بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
تسلیت عرض میکنم، تعزیت میگم این روز بسیار پرحزن و اندوه رو، شهادت حضرت امام هادی صلوات الله عليه رو که به حق از حیث هدایت بر گردن همهی ما حق حیات دارن دیگه.
زحمات بسیار بینظیری که ایشون در همون کوتاه زمان عمرشون کشیدن، حلقههای وصلی که-- اتصالی که بین صفوف اهل ایمان ایجاد کردن و تونستن به توسط وکلاى خودشون یه حلقه، حلقه، حلقهای رو ایجاد کنن بین همهی طوایف و اهل ایمان که این در زمان امام عسکری دیگه به اوج رسید که این حلقهها مثل این حلقههای صالحین بسیج از ابداعات امام سجاد سلام الله عليه بعد از کربلا بود که هرچی رفت جلو رشد کرد تا در زمان امام هادی و امام عسکری دیگه به اوج رسید.
طوری که تمام اهل ایمان در سیطره حجاز و کشورهای دیگه همه با هم مرتبط بودن اما به قول ما زیرزمینی.
گردن ما حق حیات بزرگی دارن و اساساً هدایت رو خدای منان ارائه کرده.
اونجا که قرآن میفرماید "انا هدیناه السبیل اما شاكرا واما كفورا".
ما هدایت رو در قالب سبيل به شما رو نشون دادیم.
حالا شما میخوای شاکر باش، میخوای کف-- كفر ببر.
دیگه به ضرر یا به خیر خودته.
ما هدایت رو "انا هدیناه السبیل" نشون دادیم که حالا خودشون فرمودن "نحن السبیل الی اعظم".
اون سبيل ما هستیم.
امام هادی صلوات الله عليه اون سبيل هست، اون راه هست که اگر غیر از او بری هرچی تو تلاش کنی بیهوده است.
لذا تو همین دعای امروز، دعای ماه مبارک، ماه رجب اگر دقت کنید وقتی به شر میرسه آخرت رو یه شر استفاده میکنه.
نمیگه جمع الشر الآخرة.
شر الآخرة.
جمع شر دنیا اما به آخرت شر الآخرة.
شر آخرت یه چیز بیشتر نیست، اونم جدایی از ولایت.
تمام.
یعنی اگر کسی از ولایت، از امام هادی به عنوان مصداق اتم ولایت جدا شد تمام.
دیگه این شر آخرت میشه.
حالا هرچی خیر میخواد ازش ساطع بشه سیش ارزش نداره.
حالا بحث ما چون قلب قلف بود از دیروز شروع کردیم آیهی هشتاد و هشت سوره بقره.
مختصرًا توضیح بیشتری بدیم بهتر جا بیفته.
"وقالو قلوبنا قلف".
اینایی که پیغمبر اومده بود هدایت رو براشون بیاره از طریق قرآن و ولایت کلیه، اینا خودشونو راحت میکردن.
قالو، میگفتن "قلوبنا قلف".
ما دل ما توی غلافی از غفلت قرار گرفته.
حرفای شما هرچی بزنی به درد ما نمیخوره.
تو گوش ما فرو نمیره.
الانم خیلیا این حرفا رو میزنن که بعد ماحصلش میشه "بل لعنهم الله بكفرهم".
خدا اینا رو از رحمت خودش دور میکنه.
لعن خدا یعنی دوری از رحمت خدا.
"فقلیلا ما يؤمنون".
حالا اینا پیرامون این کلمات بعدا حرف میزنیم.
فعلاً بحث اون چیز دیگه است که اینها جالبه شما این رو، این نکته رو خوب دقت کنید که قرآن اساساً خدای منان که میفرماید "انا هدیناه السبیل" ما هدایت رو آوردیم و راه هدایت رو معرفی کردیم به شکل انزل مراتب آورده حتی معرفی کرده.
یعنی چنان خوردش کرده مثل بچهای که [سرفه] مادر غذا رو میجوه نرم میکنه تو دهانش میگذاره اینچنین، خدا اومده هدایت رو چنان همه فهم کرده، شما قرآن رو هرچی نگاه میکنی میبینی همش مثله.
اون کلمات عالیه نظام هستی رو، اون حقایق بسیار سنگین و اسرار پشت پرده رو، اون ولایت کلیه الهیه که شامل سر و سر نظام هستیست و علم اول و آخر نظام هستی درش جمع شده، اومده در قالب چشیده یعنی محسوسات دیگه که کاملاً همه بچشن.
شما نمیتونی رحمت امام رضا رو بچشی؟
امام الرهوف که میگی چگونه عسل انگار به کامت میگذارن؟
در حالی که اون مقامات سنگین امام الرهوف رو کی میتونه درک کنه؟
اساساً حقیقت حضرت ولی عصر، حقیقت امام هادی صلوات الله عليه مجمعاً رو کی میتونه درک کنه؟
اما اون رو در قالب حسی که محسوسات تو بتونن اینها رو بچشن آورده به انزل مراتب حتی میگه "انا قل" بگو "انا بشر مثلکم".
اصلاً مثل شما بشرم.
البته بله "يوحي إلي أنما آلهکم الله واحد".
اصلاً وحی که میاد دیگه دهان، دهان عصمت است رو قصه فرق میکنه.
اما منم بشرم مثل شما یعنی به انزل مراتب رسوندهش عزیز دلم هدایت رو که تو قشنگ بچشی، کاملاً بچشی.
با این حال، با این حال که به انزل مراتب کشوندهش و دائماً هم در قرآن مثال میزنه باز با این حال میگن "قلوبنا قلف".
ول کن بابا ما قلبمون توی غلافه هرچی بگی فایده نداره.
دیگه در حقیقت دارن پشت پا میزنن به سعادت دنیوی و اخروی خودشون دیگه.
چرا قرآن سراسر مثله؟
میگه ک-- ااا کذالک الأمثال ندر به على الناس.
ما دائما اینها همه مثلیه که برای شما میزنیم.
ضرب میکنیم برای مردم این مثلها رو.
چرا مثل میزنه؟
چون قوهی خیال انسان با مثال حشر و نشر داره.
ببینید شما حقایق کلیه، علمیه، عقلیه، چه میدونم اینا رو هرچی میگی طرف نمیفهمه بهت میگه میشه یه مثال بزنی؟
چون قوه خیال یا همون عالم مثال انسان، قوه خیال همون عالم مثال انسانه.
بین دو عالم واقع شده، عالم طبیعت که کاملا مادیه، محسوسات محض، حس محض و عالم عقل که کاملا مجرد و خالی از ماده و احکام مادهست.
قوه مثال یا اون قوه خیال تو میاد کمک میده اتصال برقرار میکنه بین عالم عقل، مجردات عقلیه ملائکه الله، اون عالم ملکوت با نشئه طبیعت یا مل-- یا ملک.
یعنی تو وجود تو هم ملک هست و ملکوت.
قوه م-- خیال میاد بین این دو پل میزنه.
لذا مثال کمک میکنه برای اینکه قوه خیال صورتگری میکنه.
اون مفاهیم کلیه عقلیه که تو بخوای دین رو بفهمی، هدایت رو بفهمی، ح-- ولایت رو بفهمی به شکل مثال، مثل در میاره.
قرآن هم کا-- دائما این کارو کرده برای اینکه تو در نشئه طبیعت با این صورتها و اشکال محشوری قوه خیال حقایق عقلیه رو میاره به صورت میاره.
قرآن هم این کارو کرده.
میگه مثل و ببینید مثل نوره کمش کات الله نور السماوات والارض.
یه حقیقت کلیه خیلی سنگین کی میفهمه؟
باید مثالش میزنه.
مثل نوره کمش کات.
مثال میزنه که قوه خیال صورتگری کنه از مشقات یعنی چراغدان.
یا مثلا اون مثلش کلمه طیبه یعنی حقیقت و باطن دین و ولایت رو میگه کشجرة طيبة مثال میزنه مثل شجرة طيبة که اصلها، اصلها ثابت و فرعها في السماء همه میفهمن.
میخوام به شما بگم حتی با اینکه خدا اومده قوه خیال فعال من و شما رو که میتونه صورتگری کنه به صور و اشکال متعدد از عالم طبیعت، هدایت رو به انزل مراتب کشونده که قوه خیال تو اون حقایق عقلی و کلیه رو بتونه صورتگری کنه به وزان عالم طبیعت به تو بفهمونه، به ما بفهمونه.
باز میگیم ول کن قلب ما حالیش نمیشه.
این دیگه دست و بال ما بسته است.
این دروغ محضه.
چرا حالیت نمیشه؟
مگه قوه خیال نداری؟
چطور خیلی چیزا رو نمیفهمی با مثال میفهمی ولی هدایت رو که خدا برات مثل میزنه نمیفهمی.
دیگه مثلی شیرینتر از عرض شود نهر و بهشت رو میخواد مثال بزنه.
میگه مثل، مثل بهشت ما که مثلا اون من تحت الأنهار ها.
اون جنات تجری من تحت الأنهار.
اون تحت الأنهار.
نهر دیگه مثال شیرینتر از این واضحتر از نهر آب.
جنات تجری میاد مثل میزنه به نهرها برای اینکه ما بفهمیم بعد بگیم نه قلب ما در یک قلفیه، در یک قلافیه از غفلت.
اینا رو هم نمیفهمیم.
معذرت میخوام شما حیوان که نیستی که اینو میگی.
ولی گفتن.
لذا خدا میگه لعنت خدا بر اینها باد.
من به انزل مراتب رسوندم اون إنک لَتلقى القرآن من لدن حكيم عليم.
اون تلقي حضرت پیغمبر قرآن رو از علم لدنیه خودم، ذات وجودی خودم رو کشوندم به انزل مراتب.
یعنی مثالهای قرآنی باز میگی نمیخوام.
دیگه به چه زوری من تو رو بهشتیش-- بهشتید کنم؟
ببین اینطوری که بحث میکنی.
حالا خدا حفظ کنه از تعلّمه رو در کتاب عجیب و بسیار شریف و سنگین انسان در عرف انسان، انسان در عرف عرفانش.
اون فکر میکنم اصل دهام به بعد باشه.
پیرامون قوه خیال وقتی حرف میزنه میگه شما اساساً تو خود خواب، این خواب، خوابی که میبینی در رفتی تو عالم مثالت دیگه رفتی تو قوه خیالت داره صورتگری میکنه.
عالم مثالت تو خواب که رفتی به یک معنا عالم آخرتته.
اینم خوب توجه کنید و دیگه بسه امروز.
جالبه میگه اونجا اگر شما در عالم مثال مجردات عقلیه و نوریه یعنی ملائکه رو ببینی یعنی مرتبط بشه قوه خیال تو با عقل عالم به یک پله بالاتر.
خیال تو میخواد اینو صورتگری کنه.
به چه صورتی درش میاره؟
چون قوه خیال باید صورت بذار-- بسازه، شکل بسازه.
مرتبطه بین عقل و یعنی ملکوت و ملکه.
باید به ن-- یه ذره نش-- اینو بیاره نزدیکش کنه به ملکوت.
میاره اون حقایق سنگین یعنی مثلا ملائکهای که در خواب تو دیدی رو قوه خیالت به شکل انسانها در میاره.
چون وزینترین شکل، معتدلترین شکل در نظام طبیعت شکل انسانه.
تو تو خواب انسانها رو میبینی که هرچی اون خوابت شفافتر باشه تو انسان شریفتری رو میبینی و هرچی قوه خیالت طهارت بالاتری داشته باشه انسانهای اشرف رو میبینی.
مثلا مرجع تقلید میبینی، یکی وقت امام زمان میبینی.
اما شما در حقیقت در قوه خیال چه اتفاقی افتاده در خوابت؟
قوه خیالت مرتبط شده با عالم عقل، عالم عقل، همون ملائکه الله.
ملک دیدی تو خواب انسان میبینی.
اگر معانی کلیه اونجا مت-- متوجه بشی مثلا تو خواب وجود تو مرتبط بشه با حقایق کلیه، با اصل هدایت، با اصل ولایت، حقایق کلیان.
درک اون تو خواب به چه صورت در میاد؟
قوه خیال ازش لفظ میسازه، لفظ.
تو تو خواب یه صدایی، لفظی میشنوی یا یه لفظی رو بیان میکنی.
این حقایق کلیهست.
باز خدای منّان تو خواب تو رو کمک میده که چه حقایق کلیه که به صورت لفظ در میاد تو خواب، چه مجردات عقلیه و نوریه که واسطه خیرن یعنی ملائکه که به صورت انسان تو خواب در میان برای تو.
تو تو خواب انسان میبینی یعنی ملک دیدی.
لفظ میشنوی و بیان میکنی یعنی به حقایق کلی دست پیدا کردی.
به انزل مراتب میکشونش.
یعنی لفظ یعنی شکل انسان.
که تو بفهمی حقیقت رو از عالم بالا درک کنی، اخذ کنی و هدایت رو پیش بگیری.
اما باز بیمعرفتی تمامه که انسان بیاد بگه ولمون کن بابا این حرفا چیه؟
ما نمیفهمیم.
دل ما توی قلافیه، نمیفهمیم.
ما رو بیخیال شو.
حرفای متداول امروز جوونا میگن ول کن بابا نرود میخ آهنی در سنگ.
به خودشون دارن اهانت میکنن.
در حالی که خدا این رشد رو در وجودشون قرار داده به وسیله قوای متعدد.
این بحث ادامه داره چون خیلی علمی و دقیق هست.
انشاالله که خدا توفیق فهم و عملش رو به ما عطا کنه.
عاقبتمون انشاالله به برکت هدایتگری امام هادی ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.