ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی ایاته.

یکی دیگه از آیاتی که بهش ما نپرداختیم در خصوص قلب اقلف، این اکوش اگر روشنه ببخشید.

آیه صد و پنجاه و پنج سوره نساء هست.

دقت بفرمایید به این آیه که موضوع قلب اقلف رو چگونه بیان کرده.

خیلی به دردمون می‌خوره این بحث‌ها خیلی.

چون اونچه که ما قراره ماحصل عمرمون رو از این دنیا با خودمون ببریم چیزی نیست جز همون قلبمون.

که حالا بعداً بحث می‌کنیم که اساساً هر چیزی که مرتبط با قلب باشد، چه گناهی است که مرتبط با قلب باشد اون می‌ماند و اون گناه محسوب می‌شود و چه عملی که مرتبط با قلب باشد اون هم می‌ماند و حساب و کتاب می‌شه.

هر چیزی مرتبط با قلب نباشه حتی اگر خطایی بر اساس آیه قرآن که حالا بعداً بحث می‌کنیم الان وقت نیست، انجام بشه خدا منظور نمی‌کنه.

پس خیلی مهمه.

در اینجا در این آیه ابتداً می‌فرماید فبما نقضهم ميثاقهم این یه گناه.

به خاطر اون نقض پیمانی که داشتن.

و کفرهم بآیات الله، کفر به آیات خدا و این دومیش.

و قتلهم الأنبياء بغير حق، به غیر حق کشتن انبیا.

نه اینکه کشتن انبیا می‌شه به حق هم باشه ها نه، موضوع این نیست.

یعنی اساساً این کار به حق نبوده مطلقاً.

اینم سومین گناه.

چهارمین گناه که حالا خیلی نهیب داره که این‌ها رو در عرض هم خدا مطرح کرده.

شاید حالا اینم باز بعد بعداً انشاالله اگر فرصت بشه، توفیق بشه بحث کنیم که شاید ماها متوجه قبح و زشتی این گناه قلب یعنی گرفتاری قلب اقل-اقلف نشدیم که خدا به اجبار اومده سه تا گناه رو زمینه کرده برای اینکه ما متوجه زشتی این قلب اقلف بشیم.

یعنی کأنّ که به قول آیه قرائتی که این‌ها رو تو یک با همدیگه مطرح کرده بالاخره یه خبری هست دیگه که این‌ها رو پشت سر هم آورده.

فبما نقضهم ميثاقهم نقض پیمان.

و کفرهم بآیات الله، کفر به آیات.

و قتلهم الأنبياء بغير حق.

حالا جالبه که این‌ها که پیغمبر رو نکشته بودن که پیغمبرها رو، انبیا رو.

الان زمان پیغمبر اکرمه مربوط به اون زمانه.

میگه قتلهم ال این‌ها کشتن انبیا رو بغير حق.

خب چه ربطی به این‌ها داره؟

چون این‌ها راضی بودن به کار پدراشون.

این‌ها هم نوشته شده و منظور شده براشون که حالا این‌ها رو حالا بعداً بحث می‌کنیم.

قابل توجه اینه که پادشاهان قدیم رو مرحوم خطاب می‌کنند مثلاً رحمت، میگن خدا رحمت کنه شاه فلان.

این‌ها بعد این‌ها همه چی‌ان؟

راضی‌ان به کردار اون‌ها و همه گناهان این پادشاهان و شاهنشاهان قدیم برای اون‌ها منظور می‌شه که حالا جای بحث داره و قولهم اینجا می‌رسیم.

باز اینجا تو اون آیه هشتاد و هشت سوره بقره می‌فرماید و قالوا گفتند قلوبنا غلف و اینجا دوباره می‌فرماید گناه بعدی رو که مطرح می‌کنه و قولهم.

خیلی جالبه باز اشاره به این قولشون، گفته‌شون می‌کنه.

که حالا چرایش قبلاً بحث شده چرا.

و قولهم قلوبنا غلف.

انقدر زشته این حالت، انقدر این حالت در برابر حقایق نظام هستی و دعوت حضرت پیغمبر که با قرآن به عبارتی معدبت الله اومده به سراغ خلائق که اون‌ها رو بکشونه سر سفره حضرت حق، پس زدن این قرآن رو و دعوت رو انقدر زشته که این‌ها رو اولاً در عرض اون گناه‌ها قرار داده.

این حالت رو، این حالت اینکه انسان گمان کنه وجودش پره از این حقایق و معارف، اصلاً نیازی به گوش دادن به این حقایق نداره دیگه.

