ددرس‌گفتارها

[سخنگوی 1] و بهک نستهین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

[سخنگوی 1] می‌دانید که آخرین روز ماه شعبان رو شما نمی‌تونید اگر شک دارید که روز آخر ماه شعبان است یا اول رمضان نمی‌تونید به نیت اول ماه شعبان، ماه رمضان روزه بگیرید.

مگر اینکه بر شما ثابت بشه.

حالا یا خودت رؤیت ماه رمضان برات مسجل بشه یا اینکه مراجع اعلام کنن.

گروه‌هایی که مراجع گسیل می‌دارند به این ور اون ور اعلام کنن.

خب بعد چی میشه؟

در هر حال وقتی که حالا شما مثلا روز اول ماه رمضان بود نمی‌دونستی اگر روزه نگرفتی بعداً قضاش گردنته.

اگر روزه گرفتی به نیت آخر شعبان که غیر از اینم نیست باید به نیت آخر شعبان اگر خواستی روزه بگیری بگیری چون هنوز مسجل نشده.

بعد اون موقع جزو ماه رمضان حساب می‌شه.

این حالا حکم فقهی بود که عرض کردیم.

بحث ما بحث قلب عاثم هست.

خودبه‌خود تو جلسه پیش که خواستیم ارزش این نوع بحث‌ها رو بیان کنیم وارد شدیم به حوزه قلب جدید.

هجدهمین نوع قلب در قرآن به نام قلب عاثم با ث سه نقطه ثم.

که حالا اینکه این‌ها چه فرقی با هم دارن با مثلا غم، با خطیئه، با سیئه، با عصیان این‌ها چه فرق‌هایی دارن جلسه بعد.

فعلاً اینو بدونیم که هم-همه ماها در معرض قلب عاثم هستیم که قبلاً عرض شد.

یعنی اینکه کار حرامی رو انجام بده انسان که کاری رو که خدا این رو براش حرمت قرار داده یعنی در حقیقت خط قرمز خدا رو رد کردن.

اگه کسی این کارو عمداً انجام بده از رو قلب و با نیت چنین کسی دارای قلب عاثمه.

خب برای اینکه مرتبط بشیم با یه همچین شب باعظمتی اجازه بدید بف-- یه سوالی رو طرح کنیم که آیا اگر کسی حتی دچار قلب عاثم هم شد، چنین کسی هم دعوت شده است به ماه مهمانی خدا که دعیتم الی ضیافت الله آیا چنین کسی هم دعوت شده؟

امروز شیرینی این دو سال بحث حکمی که ما داشتیم رو به نوعی متوجه می‌شیم.

ما گفتیم که آقا جون احادیث اهل بیت صعب مستصعبن.

خودشون فرمودن ان حدیثنا صعب مستصعب.

حالا باید رفت درون این‌ها رو بر اساس حکمت دید.

که البته پیغمبر فرمود انا مدینة الحكمة و هی الجنة.

من شهر حکمتم و این بهشته.

به دنبال این باش.

به بهشت سیب و گلابی چه دردت می‌خوره؟

و علی باب البته.

و انت یا علی بابا.

تو در اون هستی.

در بهشت امیرالمؤمنین.

بهشت، شهر حکمت.

سیری که ما این دو سال به فضل الهی رفتیم حکمت.

حالا کارآیی‌ش رو اینجا ببینید.

همیشه ما شنیدیم معمولاً این ایام آخوند‌ها که بالا منبر میرن توجه ما رو جلب می‌کنند به اون خطبه پیغمبر در آخرین روزهای ماه شعبان که خطبه اینطوری شروع می‌شه.

ایها الناس حالا شما خداوکیلی دقت کنید ببینید چقدر شیرین می‌شه براتون وقتی با حکمت می‌رید تو دل قضیه.

انه قد اقبل الیکم شهر الله.

ما رو این کلمات الآن حرف می‌زنیم.

یکی الناس.

یکی اقبل.

یکی شهر الله.

نه الرحمن.

نه الرحیم.

یکی بالبركة والرحمة والمغفرة.

همه اینا حساب شده کنار هم اومدن.

انه و الا وحی یوحا دیگه.

پیغمبر هرچی می‌گه وحیه.

ما ینطق عن الهوی از رو هوی نیست.

وحی محضه.

لذا اینا همه حساب شده کنار همه ما بعضیش رو عرض می‌کنیم که خدا لطف کرد دیشب سحر ما داشتیم یه لحظه برامون حالا یه انقلاب ایجاد شده.

تو همین زمینه داشتم فکر می‌کردم دیدم عجب درون مایه ای داره همین جمله اول خطبه پیغمبر.

اولاً می‌فرماید ایها الناس.

الناس یعنی همه مردم.

به من و تو چه که بگیم آقا فلانی گناهکار دلش خوش اومده تو شهر الله.

خدا دعوت کرده از همه.

حالا چرا الناس؟

الآن عرض می‌کنیم چون اونجا می‌گه شهر چی؟

الله.

الآن بهش می‌رسیم.

اولاً الناس یعنی همه.

بار عام ماه مبارک رمضان بار عام خداست.

خوب و بد رو خدا دعوت کرده به همین صراحت.

الناس یعنی شما ببین توجه که می‌کنید به کلمات بر اساس حکمت می‌بینید با چه حکمتی قرآن هم همش حکمته.

این‌ها کنار هم قرار گرفته.

یٰسٓ وَالْقُرْآنِ الْحَكِیمِ.

انه قد اقبل الیکم.

به اون آسمونی‌ها نه به شما.

اونم اقبل.

ما یه ادبار داریم یه اقبال، یه بینابین هم داریم.

این نه ادباره، نه بینابینه.

اقباله.

وقتی با توجه به شما کسی رو کنه با چهره بشاش یعنی آغوش باز کنه به این میگن حالت اقبال.

دیدی گاهی، گاهی اوقات انشراح قلبی پیدا می‌کنی، دوست داری عبادت کنی، گریه کنی، حرف خوب بشنوی، هیئت بری، مسجد بری.

این حالت اقباله.

برعکسش ادباره.

بینابینش خیلی خطرناکه.

اقبال میگه اقبل الیکم.

حالا فرصت نیست و الا هر کدوم از اینا اهل البته باسوادش باید چند تا منبر برن به خدا قسم.

اقبل الیکم یعنی نترس این ماه خدا آغوش باز کرده.

اونم برای الناس.

حالا چرا برای همه؟

چرا برای همه باز کرده؟

چون این شهر الله هست.

شهر الله.

الله اسم خاص خداست.

تمام اسماء ذیلشن تمام اسمای خدا.

می‌خوای اون ائمه اسما رو، اون امام جماعت اسما رو بعد از الله الرحمن و الرحیم بگیر باز همه اسما ذیلشن.

می‌خوای اون اسمای اربعه بگیر "هو الأول والآخر والظاهر والباطن" آیه سه سوره حدید، همه اسما ذیلشن.

می‌خوای اون هفت اسم اسماء در حقیقت ائمه سبعه اسماء الهی بگیر که اولیش با الحي هست، خدا حیات داره، همه چی حیات داره.

بعد العلیم است؛ همه چی علمه.

اصلا خدا علمه.

اینا بحثاش گذشت.

القدیر است، هم قدرت داره خدا همه چی هم به قدرتش خلق کرده لجا-- لذا همه قدرت دارن.

تو هم قدرت داری.

السميع البصير المريد، تو هم اراده داری دیگه.

المتكلم که اینا بحثاش قبلاً گذشته.

می‌خوای اینطوری بگیر همه اسما ذیلش قرار می‌گیره.

می‌خوای هزار و یک اسم جوشن کبیر رو بگیر.

می‌خوای "وما يعلم جنود ربك إلا هو" این آیه رو بگیر که اسما بی‌نهایت‌اند چون خدا لا یتناهیه باز هم فرق.

همش جمع می‌شه در الله.

حالا خدا اومده به زیبایی تمام اینو سه شاخه قرار داده.

رحمت خدا مثل نفسه، این آسمانه، این هوا، این استنشاقی که می‌کنی، این اکسیژن.

کافر و مشرک و منافق و مسلمون و شیعه همه دارن ازش انس-- استنشاق می‌کنند.

از چی؟

از این هوا.

رحمت خدا مثل اینه.

لذا پیغمبر فرمود انبیا هم با رحمت خدا وارد بهشت می‌شن.

اگر رحمت خدا نباشه من خاتم الانبیا هم وارد بهشت نمی‌شن.

درست شد؟

اومده این هوایی که الان داره عوض می‌شه از امشب برای من و تو رو که یک پارچه رحمت محض است رو قرار داده بین دو وجه یا دو قسم از اسمایش.

ببینید بالبركة بعد الرحمة اون هوا است الرحمة.

بعد المغفرة.

الرحمة مال همه‌ست.

همه.

بعدم نیومده بگه الرحم-- الشهر الرحمن.

مال مثلاً یه چیزیه که یه چیز عادیه، یه چیز عادی نیست.

نه بازم نگفته شهر الرحیم.

یعنی مال یه عده خاصیه فقط.

نه، خیلی با زیبایی تمام می‌گه اصلا مقیدش نکرده.

الرحمة یعنی این رحمت بر سر همه نازله.

اما دقت کنید قبلش می‌گفت، فرموده بالبركة.

بركة امثال مثلاً اسم‌هایی مثل بارک، جابر، فاضل تو این حیس‌ن، ذیل اینن.

بركة یعنی تو هر کاری بکنی ضربدر می‌شه.

ضریب می‌خوره، چندین برابر می‌شه.

"من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها" ده برابر می‌شه، هفت-- هفتاد برابر می‌شه، هفتصد برابر می‌شه، بی‌نهایت برابر می‌شه.

ها؟

این همه ذیل اسم بر-- این برای کیاست؟

شاگرد زرنگ‌ها.

شاگرد زرنگ‌ها هر کاری بکنن الا ما-- الا بی‌نهایت خدا براشون اینجا به رحمتش وعده داده.

اما اونایی که مثل من گناهکارن حتی دچار غالب آفه می‌شن.

اینجا اسم بعدی بعد از الرحمة میاد کمکشون.

المغفرة [خنده].

چقدر جالب، قشنگ پیغمبر یعنی چی بگم نسخه‌ای پیچیده که هیچکس نمی‌تونه بگه به درد من نمی‌خوره.

آقا من نمی‌تونم بهره‌ای از ماه بگیرم، از این ماه بگیرم.

حالا مغفرت هم که همون رفع نواقص و بدی‌هاست دیگه.

درسته؟

بالاخره نقض‌هایی، بدی‌هایی ما داریم.

اسامی‌ای مثل غافر، ساتر، قابل، مغل، مبدل اینا همه ذیلش تعریف می‌شن.

همه‌ی اینا رو جمع کن اونجا.

حالا شهر الله.

پس همه می‌تونن بیان و دقت بفرمایید من این رو اینجا اگرچه این موضوع حداقل برای اینکه خوب ما متوجهش بشیم یه سیر ده جلسه‌ای می‌خواد همین آیه‌ای که الان می‌خوام عرض کنم در انتهای بحث.

اما تا یارkra خواهد و میلش به که باشد.

برید سراغ آیه پونزده سوره فاطر جمع کنم بحثو.

ببینید چقدر شیرین می‌شه.

من با یه مثال براتون متوجه‌تون کنم چه خبره.

این آیه رو معمولاً همه حفظیم.

يا أيها باز می‌گه الناس، الناس، يا أيها الناس أنتم الفقراء اونم الفقراء.

إلا کی؟

شما فقیر به سمت کی هستید؟

إلا الله.

والله دوباره تاکید الله.

الله دوباره الله.

هو دوباره هویت بعد از الله.

اینا حکمای ابراش خیلی حرف زدن.

مثلاً از ته علم حسن زاده اصلا قیامت کرده ذیل این آیه برید بخونید.

"والله هو الغني الحميد".

اینجا فقر شما به سوی کدوم اسم خداست؟

إلا الله.

نه الرحمن، نه الرحیم، نه هر کدوم از این اسما.

یعنی چی؟

من یه مثال بزنم شیرینیش به جانتون بشینه.

وقتی من اینو متوجه شدم اشک شوق ریختم.

خدا شاهده.

اینو ب- دقت کنید توی بتونم یکی دو دقیقه جمعش کنم.

اگر شما تشنه باشید برید لب دریا یه جرعه آب بخورید عطشتون برطرف بشه.

به نظر شما، شما تشنه دریا بودی یا تشنه این یک جرعه آب؟

تشنه بودی رفتی لب دریا، خب آبه.

اما یه جرعه خوردی سیر شدی.

تش-- به شما می‌گن تشنه این دریا؟

نه، تشنه یه لیوان آب.

اما اگر شما به جایی رسیدی هرچی این دریا رو خوردی، خوردی، خوردی تشنه‌تر شدی.

هی می‌گی حلم مزید از بالا صدای تعالى میاد بیا بالا از پایین صدای حلم مزید میاد که تویی.

می‌گی بیشتر نبود؟

من تشنه‌تر شدم.

همه دریا رو هم بهت بدن، حالا مثاله دیگه.

اگر بگی مثلاً تمام شدنی که نیست، کی نیست؟

کلمات الهیه تمام نمی‌شه.

حالا فرض کن تمام شد بازم بگه حلم مزید دیگه نیست که تمامم نمی‌شه.

هرچی بخوای الا ما شاء الله.

خب؟

اون موقع به تو می‌گن تشنه یه جرعه آبی یا دریایی؟

دریا.

درست شد؟

حالا برگرد به آیه.

می‌گه أنتم الفقراء اگر اون فقیرو شما تشنه فرض کنید.

شما تشنه به چی هستید؟

به الرحمن، به الرحیم، به الحکیم، المرید، المتكلم، اینا؟

نه.

الله عجب.

أنتم الفقراء إلى الله.

یعنی الله اسم خاص.

خدا با تمام اسماء و صفاتش سفره پهن کرده برای تو.

تو تشنه باش هرچی میخوای برات مهیاست.

الله اکبر.

یعنی اگر به همین ظعمی که حضرت علامه حسن زاده می‌فرمود اگر کسی یه چند رکعت نماز خون، نماز شبی، سیر و سلوکی، عبادت یا حتی علمی، معرفتی کسب کرد بعد دید دیگه بسه شه.

احساس کرد دیگه مثلاً به جایی رسیده و دیگه بسه.

این مریضه این قلبش مریضه.

تو بحث قلب مریض اینو ما بحث کردیم.

چون الی يتناهی اصلاً لا يتناهی انتها نداره.

پس فقر یعنی خدا نسخه انسان رو، من و شما رو فطرت الله التي فطر الناس عليها رو چنان إنشاء کرده هو الذي أنشأکم چنان إنشاء کرده که تشنه الله باشی نه اسماء.

همه اسماء خدا.

حالا برگرد به این خطبه.

این همه زور زدم که همین یه کلمه رو متوجه بشین.

يا أيها الناس بدی خوبی به من چه.

همه رو دعوت کرد.

إنه قد أقبل الیکم.

چگونه دعوت کرد؟

او به شما آغوش باز کرده.

هر چقدر هم که بدی.

پس پس نزن.

اونم چی؟

شهر الله.

شهر الله.

تمام اسماء به سوی تو آمده.

مگر یه دونه از این اسماء مبدل السيئات بالحسنات نیست؟

مگر یکیش جابر العظم الكسير نیست؟

جبران کننده شکسته استخوان‌ها.

ها؟

مگر غافر الذنب الكبير نیست؟

خب همینه.

خب اگر همینم هستی بسم الله.

اونم به چه وضع؟

بالبركة والرحمة والمغفرة.

دیگه نمی‌دونم دیگه چی بگم.

شهر هو عند الله أفضل الشهور وأيامه أفضل الأيام ولياليه أفضل الليالي وساعاته أفضل الساعات.

حالا می‌فهمین چرا بالاترین ساعاته، بالاترین شب‌هاست، بالاترین روزهاست، بالاترین ماه‌هاست و شهر و هو شهر دعيتم فيه إلى ضيافة الله.

الله اکبر.

دیگه بیشتر از این من اذیتتون نکنم.

ان شا الله عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد