ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

برای بعضی از عزیزان این سؤال مطرح شده بود که چرا ما بحث قلب حالا در قرآن رو به عنوان شصت نوع قلب حداقل در قرآن یه دو سالی هست به فضل الهی داریم ادامه میدیم.

من برای حجت برای عزیزان در جواب دو تا آیه رو براتون قضاوت به عنوان قضاوت خودتون در معرض نگاهتون قرار میدم.

آیه دویست و هشتاد و سه بقره رو دقت بفرمایید که در خصوص همین موضوع چی میفرماید.

"ولیتق الله ربه ولا تكتم الشهادة ومن يكتمها فإنه آثم قلب".

اینجا میفرماید که اگر کسی کتمان شهادت بکنه "فإنه آثم قلب" کتمان شهادت گناه قلب حساب میشه.

یعنی قرآن اینجا داره خیلی صریح جایگاه قلب رو بیان میکنه که گناه وقتی گناه هست که جایگاهش به قلب "آثم قلب" به قلب برگرده.

در آیه دیگه‌ای که در سوره احزاب هست، آیه پنج میفرماید "ولیس عليكم جناح فيما أخطأتم به ولكن ما تعمدت قلوبكم".

میفرماید که اگر شما یه خطایی ازتون سر بزنه، حالا خطا کنید، اشتباهی به هر حال حتی گناهی ازتون سر بزنه، در حالی که این خطا محسوب بشه، یعنی چی خطا محسوب بشه؟

تو قسمت بعدی جوابشو میده "ولكن ما تعمدت قلوبكم" یعنی قلباً شما این کارو نکردی، عمد قلبی نداشتی، نیت قلبی نداشتی.

این برات نوشته نمیشه.

خیلی جالبه.

چه در بحث عبادیات هم این چنینه‌ها.

فرمودن خدا رحمت کنه مرحوم حضرت آیت الله زیابادی رو.

کتابی دارن به نام راه‌های کنترل نفوذ شیطان در انسان که یادمه سه چهار سال پیش اینجا ما تدریس کردیم این کتابو تو چند ماه.

بین دو نماز داشتیم اینجا مراسم‌هایی یادش بخیر و کتاب شریفیه، خوبه بخونیدش.

بحث مبثوتی اونجا حضرت آیت الله زیابادی با آیات و روایات میاره که حتی عبادتی که از رو قلب با-- نباشد، خیری درش نیست.

یعنی شما نمازی بخونی، ذکری بگی، چه میدونم هر، هر عبادتی که حتی قرآن بخونی بدون حضور قلب، مولا علی علیه الصلاة والسلام فرمود خیری درش نیست.

این جایگاه قلبه.

یعنی اگر بعد وقتی هم که ما می‌میریم قبلاً عرض شده خدمت شما مقدمتا چندین جلسه پیرامون جایگاه قلب حرف زدیم.

ماهثله اونچه که برای ما می‌ماند بعد از مرگ قلب ماست.

هرچی که این قلب وضعیتش چگونه است، مریضه یا سالمه، اونور مشخص میشه.

ولی ما داریم اینجا الان بازنشانه می‌کنیم علائمشو بر اساس آیات قرآن بررسی می‌کنیم.

اصلاً ماهثله اونچه که از ما می‌مونه اینه و سخته که بالاخره الحمد لله اینجا هم رسانه است.

ما باید متوجه باشیم چی میگیم.

میگیم که آقا برای مردم حرف داشته باش برای گفتن.

حرف محکم بزن.

روایات رو درست بیان کن.

درون مایه شو بریز بیرون رو آنتن.

خب درون خودمون چی؟

در حالی که تو جمع ما الان فرهیختگانی نشستن.

میدونم حتی عزیزانی هم که اخیراً از سفار تشریف آوردن الحمد لله اهل تحقیق‌اند.

دیروز داشتیم تو صحبت می‌کردیم که راجع به سیر بحث معرفت نفس دیدیم یکی از عزیزان چه خوب قشنگ آگاهی داشته، کتاب‌هاشو خونده و بعضیا تشنه‌ن اصلاً دنبال این مباحث حکمی‌آن و ما وظیفه داریم عزیزان اگر همین طوری اونایی که میگن آقا یه حدیث بگو برو حاجی آقا حالا می‌خوای یه حدیث بگو برو در حالی که [نفس عمیق] آقا امام باقر-- این حدیث دو جور اومده.

امام باقر صلوات الله علیه فرموده "إن حديثنا صعب مستصعب".

امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام فرموده "إن أمرنا صعب مستصعب".

صعب به اون ااا حالا مرکبی میگن که فراری، فراریه هی میره فرار میکنه.

مستصعب به اون اصطلاحاً مرکبی میگن که هیچکس سواری نمیده اصلاً.

حالا چرا میگن؟

چرا به این صورت میگن؟

دو جور ازش یاد کردن بزرگان در شرح این حدیث که حدیث ما خیلی پیچیده‌ست، سنگینه، دشواره، قامضه.

بعضیا گفتن اساساً اون صعب بودن در علمیت کلام اهل بیته یعنی اصلاً خیلی این علمیتش خیلی سنگینه.

علم ثقیل و سنگینیه.

بعضیا فرمودن نه پذیرشش سنگینه برگردوندن به ما.

در هر حال شما ببینید چه اونجا که أمرنا و چه اونجا که حديثنا هر، هر دو حدیث میفرمایند سه دسته فقط حدیث ما رو برمی‌دارند.

"لا يحتمله" امام باقر فرموده.

امیرالمؤمنین فرموده "لا يغر به إلا" اول فرمودن نبی و مرسل تازه اونم نه همه انبیا، انبیایی که رسالت داشتن تا ته حدیث ما رو میرن.

این بارو می‌تونن بردارن یا پذیرش قشنگی دارن.

بعد ملک مقربونند، نه هر ملکی‌ها.

بعد عبد، حالا در حدیث امام باقر میفرماید "عبد مؤمن امتحن الله قلبه للإيمان".

امیرالمؤمنین میفرماید "عبد امتحن الله قلبه للإيمان" قلبش با ایمان امتحان شده.

باید امتحان پس بده.

اینطوری نیست که همینطوری بگذری از کنار حدیث.

یعنی یک یک این احادیث و آیات رو ما در گوشه گوشه زندگیمون باید تجربه کنیم.

خب قبل از اینکه تجربه عملی کنیم بیاییم کار نظری‌شو انجام بدیم.

همون کار نظری که در نظر شیخ طوسی بر اساس آیه ولعصر عرض کردیم اون الا-- اونجا که تمایز قائل می‌شه می‌خواد بگه کیا اهل خسران نیستن الا الذین آمنوا.

اول میگه آمنوا.

شیخ طوسی چی فرمود؟

فرمود اونایی که کامل شدن در قوای نظری‌شون.

نمی‌شه صرفاً مثلاً اهل عمل صالح بود بدون قوای نظری.

اصلاً نمی‌شه گرفتاری ما اینه که کار نظری نمی‌کنیم، کار فکری نمی‌کنیم.

یه راست می‌ریم سراغ عملیات، عباديات.

این گیر کار ماست.

اتفاقاً باید تا می‌تونیم، تا اونجایی که توان داریم و نفس داریم در پرورش قوای نظری‌مون واقعاً کار کنیم، تلاش کنیم تا این بکشه ما رو به سمت عمل و الا عمل‌مون توخالی می‌شه.

اتفاقاً تو همون کتاب انسان و قرآن از تعالم حسن‌زاده که این نظر شیخ طوسی رو مقدمه آورده بود، دیدم علامه اشاره کرده به کتاب نفحات صدر‌الدین قونوی.

اینم خدمتتون عرض کنم تبرکاً و بگذریم دیگه.

خیلی جالبه و همین رو دوباره مرحوم ملاصدرا در آخر مرحله چهارم اسفارش میاره.

ذیل آیه ی-- اونجا که می‌فرماید و الیه يسعد الكلم الطيب.

به سمت خدا صعود می‌کنه کلمه طيب.

این کلمه طيب چیه؟

حضرت علامه حسن‌زاده در این کتاب انسان و قرآنش اشاره می‌کنه به این فرمایش ملاصدرا.

می‌فرماید اونجا ملاصدرا میگه این روح مؤمنه.

دائماً در حال صعوده.

در و دیوار و زمین و آسمان و مردم و حیوانات و نباتات و جامعه هرچی رو می‌بینه داره صعود می‌کنه سمت خدا.

اینا رو آیات الله می‌بینن.

درست شد؟

این نگاه مؤمن.

بعد حالا چی اینو رفعت می‌بخشه؟

ولعمل صالح دقت بفرمایید کلمه، آیه قرآنه.

ولعمل صالح يرفعه.

ظاهرش اینه که عمل صالح، عمل.

عمل صالح اینو رفعت می‌بخشه.

این صعود مؤمن رو هی بالاتر می‌بره.

ملاصدرا، مرحوم صدر‌الدین قونوی، علامه حسن‌زاده ساده-- زاده آملی، شیخ طوسی، عرض شود محی‌الدین عربی، شیخ الرئیس چند تا براتون بگم.

همه اومدن بسیاری از مفسرین ما حتی اومدن گفتن این ولعمل صالح يرفعه رو اون عمل صالح منظور قرآن که رفعت می‌بخشد به صعود روح مؤمن رو گرفتن به معارف نظری.

معارف، همین کاری که الان ما تو این چند دقیقه می‌کنیم هر روز با هم سر این سفره می‌شینیم.

یعنی زیر و رو کردن معارف.

نه اینکه یه حدیث بگی، یه آیه بخونی، یه داستانی و بریم به امید خدا.

نه، این اصلاً شوق و ذوق ما باید این باشه که بحث سلسله‌وار باشه.

یه موضوع رو بذاری زمین، پنج هزار تا منبر به قول حضرت آیت الله سعمت آملی براش بری.

نه اینکه پنج هزار تا منبر بری تو هر منبری یه حدیث جدید و یه آیه جدید.

خب درون مایه این حدیث چی شد؟

اساساً اینه که به درد من و شما می‌خوره.

درون مایه آیات و روایات رو که حالا اصطلاحاً بهش می‌گن همون برهان.

به یک معنا عرفان که علامه حسن‌زاده در رساله قرآن و برهان و عرفانش میگه همه این سه یک حقیقتن.

ما دنبال یک حقیقتیم.

قرآن، برهان، عرفان.

عرفان ما هم بدون-- شناخت ما هم بدون برهان نیست.

برهان ما هم پشتوانه عرفانی داره.

همه این‌ها هم عین قرآنه.

ما دنبال این هستیم.

نه به تلف کنی.

ایشالله که خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل