د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶
دارای متن همگام
استفتای روزه و ملاعبه
قلب آثم10_ج319
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۴۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## استفتای روزه و ملاعبه
۰:۱۴
## اصول و امهات حکمت و عرفان نظری
۱:۵۲
## قرآن و اصول؛ تمثیل کارگاهی آیهٔ زمر
۵:۳۱
## قرآن انفسی و خواب برادر مرگ
۵:۵۱
## انشائات نفس در خواب و سنجش حال
۱۰:۴۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
استفتایی از رهبر عزیزمون پیرامون
جنب شدن در حالت روزهداری شده.
البته چند تا استفتای من همه رو با هم جمع میکنم عرض میکنم
که کلاً در خصوص
اینکه اگر کسی بخواد با همسرش
حالت ملاعبه داشته باشه یعنی
لذت جنسی ببره اما
این منجر به انزال منی نشه یعنی جنب نشه اشکال داره؟
آقا میفرمایند نخیر اشکال نداره.
اما اگر چنانچه در حین ملاعبه
اتفاقاً یه دفعه انزال صورت گرفت، منی از بدن خارج شد،
اون موقع تکلیف چیه؟ اگر اینو خوب دقت کنید که من برای اطمینان حتی
زنگ زدم دفتر آقام پرسیدم، اطمینان حاصل کردم.
اگر چنانچه طرف میدونسته که
ملاعبش باعث میشه که این بشه،
یعنی انزال منی صورت بگیره، نمیتونه خودشو کنترل کنه
و با این علم این کارو انجام داده،
باز میشه همون حالت باطل کردن روزه
و کفاره هم کفاره جمع تعلق میگیره به طرف.
هم باید قضا بگیره هم کفاره جمع اونم.
اما نه، اگر میدونسته که نه، این باعث انزال منی نمیشه، خودشو کنترل میکنه،
استثنائاً حالا یک بار یه دفعه این اتفاق افتاد،
نتونست خودشو کنترل کنه و
جنب شد. اینجا صرفاً همون قضا به گردنش میاد.
دیگه کفاره نداره. این رو حواسمون باشه.
خب. وعده داده بودیم که امروز
نکتهای رو پیرامون اصول و امهات
حکمت نظری و عرفان نظری عرض کنیم که
چقدر جایگاه اینا مهمه عزیزان دلم.
خیلی، خیلی، خیلی مهمه.
اساساً ما از این جهت
به امثال حضرت علامه حسن زادهها
در حقیقت تمسک میکنیم، دنبال سرشون راه میفتیم،
دمنشونو میگیریم. حالا وج-وج-- اون وجاهتهای علمی، معرفتی، معنوی همه به جای خودش طهارت و پاکی.
اما یکی از اختصاصات آثار حضرت علامه گفتن
اون اصوله. بسیاری از ما مذهبیها اگرچه اطلاعات در ذهنمون فوران،
متأسفانه بسیاریشم ضد و نویز همند.
در مفروضات وجودیمون غرق شدیم.
نمیدونیم از کجا شروع کنیم. کتابهای ضد و نویز،
منبرها و تریبونهای ضد و نویز.
اصلاً یک سیر مطالعاتی نداشتیم.
غالباً اکثراً اینچنین هستیم.
اصلاً اصول رو توجه-- بلا-- لذا اصولی بار نیومدیم.
ذهنمون، فکرمون، در نتیجه قلبمون اصولی نداره.
با هر بادی یه طرف، با هر نظریهای، با هر
جنبش سیاسی یه طرف.
حضرت علامه کار قشنگی که کردن،
ضمن اینکه اومدن تفسیر
آفاقی که بسیار نوشته شده، تفسیر انسی
و سیر انسی در قرآن رو بر اساس سیر معرفت نفس قلم زدن و نوشتن تو کتابهاشون
و این اصول رو در کتابهای متعدد بیان کردن، اینها رو، این مطالب و این حقایق نظام هستی رو که همش در
جان تو باید پیاده شود رو اصل، اصل کرده.
شما همین دروس سه جلدی صد و پنجاه و سه درس معرفت علامه رو که به نظرم از مهمترین اطعمه
شماست برای خوراک وجودیتون و از مهمترین ورودیهای به
مطبعه وجودتون به عنوان اون چاپخونهای که دیروز عرض کردیم که خروجی درست داشته باشه، دفتر وجودیتون
نقش و نگار درستی درش ثبت بشه
که قیامت گفتن اقرأ كتابك حالا بخوان دفتر و کتاب وجودی تو.
كفا بنفسك اليوم عليك حسيب.
خودت دلت بیاد بخوانی،
این همین سیر معرفت نفس علامه اصولی که
درش بیان کرده، همین کتابه، همین کتاب سیر معرفت نفس که ابتداییه.
یعنی من به هرکی گفتم حاجی آقا ما نه-- ما
مثلاً علممون اون حد نیست، ما که طلبه نیستیم، ما که دانشجو نیستیم.
باور کنید بیسوادشم بخونه متوجه میشه.
من به شما قول میدم. البته نه همه عین ما موضوع رو.
نه، باید زحمت کشید، ریاضت علمی باید کشید.
اما بالاخره از هر درسی یه چیزکی گیرش میاد.
چه بهتر که با مباحثه با استاد.
من عرض میکنم دست رو قرآن میگذارم.
گم شده من و شما همین کتاب معرفت نفس علامهست.
خواهش میکنم دو ساله دارم
تو جمع شما التماس میکنم اینو پی بگیرید.
حالا پس بزنید خودتون ضررش رو میکنید.
برید ببینید چه غوغاییه توش.
اصول، اصولی که علامه این تو آورده
بر اساس بحث دی-دیگرمون که دیروزمون که داشتیم،
شما این اصول رو وقتی متوجه شدی
به اون مطبعه وجودت دادی، به جدول وجودیت دادی، اون موقع خروجیهات درست در میاد.
خروجیهات میشه اعمالت، کردارت، رفتارت، نیاتت.
اما بر اساس اصول. اساساً قرآن هم اومده کلیه اصولها، اصول رو به ما داده.
اصل، اصل خود قرآن
اگرچه تمام جزئیات هم به تفصیل در قرآن اومده.
من اراد علم الاولین والاخرین فليفورء القرآن.
علم اول و آخر نظام هستی در قرآن.
اساساً قرآن علم ذاتی حضرت حقه که تنزل پیدا کرده به این شکل به دست ما رسیده
که بحثش قبلاً در نزول قرآن رسید.
تو این مد-- تو همین جلسه مطرح شد تا حدودی البته.
اما همین قرآن اصول رو هم
به بهترین وجه حتی با تمثیلات، با مثالهای فراوان
بیان کرده. که این اصول رو شما باید داشته باشید و با اون
دو تا اتفاق میفته. یک، اصولی بار میای
و مطبع وجود دفتر وجودیت رو درست چاپ میکنه.
دو، به جنگ هر تفکر و هر تریبون و هر کتاب و هر صاحب فکر و اندیشهای میتونی بری.
نه که جنگ به اون معنا، یعنی بری
تضارب آرا کنی. چون اصول رو داری
متوجه میشی کجا طرفدار اشته.
تو دیگه به بیراهه نمیری.
حالا اجازه بدید من دست بگذارم به عنوان نمونه کارگاهی دیگه ها، بگذاریم رو میز یکی از آیات قرآن رو که
من به شما بگم من وقتی متوجه این اصل از البته علامه در کتاب رساله شریف
انسان در عرف عرفانش کولاک کرده پیرامون این آیه.
من وقتی که متوجه اون مطالب و اون اصولی که علامه ذیل این آیه آوردن در اون رساله، اون کتاب شدم،
واقعاً میخواستم سر به بیابان بگذارم انقدر برام شیرین بود.
حالا بعضیا پس میزنن حاج آقا این حرفا چیه تو میزنی؟
خب چه کنم؟ چشیدم شیرین بوده دوست دارم توام بچشی.
اینا صرفاً علم فکری که نیست.
آیه چهل و دو سوره زمر برید ببینید تو خلوتتون "الله يتوفى الأنفس
حين موتها". میفرماید الله
توفی میکنه جان رو نفس رو.
"الأنفس حين موتها" وقتی کسی رو
میمیراند. کسی اصطلاحاً میگیم مرد،
چه اتفاقی افتاده؟ نفسش توسط حضرت حق به تمام،
به تمام و کمال توفی شده.
جانش. که وفات درسته، فوت غلطه.
توفی گرفتن. ادامه رو داشته باشید.
"والتي لم تمت
في منامها"
حتی کسی رو که "لم تمت" هنوز نمرده.
یعنی چی نمرده باز توفی میشه نفسش؟
"في منامها" تو خوابه.
یعنی حتی در خواب هم عزیز دلم جان تو توسط الله
توفی میشود. "فيمس كلتي قضى عليه الموت"
کسی که دیگه قضای، قضای خدا بر اون تحقق گرفته که بمیره،
دیگه این نفس برنمیگرده. اما "ويرسل الأخرى إلى أجل مسمى" اونایی که هنوز خدا
قضاش بر این تحقق گرفته که هنوز تو این دنیا باشن، هنوز امتحان پس بدن
تا یه، " 到 أجل مسمى" تا اون موقع این نفس دوباره برمیگرده به بدن.
"إن في ذلك
لآيات". آیات.
"لقوم يتفكرون".
البته برای اهل فکر.
که ما دیروز گفتیم که یه دسته از اون سه دسته قرآنها، قرآن هستی و قرآن کتبی، یه دستهاش قرآن نفس یا انفسی بود.
الان میگه همین سیر
عرض شود تطور وجودی تو
حالا چه مرگ باشه، چه طورת عوض بشه خواب باشه دوباره بیدار شی.
این هم آیه الهیه.
آیه است یعنی قرآن تو وجود توئه.
قرآن فکر میکنم سوره ذاریات باشه میفرماید "وفى الأَرْضِ آياتٌ للموقنين.
وَفِي أَنفُسِكُمْ
أَفَلَا تُبْصِرُونَ". تو جان شما هم آیه است یعنی قرآن تو وجود شماست.
خب چه ربطی به بحث ما داشت؟
که البته ما بحثمون قلب عاصم بود ها.
مرتب این ربط رو داشته باشید.
اینجا داره قرآن به زیبایی تمام بیان میکنه.
در حقیقت اون حدیث که پیامبر فرمودن شرح همین آیه است که فرمود "النوم أخ الموت".
خواب برادر مرگه.
دو تاش اینجا داره میگه عین همن.
هیچ فرقی نمیکنه. چه در خواب، چه در بیداری، چه در وقت مرگ.
خدا توفی میکنه جانت رو.
این جانت رفت. خب "إنا لله" ما در قوس نزول از خدا آمدیم.
حالا در خواب چه اتفاقی میفته؟
شما بفرمایید. "إنا إليه راجعون".
به سمت خدا رجعت کردیم. خب وقت مرگ رو علامهها چی مینویسن؟
"إنا إليه راجعون". همونه.
هیچ فرقی نمیکنه. خب دقت بفرمایید.
پس انسان وقتی میمیره کجا میره؟
وقتی میخوابه کجا میره؟ هر دوتاش برگشتش به یک جاست.
عالم برزخ. تمام شد.
این یه اصله. حالا چگونه خودمون رو با این اصل تطبیق بدیم؟
اینکه آقا میفرمایند، علامه میفرمایند تو در خواب
مطلقاً آنچه که در خواب میبینی انشائات نفس ناطقه خودته.
یعنی نفست داره این صور و اشکال رو
صورتگری میکنه و به تو نشون میده.
تو حال و روز خودت رو در خواب میتونی از اون صور و اشکالی که میبینی بسنجی.
قبل از اینکه بمیری برای همیشه بسنجی.
وقتی میمیری باز همون صورت و اشکال رو
اونجا بهت نشون میدن وقتی میمیری اما دیگه برگشتی نیست.
حالا میتونه ملذّه باشه، میتونه
وحشتناک باشه. ها؟
اما در خواب لطفش اینه که میبینی متوجه حال و روزت میشی انگار قیامتت به پا کرده دیگه قیامت
صغری البته بعد برت میگردونن.
از اینجا باید متوجه بشی.
این یه اصله. که علامه میاد کمک فکری میده به ما.
میگه خب اونجا وقتی رجعت کردی به سمت حضرت حق،
آنچه که برات پیش میاد خدا اونجا چاله نکنده توش و هیزم بریزه به نام جهنم تو بری اونجا تو جهنم بندازد.
خودت جهنم شدی که این بحثها قبلاً گذشت.
بهشت هم خودت بهشت میشی.
آنچه که میبینی-- اساساً ما در خواب چرا اینا رو میبینیم؟
چرا آسمون و زمین میبینیم؟ چرا
انسان و حیوان و نبات و جماد میبینیم؟
چون تو این نشئه طبیعت با این صور و اشکال محشوریم.
چون با اینا محشوریم تو خوابم همینا رو میبینیم.
در حقیقت اونا مثالهایی هستن از این چیزی که تو این دنیا داریم می-میبینیم.
تو این دنیا محشوریم باهاش. حالا علامه باز تو یه اصل دیگهای
میاد میفرماید اگر کسی مگه "إِنَّا لِلَّهِ وَرَجَعُونَ" رخ نداد؟
شما بگید مگه تو خواب نمیری به سمت-- مگه خدا توفیه کامل کرد-- نکرد نفست رو
به محضر خدا برمیگردی. پس یقیناً از حضرت حق به تو القاءاتی رخ میده،
القاءات صبوهی، الهامات.
حالا اینجا خیلی نبض قصه است.
خوب گوش بدید. علامه یه اصل رو اونجا میان معرفی میکنند.
میگن اگر تو با واسطه اون القاءات رو بگیری یعنی با وجود
موجود مجرد عقلی یعنی ملک یعنی فرشته.
فرشته تو خواب ببینی چون تو
محشور نبودی تو این نشئه طبیعت فرشته رو نمیشناسی،
تو خواب اون القاءات فرشته رو
به صورت اشخاص و افراد انسان میبینی.
شبیه انسان میبینی. ولی القاءات
به وسیله فرشته از طرف خداست.
حالا چرا منو دیدی؟ چرا اونو دیدی؟
چرا این شکلی دیدی؟ چرا مریض دیدی؟
چرا خندان دیدی؟ چرا گریان دیدی؟
همه اینا تعبیر داره.
باید عبور کنی. تعبیر یعنی عبور از ظاهر به باطن.
اگر بدون واسطه
القاءات صبوهی حضرت حق به تو رخ بده،
اونچه که در خواب میبینی معمولاً به صورت صوت یا کلمه و نوشته میبینی.
یعنی مستقیم خدا یه چیزی رو به تو القا کرده.
خب حالا اگر اونچه که دیدی
تعبیر خوبی داشت،
نفست پاکه، قلبت پاکه.
حالا باید تعبیرش رو رفت دنبالش.
مثلاً کتابهایی مثل کتاب ابن
سیرین کتاب خوبیه. من توصیه میکنم.
حضرت آیت الله صمدی آملی شاگرد برجسته علامه هم به این کتاب توصیه میکردند.
البته این کتاب درستش ابن شیرینه.
مادر ایشون شیرین بوده اسمش بعداً کثرت تلفظ و اینا شد ابن سیرین.
پسر شیرین. اما در اصل شیرین بوده.
عبورها رو خوب داده اون کتاب برید بخونید.
اما اگر آنچه تمثل و صور
برزخی در خوابت رخ داد
م-موجبات وحشت تو شد،
دهشتناک بود، عذابآور بود، تلخ و صعب بود.
اونها نشان دهنده چیه عزیزم؟
شما بفرمایید. قلب آثم.
قلب. اون باطنه. چون برزخ یه لایه پایینه دیگه.
پا-- پنهان وجود ماست. ملکوت وجود ماست برزخ.
تو خواب میری به ملکوت وجودت.
اونجا دیگه قلبت حرف میزنه،
باطنت حرف میزنه با تو.
اگر اونجا خطرناک، زشت، کریه، بد،
تلخ، عقاب، عذاب،
حیوانات درنده، گرگ و پلنگ،
آتش این چیزا دیدی
دیگه شرمندهم قلب دچار گناه شده.
قلب آثم باید به دادش رسید.
اینو باید فر-- این یه اصله.
ببینید خودتو میشناسی، خوابتو میشناسی، نفستو میشناسی،
الانتو رسیدگی میکنی، میفهمی وقتی مردی چه خواهد شد.
از الان هر شب خدا داره آلارم میده به ما.
آلارم، آلارم، آلارم. هی داره میگه که حواست باشه همینه.
مرگ تو همینه. ببین چی میبینی.
از این صور و اشکال باید عبور کنی بری
به اونجا. حالا بعد یه بحث
تفصیلی خیلی سنگینی پیش میاد که حالا این صورتها چی دارن به ما میگن، این اشکال چی میخوان به ما بگن
که دیگه جاش اینجا نیست. انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. الله-
جلسه قبل
جلسه بعد