ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته سلام علیکم و رحمة الله.

تبریک میگم این ماه بسیار با عظمت رو که عصب است دیگه فهم می‌دانید، آگاه هستید که شدت ریزش رحمت حق در این ماه به حدی‌ست که قابل قیاس با هیچ ماه دیگه‌ای نیست.

و جالبه که خدا به عنوان یک فیلتری صافی قرار داده تا اون‌هایی که گرفتار دام شیطان و نفس شدن رو به نوعی در دام عشق خودش گرفتار کنه.

شما همین دعایی که هر روز خونده می‌شه رو دقت کنید همین دو تا عبارت اولش بسه.

برای عظمت این ماه که پ-- به پیغمبر شیخ عباس آورده دیگه در مفاتیح که کسی عرض کرد دعایی رو به من تعلیم بده که نفع ببرم.

خیلی از دعاها رو ما می‌خونیم نفعی از قبلش نمی‌بریم.

نه اصلاً من هر طور شده این دعا رو بخونم نفعی ببرم.

خیلی اصلاً این درخواست خیلی عجیبه خدا حالا رو همین درخواست بخواد آدم کار کنه.

که حالا همین دو تا عبارت اول "یا من ارجو له کل خیر" هر خیری.

آقا من بدترین آدمم، اشرار رو زمینم.

چون کسی شاید بگه آقا مال همه نیستش که، مال اهل خیره.

پس عبارت دوم چی کار می‌کنه اینجا؟

" و آمن سخطه عند کل شر".

آقا یکی از گناهان کبیره اینه که انسان خودش رو ایمن از مکر خدا بدونه، از عذاب و سخط خدا بدونه.

اصلاً اینجا یه کار عجیبی خدا کرده.

دست و بال همه گناهکارای عالمو بسته اینطوری بگم حتی شیطان رو.

یعنی اگر شیطان به طمع همین جمله بیاد در خانه خدا حقه.

که " و آمن سخطه عند کل شر" همه شرها رو به کل شر رو بریزی رو هم باز من ایمنم از سخط تو.

چرا؟

چون کم ماهی نیومده که.

ببین همین، همین دو تا عبارتو روش کار کنی عجب عظمتی داره این ماه.

یعنی اینطوری بگم دیگه تمام شیاطین عالم، گنده‌تر از شیاطین اِم تو این ماه در خانه خدا برن اولاً ایمنن، ثانیا همه خیرات درش به روشون بازه.

الله اکبر.

آخه چی بده دیگه آدم چجوری خدا چجوری بار بده، بار عام بده؟

یه نکته هم عرض کنم بعد ورود به بحث دنباله‌دار قلب در قرآنمون کنم کوتاه.

امروز دیگه فرصت نمی‌کنیم خیلی بازش کنیم بحث رو.

ولی حداقل مقدمه فصل جدیدمون رو بگیم صبح بخیر.

اونم اینکه بهترین کاری که حالا شاید یه کسی بگه آقا من خیلی گرفتارم، مشکل دارم، نمی‌تونم این اعمال متعدد این ماه رو هرچی ماه وزین‌تر، سنگین‌تر اعمالشم بیشتر.

خب نمی‌رسم.

چه کنم؟

عزیز دلم، آب پاکی رو دست هممون.

بهترین کار در این ماه استغفار است و السلام.

همین طوری که داری میری خونه میای پشت میز کارتی در-- داری می‌خوابی از خوابی داشته دائماً لبت تر باشه به ذکر استغفار.

هر استغفاری که بلدی، هرچی بلدی.

حالا اونایی که معثور است که چه بهتر.

استغفرالله و اتوب الیه.

جالبه همه جا میگه بگو استغفرالله و اسأله التوبه.

اینم باز یک نکته‌ست.

تو ماه مبارک رمضان ببینید دستور مثلاً شب‌های قدر، شب‌های خاص ماه میگه بگو و اسأله التوبه.

ادعا نکن من اومدم توبه کنم.

بگو خدایا منو ببخش.

بعد از تو درخواست توبه دارم.

تو این ماه میگه بگو و اتوب الیه.

بگو اصلاً اومدم، من اومدم که توبه کنم.

ادعا کن برای توبه کردن.

عجیبه.

لذا اصلاً مدعی باش برای توبه.

تا می‌تونی لبت تر باشه تو این ماه برای توبه.

بعد البته ق-- سوره قل هو الله احد خیلی کمک‌کننده‌ست.

ذکر لا اله الا الله خیلی کمک‌کننده‌ست.

اون ادعیه که بخوایم درباره‌ش حرف بزنیم زبانمون لاله که حداقل سه تا از ادعیه بسیار مهم و وزین و سنگین که همش بوی توحید میده تو این ماه توسط حضرت ولی عصر از طریق نواب خاصه‌شون رسیده به دست ما تو مفاتیح اومده.

عجیبه.

همه اینا کمک میده به همون توبه.

حالا تا همین مقدار پیرامون این ماه بسنده کنم که اگرچه تا قیام قیامت هم اهلش حرف بزنن و من بی‌سواد واقعاً کمه.

تبرکاً نکته‌ای عرض کردیم.

سرفصل بحث جدیدمون رو به فضل الهی بگیم تا ببینیم خدا چی می‌خواد.

ما قلب مغفول رو دیگه جمع کردیم سفره‌شو.

اگرچه حرف‌ها موند اما [مکث] خیلی نمی‌خوایم طولانی بشه.

قلب مغفول با قاف قلبی بود که قفل شده بود.

حالا میریم سراغ ب-- اون شونزدهمین قلب در قرآن، قرآن طبق بررسی‌مون بود.

تا حدود شصت تا قلب گفتیم در قرآن رو بررسی کردیم دیگه.

قلب جدیدی که انشالله یه چند سباحی سر سفره‌ش می‌نشینیم قلب غلف است، نه قفل.

غو-- غلف.

لامش زودتر از فاء اومده.

یعنی چی؟

قلبی که در غلاف است.

حالا فرقش با قلبی که قفل شده چیه؟

حالا باید بحث کنیم.

قلب غلف.

حالا اینا رو ما از کجا درآوردیم؟

از قرآنه دیگه.

برید آیه س-- هشتاد و هشت سوره بقره رو دقت کنید.

می‌فرماید و قالوا قلوبنا غلف با غای-- غین نه قف، غین.

اینا میگن که قلب ما قلوبنا غلف غلاف گرفته.

یه غلافی از غفلت گرفته بعد خدا می‌فرماید "بل عنهم الله بكفرهم فقلیلا ما یؤمنون".

حالا ب-به انشاالله ترتیب روزا که میریم به توفیق حضرت حق در رابطه با کلمه کلمه‌ش حرف می‌زنیم.

فعلا اینو تو این جلسه بدونیم که این‌ها میخوان به نوعی فرار کنن از حقایق نظام هستی.

خودشونو راحت می‌کنن.

بعضی موقع‌هام ما اینطوری می‌شیم ها.

یه حرف حقی که یه مقدار برامون سنگین تموم می‌شه، ظاهر قضیه می‌بینیم مثلاً به ضررمونه.

اگر بریم زیر بار این حرف حق توون باید پس بدیم.

اینطوری دیگه راحت بگم یا توون دنیوی یا برزخی یا اخروی میگیم ولش کن بابا اصلاً ما نمی‌فهمیم.

یه معنای این قلب غلف یعنی نمی‌فهمم.

میخوام ادعا کنم که قلبم در یک غلافه.

آقا ولمون کن، ما رو ول کن، ما نمی‌فهمیم.

خودت می‌دونی‌ها خودتو برو.

بسیاری از متأسفانه گرفتاری‌های ما همینجاست که تن نمیدیم به حرف‌های بسیار پرقیمت، ذی‌قیمت و البته سنگین معارف الهی.

بسنده کردیم به همین چهار تا احکامی که از رساله خوندیم و یه چهار تا کتاب داستان معذرت میخوام از حقایق معرفتی عالم و منبرامونم که متأسفانه امثال من که میرم منبر غالباً دو تا داستان و حکایت همین.

یه نمازی و روزه‌ای.

اما اینکه پشت پرده این معارف چی خوابیده میگیم ولمون کن آقا من نمی‌فهمم.

حواسمون باشه گرفتار یعنی در حقیقت در ذیل این آیه گرفتار نشیم.

اینام همینطوری به پیغمبر-- اینا به کی میگن؟

قالو گفتن قلوبنا غلف.

به کی گفتن؟

به پیغمبران دیگه.

پیغمبران می‌اومدن اینا رو دعوت کنن.

پیغمبر عظیمالشأن اسلام قرآن رو آورده.

می‌بینن حرف خیلی وزینه، خیلی سنگینه.

خودشونو راحت می‌کنن.

میگن آقا این حرفا رو برای ما نزن.

ما نمی‌فهمیم.

گوش ما پره.

چقدر ما از این امروز از این حرفا می‌شنویم.

