ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 014

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قلوبنا غلف؛ علم فکری نه شهودی

در ادامهٔ بحث قلب اغلف، بر اساس آیهٔ هشتاد و هشت بقره:

«وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ» (بقره/۸۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و گفتند دل‌های ما در پرده است.

مدعی‌اند دلشان از معارف و علومی که آورده‌اید پر است. اگر بپذیریم عالم بودند چون علمای یهود، آن علم در حد فکری بوده و به شهودی بدل نشده است.

لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت

قرآن در آیهٔ دویست‌وهشتادوشش بقره می‌فرماید:

«لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» (بقره/۲۸۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): برای آن است آنچه به دست آورده و بر آن است آنچه به زیان خود اندوخته.

آیت‌الله مصباح می‌گفت جا دارد انسان بر اساس این آیه یک دور کل قرآن را بخواند. دو گونه عمل: کسب به نفع ماست؛ اکتساب به ضرر ما. چون شهادت له یا علیه در دادگاه.

کسب مطابق فطرت؛ اکتساب مغایر آن

کسب ثلاثی مجرد است. حضرت علامه می‌فرمایند کسب آن است که مطابق فطرت اولیه باشد:

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم/۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فطرت خدایی که مردم را بر آن سرشته است.

فطرت خداجوی سالم و دست‌نخورده؛ هر عمل مطابق آن کسب است. اگر مغایر فطرت اولیه باشد اکتساب است — کسب چون به باب افتعال رود با کراهت و سختی و انفعال همراه می‌شود و بر ضد انسان تمام می‌گردد؛ چون الهی نیست.

قوای وجودی در حد اعتدال

غضب و شهوت خلقتشان بد نیست؛ خدا به نحو احسن تعبیه کرده تا در حد اعتدال به موقع به کار رود. غضب برای حفظ در برابر دشمن؛ شهوت برای ادامهٔ نسل و تعدیل قوا. کشتن شهوت بیماری می‌آورد؛ از میان بردن غضب ظلم‌پذیری. اما اگر این قوا لجام‌گسیخته شوند فطرت منحرف می‌گردد: غضب به سبوعیت گرگ و پلنگ می‌کشد. امام صادق فرمود آنچه در حیوانات بیابان می‌بینید تمثلات صور برزخی شماست. رها کردن غضب صورت برزخی را گرگ‌مانند می‌کند؛ از این‌رو در خواب گرگ و پلنگ بسیار دیده می‌شود.

رها کردن شهوت در حرام نیز تمثل خروس را می‌آورد — مظهر شهوت؛ با صد مرغ و خروس دیگر تا پیروزی می‌جنگد. هرچه در این وادی اندوخته شود بر اساس آیه اکتساب است و علیها؛ چون از اعتدال فطرت خارج شده. سمت بهیمیت نیز هست: گاو و گوسفند، بخور و بخواب. اسلام نگفته این قوا را بکش یا شهوت و غضب نداشته باش؛ دین آن‌ها را معتدل کرده تا مزاج معتدل باشد. سوءاستفاده می‌شود علیها ما اکتسبت.

دو دریا؛ عذب فرات و ملح اجاج

حضرت علامه بر اساس آیهٔ فاطر می‌فرمایند:

«وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ» (فاطر/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و دو دریا یکسان نیستند؛ این شیرین گوارا نوشیدنی‌اش، و آن شور تلخ.

در تمثل کنار گودال قتلگاه، ابی‌عبدالله به سکینه فرمود شیعتی… مع عذب؛ آب گوارا نوشیدی یاد ما باش. علامه می‌فرماید عذب فرات علم شهودی است و ملح اجاج علم فکری که به شهود نرساند. انسان از اعتدال خارج شود و علومی جوید که فقط دنیا را تأمین کند؛ چنان‌که قوا را فقط در شهوت و غضب و بهیمیت و شیطنت به کار برد. شیطنت و حیله‌گری تمثل روباه می‌آورد.

از علم فکری به شهودی؛ ولایت آب حیات

اگر قوا تعدیل شد و از علم فکری به شهودی رفت و جایگاه اشرف مخلوقات را دید و علم را در سعادت ابدی به کار برد، شاهد عظمت هستی می‌شود که بیهوده آفریده نشده. آنگاه از سبوعیت و بهیمیت و شیطنت به ملکیت و فرشته‌گونگی می‌رود؛ به آب عذب فرات:

«وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ» (انبیاء/۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از آب هر چیز زنده‌ای را پدید آوردیم.

آن آب گوارا شربت ولایت است؛ در تعبیر فرموده‌اند ماء، ولایت اهل‌بیت است که همه چیز به آن حیات دارد. نماز و روزه و ذکر شهود می‌شود؛ تسبیح دست سخن می‌گوید. فکر که شهود شد، آب تلخ گوارا گشته و انسان وارد محیط ولایت می‌شود؛ تازه کار آغاز است.

جمع‌بندی؛ غلف بودن گرفتاری در ملح اجاج

وقالوا قلوبنا غلف گیر کردن در علم فکری و ملح اجاج است؛ گمان آب گوارا دارند. قوای وجود را در مسیر فطرت اولیه به کار نبرده‌اند و فطرت را ویران کرده فطرت ثانویهٔ حیوانی ساخته‌اند؛ بدن برزخی‌شان حیوانی می‌شود. اگر بر فطرت اولیه رفتند تمثلات روحانی و ملکی می‌شود؛ خواب‌ها فرق می‌کند. چون از دنیا رفتند آنچه در نفس ناطقه انشا می‌شود رنگ الوهیت دارد نه حیوانیت. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

علم یهودی‌نما و غلف بودن دل

ادعای قلوبنا غلف اگر به معنای پر بودن از علم باشد، همان علم فکری بی‌شهود است که دل را می‌پوشاند نه آنکه پر کند. غلف پرده است؛ پر بودن واقعی دل به شهود است نه انباشت اصطلاح. علمای اهل کتاب اگر هم عالم بودند، علمشان در حد فکر ماند و به شهود نرسید.

دادگاه عمل؛ له و علیه

لها ما کسبت مانند شهادت له است؛ علیها ما اکتسبت مانند شهادت علیه. همان مادهٔ کسب چون به باب افتعال رود رنگ کراهت و سختی می‌گیرد و بر ضد جان تمام می‌شود. میزان، موافقت یا مغایرت با فطرت الله است که مردم بر آن سرشته شده‌اند.

سبوعیت، بهیمیت، شیطنت؛ سه انحراف

غضب رها = سبوعیت گرگ و پلنگ؛ شهوت رها = صورت خروس‌وار؛ شکم‌بارگی = بهیمیت گاو و گوسفند؛ حیله‌گری = روباهی. امام صادق صور حیوانات صحرا را تمثلات برزخی انسان دانسته است. خواب‌های پر از درندگان نشانهٔ همان رهاشدگی است. دین قوا را نمی‌کشد؛ تعدیل می‌کند تا مزاج معتدل بماند. فطرت اولیه می‌گوید غضب برای دفاع و شهوت برای نسل؛ خروج از این حد اکتساب علیه خود است.

علم دنیوی به‌مثابهٔ ملح اجاج

علمی که فقط دنیا را تأمین کند و به شهود و سعادت ابدی نکشد، همان آب شور و تلخ است؛ هرچند در کام اهل ظاهر شیرین بنماید. عذب فرات علم شهودی است که ولایت را می‌چشاند. سخن امام کنار گودال قتلگاه با سکینه دربارهٔ مع عذب، آب گوارا را به یاد اهل‌بیت گره می‌زند.

ورود به ولایت؛ آغاز کار نه پایان

چون فکر شهود شد و نماز و روزه شهود گشت، انسان وارد محیط ولایت می‌شود؛ تازه سلوک آغاز است. از الماء کل شیء حی در این خوانش به ولایت اهل‌بیت تفسیر شده که حیات همه چیز بدوست. گرفتاری اصحاب غلف آن است که ملح اجاج را عذب پنداشته‌اند و فطرت را فطرت ثانویهٔ حیوانی کرده‌اند. اصلاح، بازگشت به فطرت اولیه و تعدیل قوا و سیر از فکر به شهود است؛ آنگاه تمثلات ملکی می‌شود و آنچه در نفس ناطقه انشا می‌گردد رنگ الوهیت می‌گیرد نه حیوانیت.

فطرت ثانویه و خواب‌های حیوانی

چون فطرت اولیه ویران شود، انسان برای خود فطرتی ثانویه شبیه حیوانات می‌سازد و با همان متمثل می‌گردد. بدن برزخی‌اش حیوانی می‌شود و خواب‌هایش پر از درنده و بهیمه. در مقابل، سالک فطرت‌مدار تمثلات روحانی می‌بیند و پس از مرگ نیز آنچه در نفس ناطقه‌اش انشا می‌شود بوی خدا دارد. این فرق، خلاصهٔ عبور از ملح اجاج به عذب فرات است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.