د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
میلاد حضرت رقیه و پرسش از مائدهی قرآن
قلب اغلف18_ج308
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۲۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## میلاد حضرت رقیه و پرسش از مائدهی قرآن
۰:۱۳
آیهی هشتاد و دو سورهی اسراء میفرماید:
۰:۴۷
## یک فیض و قابلیتها
۴:۳۰
باران را بنگرید:
۵:۴۵
## آب دهان و مار؛ چهار عنصر و درخت
۷:۰۱
## عالم مجردات و کثرت اسماء
۹:۱۰
## جهنم تجلی جلال سیدالشهدا؛ نار و نور
۱۱:۴۴
## قلب اغلف و پس زدن مائده
۱۴:۴۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلام علیکم و رحمة الله.
روز میلاد خانم حضرت رقیه سلام الله علیها به روایت است.
نثار بی بی دو عالم حضرت رقیه بنت الحسین زهرای کربلا صلواتی هدیه کنید.
الله. اللهumma صل علی
محمد و آل محمد. هدیه میکنیم.
نکتهای که امروز میخوایم القا کنیم به جان شما و به این بی بی
که گردن ما حق حیاس دارد.
انشاءالله که بی بی بپذیره و برای هممون کربلا امضا کنه امروز.
نکتهای که میخوام عارض کن-- عارض داشته باشم خدمت شما
و عارض باشم و و آنچه که
از آثار حضرت علامه در این بحث متوجه شدم رو ام پی تیری
تو حدود ده دقیقه برای شما عرض کنم خیلی به دردتون میخوره.
خوب این رو توجه بکنید.
خیلی خیلی خیلی به درد میخوره.
خیلی گرهها رو انشاءالله تو ذهنتون باز میکنه
و کمکتون میکنه درون مایه آیات و روایات و احادیث رو خوب بفهمید.
سؤال، با یک سؤال مطرح کنیم.
ما بحثمون پیرامون قلب اغلف بود و رسیدیم
به آیه صد و پنجاه و پنج سوره
نساء که و قولهم
قلوبنا قلف. اینها
حرفشون اینه که ما این چیزایی که پیغمبر تو در قالب قرآن آوردی رو
ما دلمون پره، داریم اینها رو تو وجودمون.
خب ما دو جلسه پیش عرض کردیم بر اساس اون روایت شریف که قرآن مئدبت الله هست با ضم دال یعنی سفره طعام.
سفره طعامه دیگه. غذاست.
هر کی بخوره چاق و چله میشه دیگه.
درسته؟ غذاست. غذا رو هر کی، غذا هرچی هم خالصتره
که دیگه خالصتر از غذای
قرآن که ما نداریم. چطور بعضیا میخورن چاق و چله میشن و
لپ معنویشون گل میندازه و بعضیا لاغر مردنی و بدتر
مریض میشن تا جایی که
آیه، این سؤال خیلی جدیه،
آیه هشتاد و دو سوره اسرا میفرماید که "و نزل من القرآن ماء و شفاء
و رحمة للمؤمنین".
اونچه که ما نازل کردیم از قرآن
هم شفاس هم رحمت. البته برای اهل ایمان.
اما "ولا يزيد الظالمين الا خسارا".
برای اهل ظلم خسارته.
همین قرآن، همین طعام.
چرا اینها رو حالشون رو خوب میکنه، اونها رو بد؟
چرا اینا رو به خسران میکشونه؟
دیروز ما "ان الانسان لفی خسر" رو
درسته در سوره عصر بحث کردیم از نظر خواجه نصیر طوسی.
اگر کسی خواست بره تو کانال معراج الغمامی بحث دیروز رو حتما گوش بده خیلی به دردتون میخوره.
"ان الانسان لفی خسر الا فلان".
حالا اونا رو گفتیم یعنی چی.
حالا اینجا هم میگه که قطعاً همین قرآن، همین مئدبت الله خسارت میشه برای عده.
برای اهل ق-- اونهایی که قلب اغلف دارن یا قلوب قلف دارن
به قول خودشون اصلاً میگن قرآن رو ما داشتیم دیگه.
قرآن هم که در ادامه کتب انبیاست که "لا نفرق بین احد من
رسله". هیچ فرقی هم بین رسولان نیست.
کتابش اصلاً ما یک دین بیشتر نداریم.
"ان الدين عند الله الاسلام".
حضرت ابراهیم هم اقرار میکنه منم مسلمانم.
همه این بحث مسیحیت و یهودیت اسماییه که دیگران لقب دادن.
و الا همه اسلامن. حالا هرچی میره جلوتر بخش کاملتری از اسلام میاد.
کتابهای اونا هم بخشی از قرآن بوده.
بعضی از انبیا یه صفحه مثلاً قرآن،
یک صفحه سهف یا کتاب داشتن.
اما خب قصه چیه؟
چطوره که اینها خب مدعیان که پیغمبر این آموزههایی که تو آوردیم انّ،
توی آخر سوره اعلی باید باشه.
"ان هذا لفی صحف الاولى
صحف ابراهیم و موسی".
میگه این همین حرفی که ما داریم الان تو این سوره به شما میگیم
تو صحف ابراهیم و موسی هم بوده.
خب حرف اینا در حقیقت
به یک معنا لغو نیست.
خب اونچه که شما برای ما آوردی در ادامه همونه.
پس چرا برای اینا خسارت شده؟
چرا اینا قلب اغلف گر-- چرا اینا گرفتار شدن تا جایی که بعدش تو همین آیه میفرماید "بل تبع الله
علیها بكفرهم". خدا مهر میزنه به دلشون.
قصه اینجاست. اینو خوب گوش بدین.
ببینید عزیزان دلم در
نظام هستی یک فیض بیشتر نیست.
یعنی در حقیقت نظام هستی که البته در توحید صمدی اگر شما پیش برید اینو خوب بهتر متوجه میشید.
درس اول معرفت نفس از علامه.
یک حقیقت، یک وجود در نظام هستی بیش نیست.
اساساً یک وجود داریم که ما اینو متوجه شدیم.
همه کثرات که یکیش ما هستیم
نمودار اون وجودن. شعون اون وجودن.
ظهور و بروز همون وجودن.
حالا این فیض که از حقیقت از اون ذات حضرت حق که
مثل قرآن سلام علیکم نازل میشود، بسته به اینکه این فیض
به چه کسی برسه، به چه قابلی، به چه قابلیتی برسد این فیض،
فاعلیت نظام هستی، اون بالا، ملکوت، جبروت، لاهوت، ذات، هرچی،
اون فاعلیت نسبت به قابلیتها بروز میکند.
ببینید باران میگه "و انزلنا
من السماء ماء طهورا".
فکر میکنم آیه اگر اشتباه نکنم چهل و هشت فرقان باشه.
"و هو الذي ارسل الرياح بشرا بین یدي رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا".
این آب از آسمان اومده ماء طهور هم هست.
اما همین آب چرا میزنه به گلزار بوی گل بلند میکنه، به لجنزار بوی لجن؟
چرا به خواص میرسه وقتی
می-میخوره به عین نجاست نجس میکنه،
به عین طهارت طهارت پخش میکنه.
ربطی به آب داره به نظر شما؟
نه. ربطه به قابلیت اون کسی که این فیض رو داره درک میکنه داره.
ربطی به کس دیگه نداره این رو باید در قابلیتها دید.
لذا خدا رحمت کنه شیخ اکبر حضرت محی الدین عربی در
فصل، فصل شیفی یا شیفی
فصوص الحکمش اون اصلی رو که قبلاً القا کردیم
خیلی اصل طلاییه بیان میکنه اینجا که میرسه که إن الأعطیات یادتونه؟
إن الأعطیات على قدر القابليات.
هرچی تو قابلیت داری همون مقدار رو ظهور میدی.
خدایه که یک حقیقت، اصلاً وجود یک حقیقت بیش نیست.
تمام این اص-- این اسماء الهی هم که از ذات حق
ظهور کردن چون ظهور کردن به عالم کثرت خوردن که ظهور کردن
و الا از یک حقیقت یا از یک وجود
ناشی شدن، ظهور کردن.
به کثرت خوردن. شما ببینید آب رو باز مثال آب رو بزنیم.
همین آب وقتی در دهان شماست، آب سبب
ت-- هضم غذا میشه.
دانشمندان تجربی ثابت کردن اگر چشمههای
آب دهان و این سیستم هضم خشک بشه به هر دلیلی،
شما غذای کال و هوای کال رو میخوری، استنشاق میکنی، هوای کال، غذای کال،
معده خشک دهان خشک باعث میشه بزنه
داغون کنه، متلاشی کنه بدنت رو.
اصلاً نمیتونه هضم بشه. سیستم هضم از کار میافته و اصلاً نمیتونی ببلعی حتی بلع مشک--
همین آب رو، همین آب دهان مبارک خودت رو
که برای تو چقدر به درد بخور بود، چقدر خوب بود، شفا و رحمت بود.
