ددرس‌گفتارها

و بهین استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

آقا دانش اینو بکش و به زحمت قطع کن.

ببخشید.

استفتائا شد برای رهبر عزیزمون که خب بعضی از بچه‌ها هستن که توان روزه ندارن.

خب وظیفه شون اینه که روزه رو بگیرن و اگر می‌تونن ادامه بدن.

اما اونجاهایی که دیگه به مشقت میفتن و روزه حرجی می‌شه قبلاً بحثش شد که باید تا اونجا که توان دارن ادامه بدن بعد بخورن بعداً غذاشو بگیرن.

حالا یه بچه‌ای هستش که توانشو داره، می‌خواد بگیره، پدر مادر نمی‌ذارن.

می‌گه بابا، مادر، پدر من می‌تونم توانشم دارم به منم واجبه.

پدر مادر دلسوزی بی‌مورد می‌کنن.

به زور غذا می‌ریزن تو دهن بچه، آب می‌ریزن تو دهن بچه.

نمی‌ذارن.

روزه مستحبی فرق می‌کنه.

روزه مستحبی بدون اذن پدر و مادر نمی‌شه روزه بگیره بچه.

اما در روزه واجب دیگه حالا به سن تکلیف رسیده.

اینجا سؤال شده که آقا تکلیف این بچه‌ای که حالا به زور یا اصلاً آدم بزرگیه و مثلاً توی شرکتی کار می‌کنه که آدم‌هاش خیلی علیه السلام نیستن به زور غذا می‌ریزن تو دهنش چی می‌شه؟

هست پیش میاد.

آقا فرمودن که همین که دیگری به زور غذا بریزه دهن شما چون به زور ریخته دلیل نمی‌شه که شما روزت باطل نشه.

چون خوردن و آشامیدن همین که وارد دهان و حلق شد تمام.

ولو به زور کسی به گ-گلوی تو غذا بریزه، ولو پدر مادر بریزه، روزت اون لحظه باطل می‌شه و باید بعداً غذاشو بگیری.

ما ان شا الله یکی دو جلسه دیگه اگه خدا توفیق بده پیرامون قلب آثِم و معنای اِثم در قرآن حرف بزنیم.

دیگه سفره این نوع از قلب رو هم جمع می‌کنیم.

اِثم بر base سه نقطه قبلاً عرض شد که حالا بهش فعل حرام می‌گن دیگه.

گناه، فعل حرام که چهل با مشتقاتش چهل و هشت بار تو قرآن اومده مثل مثلاً "إن بعض بن إثم" رو هم راهروی شما نوشته "إن بعض بن إثم" که حالا ما چون بحثمون قلب آثِم هست یعنی قلبی که این گناه درونش رسوخ کرده که با اصرار بر گناه پیش میاد، باید خیلی حواسمون در اصرار به گناهان باشه.

اما اونچه که مهمه است این هستش که سرمایه ماه مبارک رمضان رو مراقب باشیم که همون تقوا و ورع هست اون رو نگه داریم.

قبلاً بحث شد که ما در برزخ هم سیر استکمالی داریم بر اساس شفاعت آل الله و هم سنخی و هم جنسی با اون‌ها گر در اون ذات و سرشت و استعداد وجودیمون اگر حفظش کنیم با دوری از گناه، اون‌ها میان ما رو سیر میدن.

اگرچه اونجا حرکت خیلی کندتر از دنیا هست و خیلی دشوارتر و سخت‌تره.

اما بالاخره سیر برزخی هست که قبلاً بحث شده.

اگر کسی بزنه با اِثم با گناه استعدادش رو از بین ببره، محروم می‌شه از سیر برزخی.

و اگر کسی سؤال کنه که آقا مگر نداریم که "و إنّا إلیه راجعون" انا لله دیگه خب تو قوس صعود هم ما داریم میریم به سمت او یا و این همه قرآن میگه "و إلي المسیر" راه شما به سمت منه یا به هر طرف رو کنید "ففما وجه الله" به سمت خدا رو کردید.

پس این بالاخره گناهکار که داره میره آیا این هم به سمت خدا میره؟

می‌گیم بله، همه به سمت خدا میرن.

اما به سمت چه اسمی از اسامی خدا میره؟

این مهمه.

