یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتای روزه و ملاعبه
استفتایی از رهبر معظم پیرامون جنب شدن در حالت روزهداری مطرح شده است. چند استفتا را ممکن است در یک حکم جمع کرد: اگر کسی با همسرش ملاعبه کند — یعنی لذت جنسی ببرد — اما به انزال منی نینجامد و جنب نشود، اشکال ندارد. اما اگر در حین ملاعبه اتفاقاً انزال رخ دهد، تکلیف چیست؟ برای اطمینان حتی با دفتر رهبری نیز در میان گذاشته شده است. اگر بداند که ملاعبهاش به انزال میانجامد و قادر نیست خود را کنترل کند و با این علم اقدام کند، حکم باطل کردن روزه است و کفارهٔ جمع نیز تعلق میگیرد؛ هم قضا و هم کفارهٔ جمع. اما اگر بداند که این کار به انزال نمیانجامد و خود را کنترل میکند و استثنائاً یکبار نتوانست کنترل کند و جنب شد، صرفاً قضا بر گردن اوست و کفاره ندارد. این تفکیک را باید نگاه داشت.
اصول و امهات حکمت و عرفان نظری
وعده داده شده بود که نکتهای پیرامون اصول و امهات حکمت نظری و عرفان نظری گفته شود؛ جایگاه این اصول بسیار مهم است. اساساً از این جهت به امثال علامه حسنزاده تمسک میشود و دنبال ایشان راه میافتند: وجاهت علمی و معرفتی و معنوی و طهارت به جای خود، اما یکی از اختصاصات آثار علامه بیان همان اصول است.
بسیاری از مذهبیها اگرچه اطلاعات در ذهنشان فوران میکند، متأسفانه بسیاریشان ضد و نقیضاند. در مفروضات وجودی غرق شدهاند و نمیدانند از کجا شروع کنند. کتابهای ضد و نقیض، منبرها و تریبونهای ضد و نقیض؛ غالباً سیر مطالعاتی منظم نبوده و اصولی بار نیامدهاند. ذهن و فکر و در نتیجه قلب اصول ندارد؛ با هر بادی به سویی میرود، با هر نظریه و هر جنبش سیاسی به سویی.
کار علامه این بود که ضمن تفسیر آفاقی — که بسیار نوشته شده — تفسیر انسی و سیر انسی در قرآن را بر اساس سیر معرفت نفس قلم زدند و این اصول را در کتابهای متعدد بیان کردند؛ حقایق نظام هستی را که باید در جان پیاده شود اصل کردند. دروس سهجلدی صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس علامه از مهمترین اطعمه برای خوراک وجودی است و از مهمترین ورودیها به «مطبعهٔ وجود» — همان چاپخانهای که پیشتر گفته شد — تا خروجی درست داشته باشد و در دفتر وجود نقش و نگار درست ثبت شود؛ قیامت که گفته شود «اقرأ کتابک» دفتر وجود خوانده شود:
«اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (إسراء/۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کتابت را بخوان؛ امروز نفس خودت برای حسابرسی بر تو کافی است.
همین سیر معرفت نفس و اصولی که در آن آمده همان کتاب است؛ کتابی ابتدایی. حتی بیسواد نیز اگر بخواند چیزی درمییابد؛ البته نه همه عین یک موضوع را، باید زحمت و ریاضت علمی کشید، اما از هر درس چیزی میگیرد و چه بهتر با مباحثه با استاد. گمشدهٔ ما همین کتاب معرفت نفس علامه است؛ باید پی گرفت و دید چه غوغایی در آن است. وقتی این اصول را فهمیدی و به مطبعه و جدول وجود دادی، خروجیها درست درمیآید: اعمال و کردار و رفتار و نیات، اما بر اساس اصول.
قرآن و اصول؛ تمثیل کارگاهی آیهٔ زمر
اساساً قرآن همهٔ اصول را داده است. اصل، خود قرآن است؛ اگرچه جزئیات نیز به تفصیل در آن آمده. «من أراد علم الأولین والآخرین فلیثور القرآن» — علم اول و آخر نظام هستی در قرآن است. قرآن علم ذاتی حق است که تنزل یافته و به دست ما رسیده؛ بحث نزول پیشتر آمده است. همین قرآن اصول را به بهترین وجه، حتی با تمثیلات فراوان، بیان کرده است. با داشتن این اصول دو اتفاق میافتد: یکی آنکه اصولی بار میآیی و مطبع وجود دفتر وجود را درست چاپ میکند؛ دوم آنکه ممکن است به جنگ هر تفکر و تریبون و کتاب و صاحباندیشهای بروی — نه جنگ به معنای خصومت، بلکه تضارب آرا — چون اصول داری و میفهمی کجا طرفدار اشتباه است و دیگر به بیراهه نمیروی.
به عنوان نمونهٔ کارگاهی، یکی از آیات قرآن را بر میز میگذاریم. علامه در رسالهٔ شریف انسان در عرف عرفان پیرامون این آیه بسیار گفتهاند. وقتی مطالب و اصول ذیل این آیه در آن رساله فهمیده شود، شیرینیاش چنان است که انسان سر به بیابان میگذارد. آیهٔ چهل و دوم سورهٔ زمر:
«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (زمر/۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداوند جانها را هنگام مرگشان توفّی میکند و آن را نیز که نمرده در خوابش؛ آن را که مرگ بر او قضا شده نگاه میدارد و دیگری را تا اجلی معیّن میفرستد. در این برای قومی که میاندیشند نشانههاست.
الله جان و نفس را توفّی میکند هنگام مرگ؛ وفات درست است و «فوت» غلط — توفّی گرفتن است. حتی کسی که هنوز نمرده، در خواب نیز نفسش توسط الله توفّی میشود. آنکه قضای مرگ بر او تحقق یافته نفسش برنمیگردد؛ و آنکه هنوز باید در دنیا بماند تا اجل مسمّی، نفس دوباره به بدن برمیگردد. «إن فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون» — برای اهل فکر.
قرآن انفسی و خواب برادر مرگ
پیشتر گفته شد یکی از سه قرآن، قرآن نفس یا انفسی است. سیر و تطور وجودی — مرگ باشد یا خواب و بیداری — آیهٔ الهیه است؛ قرآن در وجود توست. در ذاریات آمده:
«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات/۲۰–۲۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در زمین برای اهل یقین نشانههاست؛ و در خودتان؛ آیا نمینگرید؟
در جان نیز آیه است؛ یعنی قرآن در وجود است. ربط این بحث به قلب آثم همینجاست. قرآن به زیبایی بیان میکند و حدیث پیامبر که «النوم أخ الموت» — خواب برادر مرگ است — شرح همین آیه است. چه در خواب، چه در بیداری وقت مرگ، خدا جان را توفّی میکند. «إنا لله» در قوس نزول از خدا آمدهایم؛ در خواب «إنا إلیه راجعون» به سمت خدا رجعت میکنیم؛ وقت مرگ نیز همان است. انسان وقتی میمیرد و وقتی میخوابد، هر دو بازگشتش به یک جاست: عالم برزخ. این یک اصل است.
انشائات نفس در خواب و سنجش حال
چگونه خود را با این اصل تطبیق دهیم؟ علامه میفرمایند آنچه در خواب میبینی مطلقاً انشائات نفس ناطقهٔ خودت است؛ نفس صور و اشکال را صورتگری میکند و نشان میدهد. حال و روز خود را از آن صور ممکن است بسنجی، پیش از آنکه برای همیشه بمیری. وقتی میمیری همان صور را نشان میدهند اما دیگر برگشتی نیست؛ ممکن استد ملذّ باشد یا وحشتناک. لطف خواب آن است که میبینی و متوجه حال خود میشوی — قیامت صغری — و باز برمیگردانند. از اینجا باید متوجه شد. علامه کمک فکری میدهد: وقتی رجعت کردی، خدا آنجا چالهای نکنده و هیزم نریخته به نام جهنم تا تو را بیندازد؛ خودت جهنم شدهای — این بحثها پیشتر گذشته — و بهشت نیز خودت بهشت میشوی.
اصلاً چرا در خواب آسمان و زمین و انسان و حیوان و نبات و جماد میبینیم؟ چون در نشئهٔ طبیعت با این صور محشوریم؛ در خواب نیز همانها را میبینیم. آنها مثالهایی از چیزی است که در دنیا با آن محشوریم.
القائات با واسطه و بیواسطه؛ تعبیر خواب
اصل دیگر: مگر در خواب «إنا لله و إنا إلیه راجعون» رخ نمیدهد؟ خدا نفس را توفّی کامل میکند و به محضر حق برمیگردی؛ پس یقیناً القائات صبحگاهی و الهامات از حضرت حق رخ میدهد. اینجا نبض قصه است. علامه اصلی معرفی میکنند: اگر آن القائات را با واسطه بگیری — با وجود موجود مجرد عقلی، یعنی ملک و فرشته — چون در نشئهٔ طبیعت با فرشته محشور نبودهای و او را نمیشناسی، در خواب القائات فرشته را به صورت اشخاص انسان میبینی؛ اما القا به وسیلهٔ فرشته از طرف خداست. اینکه چرا فلان کس را دیدی، چرا مریض یا خندان یا گریان، همه تعبیر دارد؛ باید عبور کرد. تعبیر یعنی عبور از ظاهر به باطن.
اگر بیواسطه القائات حضرت حق رخ دهد، آنچه در خواب میبینی معمولاً صوت یا کلمه و نوشته است؛ یعنی مستقیم خدا چیزی القا کرده. اگر تعبیر خوب داشت، نفس و قلب پاک است و باید دنبال تعبیر رفت. کتاب ابنشیرین کتاب خوبی است؛ آیتالله صمدی آملی، شاگرد برجستهٔ علامه، نیز به آن توصیه میکردند. درست آن ابنشیرین است — مادر ایشان شیرین نام داشته — و با کثرت تلفظ ابنسیرین شده؛ عبورها را خوب داده است.
اما اگر تمثل و صور برزخی موجب وحشت شد، دهشتناک و عذابآور و تلخ و صعب بود، نشاندهندهٔ چیست؟ قلب آثم؛ باطن. برزخ لایهٔ پایین و پنهان وجود است؛ ملکوت وجود. در خواب به ملکوت وجود میروی؛ آنجا قلب و باطن با تو حرف میزند. اگر خطرناک و زشت و کریه و تلخ و عقاب و درنده و آتش دیدی، قلب دچار گناه شده و باید به داد قلب آثم رسید. این یک اصل است: خود را میشناسی، خواب را میشناسی، نفس را میشناسی، اکنون رسیدگی میکنی و میفهمی وقتی مردی چه خواهد شد. هر شب خدا هشدار میدهد که مرگ همین است؛ ببین چه میبینی و از صور عبور کن. بحث تفصیلی اینکه این صور چه میگویند جای دیگری است. انشاءالله عاقبت به خیر باشد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
سیر مطالعاتی و خطر بیاصولی
بسیاری در مفروضات وجودی غرقاند و نقطهٔ آغاز ندارند. کتاب و منبر و تریبون ضد و نقیض، بیسیر مطالعاتی، ذهن و قلب را بیاصول بار آورده است. نتیجه آن است که با هر نظریه و هر جنبش سیاسی به سویی کشیده میشوند. علامه حسنزاده ضمن تفسیر آفاقی، سیر انسی قرآن را بر مدار معرفت نفس نگاشتند تا حقایق هستی در جان اصل شود و ورودی مطبعهٔ وجود صحیح باشد؛ تا روزی که گفته شود کتاب وجودت را بخوان، نقشهای باطل در آن کمتر نشسته باشد.
تمرين عبور از ظاهر خواب
تعبیر عبور از ظاهر به باطن است. صورتهای مریض و خندان و گریان در خواب هر یک پیامی دارند؛ نباید در سطح تصویر ماند. اگر القا بیواسطه باشد معمولاً به صورت صوت و کلمه و نوشته میآید و نشانهٔ القای مستقیمتر حق است. اگر صور وحشتناک بود، ملکوت وجود — که برزخ پنهان است — از آلودگی باطن خبر میدهد و باید به داد قلب آثم رسید. هر شب این صحنه تکرار میشود تا پیش از مرگ ابدی انسان حال خود را بسنجد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.