همین آب رو ببر بریز تو دهان مار.
مار رو میکشه. برای مار حالت سمی داره.
برعکس آب دهان مار رو بردار بریز تو دهن خودت.
خودکشی میکنی. خودتو میکشی. مگر آب دهان مار برای خودش شفا و رحمت نیست؟
چرا برای تو و بالعکس.
ببین ربط به قابلیتها داره.
همین آب و همین خاک و همین هوا و همین آفتاب یک حقیقتن، چهار عنصر اربع.
هم همینها وقتی میتابن،
میبارن، میبارن،
همینها جلوه میکنند در هر درختی یه گونه.
در درخت خار، خار میرویه،
درخت گل، گل. نسبت به طبیعتش.
این یک اصلیست که در معرفت نفس هم هست.
عوارض ربطی به ذاتیات ندارن.
مثلاً عوارض آب سردی گرمیشه.
عوارض مثلاً خاک سختی و نرمیشه.
این ربطی به ذاتش نداره. ذات خاک یک خاکه.
ذات آب آبه. به هر طبعی که دقت کنید به، به طبایع،
به هر طبعی که برخورد کنه نسبت به اون طبع
یا شیرین میشه یا شور میشه یا تلخ میشه یا سخت میشه یا نرم میشه.
و الا ذاتی آب شیرینی نیست، تلخی نیست، ترشی نیست،
سختی و نرمی نیست ذاتی خاک.
توجه کردید؟ نسبت به طبایعه.
اساساً عالم خلقت یک حقیقت، فیض یک حقیقته.
مگر نمیگی عالم مجردات؟
ها؟ این بحث خیلی داره خیلی دقیق میشه.
شما هم الحمد لله دقیق دارید گوش میدید منو
مشوق من میشید که دقیقترش کنم.
یه چیزی هم که نباید بگم بگم امروز.
مگر عالم مجردات، عالم عقول،
حالا نوریه، اونجا یک حقیقت بیش نیست.
مجرده دیگه. تهی از ماده و کثرت.
چگونهست که ما حتی در قرآن هم میگیم ملائکت الله جمع میبندیم.
ها؟ میگیم جبرائیل، عزرائیل.
یه مثال بزنم اینم براتون متوجه بشید قشنگ.
شما وقتی وارد منزل میشید همسرت هست، بچههات هستن، مثلاً بچههای برادرت هستن،
بچههای خواهرت هستن، چند نفر رفیقات هستن.
هرکس شما یک وجودی، یک منی.
اما هرکس شما رو به شأنی که مربوط به خودشه میخواند.
همسرت میگه همسرم، بچهها میگن پدرم، رفیقت میگه رفیقم.
بچههای خواهرت میگن چی؟ بهت میگن دایی جون.
بچههای برادرت میگن عمو جون. مگه یک حقیقت نیستی؟
چرا اسامی مختلف پیدا کردی؟
وقتی فیض جاری شد به عالم کثرت که میخواد بخوره، اگر علم نسبت به این نشئه طبیعت،
علم میخواد نازل بشه اسمش رو همون یک حقیقتو اومده.
همون تویی وارد خونه شدی.
اما از این جهت که به کی میخواد چی رو برسونه،
میخواد علم برسونه اسمش جبرائیله.
همون یک حقیقته. میخواد قبض روح کنه قابض الارواحه.
میخواد اماته و احیا کنه عزرائیله.
میخواد روزی برسونه کِیل مکیال.
کِیل فعوفلن الکَیل.
پیمانه. میکائیله.
میخواد چی کار کنه؟ روزی برسونه. یک حقیقته.
اساساً نظام هستی یک حقیقته، یک وجوده.
جلوههاش فرق کرده. این جلوهها نسبت به طبایع موجوداته، به طبع توئه.
اصطلاحاً به قابلیت توئه.
به فاعلیت ربط نداره. لذا بزرگان گفتن
فیض علی الدوام
به یکباره بر تمام موجودات
چه شمع، چه پیغمبر به یک اندازه جاریه.
الله اکبر. حالا ظرف هرکی هر چقدره.
یکی یه پیاله آب ظرفشه از یه پیاله جمع کنه، یکی اقیانوس اقیانوس.
یکی همون پیالهشو نجس کرده، آب میریزه توش نجس
ظهور میکنه. یکی پاک نگه داشته
پاکی. الطیبات للطيبين والخبيثات للخبيثين این میشه آیهش.
در حقیقت اشکال کار برمیگرده به خود اون قابلیتها.
شما دقت بفرمایید. یه مثال دیگه.
میگه آقا جان جهنم، حضرت علامه حسن زاده دارن که جهنم تجلی
جلال سید الشهداست.
بهشت تجلی ر--
جمال سید الشهداست. سؤال،
مگر از ش-- سید الشهدا شرخ
ساطع میشه؟ مگر از سید الشهدا چیز بدی ساطع میشه؟
ما میگیم جهنم میگیم چه جای بدیه.
خب آقا بزرگان، حکما فرمودن تجلی جلال سید الشهداست.
تو چرا میگی بده؟ چرا میگی میسوزونه؟
چرا میگی آتیشه؟ چرا میگی شکنجهست؟
از سید الشهداست. ربطی به خودت داره به سید الشهدا نداره
به قابلیت وجود تو داره.
و الا سید الشهدا همه چیز، همه چیزش خوبه.
مثال اون ببینید آب میاد تو وجودت "و أنزلنا من السماء ماء".
یا و "من الماء كل شيء حي".
مـ-مار هم از آب زنده است.
اما اون آب میاد تو وجود مار میشه نیش.
از-- زنبور عسل هم از آب زنده است.
اون آب میاد تو وجود زنبور عسل میشه نوش.
توجه کردی؟ اینها بستگی به اون داره.
در حقیقت اینکه قرآن میگه "و إن منهم إلا واردها" هیچ کس نیست مگر اینکه وارد جهنم میشه.
یعنی سید الشهدا هم میره تو جهنم.
بله همه میرن جهنم. باید دید جهنم چیه.
جهنم تجلی جلال حضرت حقه.
حالا برای یکی جلال میبینی عین جمال میشه.
من و تو شاید نتونیم بگیم یا قهار اما خیلی بزرگان مثلا دوست دارن قهاریت خدا رو ببینن.
به من و تو چه. بعضیا میبینی فقط با جمال خدا سروکار دارن.
ها. همون ماری که برای من و تو جلاله دیگه.
ها جلاله. میترسیم ازش.
جلالت داره. جبروت داره. همون مار برای بچهاش چرا جماله؟
نباشه بچهاش دق میکنه. ها؟
پس باز حتی جنبه یک معنا اسماء جلالیه و جمالیه حضرت حق هم نسبت به طبایع
افرادند که ظهور و بروز میکنند.
یعنی آدم بهشتی اگه تو جهنم هم که اگه نه قطعاً تو جهنم هم میره لذت میبره.
شما بفرمایید چطور قرآن میگه حضرت ابراهیم رو آتش که ذاتیش سوزوندنه نسوزوند؟
تازه نسوزوند که هیچی لذت برد.
کن و برد و سلام و برد.
خنکها. کیف میکرد. گلستان شد براش.
مگه آتش نبود؟ چرا نسوزوند؟
چرا امیرالمؤمنین فرمود تو آت-- تو جهنم منو ببری خدا، اونجا داد میزنم که من إني أحبك تو رو دوست دارم.
امام سجاد میگه. چرا؟
اصلا جهنم نسبت به-- اگر تو وجودت جهنمه تو بهشت هم میری تو یک حقیقت میبرنت.
توجه کنید. تو یک حقیقت میبرنت.
همون نار برای تو نور میشه.
اگر بهشتی
تو همون ناری که میری نور میشه.
اگر تو خودت جهنمی تو نار هم بری، یعنی تـ--
ببخشید تو نور هم بری، تو بهشت هم بری جهنمی،
نار میشی. پس بستگی به خوده.
نار و نور بودن به ذات وجودی من و تو بستگی داره.
اینه که کسی که دچار قلب اقلب شده،
مائده آسمانی، اون سفره طعام رو پس زده به خودش ربط داره، نه به قرآن.
اشتباه نشه. به امام عصر ربطی نداره.
به من و تو ربط داره. این بحث خیلی به دردمون میخوره در فهم
روایات و آیات. حالا من متأسفم چرا که چرا بعضیا هی منو خفه میکنن که حاج آقا یه حدیث بگو رد شو برو.
این بحثها به چه درد ما میخوره؟
اساسا اینه که به درد من و شما میخوره.
درون مایه آیات و روایات رو فهمیدن.
البته بحث کالمون نپخته شد.
ببخشید چون فر-- فرصت نیست.
انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر باشه به برکت
صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صلي على محمد
جلسه قبل
جلسه بعد