ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیاته.

سلام علیکم و رحمه الله.

خب میدونید که نماز مستحبی رو میشه نشسته هم خوند.

بعضیا خب میگن حالا که میشه نشسته خوند خب ما هم نشسته میخونیم.

توجه ندارن که همون طور که نماز نشسته اجازش هست اما همون ثواب رو نداره.

یعنی وقتی شما میشینی تمام مراجع گفتن ثوابش نصف میشه.

حالا اگه کسی بخواد به همه نماز ثواب نماز مستحبی نشسته که میخونه برسه چه باید بکنه؟

از رهبری استفتاء کردن فرموده که دو بار باید بخ-- دو بار نشسته بخونه.

مثلا نافله رو میخواد بخونه، میخواد نشسته بخونه اما میخواد تمام ثواب رو ببره دو تا دو رکعتی نشسته باید بخونه تا تمام ثواب رو ببره.

اما اگر یک بار دو رکعت نشسته بخونه نصف ثواب رو برده.

خب بحث ما قلب خاشع بود.

در خصوص قلوب صحبت می‌کردیم.

سومین قلب قرآن قلب خاشع بود و [مکث] یک جمله‌ای رو ذیل آیه صد و هشت طه ها براتون عرض کنم از مفسرین، مفسرین شیعه.

خب س-- آیه صد و هشت طه می فرماید و خشعت الأصوات للرحمن و خشعت الأصوات للرحمن یعنی اینکه همه صداها برای خدای رحمان فروکش می‌کنند.

خشعت الأصوات.

ذیل این آیه مفسرین یه جمله خیلی جالبی آوردن.

اینو دقت کنید در خصوص معنای خشوع فرمودن خشوع به معنای تاثیر خاصی است که به افراد مقهور دست می‌دهد.

افرادی که در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته‌اند به طوری که تمام توجه آنان معطوف او گشته و از جاهای دیگر قطع می‌شوند.

به این میگن معنای خشوع.

خشوع قلب پس میشه قطع از همه جا و توجه کامل به خدای متعال در هر حالتی.

البته در نماز اوج اونه اما در هر حالتی.

مثلا ربیع ابن خثیم یکی از صحابی زمان پیغمبر بود که ایشون میگن که خیلی اهل مراقبه بود و خیلی مرا-- مواظب بود و قلب خاشعی داشت.

به گونه‌ای که همیشه سرش پایین بود از ترس خدا.

ما داریم بعضی از بزرگانمون حتی معاصر که هیچکس ندید این‌ها آسمونو نگاه کنن.

شما کتاب المراقبات امیر جواد آقا ملکی تبریزی رو حتما خوندید.

حالات بسیاری از عرفا رو اونجا اینچنین نقل می‌کنه که آدم باعث تعجبشه.

حداقل یه بار اینا رو آدم بخونه، به گوشش بخوره.

گمان نکنه اگه یه وقت یه حال خوشی بهش دست داد کوه کنده.

کسایی که هیچوقت تو آینه صورتشونو با دقت نگاه نمی‌کردن، می‌ترسیدن نکنه سیاه شده باشن و.

یه گوشه دنیا زلزله می‌اومد گریه می‌کردن شب تا صبح می‌گفتن به خاطر گناه من و واقعا نه که الکی حس بگیرن.

اینطور بوده.

تو اون کتاب اینها می-- حالا ربیع ابن خثیم از جمله این‌ها بوده به طوری که اصلا می‌گفتن این شاید نابینا است.

اینقدر سر به زیر و جلو پاشو نگاه می‌کرد و به کسی نگاه نمی‌کرد و این‌ها.

ابن مسعود میگه من یه روز با ایشون رفتم [مکث]، تو بازار، بازار آهنگرا.

اونجا کوره روشن بود و آهنگرا خب یه کوره ای دارن که آهن میذارن توش تفتیده بشه، نرم شه.

تا این چشمش افتاد به آتش کوره یه سیهه‌ای زد، برق از چشماش پرید و سیه زد و افتاد غش کرد.

از خوف خدا و یاد آتش جهنم افتاده بود.

غش کرد.

میگه من بر-- هرچی نشستم کنارش دم اذان شد دیدم به هوش نیومد.

ورداشتم بردمش خونه.

بیست و چهار ساعت ایشون در حالت غش بود.

بیهوش شده بود.

بیست و چهار ساعت از خوف خدا.

پنج وعده نمازاش قضا شد.

وقتی به هوش اومد قضا خوند.

بعد می‌گفتش که بهش-- ابن مسعود میگن بهش می‌گفتم اگه تو-- پیغمبر تو رو ببینه عاش-- با تو دوست میشه یا با تو دوست میشد.

ظاهرا بعد از پیغمبرشون صحابی اواخر عمر پیغمبر و امیرالمؤمنین بودن [مکث].

در هر حال بودن کسایی که اینجوری اما این اوجش رو البته در نماز نشون میده.

شما آیه یک و دو سوره مؤمنون رو بخونید.

قد أفلح المؤمنون.

الذين هم في صلاتهم خاشعون.

اولین صفت که بر مؤمنون می‌شه مال خ-خشوعه در نمازشونه.

که ما توضیح دادیم دیروز.

خب باید ببینیم تو نماز چه حالتی داریم.

دیگه این اوجشه در نماز دیگه اگر کسی در نماز حالت خشوع نداشته باشه، اون حالت مقهوریت در برابر خدای قهار رو نداشته باشه خیلی خطرناکه.

یعنی زنگ خطر بزرگیه.

اگه کسی دیگه نمازشم بخواد خشوع نداشته باشه خیلی خطرناکه.

خیلیا یعنی قلب مریض شده باید بره به سمت مداوای قلب [مکث].

و این چیزی بوده که بزرگان مراقبت می‌کردن.

اگه یه نمازشون مشکل پیدا می‌کرد، شب تا صبح اون شب نمی‌خوابیدن.

چی شد که بعد نمازم اینطوری شد؟

امروز حال نداشتم، توجه نداش-- این محکیه دیگه دیروز عرض کردیم خدا گذاشته دیگه.

خدا رحمت کنه سید هاشم نامی که حالا [مکث] اه کنیه‌شون یا فامیلیشون یادم نیست از علما بودن.

در مسجد نماز می‌خوندن.

در حالاتش نقل می‌کنند که خب نمازهای خوبی می‌خوند اما یه روز غافل شد.

یه روز.

و خدا همون موقع پس گردنی بهش زد مثل من نیست که همه نمازاش همینطوری بره هیچ خبری هم نشه.

یکی از-- وقتی اولیای خداییه خطایی ازشون سر بزنه سریع خدا حالیشون میکنه.

چی شد؟

همه دیدن که سید هاشم مشغول نماز اقامه میگه.

یه پیرمرد دهاتی اومد صاف اومد پشت سر سید هاشم بهش افتدا کرد.

پشت سر امام جماعت وایساد.

قیافه خیلی در و داغون و خاک آلود و همه چپ چپ نگاش می‌کردن.

بعضی مساجد هم اینجوری‌ان.

عده‌ای که صف اول دوم‌ان انگار خریدن اینجا مثلاً سر قفلیشونه.

کسی حق نداره جاشون بشینه.

یه چپ چپ نگاه کردن انگار مثلاً صف اول ما رو مثلاً فقط علما و اعاظم و مدیرکلا و چه می‌دونم ایناس.

نه بر наоборот من.

اومد هی چپ چپ نگاش کردن هیچی نماز و خوندن و آقا رکعت دوم نماز این آقای روستایی نیت فراد-- فراده کرد نماز و تمام کرد و بعد یه بقچه باز کرد و شروع کرد نون خوردن.

دیگه همه شاکی شدن شروع کردن داد و بیداد.

این بعد از نماز این چه وضعشه؟

این چه کاره؟

آقا سید هاشم برگشت اون پیرمردو نگاه کرد، این آدم روستاییو گفت چی شده؟

چرا اینقدر سر و صدا می‌کنید؟

جریان رو گفتن.

آقا سید هاشم بهش گفت خب ت-- دلیلت چیه که نماز رو فراده کردی اینطوری؟

گفت اجازه بدید به خودتون بگم.

گفت نه، اینجا همه محرم‌ان.

بگو اشکال نداره.

اونم گفتش که راستش من به شما که افتدا کردم رکعت اول دیدم رفتی تو فکر اینکه داری میگی ya من دیگه پیر شدم می‌خوام بیام مسجد نمی‌تونم یا برم یه الاغ تهیه کنم با الاغ بیام مسجد.

رکعت دوم دیدم داری فکر می‌کنی که خب این الاغو کجا بذارم؟

غذا چی براش تهیه کنم؟

دیدم نه فایده نداره این نماز.

من نیت فراده کردم تموم کردم خودم.

بعد سید هاشم زد تو سر خودش و شروع کرد زار زار گریه کردن که عجب یه روز حالا ما قلبمون رفت.

خدا هم چجوری پس گردوند ما.

اینجوریه.

آدم مثل من اگه رها باشه طرف که هیچی نمازش میشه نماز بازاری.

اما اگه کسی مراقبت کنه نماز بهترین محکه برای خشوع قلب.

اگر می‌خوایم رستگار باشیم چاره‌ای جز خشوع نداریم.

باید مراقبت کنیم از قلبمون.

ان شا الله که عاقبتمون خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- الله صلي علي محمد و آل محمد و عجل