یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
لیلة الرغائب
فردا شب لیلة الرغائب است؛ شبی بسیار پرفضیلت. باید هشیار بود. قرآن میفرماید ذکرى براى مؤمنان سودمند است. عملی بسیار مورد تأکید علما در مفاتیح شیخ عباس قمی رحمةاللهعلیه آمده که باید میان مغرب و عشا بهجا آورده شود. معمولاً پس از جماعت مغرب و عشا در مساجد فراموش میشود و دیگر خوانده نمیشود؛ در حالی که فضیلتش میان مغرب و عشاست و ثوابش بیشتر، هرچند تا اذان صبح وقت دارد. آن عمل مخصوص لیلة الرغائب است و بسیار عجیب؛ آثارش را کسانی که سالهای پیش انجام دادهاند دیدهاند.
چهارمین جلسه دربارهی قلب اغلف؛ توقف بر «قلوبنا»
بازگشت به موضوع قلب اغلف؛ چهارمین جلسه دربارهی قلبی که در غلاف است. اشارهی پیشین به آیهی هشتاد و هشت سورهی بقره است که مشرکان و کفار گفتند:
«وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَّا يُؤْمِنُونَ» (بقره/۸۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و گفتند دلهای ما در غلاف است؛ بلکه خدا به سبب کفرشان لعنتشان کرد؛ پس اندکی ایمان میآورند.
دیروز دربارهی «قالوا» سخن رفت؛ امروز توقف بر «قلوبنا». قرآن تکتک کلمات و حروفش حسابشده است. اینان مقام قلب را باور دارند؛ میگویند قلوبنا، یعنی قلب را میشناسند. مفسران سه گونه سخن گفتهاند. یا مقصودشان آن است که دل ما نسبت به دعوت پیامبر در غلاف است؛ یا آنکه گوششان از این حرفها پر است و به کارشان نمیآید؛ یا آنکه قائل به سیر نزولی حقایق قرآنی نیستند و باور ندارند که معارف از نشئهی بالا و ملکوت به ملک آمده باشد.
گروهی دیگر میگویند این حرفها را پیشتر از تورات و انجیل شنیدهایم؛ مانند شمشیر که غلاف را پر کرده، این سخنان برای ما تکراری است. اینان باز قائلاند که این سخنان ملکوتی است؛ از این رو قرآن آنان را مورد لعن قرار میدهد، چون باور دارند ملکوتی است و باز گوش نمیدهند. این بسیار خطرناک است. قسمی نیز میگویند اصلاً نمیفهمیم؛ حرفها سنگین و ملکوتی است؛ باز باور دارند که ملکوتی است. بسیار خطرناک است که کسی باور داشته باشد حقیقتی، انقلابی، معرفتی یا کلمهی حقی به تمام معنا با عالم ملکوت مرتبط است، آنگاه به هر دلیل پشت پا به آن بزند. کسانی که میگویند انقلاب را قبول داریم — و انقلاب بهراستی بحق بود — اما به همان انقلاب خیانت میکنند، جزای آنان بسیار سنگینتر از بیخبران است. کسی که میداند این دین برحق است و امیرالمؤمنین برحق است و التزام عملی ندارد، جزایش سنگینتر از کسی است که بیخبر است.
مرتبهی قلب در قوا و قوس نزول قرآن
در هر حال، هر مرتبه و نظر مفسری که گرفته شود، باز میگویند «قلوبنا». قلب جایگاهش بالاتر از قوای دیگر وجود انسان است: حس مشترک، حواس ظاهری، قوهی خیال، وهم، عقل، سپس قلب. در سیر نزول، قرآن انزال و تنزیل دارد؛ نزول قرآن مربوط به قوس نزول است. قرآن آن بالا بالاها بوده است:
«وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (نمل/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بهراستی تو قرآن را از جانب حکیمی دانا دریافت میکنی.