گفتیم یکی از تعابیری که مفسرین کردن این بود دیگه که میگن قلوبنا غلف مثل شمشیره در غلاف، قلب ما، گوش ما پره از این حرف‌ها.

تا دلت بخواد ما این‌ها رو می‌دونیم و شنیدیم و پس می‌زنن حقایق رو.

از حقایق، از اسرار، از علوم فرار می‌کنن.

که به قول upstate علامه حسن زاده چنین چیزی اصلاً نشانه مریضی قلبه.

کسی بسنده کنه به یک حدی از رشد، از علم، از تعالی، از عبادت اینا، مریض دل‌اند.

حالا انقدر زشته که خدا می‌فرماید صراحتاً بلافاصله بعد از معرفی این چهار دسته گناه در عرض هم بل تبع، تبع، تبع الله علیها بکفرهم.

اینجا بعد می‌ریم سراغ قلب مطبوع که قلب‌هایی که هنوز بررسی نکردیم.

قلبی که مطبوع می‌شه با تای دسته‌دار و عین یعنی مهر می‌خوره.

بل تبع الله علیها بکفرهم.

این‌ها رو به خاطر کفرشون مهر می‌زنه خدا به دلاشون.

البته باز یه نقطه امیدی هست ولا يؤمنون إلا قليلا، یه عده قلیلشون ایمان میارن که این قبلاً بحث شد که چرا این‌ها عده قلیلی هستند و این‌ها.

موضوعی که امروز می‌خوایم بهش توجه کنیم اینه که چی رو خ-- این‌ها پس زدن؟

معدبت الله رو.

یا به عبارتی اگر بگیریم با فتح دال بخونیم مأدبت الله.

یه روایتی هست من بارها دیدم از علامه حسن زاده این روایت شریف رو مورد توجه قرار دادن که من بررسی کردم دیدم تو چند تا کتاب مهم ما هم هست.

البته از علامه، علامه در کتاب انسان در قرآنشون اینو میارن و بحث شیرینی پیاده می‌کنن در کنارش.

می‌تونید این کتابو بخونید کتاب بسیار زیبا و عرشی‌ست.

اما در کتاب مثلا مجمع البیان، جلد یک، صفحه شونزده دیدم هست.

در کتاب بهار هست، در کنز العمال هست.

این حدیث خیلی شیرین می‌فرماید دقت کنید چقدر حدیث جالبه.

"إن هذا القرآن" قطعاً این قرآن "معدوبة الله".

معدوبة اگر معدوبة رو با ف-- ضم دال بگیریم بگیم معدوبة فرمودن که سفره‌ی طعامه.

طعامیه که میزبان آماده می‌کنه برای مهمان.

اگر به فتح دال بگیریم بگیم معدبة یعنی ادبستان.

قرآن ادبستانه، ادب کننده‌ست، تأدیب کننده‌ست.

حد هر کسی رو مشخص می‌کنه که تو، تو چه حدودی زندگی کنی تا مؤدب به آداب الله بشی.

در هر صورت میگه این قرآن سفره و طعام حضرت حق است یا ادبستان است.

"فتعلموا معدوبته ما استطعتم".

هر چقدر استطاعت دارید تعلیم بگیرید از این معدوبه‌ی الهی.

بعد نهیب می‌زنه پیغمبر فرموده این حدیث رو و "إن أسفر البيوت".

می‌خواید به شما بگم تهی‌ترین، خالی‌ترین به عبارتی فقیرترین، بی‌چیزترین خونه‌ها کدوم خونه‌ست؟

لا، لام تأکید.

"لا بيت أسفر من كتاب الله".

قطعاً اون خونه‌ایه که خالیه از کتاب خدا.

خالیه که تو خونه‌ی همه‌ی ما کتاب خدا هست که پیداست که این من-- منظور پیاده نشدن آیات الهی در زندگی و در سبکی که زندگی و در معاشرت‌ها و به هر حال عرض شود اون مسائل زناشویی، تربیت فرزند، کسب و درآمد و چه و چه همه‌ی این‌ها.

که حالا اینجا علامه البته ص-- خیلی بحث زیبایی اینجا دارن برید رجوع کنید به اون کتاب فرصت نیست من عرض کنم.

بحثمون امروز اشاره به این نکته‌ست که خدای منان مهمانی‌ای به پا کرده که مهمانش انسان است.

بقیه مستقیماً مهمان حضرت حق حساب نمی‌شن.

اون‌ها در سیر تطور و تبدل امثال و این‌ها حرکت جوهری، نف-- جمادات همه‌ی همتشون اینه که بشن نبات.

قبله‌شون نباته.

نباتات قبله‌شون حیوانه.

همه‌ی همتشون مصروف به اینه که حیوان این‌ها رو بخوره، حیوان بشوند.

حیوانات قبله‌شون انسانه.

انسان بیاد این‌ها رو بخوره.

کمال یک گوسفند اینه که انسان اون رو بخوره، نه تلف شه.

اونم انسانه، نه هر انسانی.

انسان منطقی، نه.

نه یعنی صرفاً حیوان ناطق، نه.

انسان در عرف ع-- عرفان که در رساله از تعلم شرح مبسوطی داره.

قبله‌ی حیوان می‌شه انسان.

قبله‌ی انسان کی می‌شه؟

می‌شه انسان کامل.

این سیر مدارج که انسان کامل در حقیقت اگر ما همه‌ی هدفمون باید این باشه که انسان کامل ما بشیم یک شأنی از شؤون وجودی او.

بریم تو وجود او در قلب او سیر کنیم، در جان او جای بگیریم.

حالا این بحثی‌ست بماند.

در هر حال انسان است که مهمان است.

بقیه مهمان انسان‌اند.

انسان مهمان خداست.

حالا اون طعام چی بوده؟

این حدیث داره بیان می‌کنه.

معدوبة الله چی بود؟

قرآن.

قرآن طعامه.

شما زشته چقدر که به مهمانی بروی میزبان بهترین غذا رو نسبت به سعه‌ی وجودی و اشتهای تو "لهم ما يشتهون".

"لهم فیها ما يشاءون".

هرچی که انشا-- دوست داری، دلت می‌خواد، اشتها کردی، هرچی برات سر سفره بذاره بعد تو پس بزنی.

خیلی گناه بدیه دیگه.

این در حقیقت صاحبان قلب اغلف یا قلوب قلف زشتی‌شون اینطوریه.

حالا متوجه می‌شیم.

میان پس می‌زنن معدوبة الله رو.

طعام الهی رو پس می‌زنن.

آقا همه‌ی این عرش و فرش و کرسی و ملائکه و این آسمان‌ها و حرف فلک و کرخ گردون و همه به پا شده که خدا برای تو مهمانی داده که تو مؤدب بشی به آداب الله، متلبس بشی به اسماء الله، بعد تو پس بزنی.

اون چی رو؟

معدوبة رو، اون طعام سر سفره رو.

اون موقع تو اصلاً دیگه مهمان نیستی که وقتی مهمان از چیزی نخوری بی‌احترامی به میزبان بکنی، مهمان حساب نمی‌شی.

تو عذر می‌خوام می‌شی حیوان.

"أولئک كالأنعام بل هم أضل".

بدتر از اون یعنی می‌شی معذرت می‌خوام مثل ج-- نباتات زندگی کردن مثل جمادات زندگی، زند-زندگی جمادی بعضیا دارن، سنگ دل‌اند.

حالا پس این رو در نظر داشته باشیم.

اگر خدای منان اومده این حالت قلب اغلف رو در کنار اون سه تا گناه سنگین، پیمان شکنی، کفر به آیات و کشتن انبیا و اولیا حق معرفی کرده به جهت اینه که چی؟

معدوبة الله رو پس زدن این‌ها.

قرآن براشون اومد و اینا گفته نمی‌خوایم.

دل ما پره از این حرف‌ها.

ما بلدیم خودمون راه رو می‌دونیم.

ولمون کن آقا جون.

چقدر ما به علما و الان بزرگانمون، مراجع‌مون که به هر حال مرجع‌اند دیگه باید بهشون رجوع کرد.

مخصوصاً این علمایی که جامع الشرايطند، جامع الاطراف‌اند مثل حضرت علامه حسن زاده و اینا.

چقدر ما اینا رو سفره‌ای که ایناست در کتاب‌هاشون، در کتاب‌های عرشی‌شون برای ما پیاده کردن از آیات رو پس زدیم.

چقدر پس زدیم، چقدر بی‌توجه کردیم به آیات.

چند تامون در روز داریم تدبر در قرآن می‌کنیم خدا وکیلی؟

چند دقیقه وقت برای عبور از ظاهر به باطن قرآن گذاشتیم؟

حالا بعد انشاالله فردا می‌گیم که مثلاً یه سفره باز کنیم از مثلاً مثل یکی مثل شیخ خواجه نصیر طوسی از قرآن ببینید چقدر زیبا همین سوره ولعصر رو که ما می‌خونیم و رد می‌شیم رو باز کرده برای ما توضیح داده که تو این سوره چه خبره.

آدم دوست داره سر به بیابون بگذاره.

واقعاً خدا ما رو از این غلاف غفلت و قلب اغلف نجات بدهد انشاالله.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله اکبر.