور عمار حکایتی عجیب دارد. می‌گوید می‌رفتم خانهٔ خدا را زیارت کنم؛ از کوفه سحر بیرون آمدم؛ صدای مناجات جوانی از خانه‌ای بلند بود. تضرع می‌کرد: خدایا از روی عمد گناه نکردم؛ اگر نبخشی کی به دادم برسد؟ خواستم امتحانش کنم؛ آیهٔ تحریم را بلند خواندم: یا أیها الذین آمنوا قوا أنفسکم وأهلیکم نارا… تا خواندم ناله‌اش بلند شد؛ یک ساعت داد زد و خاموش شد. صبح مادری را دیدم که رفت‌وآمد می‌کرد؛ گفت یکی از فرزندان رسول خدا که بسیار خائف بود؛ دیشب آقایی آیهٔ شداد غلاظ خواند و از مهابت الهی غش کرد و مرد. گفت خوش به حالش.

یک آیه چگونه در دل انسان خاشع اثر می‌کند. اگر آیات در دل ما اثر نمی‌کند علت اصلیش دو چیز است: أولاً إنما یخشی الله من عباده العلماء — عالم نیستیم و معرفتمان کم است؛ ثانیاً پنهان و آشکارمان متفاوت شده؛ اگر در آشکار می‌ترسیم در پنهان نمی‌ترسیم. این دو اشکال اصلی کار است. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود.

جمع‌بندی خشیت

پس خشیت غیر از خوف عام است: با تعظیم و از علم برمی‌خیزد و مخصوص خداست و در غیب و شهادت یکسان می‌ماند. نمازهای خاص نافله سوره‌های معین می‌خواهند تا موضوعشان تمام شود؛ و قلب خاشع بدون معرفت و بدون ترس پنهانی کامل نیست. انذار پیامبران در دل بی‌خشیت نمی‌نشیند؛ و داستان جوان کوفه نشان می‌دهد یک آیه چگونه جان خائف را می‌لرزاند.

این معانی را باید در عمل آورد نه فقط در خاطر نگه داشت. ان‌شاءالله دل در مسیر هدایت بماند و عاقبت ختم به خیر شود. آنچه از آیات و روایات و سیره گفته شد همه برای آن است که رفتار و نیت اصلاح شود و قلب از آسیب نگاه داشته شود.

پنهان و آشکار یکسان

اگر در آشکار سر کج کنیم و در پنهان بی‌پروا گناه، خشیت نیست؛ ریا است. خشیت آن است که غیب و شهادت یک رنگ باشند. عالمان چون عظمت حق را می‌شناسند می‌هراسند؛ جاهل از سگ می‌ترسد و از رب نمی‌هراسد. انذار پیامبر در دل بی‌خشیت نمی‌نشیند؛ و آیهٔ شداد غلاظ جان خائف را می‌لرزاند تا حد مرگ. دو ریشهٔ بی‌اثری آیات: کمبود معرفت، و دوگانگی ظاهر و باطن. ان‌شاءالله هر دو اصلاح شود.

خشیت در غیب و شهادت یکسان است؛ و نماز خاص بدون سورهٔ معین، آن نماز خاص نیست. معرفت، ریشهٔ خشیت است.

یکرنگی ظاهر و باطن

خشیت آن است که ترس از خدا در پنهان و آشکار یکسان باشد. سر کج کردن در جمع بی‌پروایی در خلوت را نمی‌پوشاند. عالمان چون عظمت حق را شناخته‌اند می‌هراسند؛ و انذار پیامبر در دل بی‌خشیت نمی‌نشیند. داستان جوان کوفه نشان می‌دهد یک آیه چگونه جان خائف را تا مرگ می‌لرزاند. دو ریشهٔ بی‌اثری آیات: کمبود معرفت، و دوگانگی ظاهر و باطن. نمازهای خاص نیز بدون سورهٔ معین، همان نماز خاص نیستند. ان‌شاءالله دل خاشع شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.