و الا جهنمی هم به سمت خدا میره.

اونم میره به سمت اسماء حضرت حق.

همه در حال حرکت به سمت حضرت حق‌اند.

منتها کسی که دچار قلب آثِمه به سمت اسماء جلالیه از نوع فعلیه حضرت حق میره.

این خیلی خطرناکه.

یه آیه تو قرآن داریم خیلی عجیبه این آیه.

دیشب من دیدی گاهی اوقات یه عمر یه آیه رو می‌خونی، یه دفعه برقش یه روزی می‌گیردت.

عجب!

من تا دیشب توجه نکردم که "أن الله شديد العقاب" تو همون آیه و "أن الله غفور رحیم".

حالا برای استخاره اگه این آیه بیاد چه باید کرد؟

[خنده] هم خدا رو شدید العقاب معرفی کرده، عین هم به همون عبارت و هم غفور و رحیم.

خیلی عجیبه.

این نشون میده که اهل جهنم میرن به سمت اسم شدید العقاب.

بهشتیان میرن به سمت اسم غفور و رحیم حضرت حق.

ش-- غفور و رحیم اسم ذاتی حضرت حقه.

ذاتشه.

خب؟

اما شدید العقاب که اسم ذاتی نیست.

خدا ذاتش اصلاً شدید العقاب نیست.

ذاتش یکپارچه رحمت و مهربانی و لطفه.

پس چطور شدید العقاب شد؟

چطور انتقام شد؟

دارای انتقام شد؟

چطور قهار شد؟

شیکنده شد؟

بر اساس فعل من و شما، خدا.

لذا بهش میگن اسماء فعلیه حضرت حق.

بر اساس فعل من و شما خدا این چنین رفتار می‌کند.

یعنی فعلش این چنین می‌شه.

پس کسی هم که دچار اِثمه به سمت اسماء فعلیه حضرت حق از نوع جلالیه‌ش حرکت می‌کنه.

خب کسی جیگر داره حالا د-دنیا رو نگاه نکن.

هرکی برای خودش اردی میده و گمان می‌کنه که خبریه و مثلاً منصبی داره و مال و منالی داره و ورودی‌هایی داره و بذار دماغش به خاک کشیده بشه وقت مرگ.

همه هم الحمدلله على كل نعمة این حالتو درک می‌کنن.

خیلی خوشحالم.

من هر وقت که بحث‌های عمیق دینی با کسی می‌کنم و طرف لجاجت می‌کنه یا بر گناهش اصرار می‌کنه، تمسخر در مقدسات و این‌ها داره ج-- آخرین جوابی که بهش میدم میگم وقت مرگ می‌بینمت.

ببینم اون موقع چجوری دست و پا می‌زنی.

که خیلی باید مراقب بود.

به هر حال این سرمایه ماه مبارک رمضونمونو حفظش کنیم دیگه.

حفظش مهمه که از آقای بهجت پرسیدن شما چه کردی به اینجا رسیدی؟

یادش به خیر ما قم زیاد آویزون ایشون می‌شدیم و ایشون هم اینو زیاد می‌گفتن.

فکر می‌کنم در آثار ایشونم در یه کتابی دیدم بود که شما چه کردی به این رتبه و این معنویت و نورانیت؟

ایشون از لسان استادش، از لسان استاد استادش، یعنی از، از خودش هم مایه نگذاشت.

فرمود استاد استاد ما به ما فرمودن که اگر من به این مقام و رتبه رسیدم به جهت اینکه توبرم پاره نبود.

یعنی هرچی که جمع می‌کردم سوراخ نبود که بریزه.

هی-- اینا نوره دیگه، نماز نوره.

روزه رو نوره، ذکر نوره.

هی نور على نور می‌شه نور على نور.

هی اینطوری به این شدت معنویت و شدت وجودی می‌رسه.

و الا قرار باشه توب انسان پاره باشه این همه زحمت بکش، تلاش کن، توفیق پیدا کن، شبای قدر فلان بعد یه دفعه بعد عید فطر تمام.

برای همین اصل مراقبه است.

اصل، یعنی تمام بزرگان رو مراقبه تاکید کردن.

یه کتابی داره خدا رحمت کنه سید ابن طاووس رو که به قول حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه جزو علمای سلف امامیه است که ایشان سید بحر العلوم صاحب، صاحب کتاب شریف لب اللباب در سیر و سلوک رو و ابن فهد حلی، استاد علامه حلی رو که کتاب شریف عُدَّة الداعی داره.

اینا دارم میگم برای اینکه برید سراغ این کتابا.

خیلی این کتابا شریف و به دردبخور و ارشی‌ان.

عُدَّة الداعی اتفاقا از سفارش‌های حضرت علامه حسن زاده هم هست در خواندن این کتاب.

مال ابن فهد حلی و همچنین کتاب عذر شود سید ابن طاووس، صاحب همین لهوفی که آقا فرمودن بخونید.

این‌ها این سه تا رو علامه طباطبایی جز بزرگان می‌شمردن که در شب قدر عزیزانی که اون فایلی که تو مرام گمنامی بارگذاری شد ما اونجا بحث ليلة القدر وجودی رو داشتیم، اونجا عرض کردیم شب بیست و سوم که اونجا تو کتاب اقبالش سید ابن طاووس می‌فرماید که شب قدر شده حالت اس-استجابت دعا به دست داد و تقرب شدیدی به خدا و یه حال خاصی برای شما پیش میاد.

چی بخوام از خدا؟

استجابت قطعیه.

عجیبه این حرف.

فرمودن من غیرتم قبول نمی‌کنه عرض کردم به خدا.

خدایا غیرت من قبول نمی‌کنه مردم گناه می‌کنن.

به غیرت من بر می‌خوره در محضر حضور تو گناه می‌کنن.

امشب از تو می‌خوام خدایا مردم گناه نکنن.

الله اکبر که به قول حضرت علامه حسن زاده نظام عالم نظام احسن طهارت است بر اساس طهارت ذاتیه همه چی ظهور و بروز حضرت حق است دیگه.

همه چی پاکه، پاکه، پاک آفریده شده.

اگر ناپاکیم هست ع Rضه ذاتی نیست.

حتی توی حیوانات مثل سگ و خوک که مثلاً شرعاً نجسن قبلاً عرض شد این‌هام تو نشئه طبیعت بنا به بعضی مصالح و مفاسد نشئه دنیایی ما، این‌ها نجس فرض شدن نه اینکه ذاتاً نجس باشن.

یعنی شما اگر بری تو عالم برزخ مثلاً خواب، خواب که قبلاً بحث شد دیگه اینو که با گوشتون آشناست.

خواب عالم برزخ وجودته.

وقتی رفتی تو خواب مثلاً یه سگی رو خیس باشه بغلش کنی، یه خوک خیس باشه تو خواب بغلش کنی.

بیدار شدی باید بری خودتو آب بکشی؟

نه.

نجس نیست که اونجا.

مثلاً اونجا معنیش فرق می‌کنه.

معنای اون قصه فرق می‌کنه.

ولی اینجا نه.

پس اصلاً تمام ک-- کی تا حالا دیده که یه درخت بی‌طهارتی کنه؟

یه حیوان بی‌طهارت کنه؟

یه جماد، کوه، زمین، آسمان بی‌طهارت کنه؟

کی تا حالا دیده نظام احسن حضرت حق بی‌طهارت کنه؟

فقط یه انسان دوپاست که اونم از این کرات بی‌نهایت که نشئه ملک خودش بی‌نهایت است چون اثر مؤثر است که لا مؤثر في الوجود إلا الله.

خب پس این نشئه ملک هم که به منزله بدن نفس کلیه الهی است، این هم پاک پاکه و این هم بی‌نهایت است.

خب اینم ظهور و بروز از ذات داشته.

همین نشئه ملک.

یه انسان دوپاست تو همین کره زمینی که اصلاً قابل قیاس با کرات نیست با این منظومه شمسی و با عذر شود کهکشان راه شیری و ش-ستاره شعرا، شعراء یمانی و خود خورشید صد و پنجاه میلیون کیلومتر با زمین فاصله داره.

چهارده تن در ثانیه داره انرژی تولید می‌کنه.

این فاصله سیصد و بیست و هشت هزار و هشتصد برابر زمین اندازشه.

این تازه بعد می‌بینه خورشید در برابر ستاره شعراء یمانی مثل یک ارزن، بزرگان فرمودن، اهل نجوم، مثل یک ارزن در برابر کوه دماوند ماست.

حالا شما اصلاً اینا با قابل قیاس با هم-- اصلاً تو همین کره زمین کوچولویی که اصلاً قابل قیاس با نظام خلقت نیست، چهار تا آدمم، یه چند تا آدمم دارن چیکار می‌کنن؟

یه خطاهایی می‌کنن که اینا هم عرضه ذات نیست.

یعنی با خودشون دارن لطفه می‌زنن، نه به نظام احسن طبیعت، نه به-- اینه که پس مهم اینه که مراقبت کنیم خروجی ما از ماه مبارک رمضان به امید حضرت حق عزیزان دلم طهارت باشه.

اگر می‌خوایم به سمت بهشت بریم دیگه.

امروز می‌دیدم این آیه قرآن رو بگم کامتون با این آیه هم شیرین بشه و دیگه بسه امروز.

لا یس-- چقدر زیباست.

"لا یسمعون فیها لغوا ولا تعثیما" از اسم میاد.

اهل بهشت نه لغو میگن نه تعثیم یعنی تهمت زدن.

کسی رو متهم به اثم کردن.

میگه "إن بعضهن لأثم".

بعضی از زن‌ها اثمه که چقدر ما گرفتارشیم.

می‌خوای بهشتی باشی؟

میگه نباید کسی رو متهم به گناه کنی.

چرا-- جالبه که تو همین اداره ما ثبت شده تو راهرو.

بعد بازم آدم از خیلیا می‌بینه به راحتی قضاوت می‌کنه.

به راحتی و خدا نکنه یه دفتر، قلمی و میز و کتابتی و مدیریتی هم دستش باشه دیگه راحت زیر دستشو له می‌کنه، له.

چرا امروز مثلاً سلام منو درست جواب ندادی؟

حالا بیا و درستش کن.

چنان پرونده‌سازی کنه اینا می‌بینید کجا در میاد.

طرف تسبیح هم دستشه مسجد هم میره.

خیلی باید مراقب بود.

خیلی یک ماه جون بکنی بعد به راحتی بدی بره.

یه طرف می‌گفت رفتم یه عم پیش نمازی بود بهش اقتدا می‌کردیم.

بعد رفتیم دیدم یه روز رفت مستراح، بیت الخلاء، حالا هرچی بخواید اسمشو بذار.

دورت المیاه هرچی میگی.

رفتم دیدم رفت داخل و اومد بیرون وضو نگرفت رفت تو محراب عبادت، عبادت مسجد و دیگه من بهش اقتدا نکردم.

گفتم عجب آدم فلان، فلان شده‌ایه.

یک عمرو گذاشته سر کار بدون وضو میاد.

ببین با یک مثلاً با یک اتفاق که نرفت ته و توشو دربیاره.

ول کرد رفت.

دیگه به این آقا اقتدا نکرد، رفت.

تا چند سال گذشت.

یه روزی خودش رفت آمپول زد.

وضو گرفته بود.

گفت حالا مسجد گفت برم آمپولمم بزنم.

آمپول زد.

رفت رسید به مسجد.

رفت تو دستشویی مسجد جای آمپولو شست که اون اگه نجس شده بره.

بعد اومد بیرون وضو داشت دیگه.

رفت نماز بخونه.

یاد اون اتفاق افتاد.

گفت اِ!

من امروز همین‌طوری شد.

رفتم تو دستشویی اومدم بیرون بدون وضو چون قبلاً وضو داشتم دارم میرم نماز بخونم.

نکنه قصه این بوده رفت پیدا کرد حاج آقا رو.

بهش گفت حاج آقا این‌طوری.

گفت بله اتفاقاً اون روز منم آمپول زده بودم.

این‌طوری شده بود.

گفت منو ببخشید من یه چندین سال تو ذهن، ذهن خودم اثم، گناه به شما نسبت دادم.

ببین چقدر راحت بهشتو می‌فروشیم به جهنم.

خدا انشاالله عاقبت همونو خیر بکنه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد