د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
سوره در نافله؛ استثناهای نماز خاص
قلب خاشع4_ ج16
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۴۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## سوره در نافله؛ استثناهای نماز خاص
۰:۰۰
## فرق خشیت و خوف
۱:۱۵
## خشوع باطن و خضوع ظاهر
۱:۵۷
## خوف انبیا غیر از خشیت
۳:۲۰
## حکایت منصور عمار و جوان خائف
۷:۲۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
خبره عزیزمون جانم به فرداش استفتاء شده که آیا میشه
سوره رو نخوند در نماز مستحبی؟
آقا فرمودن که همونطور که همه مراجع فرمودن
بله میشه سوره رو به جز حمد،
سوره رو نخوند. اما
یه اما رهبر دارن. اونم اینکه وقتی بعضی از نمازهای مستحبی رو که یه سوره خاصی درش خونده میشه رو وقتی نیت میکنی
باید اون سوره رو بخونی و الا دیگه اون نماز نیست.
مثلا ش-- اینو خود رهبر می فرمایند مثالم مال رهبره.
اینکه اگر شما مثلا نیت کنی نماز حضرت جعفر طیار علیه السلام بخونی،
خب اگر سوره نخونی که دیگه نماز جعفر طیار نیست که.
رکعت اول باید زلزال بخونی، دوم عادیات بخونی، سوم نص بخونی، چهارم
چی اون دو تا رکعت بعدی؟ حمد چه قل هوالله.
اگه اینا رو نخونی یا نماز امیرالمؤمنین هر چهار رکعت، هر رکعت پنجاه تا قل هوالله داره بعد از حمد.
شما دلت خوش باشه که نماز امیرالمؤمنین نیت کردم ولی فقط حمد خوندم.
نمیشه که پنجاه تا قل هوالله داره هر رکعت.
پس اون نمازهای خاص باید سورش خونده بشه.
در غیر این صورت اشکال نداره.
یعنی یه نماز دیگهای میشه اگه شما سورش رو نخونی.
اصلا دیگه اون فضیلت رو نداره.
موضوع ما قلب خاشع بود و انقدر این موضوع مهمه من یه ذره بیشتر روش توقف کردم مثل قلب مطمئن.
یه نکتهای رو امروز بگم شاید توجه نکردیم این چند روز.
فرق خشیت با خوف چیه؟
ما میشنویم خشیت از خدا، خوف از خدا.
این دو تا با هم چه فرقی میکنه؟
آیا قلب خاشع لاجرم قلب خائف هم هست
که در قرآن میفرماید؟ مرحوم راغب اصفهانی در کتاب مفرداتش
فرق خشیت و خوف رو اینچنین بیان میکنه که خشیت
خوف توأم با تعظیم است
و بیشتر از دانایی ناشی میشود
و اشاره میکنه به آیه بیست و هشت سوره فاطر
که من دیدم علامه طباطبایی هم در الکفایه همین رو
استناد کردن و همین نظر رو پذیرفتن.
استناد کردن به این آیه که "إنما يخشى الله من عباده العلماء".
خشیت توأم با تعظیم است.
یعنی شما برای اون چیزی که ازش ترس کردی،
خوف کردی، عظمت قائلی.
حالا احتمال داره انسان از مریضی هم بترسه اما برای مریضی که تعظیم قائل ني--
تعظیم نمیکنه که. عظمت قائل نیست که، مهابت قائل نیست که.
شاید انسان یه دفعه یه صدای ترسناکی بشنوه، یه سگی از کنارش رد بشه پارس بکنه بترسه.
اینکه خشیت نمیشه چون برای اون سگ عظمت اعوذ بالله عظمت قائل نیست.
خشیت برخاسته از قلب است
و ناگهانی نیست، نا خصوصیت باشه
و خاصه
به طور اختصاص که این آیه میفرماید مخصوص علم و دانشه.
یعنی محال کسی به خشیت رسیده باشه اما معرفت نداشته.
محال کسی معرفت نداره به علم و دانش دست پیدا نکرده و خشیت داشته باشه.
اصلا نمیشه. و از خصوصیت
خود بارز مثلاً انبیا همین خشوع، خشوع
البته خشوع در غیب هست.
مثلاً علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید که
اونجا که میفرماد بحث خشیت مربوط به نه-نهانه است به قلب هست.
بعد میفرماید که البته این نهان هست که به خشیت میفته نه ظاهر انسان.
ما قبلا گفتیم خضوع مربوط به ظاهره،
خشوع مربوط به باطنه
و در پنهان و در علن یعنی در نهان و در آشکار طرف به خشیت و ترس از خدا میفته.
نمیشه کسی خودش رو ظاهراً
مثلاً دچار خشیت نشون بده.
مثلا سرش رو بذاره پایین و یه حالتی مثلا سرکج نماز بخونه
و بگیم این خشیت داره در حالی که در نهان و در غیب
و در جایی که از چشمها پنهانه گناه بکنه راحت و از خدا نترسه.
نمیشه این دو تا باید با هم جمع شه.
علامه طباطبایی اینجا که میفرع-- میف--
میرسه توصیه میکنه
و به آیه اه--
سی و نه سوره احزاب اشاره میکنه علامه طباطبایی.
میفرماید "و لا يخشون
أحدا إلا الله" که میفرماید
خشیت توصیف
انبیاست در قرآن. اینا انبیا فقط از خدا میترسن.
این فقط از خدا ترسیدن،
نه از هیچ چیز دیگهای. اولا نشون میده خشیت
مخصوص خداست. شما از چیز دیگهای خشیت نداری، از مریضی خشیت نداری، از حیوان خشیت نداری.
دوما اینکه این خشیت قلبیست.
سوما اینکه در نهان و آشکار هست
که حالا آیه دیگهای رو میاره من
فعلا این بحث رو پختش کنم با دو تا آیه دیگه.
مثلا علامه میفرماید که اینجا که میفرمود خشیت مخصوص خداست
و خوف از چیزای دیگهای هم هست این آیات رو میاره.
ببینید آیه شصت و هفت سوره طه رو ببینید "فأوجس في نفسه خيفة موسى"
میگه موسی تو خودش احساس ترس کرد.
یا آیه پنجاه و هشت انfal رو میفرماید "و أما
و أما تخافن من قوم خيانة" میگه اگه ترس خیانت داشتی،
ببین ترس خوف
خیانت. اینجا داره به پیغمبرش نسبت میده
یا به حضرت موسی نسبت خوف میده.
خائف از طرف حضرت موسی خیلی میترسید اما این ترس
نه ترس منظور خشیت، ترسه از چیزهای مختلف.
حتی وقتی خواست بره پیش فرعون میترسید تنها بره.
گفت من زبانم مثلاً
لکنت داشت حضرت موسی لکنت زبان داشت برادرم هارون رو با من همراه کن
اینا خ-خوف از چیز دیگهای میشه اتفاق بیفته اما خشیت فقط از خداست.
بعد اشاره میکنه علاوه به اینکه
خشیت مربوط به ظاهر و باطن است به این آیه، دیگه این دیگه آخرشه دیگه این آیه
خیلی قشنگ اِاِاِ مقصود رو بیان کرده.
آیه هجده سوره فاطر فرمود "إنما تنذر الذين يخشون ربهم
بالغيب". این إنما هم هست دیگه.
میدونید عربیتون خوبه دیگه. یعنی فقط
کسانی رو انذار میکنی یا رسول الله
که پروردگار خودشون رو از در
پنهانی میترسن از پروردگارشون.
یعنی میشه نشون میده که انذار
انبیا فقط به دل کسایی تاثیر میکنه که خدا رو در آشکار و پنهانی
ملاحظه میکنن و میترسن از خدا.
اینکه موعظه پیغمبر در دل یه عده تاثیر نمیکنه چون اینها خشیت ندارن.
یعنی در باطن از خدا
نمیترسن در نهان یا از صفت بهشتیان آیه سی و سه قاف
فرمود "من خشي الرحمان بالغيب".
بهشتیها کسانیاند که بالغیب
تو پنهانی و در ق-قیاب
از خدا میترسن، خشیت دارن.
یعنی ظاهر و باطنشون اینها یکیه.
منصور عمار یه
حکایتی هست خیلی عجیبه بالاخره اینها به گوش ما یه ذره بخوره
یه تلنگری شاید ایجاد کرد. میگه که منصور عمار میگفتم، "میرفتم خانه خدا رو زیارت کنم تو راه از کوفه رد میشدم.
سحری نصف شب اومدم بیرون دیدم یه
صدای مناجاتی از یه جوانی از خانهای بلند گوش دادم دیدم داره با خدا مناجات میکنه."
مناجاتش هم آورده تو حکایتش که چیا میگفت.
خلاصهش این بود که به خدا تضرع و زاری میکرد که خدایا من از رو عمد گناهت رو نکردم.
اگه تو نبخشی کی به داد من برسه؟
کی منو از، از عذاب جهنم نجات بده؟
میگه من اومدم امتحانش کنم.
این آیه س-- شش سوره تحریم و خوندم بلند، بلند.
بی انصاف چه آیهای هم برای همچین کسی اون لحظه خونده
که "يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسكم وأهليكم نارا
وقود الناس والحجارة
عليها ملائكة شداد غلاظ".
آیه عذاب و جهنم و آتش و اینها رو براش میخونه.
میگه من تا این آیه رو خوندم دیدم صدای نالهش بلند شده.
یک ساعت داد زد و صداش خاموش شد.
خونه رو نشون کردن. رفتم صبح برگشتم دیدم یه زنی هی میره داخل میاد بیرون.
گفتم چی شده؟ گفت مادرشه.
گفت آره این یکی از فرزندان رسول خدا که خیلی از خدا خائف بود.
دیشب یه آقایی رد میشد آیه
شداد و غلاظ براش خوند و اینم از ترس و مهابت الهی و خشیت غش کرد و بعدم مرد از دنیا رفت.
گفت خوش به حالش. گفتم تو دلم خوش به حالش.
خوش به حالش چیه؟ پدرشو درآوردی با این آیه.
میخوام بگم ببینید یه آیه چجوری تاثیر میکنه در دل انسان خائف در س-- دل انسان خاشع.
اگر قلم ما آیات الهی درش تاثیر نمیکنه علت اصلیش خلاصه بحث اینه که
اولا یخش-- اِاِاِ بخش
بحث خشیت الهی ما رو کیا بود؟
علما. "إنما يخش الله من عباده العلماء".
اولا عالم نیستیم. عن-- معرفتمون کمه.
دوما پنهان و آشکارمون با هم متفاوت شده.
اگر در آشکار میترسیم، در پنهان نمیترسیم.
این دو تا اشکال اصلی کار ماست.
انشاالله که عاقبت ما ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد