یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نافلهٔ نشسته و تمام ثواب
نماز مستحب را میتوان نشسته نیز خواند. برخی میگویند حالا که میشود نشسته خواند ما هم نشسته میخوانیم. توجه ندارند که همانطور که نماز نشسته اذن دارد اما همان ثواب را ندارد. یعنی وقتی مینشینی تمام مراجع گفتهاند ثوابش نصف میشود. حالا اگر کسی بخواهد به تمام ثواب نماز مستحبی نشسته که میخواند برسد چه باید بکند؟ از رهبری استفتا کردهاند؛ فرموده که دو بار باید نشسته بخواند. مثلاً نافله را میخواهد بخواند، میخواهد نشسته بخواند اما میخواهد تمام ثواب را ببرد: دو تا دورکعتی نشسته باید بخواند تا تمام ثواب را ببرد. اما اگر یکبار دو رکعت نشسته بخواند نصف ثواب را برده است.
معنای خشوع ذیل آیۀ صدوهشت طه
بحث قلب خاشع بود. در خصوص قلوب سخن میگفتیم. سومین قلب قرآن قلب خاشع بود. جملهای ذیل آیۀ صدوهشت طه از مفسران شیعه:
«وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ» (سوره طه، آیه ۱۰۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و صداها برای خدای رحمان فروکش کرده است.
یعنی همه صداها برای خدای رحمان فروکش میکنند. ذیل این آیه مفسران جملۀ خیلی جالبی آوردهاند در خصوص معنای خشوع: خشوع به معنای تأثیر خاصی است که به افراد مقهور دست میدهد — افرادی که در برابر سلطانی قاهر قرار گرفتهاند — به طوری که تمام توجه آنان معطوف او گشته و از جاهای دیگر قطع میشوند. به این میگویند معنای خشوع. خشوع قلب پس میشود قطع از همه جا و توجه کامل به خدای متعال در هر حالتی. البته در نماز اوج آن است اما در هر حالتی.
ربیع ابن خثیم؛ غش از آتش کوره
مثلاً ربیع ابن خثیم یکی از صحابی زمان پیامبر بود که میگویند خیلی اهل مراقبه بود و مواظب بود و قلب خاشعی داشت؛ به گونهای که همیشه سرش پایین بود از ترس خدا. داریم بعضی از بزرگانمان حتی معاصر که هیچکس ندید اینها آسمان را نگاه کنند. کتاب المراقبات میرزا جواد آقای ملکی تبریزی را باید خواند؛ حالات بسیاری از عرفا را آنجا چنین نقل میکند که آدم باعث تعجبش میشود. حداقل یکبار اینها را آدم بخواند، به گوشش بخورد. گمان نکند اگر یک وقت حال خوشی به او دست داد کوه کنده. کسانی که هیچوقت در آینه صورتشان را با دقت نگاه نمیکردند؛ میترسیدند نکند سیاه شده باشند. یک گوشه دنیا زلزله میآمد گریه میکردند شب تا صبح میگفتند به خاطر گناه من؛ و واقعاً نه که الکی حس بگیرند. اینطور بوده.
ربیع ابن خثیم از جمله اینها بوده به طوری که اصلاً میگفتند این شاید نابینا است. اینقدر سر به زیر و جلو پایش را نگاه میکرد و به کسی نگاه نمیکرد. ابن مسعود میگوید من یک روز با ایشان رفتم بازار آهنگران. آنجا کوره روشن بود و آهنگران کورهای دارند که آهن میگذارند توش تفتیده شود، نرم شود. تا این چشمش افتاد به آتش کوره یک سیهای زد، برق از چشمانش پرید و سیه زد و افتاد غش کرد. از خوف خدا و یاد آتش جهنم افتاده بود. غش کرد. میگوید هرچه نشستم کنارش دم اذان شد دیدم به هوش نیامد. برداشتم بردمش خانه. بیستوچهار ساعت ایشان در حالت غش بود؛ بیهوش شده بود. بیستوچهار ساعت از خوف خدا. پنج وعده نمازش قضا شد. وقتی به هوش آمد قضا خواند. بعد ابن مسعود میگفت اگر پیامبر تو را ببیند با تو دوست میشود. ظاهراً بعد از پیامبرشان صحابی اواخر عمر پیامبر و امیرالمؤمنین بودند. در هر حال کسانی چنین بودند.
خشوع در نماز؛ اولین نشانۀ رستگاری
اما این اوجش را البته در نماز نشان میدهد. آیۀ یک و دو سورۀ مؤمنون را بخوانید:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» (سوره مؤمنون، آیات ۱–۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بهراستی مؤمنان رستگار شدند؛ آنان که در نمازشان خاشعاند.
اولین صفتی که بر مؤمنون میشود مال خشوع در نمازشان است که توضیح دادیم. باید دید در نماز چه حالتی داریم. دیگر این اوجش در نماز است؛ دیگر اگر کسی در نماز حالت خشوع نداشته باشد، آن حالت مقهوریت در برابر خدای قهار را نداشته باشد خیلی خطرناک است. یعنی زنگ خطر بزرگی است. اگر کسی دیگر نمازش هم بخواهد خشوع نداشته باشد خیلی خطرناک است. خیلیها یعنی قلب مریض شده باید برود به سمت مداوای قلب. و این چیزی بوده که بزرگان مراقبت میکردند. اگر یک نمازشان مشکل پیدا میکرد، شب تا صبح آن شب نمیخوابیدند: چه شد که بعد نمازم اینطور شد؟ امروز حال نداشتم، توجه نداشتم. این محک است؛ خدا گذاشته.
سید هاشم و پیرمرد روستایی؛ محک نماز
خدا رحمت کند سید هاشم نامی را — کنیه یا فامیلشان در خاطرم نیست — از علما بودند. در مسجد نماز میخواندند. در حالاتش نقل میکنند که نمازهای خوبی میخواند اما یک روز غافل شد. یک روز. و خدا همان موقع پسگردنی به او زد؛ مثل کسی نیست که همه نمازهایش همینطور برود هیچ خبری هم نشود. وقتی اولیای خدا خطایی ازشان سر بزند سریع خدا حالیشان میکند. چه شد؟ همه دیدند سید هاشم مشغول نماز است؛ اقامه میگوید. یک پیرمرد دهاتی آمد صاف آمد پشت سر سید هاشم به او اقتدا کرد. پشت سر امام جماعت ایستاد. قیافۀ خیلی در و داغون و خاکآلود و همه چپچپ نگاهش میکردند. بعضی مساجد هم اینگونهاند: عدهای که صف اول و دوماند انگار خریدهاند اینجا؛ سر قفلیشان است؛ کسی حق ندارد جایشان بنشیند. چپچپ نگاه کردن انگار صف اول فقط علما و اعاظم و مدیرکلهاست. برعکس باید باشد.
آمد هی چپچپ نگاهش کردند؛ هیچی؛ نماز را خواندند و آقا رکعت دوم نماز این آقای روستایی نیت فرادا کرد نماز را تمام کرد و بعد یک بقچه باز کرد و شروع کرد نان خوردن. دیگر همه شاکی شدند شروع کردند داد و بیداد: این بعد از نماز این چه وضعی است؟ این چه کاره؟ آقا سید هاشم برگشت آن پیرمرد را نگاه کرد، این آدم روستایی را گفت چه شده؟ چرا اینقدر سر و صدا میکنید؟ جریان را گفتند. آقا سید هاشم به او گفت دلیلت چیست که نماز را فرادا کردی اینطور؟ گفت اجازه بدهید به خودتان بگویم. گفت نه، اینجا همه محرمند. بگو اشکال ندارد. او هم گفت راستش من به شما که اقتدا کردم رکعت اول دیدم رفتی تو فکر اینکه داری میگویی من دیگر پیر شدم میخواهم بیایم مسجد نمیتوانم یا بروم یک الاغ تهیه کنم با الاغ بیایم مسجد. رکعت دوم دیدم داری فکر میکنی که این الاغ را کجا بگذارم؟ غذا چه برایش تهیه کنم؟ دیدم نه فایده ندارد این نماز. من نیت فرادا کردم تمام کردم خودم. بعد سید هاشم زد تو سر خودش و شروع کرد زار زار گریه کردن که عجب یک روز حالا ما قلبمان رفت. خدا هم چطور پسگرداند ما. اینگونه است.
آدم اگر رها باشد طرف که هیچی نمازش میشود نماز بازاری. اما اگر کسی مراقبت کند نماز بهترین محک برای خشوع قلب است. اگر میخواهیم رستگار باشیم چارهای جز خشوع نداریم. باید مراقبت کنیم از قلبمان. انشاءالله عاقبت خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.