بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.
یه عزیزی سؤال کردن که اگر چنانچه کسی روزه داری دم افطار گمان کنه اذان مغرب رو دادن و بخوره روزهشو افطار کنه بعد متوجه بشه که نخیر اون اذان نداده بودن یا حتی در حین روزه داری یادش بره اصلاً روزه است و غذایی، شربت، آبی بخوره آیا روزهش باطله؟
بحث که متوجه شد آقا فرمودن تا متوجه شد باید آنچه که در دهانشه بیرون بریزه و ان شا الله روزهش درسته نه غذا دارد و نه کفاره.
میلاد آقا امام مجتبی سلام الله علیه کریم اهل بیت رو محضر همه شما خوبان تبریک عرض میکنم.
ان شا الله که عیدیهای بسیار بزرگی از حضرت بگیرید در دنیا و آخرت.
خدا رحمت کنه مرحوم شیخ رَئُوس عاملی علیه رحمة.
ایشون در کتاب شریف وسائل شیعهش حدیثی رو میاره شیرین که یه بخشیش اینه که میفرماید خدای منّان تمام عقل رو به امام مجتبی سلام الله علیه بخشیده.
تمام عقل.
از این زاویه تا حالا حضرت رو دیده بودید؟
جالبه که تم-- اساساً در کافی مرحوم کلینی علیه رحمة حدیث داریم که اشرف بر عقل ما نداریم.
شریفترین موجود نظام هستی عقله.
حالا همه عقل رو خدا داده به امام مجتبی.
اگر میخوای راه عقل رو طی کنی به عالم عقول و مجردات عقلیه و نوریه یعنی ملائکت الله، عالم اسماء اینا راه پیدا کنی عزیز دلم راهش امام حسن سلام الله علیه.
که بایستی که انسان سعی کنه سیر عقلی پیش بگیره.
عقل اگر تعطیل بشه انسان به حقیقت وجودی خودش نمیرسه.
و جالبه که قرآن هم جای جای آیات میبینید ما رو به کارهای عقلی وا میداره.
به تعقل در نظام هستی.
اون "وَلْيَتَلَقَّفْ" قبلاً عرض شد که قلب عبارتی قرآنه.
علامه ذیل "وَلْيَتَلَقَّفْ" که قرآن میفرماید تلطیف سر باید داشته باشی، اونجا علامه فرمود "أَي يَتَعَقَّلَ".
این عقل خیلی جایگاهش عظیمه.
که حتی وقتی قرآن میخواد مثال بزنه برای اینکه سهولت فهم در حقایق ایجاد بشه، معاد، بهشت، جهنم، مجردات عقلیه، ملائکه اینا رو متوجه بشیم حتی مثال میزنه.
مثال برای عمومه اما خود قرآن میفرماید "تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ".
ما این ضرب المثل رو برای همه کردیم.
لکن ادامه آیه میفرماید "لَا يَعْقِلُهَا، لَا يَعْقِلُهَا" عزیزم "إِلَّا الْعَامِلُونَ".
اینو تعقل نمیکنن یعنی به باطن عين باطن این مثالهایی هم که ما تو قرآن میزنیم کسی نمیرسه مگر علما.
این پیداست که اولاً ااا اون در حقیقت مثالهای قرآنی هم انقدر سنگینن که نیاز به تعقل داره و جایگاه عقل خودشو نشون میده.
ثانیاً اینجا علم راه رسیدن به عقل معرفی شده.
اونم باید از حکمت نظری انسان و عرفان نظری شروع کنه تا به عملیش برسه که قبلاً بحث شده عزیزان.
حالا این سیر عرض شود عقل رو که یکی از رتبههای وجودی و عوالم وجودی ماست عزیزان دلم، مافوق عالم خیال است یا مافوق عالم برزخ است.
ببینید ما س-- در سیر عوالم در رتبه بندی ملک داریم بعد ملکوته، بعد جبروته، بعد لاهوته.
ملک همین نشئه طبیعته.
ملکوت یه رتبه باطنتر یا بالاتر که همون ج-- عرض شود برزخه یا همون عالم مثاله یا همون خوابیه که هر شب میری بهش سر میزنیم.
همین که دیروز بحثش گذشت.
یه رتبه پنهانیتر یا بالاتر میشه جبروت، عقل نظام هستی که تحت سیطره مولامون علی علیه الصلاة والسلام است.
ملکوت تحت سیطره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهاست.
حلهای بالاتر از جبروت عزیزان میشه لاهوت که اونجا عالم اله هست.
عالم اسماء هست که حالا بماند در س-- وجود خود انسان هم عزیزان این سیر قرار داره.
ما هم یه نشئه ملکی و طبیعی داریم.
بدن انسان که انزل مراتب نفس ناطقه ماست.
بعد قوه مثال یا خیال داریم که همون برزخ وجودی ماست.
خیال ما جایگاهش خیلی جایگاه والاییه.
حالا عرض میکنیم که ملکوت وجود ماست و بعد از اون میشه عقل.
البته بعضیا بین خیال و عقل، وهم رو هم قرار دادن که ما به عقلمون نمیرسیم مگر از طریق خیال.
مگر اینکه خیالمون تطهیر بشه.
قوه خیالی که تطهیر نشده نمیتونه به عقل خالص برسه.
عقلش مشوب به وهم و خیال میشه و بازیگری خیال شروع میشه.
که بعدم دیگه قلب هست و جایگاه قلب و اینها.
حالا بحث ما چون بحث قلب آسن بود عزیزان اگر قلبی آلوده شد ما قبلاً عرض کردیم از طریق ابتدا قلب که ابتدا ااا ناخالص و آلوده و مشوب نیست که.
عقل هم همینچنین.
حتی قوه خیال و عرض شود واهمه ما هم پاک پاکن.
ابتدا از حواس ظاهریه شروع میشه و بر اثر اصرار بر گناه از ادراکات حسی خودمون با معاصی العیاذ بالله انسان یواش یواش رفته رفته قوه خیالش آلوده میشه و خدا نکنه کسی قوه خیالش آلوده بشه.
اگه کسی قوه خیالش آلوده شد دیگه سالیان سال طول میکشه تا این تطهیر بشه که خیلی دشواره، خیلی.
بعد به هر حال این چنینه دیگه.
بعد دیگه حالا واهمه، قوه واهمه کار خودش رو میکنه و عقل و اگر کسی قوه خیالش آلودگیش مستمر شد، به وهم کشیده شد، یواش یواش میزنه به عقل و عقل انسان مشوب میشه.
گمان میکنه عقل داره، گمان میکنه تعقل داره و میفهمه.
و بعد دیگه اگر اونم اصرار بشه دوباره این آلودگیها باقی بمونه دیگه میرز-- میزنه به قلب.
قلب انسان میشه چی؟
قلب آفن.
در حقیقت سیر بحث قبلاً عرض شد این آلودگی از کجا به قلب میرسه.
حالا اینجا در می-- در این میان قوه خیال نقش کلیدیای داره که همون برزخ وجودی ما و عالم خواب ماست به یک معنا.
که ما هم وقتی میمیریم به یکباره یه دفعه ما رو نمیبرن عالم آخرت یا جبروت یا عالم عقول.
اول میبرن عالم مثال، عالم برزخ.
برزخه دیگه اسمش رو خودشه.
بین ملک و ملکوته.
پل میزنه بین ملک و ملکوت.
اگر قوه خیال نداشتی دستت به ملکوت وجود خودت، به ملکوت عالم نمیرسید.
جایگاه خیال خیلی جایگاهش بالاست.
خیلی.
ما سری پیش-- ج-- روز پیش بود عرض کردیم که وقتی انسان در قوه خیالش در خواب به سر میبره، یعنی در عالم مثال وجودیش یا برزخ رفته، بالاخره ملهم میشه به القاءات صبویی حضرت حق.
اگر این القاءات بیواسطه بود به صورت لفظ میبینه اینها رو.
بدون واسطه بود بالاخره قرآن میفرماید که ما حتی به زنبور هم وحی میکنیم، الهام میکنیم.
این وحی نه وحی تشریعیه، وحی انباییه.
باخبر بشه چه باید بکنه، چگونه خانهسازی کنه، چگونه عسلسازی کنه.
ما هم همینطور دائماً بهمون از عالم بالا الهام میشه، وحی به نحو انبایی میشه.
خب این عزیز دلم دقت بفرمایید اینجا خیلی مهمه.
دیروز ما عرض کردیم که حالا میخوام سندش رو عرض کنم از جهت قرآنی فرصت نشد.
ما عرض کردیم اگر در خواب یا قوه خیالت بیواسطه از خدا اخذ کنی حقایق رو، البته حضرت عالمه در کتاب شریف انسان در عرف عرفانشون فرمودن ما ضباط این حرف ایشون رو داریم برای شما ضبط کردیم و عرض میکنیم.
ایشون میفرماید که اون موقع به صورت لفظ میبینی، صوت، لفظ، کلمه.
خب ببینید قرآن میفرماید پیغمبر إنك قطعا لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم.
این قرآن هم علم لدنی حضرت حق بوده.
یعنی به نحو انزال، نه تنزيل که تدریجیه.
انزال دفعیه.
دفعهً به یکباره کل قرآن به قلبت نازل شده.
خب این بیواسطه است.
بدون واسطه ملائکه است.
وقتی تلقي از حضرت حق بیواسطه رخ داد، خب این باید این قرآن از ذات حضرت حق بیاد به عالم اله و قلب و بعد از شود عالم عقل و بعد از عقل نازل بشه بیاد به عالم مثال که همون خیال هست.
در حقیقت تنزل پیدا میکنه میاد تا قوه خیال حضرت و همه اینها در حضرت در همه این مراتب عصمت محضه دارن.
بعد بر لسان حضرت همینطور خارج میشه.
اینجا میخوام عرض کنم که قرآن هم میشه چی؟
لفظ.
یعنی در حقیقت چون بیواسطه از خدا گرفته لفظه، کلمه است.
ولی وقتی با واسطه شد حالا به نحو تنزيل، به نحو تدریج وقتی بیست و سه سال قرآن میاد با واسطه جبرائیل میاد.
اونم دیگه برای پیغمبر نمیاد، برای امت میاد به نحو تنزيل.
و الا انزالاً که یکبارچه بر قلب پیغمبر اون حقیقت کلی قرآن نازل شد.
اما چون با واسطه میاد باید به صورت اشخاص و افراد بشر بیاد دیگه.
ببینید آیه قرآن رو در سوره حضرت مریم سلام الله علیها فتمثل لها بشرًا سويًا مثال فتمثل یعنی تمثل پیدا کرد.
یعنی وارد قوه خیال حضرت مریم شد حضرت جبرائیل.
چه-- به چه صورت؟
بشرًا سويًا شبیه یک بشر مستو القامه.
در حقیقت خب الولد سر أبيه که داریم حدیث فرزند سر پدرش میشه.
خب حضرت عیسی هم در حقیقت به پدرش که به یک معنا حضرت جبرائیل میشه دمیده نطفه آقا رو در رحم حضرت مریم در قوه خیال ایشون که بحث عمیقیست بماند.
همینطور خب ایشونم که پسره، پسره دیگه به پدر میره.
الان ایشون آسمانیه، آسمانیه همش اینه با ملائکه است.
خب پس ا این به یک حالا تعبیر سند قرآنیش رو آوردیم.
ما حتی در قوس نزول و صعود وجودیمون هم قوه خیال برامون بسیار جایگاه حیاتی داره.
قوه خیال در قوس نزول و صعود نظام هستی و آفاقی رو نمیگم.
انف جا-- سیر انفسی رو میگم.
یعنی چی؟
مثلاً در قوس صعود شما ابتدا ادراکات حسیه ات مشغول به کار میشن.
قوه مثلاً بینایی، چشایی، سامعت اینا کار میکنن.
بعد اینها اونچه که اخذ میکنند میدن به حس مشترک.
قوای پنهانی فعال میشن، میرسونن به قوه خیال.
تا قوه خیال از اینا تصور نکنه، صورتگری نکنه، تو نمیفهمی چی رو حس کردی عزیزم.
این جایگاه قوه خیاله.
بعد قوه خیال اینا رو صورتگری که کرد میده به قوه واهمه.
اینا رو جزئیسازی میکنه.
قوه واهمه میده به عقل، کلیش میکنه.
یه حقیقت کلیش میکنه میده به قلب که اون رو ادراک کنه.
اگر حالا شما بیا قوه خیال رو اینجا بردار، مثال رو بردار از بین ملک و جبروت.
یعنی ملکوت رو حذف کن.
چی میشه؟
هیچ حسی نداری.
تو قوس صعود اصلاً در وجودت هیچ اتفاقی از ادراکات حسیه ات رخ میده.
تو تعقل نمیکنی از ادراکاتت.
دستت از عالم بالا کوتاه میشه.
در قوس نزول هم اینچنینه.
بالاخره از خدای منان القاءات میشه همینطور که عرض شد دیگه به وجه انبایی به ما القاءاتی رخ میده.
خدا دائماً يهدي من يشاء میخواد اهدا، هدایت کنه ما رو خب اینجا این القاءات که صورت میگیره از کجا میاد؟
از بالا میاد از قلب و به هر حال از سر و سر یا اخفی میاد به خفی یا سر.
بعد میخوره به ق-- روح بعد قلب میاد تا عقل هم توی تنزل پیدا میکنه میاد میرسه به خیال.
خیال برای این حقیقت کلیه صورت و اشکال درست میکنه تو بتونی بفهمی که اگر اینو متوجه نشی نمیتونی اینو انتقال بدی به حست و متوجه اون حال نمیشی، اون حقایق.
و اگر حالا شما حساب کنید یا خیال رو ورداری یا نه اصلا بگی خیال آلوده شد، چه اتفاقی میفته؟
اخذ شما از عالم اله دیگه اینجا مشوب به عرض شود قذارات میشه، غبار آلود میشه، مشبه میشه.
نمیدونی چی شد، چی گرفتی، چی نگرفتی، گرفتار میشی و اکثریت مردم دچار بازیگریهای قوه خیال هستن عزیزان دلم.
و این قوه خیال متاسفانه الان دستاویز چی شده عزیزم؟
دستاویز دشمنان ما.
که اینها هم حتی الان دارن از طریق همین پرورش قوه خیال رو جوونای ما کار میکنن.
سینمای اروتیک رو شما برید ببینید بررسی کردید قطعا اینجا رسانه است آدم باید بدونه چه میگه دیگه، وزین باید حرف زد.
سینمای اروتیک چیکار میکنه؟
نمیاد مستقیماً برهنگی رو تشویق-- ترغیب کنه، برهنگی رو تبلیغ کنه.
غیرمستقیم نیمه برهنگی رو و غیرمستقیم قوه خیال مردم رو آلوده میکنه.
با الفاظ، با ناز و کرشمه، با نیمه برهنگی در بسیاری متاسفانه از سریالها و فیلمهای رسانه ما الان این هست که غیرمستقیم خیال جوونها رو یعنی یه حرفی میزنه، یه تیکهای میندازه، یه چیزی میگه به مثلا هم جنسیا، غیر هم جنسش یا مثلا چی بگم این عشقهای مجازی بعد اون خیال طرف رو آلوده میکنه.
طرف تو خیالش معذرت میخوام زنا میکنه.
حتی جالبه که حالا ما خیلی قدیمها انگلیسی رو که کار میکردم نشریات انگلیسی رو میخوندم.
نشریات آمریکایی اینا که بعضی از تش-- حالا اکتشافات تو اینها جالب بود.
مثلاً یادمه که میگفتن وقتی انسان رو برهنه کردن در یک، در جنگل رها کردن، حیوانات وحشی از این بدن عجیب انسان فرار کردن.
هیچ مویی نداره.
اصلا زشت، کریه.
اما همه حیوانات رو ببینید پوشیدن.
حالا عجیبه انسان نیمه برهنه بر، برعکس به شدت جذابه.
الان سینمای اروتیک داره این بلا رو سر ما میاره.
خیلی متاسفانه ما با ارزیابی برنامه هم بودیم.
بسیار تو رسانه گفتیم کسی حرف ما رو گوش نکرد.
بسیاری از این متاسفانه اونچه که میره رو آنتن ما داره همین خیانت رو به جوونای ما میکنه.
که حالا متاسفانه چی بگیم که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
حتی در-- اساساً شما اگر بخواید قوه خیال رو حذف کنید میشه گفت هیچی رو متوجه نمیشید.
علت اینکه یکی از این صدا خوشش میاد، یکی از همین صدا بدش میاد.
چرا؟
قوه خیالشه.
یکی از این مزه خوشش میاد، یکی از همین مزه بدش میاد.
چرا؟
قوه خیالشه.
از این چهره، از این نمیدونم منظره، از این کتاب، از این همه اینا برمیگرده به قوه خیال.
اگه ورداری زندگی فشل میشه.
حالا تطهیر قوه خیال خیلی کار سختیه.
باید رساله، کتاب شریف ااا عرض شود طهارت نفس علامه رو بخونی که تو سه جبهه میشه ب-- میگه، میفرماید باید کار کنی تا قوه خیالت تطهیر بشه.
یکی عقایدت رو درست کنی و تسویه کنی، یکی رفع سوظن کلیه کنی، یکی هم آرزوهات رو.
این آمال طول آرزوها که در کمال مولا پناه میبره به خدا در دعای کمال.
اینجا باید حواسمون جمع باشه عزیزان که در هر حال دشمن چه میکنه و حتی حالا ببخشید تا اینجا صبر کردید یه ذره صحبت ما طولانی شد.
به برکت اون محتوا ثوابش برسه به آقا.
اینم توجه داشته باشید که حتی الان دشمنان سیاسی ما، اونایی که از جهت سیاسی دارن ما رو به انحراف میکشونن هم باز از قوه خیال و تصویرسازی قوه خیال برای اینکه ما رو به تصدیق بکشونن استفاده میکنن.
منطق خوندید دیگه تا تصور نباشه تصدیق چیه؟
تصور میکنی تو قوه خیالت صورت بهش میدی تا بتونی ببینیش.
بعد اون رو تصدیق میکنی، تایید میکنی.
تا تو از روز تصوری تو ذهنت نداشته باشی چگونه میخوای بگی الان-- صورتی ازش شکلی نداشته باشی تو ذهنت، تو قوه خیالت چگونه میخوای تصدیق کنی که الان روزه؟
عزیزم!
حالا من مثال بزنم برای شما که یه مقدار روشنگری کنیم.
چند ماه پیش بود تو بعد-- سالگرد سردار عزیز دلاش شهید سلیمانی، شهرداری تهران یه حالا شیطنتی بود.
بچه ها میگفتن حاجی نگو شیطنت.
نمیدونم چرا انقدر تو حساسی.
حتی من تو استوری کردم تو اینستا که اینها اومدن جای جای بیلبوردهای سرتاسر شهر تهران تو بزرگراهها همه زدن مرد میدان، مرد میدان.
حالا اون موقع من اشکال رو بیشتر به این گرفته بودم که چرا صرفاً مرد میدان رفاقت؟
اصلاً بو داشت این قصه و بسیار کم من دیدم که مثلا بزنه مرد میدان شجاعت فلان.
حالا چرا رفاقت؟
چون این فرمایش رو شهید سلیمانی در مواجهه با آمریکا، مخاطبش آمریکا بود استفاده کرده بود.
آقا بیا ما مرد میدانیم.
پاشو بیا.
یعنی حالا میگه این شهید سلیمانی مرد میدان رفاقت بود.
رفاقت با کی؟
مخاطب شهید اینجا چی بوده؟
کی بوده؟
آمریکا.
یعنی رفاقت با آمریکا.
من اون موقع اینو عرض کردم.
گفتم آقا این بو میده.
بچه ها گفتن زیاد حساسی.
نگو.
نمیدونم از این هم متهم میشی.
حالا الان داریم متوجه میشیم.
الان این صوتی که متاسفانه از آقای ظریف اومده بیرون، اونجا شما دیگه دقت کردید دیگه.
هی میگه ما دیپلماسی رو فدای میدان کردیم م-میدان، میدان.
همه چی رو فدای میدان کردیم.
تو جمهوری اسلامی میدانه که حرف اول رو میزنه.
در حقیقت موفق نشدنشون رو تو دیپلماسیشون، تو برجامشون رو میریزن سر چی؟
میدان.
حالا چند وقت پیش تو ذهن و قوه خیال مردم چی اِاِاِ تصور شده بود اینکه مرد میدان شهید سلیمانی.
الان میگن دیپلماسی فدای میدان شد.
مرد این میدان که دیپلماسی برجام فداش شد کیه؟
شهید سلیمانی.
به همین راحتی.
الان یعنی چند-- یه پروسه چند ماهه بلکه چند ساله میشینن این چنین تصورسازی میکنن، قوه خیال رو به بازی میگیرن تا عقل مشوب به وهم مردم به این نتیجه برسد، تعقل نتیجهش این بشه، دیگه این عقل سالم نیست، خالص نیست که چی؟
بله، شهید سلیمانی جلوی رسیدن به نتیجه مثلا برجام رو گرفته.
در صورتی که یکی نیست بین-- این مغلطه است، این دقیقاً سفسطه است.
مغلطه کجاست؟
اینکه تو ذهن اینطوری جا میافته که پس شهید مانع بوده.
اتفاقاً، اتفاقاً شما چه-- دیگه چیکار میخواستید بکنید که نکردید؟
در خصوص برجام بتن ریزی کردید، سانتریفیوژها رو به حداقل رسوندید.
رهبری هم با اینکه فرمود من اِاِاِ امید ندارم، خوشبین نیستم اما دستتون باز بسم الله برید جلو تا خودتون به نتج-نتیجه برسید.
همه مردم، همه نظام، حاکمیت، رهبر، سپاه، همه پشت این دیپلماسی حالا که فشل شد، حالا که پس خوردن میخوان بریزن سر میدان.
حاکمیت، نظام، رهبر، شهید سلیمانی که نمادهای حاکمیت هستن.
اینم یه نوع بازی قوه خیال مردمه که تا کسی قوه خیالش، عزیزان دلم پاک نشده باشه گرفتار این متاسفانه بازیگریها خواهد شد.
انشاالله عاقبتمون ختم بخیر شود به برکت صلوات بر محمد آقا