چهار که الان میخوای با جوون حرف بزنی انقدر گوشش پر شده از دنیا و لهو و لعب و موسیقی و چیزای بیخودی، اصلاً حاضر نیست تن به حرف حق بده که اگر بده می‌بینه مثل اون که میگه آقا یه بار نه میگم نه ماه راحتم.

میگه ولش کن بابا ب-- من، من این کاره نیستم ولش کن راحت بشم.

دیگه از گرفتاری‌های بشر در صورتی که نمی‌دونه "إن دار الآخرة لهی الحيوان".

اینکه ما میگیم حیوان اصلش حیوانه.

قرآن داره میگه‌ها.

میگه بدونید قطعاً دار آخرت قبلاً هم اینجا عرض کردیم اون آخرت نه-- یعنی بگیری مثلاً آخر یعنی یه اولی، یه آخری.

نه، آخر یعنی یه چیز دیگه‌ای.

به، به تو میگن آخر مثلاً مرام ها.

میگی اصلاً مرامش یه چیز دیگه‌ست.

"إن دار الآخرة" اون آخرت، اون در حقیقت عالمی که یه چیز دیگریست "لهی الحيوان" یکپارچه حیات محض.

این مال کیه؟

اون عالم دیگره.

حالا می‌خوای بگی قیامت براش زمان درست کن که متأسفانه کتب متعارف در باب قیامت این اشتباه فاحش رو کردن.

قیامت هم مسئولن.

باید جوابگوی ما و جوونای ما باشن.

یک جایی رو برای قیامت فرض کردن در صورتی که اینطوری نیست.

اگر شما حکمت رو، همین حکمت که ما ازش فرار می‌کنیم میگیم آقا ولم کن نمی‌فهمم.

قلب من دچار یه غلافیه.

غفلت گرفتم.

نمی‌خوام، نمی‌فهمم.

زور نزن برا من.

در حالی که من عقل دارم، عقل.

قلب دارم، قلب.

محل انقلاب، عقل.

بسته شدن به حضرت حق.

جایی که شتر رو می‌بندن میگن عقال.

یعنی می‌بندی خودتو به حق.

جایی که سنگین می‌شه معرفت، حقایق، اسرار سنگین می‌شه خدا عقل داده دیگه.

وقتی تو حاضر نیستی فکر کنی، تعقل کنی زیر بار سنگین این حقیقت بری یعنی می‌خوای معذرت میخوام ببخشید میخوای بگی آقا من حیوونم ولم کن.

من نمی‌خوام انسان باشم.

یعنی همین.

یعنی، یعنی همون عبارتی که میگه قلوب-- قال و قلوبنا غلف.

من تو یه غلاف حیوانیت هستم.

ولم کن.

تازه اگر بحث حیوانیت باز بشه می‌بینیم اصلاً اون هم یکپارچه حیات محضه.

اصلاً نش، نش-- همین نشئه طبیعت یکپارچه حیات محضه.

چرا خ-- قرآن اومده گفته که اون دار یک چیز دیگری حالا تو بخوای بگیری آخرت قیامتیه اونطوری، یکپارچه حیات محضه؟

به خاطر اینکه اگه یه دفعه بیاد بگه آقا این سنگریزه هم که پای پاتو رو روش می‌ذاری اینم حیوانه.

حیوانه به فرض من و تو هم حیوانه.

آسمان حیوانه، قطره آب حیوانه.

همه چی یکپارچه حیات محضه.

تو اصلاً گرفتار میشی.

یعنی می‌بینی اصلاً سبک زندگیت باید عوض شه اگه همه چی حیات محضه.

باید مراقب خلوتت باشی.

اصلاً چیزی مرده ما نداریم.

مرده چیه؟

حتی بدن ما هم که نفس ناطقه انصراف میده ازش منصرف می‌شه، این بدن میره تو نشئه طبیعت با حرکت جوهری در حال حرکته.

حرکت یعنی حیات، یعنی زندگی.

میره تو چرخه خودش.

چون از نان و آب و نطفه به وجود اومده این بدن باید بره تو همین چرخه، همین جا بمونه.

بره حالا یه حیوونی بخورش بره تو بدن حیوان.

ریشه گیاهی جذبش کنه بدن من و تو رو بشه یه گیاه، بشه نبات.

عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد.

این چرخه بر می‌گرده.

ولی اون نفس ناطقه با بدن اخرویش راهشو داره میره.

اینجام حیاته، اونجام حیاته.

یه نکته‌ای بگم این سر فصل فردامون باشه که خیلی سنگینه این بحث.

خیلی به توحید صمدی قرآن بر می‌گرده و ما باید اینطوری نگاه کنیم.

اگر غیر از این باشه انقلاب ما، انقلاب ناب نیست.

انقلاب وقتی نابه که ناب‌ترین معارف بیان بشه نه اینکه تا میگی فلسفه حکمت ملاصدرا، محی الدین بزنن تو دهنت بگن نه همین چهار تا حرفی که تو کتاب اومده و سلام بقیه رو ولش کن.

من از شما سؤال می‌کنم مگر یک وجود بیش نداریم؟

قبلاً بحث کردیم وجود صمدی حضرت حق که اون همه جا هست.

[آیه قرآن]، به هر طرف رو کنی رو به خدا کرده‌ای.

[آیه قرآن]، از رگ گردن نزدیک‌ترم به همه.

ها؟

[آیه قرآن]، هر کجا باشی خدا با شماست.

این فقط به ما نیست، به سنگ هم هست، به حیوان هم هست، به آسمان.

هر-- اصلاً خدا همه جا هست.

هیچ چیزی جدای از خدا نیست.

همه جلوه حق‌اند.

ظهور و بروز حضرت حق‌اند.

[آیه قرآن].

تو پره، پره، پره، پر.

هیچ جا نیست که از خدا خالی باشه.

همه شأن حق‌اند.

ظهور و بروز حق‌اند.

درست شد؟

پس همه جا حقه.

همه جا جزو وجوده.

پس نشئه طبیعت بالاخره وجود داره یا نه؟

عدم که نیست.

دارم می‌بندم جمع و بحث رو انشاالله بعدش فردا ادامه میدیم.

نشئه طبیعت وجود هست یا نه؟

اگر وجود هست پس از وجود صمدی حضرت حقه.

وجود صمدی حضرت حق مگر حی نیست؟

مگر قادر نیست؟

مگر مرید نیست؟

مگر متکلم نیست؟

ها؟

مگر این اسماء الهی عین ذاتش نیست؟

پس تمام این ذات الهی هویت حض-حضرت حق سرایان داره در همه جز جز نظام هستی.

یعنی ه-- یک سنگریزه هم حی است، قدیر است، مرید است، متکلم است.

[آیه قرآن].

خب چطور میشه که داره میگه قیامت یک پارچه حیات، حیوانه.

اون حیات محضه.

میگه آقا جون موتو قبلاً تموتو.

تو همین دنیا بمیر، اون نفستو بکش، چشمت باز بشه همین دنیا رو اون نشئه آخرت همین جا رو می‌بینی.

می‌بینی یک طور دیگه‌ای میشه.

چشمت باز میشه می‌بینی عجب این حیوونای بدبخت که می‌زدیم تو سرشون اینام یک پارچه شعورن.

یک سنگریزه هم شعوره.

آب حیا-- هرچی که شما ببینی نشئه طبیعت شعور محضه.

می‌فهمه، ادراک داره، تسبیح میگه.

هر کجا سلطان این جمله‌ی آخرمو دقت کنین مال مرحوم علامه رفیعی قزوینیه و علامه حسن زاده ذیلش غوغا کرده.

هر کجا سلطان وجود قدم گذاشت، بالاخره تو نشئه طبیعت وجود داره یا نه؟

هر کجا سلطان وجود قدم گذاشت اساکر اسماء و صفات به دنبالش هستن.

لشکریان اسماء و صفات حضرت حق که عین ذاتشن بالاخره اسمش حی هست یا نه؟

اسمش مرید هست یا نه؟

یعنی اراده داره.

اسمش متکلم هست یا نه؟

قدیر هست یا نه؟

سميع و بصیر هست یا نه؟

پس همه اینا هم حاضرن حتی در یک سنگریزه.

پس همین نشئه طبیعت هم حیات محضه.

چرا نمی‌خوای قبول کنی؟

میگه [آیه قرآن].

آقا ول کن ما رو.

دل ما تو یه غلافی قرار گرفته این حرفا رو برو برای بزرگان بزن ما نمی‌فهمیم.

بعد قرآن میگه لعن می‌کنیم ما اینا رو.

اینا رو از رحم-- اینا دارن در حقیقت حالا عرض می‌کنم اینا رو یکی یکی میگم الان دیگه نریم جلوتر.

دارن پشت پا می‌زنن به خودشون که خودشون یک وجودین که به وزان حضرت حق آفریده شدن، خودشون رو دارن می‌زنن، خودزنی می‌کنن.

لذا ما لعنشون می‌کنیم.

خدا به هممون رحم کنه انشاالله.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- الله-- الله علی محمد