علم ذاتی حضرت حق به صورت مفاهیم کلیه و معانی کلیه گرفته شده است. اگر بگویی همین قرآنی که سیاهیِ روی کاغذ پیش ماست و به دست میگیریم و میخوانیم، این مال نشئهی طبیعت است. اگر بگویی همین صوت و کیف مسموع که بیان میشود، این نیز مربوط به عالم ماده است و ربطی به آن عالم بالا ندارد. وقتی میگویی عالم بالا، نزول، از علم حضرت حق نازل شده، معلوم است سیر قوس نزولی بوده؛ از بالا آمده نه از پایین به بالا. قرآنِ کاغذ و جوهر و صوت مال عالم ماده است؛ حقیقت قرآن نیست. از این رو گفتهاند حتی اگر بر نیزه رود اصل قرآن آن نیست. حقیقت قرآن سیر نزولی دارد؛ از ملکوت عالم آمده است.
پیامبر صرفاً نشنیده که باز صوت عالم ماده باشد. از بالا آمده؛ آن مرتبهی بالا را اگر بخواهی نام بگذار سرّ السر. حکما گفتهاند سرّ السر؛ مرتبهی پایینتر سر، سپس روح، سپس قلب. برخی میگویند قلب مرتبهی ملکوتی وجود ماست. اینان میگویند قلوبنا غلف؛ یعنی باور دارند سیر ملکوتی است و سخنان پیامبر از ملکوت است. کلمات عالیه و نظام هستی را میدانند. مانند بسیاری که میگویند نماز بحق است، پیامبر بحق است، انقلاب معجزهی قرن بلکه تاریخ است؛ سپس التزام عملی ندارند و برعکس عمل میکنند. این بسیار خطرناکتر از آن است که کسی اصلاً اعتقاد نداشته باشد.
از سرّ السر تا لفظ؛ جبرئیل و قلب پیامبر
قرآن قوس نزول طی کرده تا بر وجود پیامبر نازل شود. موجود مجرد عقلی مربوط به عالم عقل است؛ شکل و اندازه و بو و طعم و طول و عرض و حجم ندارد. موجود مجرد عقلی — جبرئیل — در عالم عقل تنزل یافته از ملکوت؛ معانی کلیهی قرآن را از حضرت حق اخذ کرده و بر پیامبر نازل شده، نه با شنیدن، بلکه با سرّ السر: از علم ذاتی حق بر سرّ السر پیامبر. قوس از بالا به پایین: سپس سر پیامبر، سپس روح — اگر ترتیب حکمای حکمت متعالیه پذیرفته شود — سپس قلب. در قلب حضور و کشف و شهود است. اینان تا اینجا میگویند قلوبنا غلف؛ قبول داریم از آنجا آمده. از مرتبهی قلب به وهم و خیال پیامبر صورت گرفته و شکل یافته؛ «انا انزلنا» لفظ و شکل دارد و کار قوهی خیال است. از قلب پایین آمده؛ قوس نزول این کار را کرده. آنگاه به لفظ و صوت که ماده است میرسد؛ عالم خیال آن را به حس مشترک میدهد. لفظ بیان میشود اما اصل معانی کلیه در ذات حق است. این را قبول داشتند و باز پشت پا میزدند؛ خطر بزرگ است. از این رو در آیه خدا بحث را جمع میکند: قالوا قلوبنا غلف؛ بل لعنهم الله بکفرهم. دربارهی «فقلیلا ما یؤمنون» باید در جلسات بعد سخن گفت. این مطالب نیاز مبرم است؛ از نان شب واجبتر.
باور ملکوتی و خطر پشت پا زدن
کسانی که میگویند این حرفها به درد ما نمیخورد، یا تکراری است، یا سنگین و نامفهوم است، در همهی وجوه به نوعی ملکوتی بودن را میپذیرند و باز پشت پا میزنند. قرآن آنان را لعن میکند چون با علم به ملکوتی بودن گوش نمیدهند. همین الگو در زندگی امروز تکرار میشود: انقلاب بحق را قبول دارند و خیانت میکنند؛ دین و ولایت را بحق میدانند و التزام عملی ندارند. جزای چنین کسی سنگینتر از بیخبر است؛ زیرا علم داشته و عمل نکرده است.
انزال و تنزیل؛ حقیقت غیر از کاغذ و صوت
نزول قرآن مربوط به قوس نزول است. انا انزلناه و تنزیل من القرآن همه از بالا آمدن را میگویند. کاغذ و جوهر و صوت شنیداری نشئهی طبیعتاند؛ حقیقت قرآن آن نیست. موجود مجرد عقلی — جبرئیل — معانی کلیه را از علم ذاتی حق گرفته و بر سرّ السر پیامبر نازل کرده است. سپس به ترتیب حکما: سر، روح، قلب. در قلب حضور و کشف و شهود است. از قلب به وهم و خیال صورت و لفظ میگیرد؛ آنگاه صوت مادّی میشود. اصل، معانی کلیه در ذات حق است. پذیرش این قوس و سپس پشت پا زدن عملی، خطر بزرگ است. آیهی بقره با «بل لعنهم الله بکفرهم» بحث را جمع میکند؛ «فقلیلا ما یؤمنون» برای جلسات بعد میماند.
تمثیل درخت؛ فهم از ملکوت میآید
مثالی: درخت را میبینی؛ قوهی خیال تصوری از آن در عالم مثال و برزخ ایجاد میکند؛ تصویر را در وجود خود میبینی نه خود درخت بیرونی را. اگر کور باشی نمیبینی؛ خیال صورت میسازد. مفهوم کلی درخت را کی میفهماند؟ مفهوم درخت، آب، نبات، انسان از کجا میآید؟ از عالم ماده نمیآید. اگر از ماده بالا رود قوس صعود است؛ اما فهم از بالا اتفاق میافتد، از ملکوت میآید. قوهی قلب حقایق را درک میکند؛ سپس به عقل میدهد تا مفهوم کلی را بفهمد؛ وهم جزئیاش میکند؛ خیال صورت میگیرد تا درک شود. این قوس نزول است؛ از بالا آمده. فهم نسبت به امیرالمؤمنین، نسبت به قرآن و حقایق، همه ملکوتی است. اگر نسبت به اوامر ولایت و قرآن و حقایق کلیه عملاً پشت پا زده شود، پشت پا زدن به ملکوت است.
شیخالرئیس و فوقِ کتابها؛ طور وجودی و قیامت
معمولاً حکایات گفته نمیشود چون بحث علمی است؛ اما این مرتبط است. آقای الهی طباطبایی، برادر علامه، با شیخالرئیس علیهالرحمه ارتباط گرفت و بارهای سنگین معارف را میچشید. دو سه تن را نتوانست: ابن فهد حلی، سید ابن طاووس، سید بحرالعلوم؛ علامه طباطبایی میفرمود آنان شرف تنازل نمیدهند؛ نمیخواهند نازل شوند و نشئهی ملک و ماده را چندان به حساب نمیآورند؛ نزد ملیک مقتدرند. آقای الهی با شیخالرئیس دربارهی حقایق کتابهایی چون اشارات و شفا و قانون که حکیمان را متحیر کرده سخن علمی میکند. علامه حسنزاده نکتهای کلیدی بیرون میکشد: شیخالرئیس میگوید آنچه در کتابها گفتهایم، وقتی به نشئهی ملکوت آمدیم دیدیم مطلب فوق اینهاست؛ بالاتر است. تعال. علامه حسنزاده نکتهسنجی میکند: نگفت آمدیم و دیدیم چیز دیگری است و اینها نیست؛ رد نکرد؛ گفت فوق اینهاست؛ همینهاست اما تعالییافتهتر. دید را بازتر کن؛ همینهاست ولی بالاتر. مانند مرگ که همین طبیعت را طور دیگر میبینی؛ طور عوض میشود و عالم نشئهی طبیعت را باطنی و قیامتی میبینی. نه آنکه خدا کنفیکون کند و خورشید را به ماه بزند تا قیامت برپا شود. «والذی خلق السماوات والأرض بالحق»؛ همه بحق آفریده شدهاند و متلاشیشدنی در کار نیست. طور وجودی عوض میشود؛ به قول ملاصدرا طور دیگر میبینی. همین زمین و آسمان و خود و دیگران، باطنش را میبینی؛ این ملکوت است و اکنون نیز میتواند رخ دهد. در حالی که زمین برقرار است و خورشید میتابد و ماه میگردد، طور عوض شود و ملکوت دیده شود؛ قیامت تو به پا شده است. چیز عجیبی نیست.
بر کلمهی «قلوبنا» توقف شد؛ دیروز «قالوا» و امروز این قدر سخن در یک کلمه. چه بسیار در قرآن؛ دست کوتاه و خرما بر نخیل. انشاءالله خود حضرات تفهیم کنند. فردا شب لیلة الرغائب در دعا یاد شود. عاقبت به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.