د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
استفتای روزهٔ روزهای نخست؛ صوم حرجی
قلب آثم3_ج312
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۵۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## استفتای روزهٔ روزهای نخست؛ صوم حرجی
۰:۰۲
وعده بود فرق اثم با ذنب و عصیان و سیئه و خطیئه گفته شود.
۲:۰۱
## علم بدون عمل و حدیث جهل و علم
۴:۱۰
## حکمت ۳۶۶ نهجالبلاغه؛ علم مقرون به عمل
۶:۰۱
## علم اسماء، حیرت و حکمت
۷:۵۷
## جمعبندی: آثم القلب
۱۱:۰۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات
سلام علیکم و رحمة الله.
استفتا شده از رهبر عزیزمون که اگر اونهایی که روز اول هستن خصوصا این دختر بچه ها اینا اذیت میشن،
میخوان روزه بگیرن سختشونه اینا
چیکار کنن؟ اشکال نداره روزهشون رو بخورن.
آقا فرمودن که صرف اینکه حالا اذیت میشن که نمیشه واجب الهیه.
اما اگر چنانچه ضرری متحمل اونها میشه یعنی یه ضرری، یه مریضی براشون ایجاد میشه یا
مش-- به مشقت میفتن، تحملش سخته.
اصطلاحا صوم حرجیه.
سخته خیلی براشون. اونم نه اینکه اصلا روزه نگیرن.
آقا فرمودن روزه رو نیت کنن بگیرن جایی که دیگه بهشون سخت شد اونجا
افطار کنن. ولی در عین حال قضای این روزه به گردنشون هست تا ماه سال،
ماه رمضان سال بعد باید بگیرن.
این نکته رو توجه داشته باشید.
میرسیم سراغ بحث قلب آثم با سه سه نقطه که
ورود به این بحث کردیم در قرآن بر اساس آیه دویست و هشتاد و سه
سوره بقره صراحتا میفرماید "فإنه
آثم قلب". اینا دچار
قلب آثمن. چرا؟
چون پا گذاشتن روی
حق. شهادتی که
باید بیان میکردن.
حالا یا نوشتهست یا به صورت
بیان و صوتی هرچی که بوده اینها شهادت رو پوشوندن، شهادت ندادن یا اون شهادت نامهشون رو گم و گور کردن.
این یعنی میدونسته دیگه طرف از رو عمد گناه کرده.
لذا ارتباط میده این اثم رو، این گناه رو به
قلب. البته وعده داده بودیم که فرق اثم رو با ذنب و عصیان و سیئه و خطیه و اینها عرض کنیم.
ذنب یعنی ذنب از
اصطلاحا ریشهش از ذنب میاد.
در عرب به ذنب میگن دم حیوان.
از این جهت بهش میگن ذنب که
پیامد داره. یعنی یا یک بلایی میاره، عقوبتی میاره یا یک توفیقی رو از انسان سلب میکنه.
بعضی از گناهان اینطورین، عقوبت دارن یعنی ادامه دارن، دنباله دارن.
از این جهت به عصیان میگن عصیان که نافرمانیه که روبهروی طاعت قرار گرفته دیگه.
یعنی در حقیقت
طاعت الهی رو زمین میگذاره و
خط قرمز الهی رو رد میکنه که al-- اساسا
عصیان ریشهش از عصاس،
از چوب، چوب که مثلا میگن عصا از این جهت بهش میگن چوب
از، اصلا از این جهت بهش میگن عصا که جنسش از چوبه.
عصیان یعنی قلبش یه طوری میشه مثل سنگ و چوب میشه که خط قرمز الهی رو جرات میکنه رد،
رد کنه. سیئه از ریشه سوئه به معنای بدیه.
هر چیز بدی رو حالا چه پیامدش بد باشه، چه خود عمل،
چه صورت ظاهرش، چه باطنش بهش میگن سیئه که کسی این کارو کنه مسیه.
خطیه که از ریشهی خطاست
و قبلا بحث کوچکی دربارهش داشتیم مقابل صواب با صاده.
یعنی محکم یه کار درستی رو انجام میده.
خطا نه، اصلا
یه حرکت زشتی رو انجام میده.
اما مسئله اینجاست که فرقش با اونای دیگه اینه که خطا از رو عمد نیست.
اشتباها، سهوا یه خطایی کرد.
که حالا قرآن وعده داده که
خطاها، خطاها یعنی اونهایی که از رو عمد نیست، قلب همراهی انسان نمیکنه، اینا رو خدا میبخشه.
اما وقتی میگه آثمن قلبه
این دلشون گرفتار اثم شده یعنی دیگه
آثمن قلبه. یعنی دیگه دل
خواسته که گناه کنه، از رو عمد بوده.
یا به عبارتی میشه گفت علم به گناه داشته و گناه کرده.
حدیث عجیبیه. خیلی حدیث میفرماد حالا یادم نیست در
اصول کافی مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف دیدم.
در هر حال در مجامع روایی خوبمون
که هفتاد هزار گناه از جاهل بخشیده میشه
در حالی که یک گناه از عالم هنوز بخشیده نشده.
جاهل. البته اون جهل
در برابر عقل نیستا.
جهل در برابر علمه، نه در برابر عقله.
در برابر علمه. نمیدونه خبر نداره.
و اینکه انسان علم به گناه داشته باشه و گناه کنه این خیلی بده.
تا جایی که در کتاب شریف جو-جواهر الثنیه فی احادیث القدسیه شیخ خراسانی میخوندم خیلی سالهای پیش
یه نهیب عجیبی خدا زده بود
و ظاهرا حضرت موسی علی نبی و آله و عليه الصلاة والسلام کسی که
گناه میکند از یه بچه خجالت میکشه.
بچه رو میبینه خجالت میکشه نمیکنه.
اما با اینکه میداند من خدا
سميع و بصیرم، مضمون روایت این بود چون خیلی سالهای پیش خوندم
مضمونش اینه که
میداند، ببینید علم دارد که من میبینم، میشنوم، میبینم، گناه کند.
معذرت میخوام این رو من از-- خدا میفرماید منو از یک بچه کمتر فرض کرده.
یعنی منو به تمسخر گرفته.
خیلی بده انسان بداند چیزی.
لذا در روایات زیادی اهل بیت علیهم الصلاة والسلام ما رو
نهیب زدن، ترسوندن از اینکه یه وقت
علمی رو بهش عمل نکنیم.
توجه داشته باشید در حکمت سیصد و شصت و شش نهج البلاغه در لزوم عمل به دانسته ها امیرالمؤمنین چنین فرمودند
"العلم مقرون بالعمل".
اساسا علم و عمل همنشین همند، همراه همند، قرین همند.
فمن علم عمل.
پس هر کسی که دانست باید عمل کنه.
یعنی در حقیقت به اونچه که دانسته باید اون دانسته شو پیاده کنه.
والعلم يهتف بالعمل.
يهتف، خاطف، خاطف،
عربها به تلفن مثلاً میگن حاطف
که فقط صدا داره. میگه علم
میخواند صدا میزنه عمل رو
بلا میفرماید. فإن أجابه
اگه جوابشو دادی این علم میمونه،
برای تو میمونه. وإلا، وإلا ارتحل
عنه اگر جواب ندادی، اگه عمل نکردی به علمت ارتحل عنه.
این رحل اقامت میگذنه میره یه جای دیگه.
رحل اقامت میگذریند مثل اینکه شما راهل میشی.
راهل یعنی میری دیگه برنگردی.
اگه مسافر باشی فرق مسافر و راهل رو قبلاً گفتیم.
اگر س-- مسافر باشی میری که برگردی.
قصدت برگشتنه. قصد توطن هم حتی بکنی میخوای برگردی.
اما در راهل نه، میری که برنگردی.
جالبه أن الراحل قريب المسافة تو دعای ابوحمزه باید باشه
که راهل به تو یعنی کسی که قصد کرده بیاد به سوی تو و دیگه برنگرده چنین کسی راهش نزدیکه.
میگن ظاهر امام حسین باید قصد رحل کنه، راهل باشه نه مسافر.
حالا اینجا عجیبه ببین میخوایم حالا این عبارت رو بشکافیم این توضیح رو دادیم.
وإلا و اگر عمل نکنه به علمش ارتحل عنه.
اون علم راهل میشه. یعنی رحل اقامت میگذریند به جای دیگر و دیگه بشین تا
صبح دولتش بدمد. این علم رفت دیگه.
العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء.
علم نوره. در قلبی که ظلمت گرفته هیچوقت جا نمیگیره.
لا يمسه إلا المتحرون.
و اساساً اولین عالم دنیا، اولین معلم دنیا، اصلاً ع-- ما قبلاً ثابت کردیم علم خداست.
خدا علم است. اولین معلمم خود حضرت حق است.
علم ببینید و علم، علم، معلم اول خداست.
علم آدم الأسماء كلها
همه چی رو که حالا حضرت علامه حسن زاده میفرمودند معنای بخواهید معنای، معنای باطنی این ه--
آیه رو بفهمید به جای اون
بر اساس روایات میفرمونن تو حکمت به جای اون اسما اشیا بگذارید.
وعلم آدم الأشياء كلها یعنی همه چیزو
هر چیزی که ماسوی الله هست که این اسما در حقیقت ظهور و بروز حضرت حقاند دیگه.
شما هم اسم اللهی منم اسم اللهم.
یه زمین و آسمان و پشه و حیوان و هرچی که فرض کنید همه اسماء اللهاند.
یعنی همین اشیا. جالبه که پیغمبر به خدا یه جا میگه رب زدني علما
خدایا علمم رو زیاد کن. یه جا میفرماید رب
زدني فيك تحيرا نشون میده که علم تحيراور است انقدر که نظام احسن عالم
با عظمت خلق شده است.
یه جا دیگه میفرماید رب یا اللهم
ارني نشونم بده.
چی رو نشونم بده؟ الأشياء
كما هي. رب یا اللهم ارني الأشياء كما هي.
اشیا رو اونطور که هستن به من نشون بده نه اینطور که من چشمم داره میبینه.
یعنی باطن اشیا حقیقت
اشیا. یعنی همینطور که داری میبینی ظاهرشو که میبینی باطنشو هم ببینی.
این بله فیک تحيرا. تحيرا آور-- تحیر هم میاره.
اما در صورتی که قصد عمل باشه.
اگر قصد عمل نباشد
و اساساً خیلی جالبه اینجا که پیغمبر میفرماید رب اللهم
ارني اینجا که میگم رب یا اللهم چون دو جورش همه است.
اللهم ارني الأشياء كما هي.
اونطور که باطن این اشیا هست به من نشون بده.
اینو میگن همون علم حکمت که ما دو سالی هست سر سفرهشیم تو این نمازخونه بحثهامون رو
تو این قید قرار دادیم تو این رنج و رو این ریل قرار دادیم بر اساس نظر حضرت علامه این حکمته.
که دیروز عرض کردیم که پیغمبر فرمود أنا مدينة الحكمة وهي الجنة.
اصلاً حکمت همون بهشته.
بهشت چیز عجیبی نیست. چشمت باز میشه.
اینه. چشمت باز میشه به ملکوت عالم.
همین ملک رو ملکوتش رو میبینی.
همین عالم رو باطنش رو میبینی.
این معنای رفتن از این عالمه و به بهشت رسیدنه.
اگر کسی تو همین جا چشمش باز شد موت قبل ان تموت.
چشمش باز شد باطن رو دید،
اون موقع به-- تو همین جا وارد بهشت شده،
رفته به بهشت و ملکوت همین ملک رو داره میبینه.
مرگ همینه چیزی غیر از این نیست.
اگر کسی خلاصه مطلب جمعبندی میکنم، اگر کسی بداند،
ببیند، بچشد که دیگه بدتر،
بچشد، مس کند، لمس کند، حس کند
حقایق رو، اشیا رو، اسما رو،
علوم و اسرار نظام هستی رو بعد بر علیه اونا عمل کند وای به حالش.
اینجا قرآن میفرماید آثم القلب.
چنین کسی دچار از عمد گناه عمدی شده.
والله بما تعملون علیم و اونچه که عمل میکنید خدا بهش آگاهه.
یه روزی هم به روختون میکشه.
انشاءالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد وآل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد