د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
قلوبنا غلف؛ علم فکری نه شهودی
قلب اغلف15_ج305
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۱۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## قلوبنا غلف؛ علم فکری نه شهودی
۰:۱۴
کسب ثلاثی مجرد است. حضرت علامه میفرمایند کسب آن است که مطابق فطرت اولیه باشد:
۳:۱۱
## قوای وجودی در حد اعتدال
۴:۱۷
حضرت علامه بر اساس آیهٔ فاطر میفرمایند:
۴:۳۹
## جمعبندی؛ غلف بودن گرفتاری در ملح اجاج
۱۱:۴۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. السلام علیکم و رحمة الله.
در ادامه بحث قلب
اغلف، نکتهی دیگهای رو هم عارض بشیم بر اساس آیه هشتاد و هشت سوره بقره که
و قالوا قلوبنا غلف.
اینا مدعیاند که ما
دلمون پره از این معارفی که به یک معنا از
جهت مفسرین از این حقایق که شما-- علومی که شما آوردید دلمون پره.
قطعاً قبلاً بحث شد که
اینها اگر
قبول کنیم که عالم هم بودند مثل علمای یهود،
اگر بپذیریم که اینها حتی علم هم داشتند،
این علم در حد علم فکری بوده و به علم شهودی بدل نشده.
قرآن بر اساس
آیه دویست و هشتاد و شش بقره
صراحتاً میفرماید که "لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت".
این خیلی نکتهی مهمیه.
این آیه اساساً
به قول حضرت آیت الله مصباح
یزدی جا داره که انسان بر اساس این آیه یک دور کل قرآن رو طی کنه، بخونه.
چگونه؟ دو گونه اینجا بر اساس این آیه ما عمل داریم.
یک عمل ما بر علیه ماست، یک عمل ما
به نفع ماست. میگه "لها ما كسبت".
كسب ما لها برای ماست
و "وعليها ما اكتسبت"
اكتساب ما بر علیه ماست.
دقت بفرمایید "لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت".
حالا كسب با اكتساب چه فرقی میکنه که اینها
كسب به نفع ماست و اكتساب به ضرر ماست.
مثلاً یکی میره در دادگاه شهادت میده.
میگه شهادت تو باله بود یا علیه بود؟
اینجا میگه "لها ما كسبت".
كسب اینها به نفعشونه، براشونه، به دردشون میخوره
و "وعليها ما اكتسبت"
اكتساب اینها به علیه اونهاست.
چه فرقی بین كسب و اكتساب هست؟
كسب میگه "لها ما كسبت".
این كسب که ثلاثی مجرد است و به بابی هم نرفته،
در حقیقت حضرت علامه علیه--
حفظه الله تعالی من سحری داشت--
دیشب داشتم کتاب معاصر آثار رو میخوندم.
خیلی جالب بود برام که حالا یادم نیست در کدوم شماره کدوم لطیفهاش بود.
حضرت علامه میفرمایند که این كسب
اون چیزیست که مطابق با فطرت اولیه انسان باشه.
فطرت انسان، فطرت الله،
الله التي فطر الناس عليها، فطرت الهی،
اون فطرت خداجوی تو
که سالم و دست نخورده به ودیعت به تو سپرده شده، هر عملی که مطابق با او باشه
این میشه كسب ما. و اگر خدایی نکرده مغایر با فطرت اولیه ما باشد میشود اكتساب.
اكتساب هم همون كسب وقتی میره به باب افتعال میشه اكتساب.
این همراه با یک كره،
یک در حقیقت کراهت،
یک سختی همراهشه. یک انفعالی همراهشه
که در حقیقت
بر علیه انسان تموم میشه.
چرا؟ چون مطابق با فطرت اولیه نیست.
خدایی نیست، الهی نیست، دین من درآوردیه.
حتی اگر قوای وجودی ماست، استعدادات وجودی ماست، ما یک قابلیتی داریم، یک استعدادی داریم،
به قولی یک منهای داریم،
منه، یک قوه در وجود ماست
که مثل غضب، مثل شهوت
اینها خلقت اینها بد نیست که خدا به نحو احسن
اینها رو در وجود ما تعبیه کرده که به موقع هم از اینها استفاده بشه در حد اعتدال.
اینها بودنش اشکال نداره در فطرت ماست.
اگر ما بی-- این فطرت اولیه داره میگه آقا در-- تو
غضب هست برای اینکه بتونی خودت رو در برابر دشمن حفظ کنی.
شهوت هست برای اینکه بتونی نسلت رو ادامه بدی و قوای وجودیتو تعدیل کنی.
اگر کسی شهوت رو بکشه
دچار مریضیهای آنچنانی میشه.
اگر کسی غضبش رو از بین ببره قطعاً بهش ظلم میشه.
اینها باید به موقعش استفاده بشه.
اما اگر این قوا، این استعدادها، این منهها، این قابلیتها رها بشن، لجام گسیخته بشن،
یعنی یا انسان وجودش، اون فطرت اولیهاش چنان
منحرف بشه که بره مثلاً از جهت
غضب و اینها بره به سمت سبوعیگری،
سبوع بشه، مثل گرگ و پلنگ بشه
که میگن وجود انسان شده مثل یک حیوان درندهی سبوع که
تمام این حیواناتی که ما میبینیم امام صادق صلوات الله علیه فرمود آنچه که در این حیوانات بیابانی میبینید
تمثلات صور برزخی شماست.
اگر شما بر اساس فطرت اولیهتون رفتار نکنید،
یعنی اگر اون غضب رو، قوه غضب رو رها کنی هرجا پاچه یکی رو بگیره، این
یعنی اون صور برزخی یعنی اون چهرهی برزخی ما
میشه شبیه گرگ و پلنگ. اینه که تو خواب میخوابی همش گرگ و پلنگ میبینی.
اگر خدایی نکرده شهوت رو رها کنی،
شهوت رو رها کنی که
د-به موقعش ازش استفاده نشه، در طریق حرام استفاده بشه.
این هم یه جور میزنه به انسان لثه میزنه
که خروس مظهر شهوته.
خروس شما صد تا مرغ بنداز کنارش، یه خروس دیگه هم بنداز.
دو تا خروس کن تا انقدر با هم میجنگن تا یکیشون پیروز بشه.
سیر مونی نداره این عجیبه.
مظهر در، در بین حیوانات
تمثلات برزخی ما
شبیه اون میشه. اگر کسی لج--
ول کنه یعنی این فطرت اولیش رها بشه، هرچی تو این وادی کسب کنه
البته کسب اینجا دیگه غلطه بر اساس این آیه اکتساب میشه.
هرچی اینجا اکتساب کنه "لها علیها مكتسبت"
به علیهش هرچی شهوت راه میکنه
به علیهش میشه چون داره بر اساس فطرت اولیش رفتار نمیکنه.
از حالت اعتداد، اعتدال رها کرده اون رو.
حالا مثلاً بره به سمت بهیمیت.
بهائم، گاو و گوسفند اینو بخور بخور همش بخوره بخوابه بخوره بخوابه.
اینم میشه این سمت از این سمت
باز بر اساس فطرت اولیش نیست.
اسلام نیومده بگه اینو بکش،
اصلاً نخور، اصلاً نخواب، اصلاً شهوت نداشته باش، اصلاً غضب نکنی.
کی گفته اینا رو؟ دین اومده اینا رو معتدل کرده که تو مع--
مزاجت معتدل باشه.
بعد اگر اینها رو درست استفاده نکنی به بیراهه بره میشه "عليها مكتسبت" میشه اکتساب.
و اینجا حالا چه ربطی به بحث داشت؟
حضرت علم میان خیلی زیبا میفرمایند که
بر اساس دو مرتبه آیه دوازده سوره فاطر میفرماید "و ما يستوي البحران".
چقدر زیباست این آیه. البته آیه طولانیه من ابتداش فقط میخونم براتون.
این دو تا دریا با هم مساوی نیستند.
کدام دو تا دریا؟ "هذا عذب
فرات". "عذب
فرات". ابی عبدالله در اون تمثلی که حضرت سکینه کنار گودی قتلگاه داشتند فرمود
"شیعتي مهما شرطت مع
عذب". "مع عذب" با عین و ضاد.
ضاد، ضاد دال. "مع
عذب". یعنی ماع گوارا آب گوارا نوشیدی یاد ما باش.
این تو آیه قرآن اومده "و ما يستوي البحران هذا" این
دو تا دریا مساوی نیستند.
کدوم دو تا دریا؟ "هذا عذب
فرات سائق شرابه".
یه آب گوارا، خوشگوار،
شیرین، مطابق با طبع و مزاج تو.
و حالا "ملح
أجاج". این یکی
آب، آب شور و تلخه.
اینها قطعاً با هم مساوی نیستند.
حضرت علم میفرماید که
منظور از این آب شیرین و گوارا "عذب فرات"
در حقیقت علم شهودی
و مراد از اون "ملح
أجاج" آب تلخ و شور و بدمزه
علم فکریایه که تو رو به شهودی نرسونه.
و در حقیقت میشه
این که انسان از حالت اعتدال خارج بشه به سراغ
علومی برود که صرفاً دنیاشو تأمین کنه.
همونطور که قوای وجودیش رو صرفاً شهوتش، صرفاً غضبش، صرفاً
بهیمیتش، شی-- صرفاً شیطنتش.
اگر کسی شیطنت کنه همش حیلهگری شیطنت زیر پای اونو خالی کنه، آبروی اونو ببره، برای اون
پرونده درست کنه. این هم حیلهگریه دیگه.
میشه مثل چی؟ روباه.
تمثل برزخیش شبیه روباحه.
اما نه، اگر کسی این قوا رو تو وجودش تعدیل کرد،
از طریق علم فکری
رفت به سمت علم شهودی،
جایگاه خودش رو در نظام هستی به عنوان اشرف مخلوقات
قشنگ دید و تشخیص داد
و از این علم فکری
در مسیر سعادت ابدیش استفاده کرد، اون موقع میشه علم شهودی.
یعنی شاهد میشه بر این عظمت نظام هستی که اینها بیهوده آفریده نشدند.
اون موقع میره به سمت ملکیت.
از صبوعیت، بهیمیت و شیطنت خارج میشه.
میره به سمت چی؟ ملکیت وجودش.
اون فرشته گونه بودنش.
اون موقع میره به سمت اون
آب "عذب فرات".
اون موقع "ومن الماء كل شيء حي".
از آب همه چی زنده است. خدا زنده اش میکند.
اون آب فرات، "عذب فرات"، ما--
آب شیرین و گوارا،
اون شربت ولایت است.
خدا اون موقع ولایت رو به وجودش میچشونه
که در تعبیر این "من الماء كل شيء" فرمودن این ما،
منظور ولایت ما اهل بیتی که همه چی به اون حیات داره.
اون موقع اگر به سمت ملکیت وجودش رفت، به سمت فرشته گونه بودن خودش رفت،
قوای وجودش رو تعدیل کرد و از علم فکری رفت به سمت علم شهودی،
نمازش شد شهود،
روزهش شد شهود، ذکرش داره تسبیح دستش صحبت میکنه با یکی دیگه هم داره حرف میزنه.
هی دو تا ذکر میگه با اون هم حرف. تو چی فهمیدی؟
گفتی این شهود نیست که. اگر فکرش شد شهود، علم فکری بدل به شهود شد،
عین این که اون آب تلخ شده آب گوارا.
اون موقع وارد محیط ولایت میشه.
تازه اینجا کارش آغاز میشه.
که خلاصه کلام خسته تون نکنم، اون
"وقالوا قلوبنا غلف"
گیر کردن تو چی؟ توی اون
علم فکریشون. توی اون "ملح أجاج".
آب تلخ و شور
گمان میکنند آب گوارا دارن.
و به جهت این هستش که حالا تحلیلی که ما ارائه دادیم،
اون قوای وجودیشون، استعداداتشون، قابلیتهاشون، اون منهها رو در مسیر فطرت اولیشون
استفاده نکردند ازش. این مهم بود که بدونیم امروز.
یعنی فطرت-- بعد میزنن فطرتو داغون میکنند.
یک فطرت ثانویهای برای خودشون درست میکنند شبیه حیوانات.
با همون هم متمثل میشن.
یعنی بدن برزخیشون شبیه حیوانات میشه.
اما اگر نه کسی درست رفتار کرد بر اساس فطرت اولیه رفت جلو اون موقع تمثلاتش روحانی میشه.
تمثلاتش ملکی میشه، فرشته گونه میشه،
خوابهاش فرق میکنه. و وقتی هم که از دنیا رفت،
آنچه که در نفس ناطقهش إنشاء میشود و میبیند مثل این که تو میخوابی در نفس ناطقه خودت
آنچه میبینی در جان خودت إنشاء میشه همه اینها رنگ و بوی خدا داره و الوهیت،
نه حیوانات. انشاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل
على محمد و آل محمد. عزیزheartheart
جلسه قبل
جلسه بعد